گزارش فارس از نشست شكلات داغ

گزارش فارس از نشست شكلات داغ/
كلاهداري: تمام كردن «شكلات داغ» نشان‌دهنده موفقيت من است

خبرگزاري فارس: حامد كلاه‌داري در نشست مطبوعاتي شكلات داغ گفت: تمام كردن اين فيلم نشان دهنده موفقيت من به عنوان يك كارگردان است.


به گزارش خبرنگار سينمايي فارس نشست خبري فيلم شكلات داغ شب گذشته پس از نمايش فيلم با حضور عوامل آن در محله سينماي رسانه‌ها برگزار شد.
در ابتداي اين نشست كه با اجراي محمدتقي فهيم برگزار شد حامد كلاه‌‌داري كارگردان اين فيلم گفت: موفقيت من در اين نقش كه اين فيلم را تمام كردم و كلاه‌ كارگرداني اين بزرگان سينما برسر من گشاد است.
وي همچنين در مورد نقش خود در اين فيلم تصريح كرد: من تنها كارگردان فيلم و جانشين تهيه‌كننده هستم كه ابتدا آقاي سجاد‌پور تهيه‌كننده كار بود و سپس به علت اينكه ايشان مديركل اداره نظارت و ارزشيابي شد و مشغله زيادي داشت من با عنوان جانشين تهيه كننده در اين پروژه فعاليت كردم.
مهين نويدي طراح جهره‌پردازي فيلم در مورد گريم شكلات داغ گفت: نشستي با آقاي كلاه‌داري در مورد گريم فيلم داشتيم و مقداري از افكار او را به همراه نظرات فريبرز عرب‌نيا در نظر گرفتم كه نتيجه آن در فيلم مشخص است.
محسن شاه‌ابراهيمي طراح صحنه و لباس اين فيلم نيز گفت: طراحي را با توجه به مجموعه اتفاقاتي كه در فيلمنامه افتاد انجام دادم و سعي كردم شكلي را ارائه دهم كه دوربين به راحتي در آن 360 درجه بچرخد بيش از نيمي از فيلم در يك كافي‌شاپ مي‌گذشت و كار چندان پيچيده نبود اما با توجه به زمان كوتاه‌مان توانستيم كار را به خوبي انجام دهيم و در واقع كليه فضاهاي فيلم به جز جواهرفروشي كاملا بازسازي شد در مورد لباس فيلم هم ذهنيت خود را با بازيگران مطرح كردم و پس از يك جمع‌بندي با كارگردان به حاصل نهايي كار رسيديم.
سيامك مهماندوست تدوين‌گر اين فيلم نيز در مورد ريتم فيلم شكلات داغ گفت: ساختار فيلم به گونه‌اي بود كه بايد در شخصيت‌ها حل مي‌شديم و نمي‌توانستيم با ريتم تند‌تري فيلم را ادامه دهيم ضمن اينكه تنها يك هفته فرصت داشتيم تا تدوين را به پايان برسانيم و به همين خاطر نتيجه نهايي كار اين شد كه ديديد اما شايد بعدا تغييراتي در آن داده شود.
حسن زاهدي صدابردار اين فيلم نيز در اين نشست گفت: كارهاي سخت كه هيچ وقت ديده نمي‌شود هميشه به من مي‌افتد حدود 70 درصد اين فيلم در كافي‌شاپ مي‌گذشت كه سقف آن بسيار كوتاه است و من چون از ميكروفن بي‌سيم خوشم نمي‌آيد كارم بسيار سخت‌تر شد و بايد فكر مسائل زيادي را مي‌كرديم اما از نتيجه كار راضي‌ام و اميدوارم هميشه بتوانم با جوان‌ها باشم نه اينكه به عنوان ترمز راه برايشان عمل كنيم.
عليرضا خمسه نيز در اين نشست كلاه برسر بودن خود و فريبرز عرب‌نيا را به خاطر گريم مهين نويدي دانست و گفت: وقتي همسرم اين فيلم‌نامه را خواند گفت حتما چيزي در شخصيتت ديده‌اند كه نقش آدم منفي را به تو داده‌اند.
مهدي محمد‌نژاديان يكي از نويسندگان فيلمنامه شكلات داغ در اين نشست گفت: ايده اوليه كار را از كلاه‌داري گرفتيم و آن كافي‌شاپي بود كه همه در آن بودن و از نيمه كار به روند فيلم‌نامه نويسي پيوستم البته كمي طول كشيد تا با هم هماهنگ شويم اما نتيجه كار خوب بود.
كلاه‌داري هم در اين زمينه افزود: طرح اوليه فيلم متعلق به خودم بود كه سه سال قبل آن را نوشتم و بعد در بازنويسي با آقاي محمد‌نژاديان كلا داستان تغيير كرد كه البته نظرات آقاي سجاد‌پور نيز در كار بسيار مؤثر بود و بدون او قطعا اين فيلم ساخته نمي‌شد.
كلاه‌داري تصريح كرد: اگر فيلم در بخش مسابقه سينما ايران شركت مي‌كرد قطعا بازيگران فيلم شانس زيادي در زمينه كسب جوايز داشتند اما شبهات و حاشيه‌هاي كه در مورد فيلم به وجود آمد باعث شد ترجيح دهم فيلم فقط در بخش مسابقه‌ فيلم‌هاي اول و دوم شركت كند.
كلاه‌داري همچنين در پاسخ به سوالي در مورد نحوه جذب سرمايه و عوامل حرفه‌اي براي اولين فيلم خود گفت: سرمايه فيلم از بخش خصوصي آمده و به هيچ وجه از منابع دولتي تامين نشده قطعا اين زرنگي من بود كه توانستم سرمايه‌گذاران را مجاب كنم تا در اين پروژه سرمايه‌گذاري كنند
سيامك مهماندوست تدوينگر فيلم در پاسخ به سوال ديگري در مورد كندي فيلم شكلات داغ گفت: ممكن است به نظر اينگونه بيايد كه ريتم فيلم كند است اما عمدي در كار بود كه رابطه انسان‌ها را بدين شكل نشان دهيم و به همين خاطر لازم بود روي بعضي از ضوابط مكث بيشتري داشته باشيم.
فريبرز عرب‌نيا بازيگر نقش سرژيك در اين فيلم در اين نشست در مورد بازي خود در اين فيلم گفت: ملاك و معيار من براي انتخاب نقش ممكن است با دوستان منتقد و روزنامه‌نگار تفاوت داشته باشد و بازيگراني كه شيوه كارشان را مي‌پسندم قطعا ملاكي جز علاقه قلبي فيلم ندارند خوشحالم كه توانستم در فيلم تنهايي و شرافت شخصيت سرژيك را بخوبي منتقل كردم و بايد از همدلي تمام عواملي كه به من كمك كردند تشكر كنم.
عليرضا سجاد‌پور كه در سالن حضور داشت در پاسخ به سؤالي در مورد احتمال فروش بالاي اين فيلم گفت: يكي از ناراحتي‌هاي من براي قبول پست مديركلي اداره نظارت و ارزشيابي اين بود كه ناچار شدم از كار تهيه‌كنندگي اين فيلم انصراف دهم كه اگر اين اتفاق نمي‌افتاد فيلمي متفاوت‌تر و جنجالي‌تر مي‌ديديم حيف كه رفيق نيمه راه بودم اما اميدوارم اين فيلم با استقبال خوبي روبرو شود.
فريبرز عرب‌نيا در پايان اين نشست در پاسخ به سوالي كه همچنان ريتم فيلم را كند مي‌دانستند گفت: تصور كنيد ريتم اين فيلم در اجزا و كليت‌ تندتر مي‌بود آيا مي‌توانستيد با همه شخصيت‌ها و مسائل مرتبط شويد و آيا اين مشكل پديد نمي‌آمد كه بسياري از مسائل و تنهايي‌هاي شخصيت‌ها را نديده بگيريد فيلم‌هايي مانند اين كه چند داستان را روايت مي‌كنند بايد به اين شكل باشد البته شايد در نمايش عمومي مقداري از ريتم فيلم تندتر شود اما كليت‌ كار چندان تفاوتي نخواهد كرد.


"دو خواهر" 3/1 میلیارد فروخت
فروش فیلم سینمایی "دو خواهر" به کارگردانی محمد بانکی به یک میلیارد و 306 میلیون تومان در سینماهای تهران رسید.

به گزارش خبرنگار مهر، این فیلم سینمایی پس از 128 روز نمایش در سینماهای تهران یک میلیارد و 306 میلیون تومان فروش داشته است. "دو خواهر" در زمان جشنواره فیلم فجر در سه سالن روی پرده رفته بود و از امروز شنبه تعداد سینماهای نمایش دهنده آن در تهران به پنج می‌رسد.

"دو خواهر" با بازی محمدرضا گلزار، نیکی کریمی، حامد کمیلی و الناز شاکردوست داستان جوانی است که می‌خواهد با دختری ازدواج کند اما دلبسته خواهرش می‌شود.


اعتراض تهيه‌كننده «پسر آدم دختر حوا» به عدم نمايش آن براي اهالي رسانه

خبرگزاري فارس: سعيد حاجي ميري تهيه كننده فيلم سينمايي «پسر آدم دختر حوا» به نمايش ندادن اين فيلم براي اهالي مطبوعات و رسانه‌ها اعتراض كرد.

به گزارش خبرگزاري فارس، "سعيد حاجي‌ميري " در اين باره گفت: با اين كه فيلم "پسر آدم دختر حوا " روز دوشنبه 12 بهمن آماده نمايش شد و نسخه‌اي از آن به دفتر جشنواره ارسال شد، اما اين فيلم به دلائلي نامعلوم در برج ميلاد به نمايش درنيامد. اين فيلم تنها فيلم جشنواره فجر بود كه براي اهالي مطبوعات نشان داده نشد و گويا تنها "فيلم زيادي " جشنواره متعلق به ما بوده است.
حاجي‌ميري در ادامه گفت: قرار بود اين فيلم روز آخر جشنواره در برج ميلاد نمايش داده شود اما گويا دوستان عنوان كرده اند كه به علت اينكه فرداي آن روز اربعين حسيني بوده است، فيلم را نشان نداده اند. اين هم از مسايل عجيب جشنواره امسال است چراكه فيلم "پسر آدم دختر حوا " درست همان روز چندين نمايش مختلف در سينماهاي مردمي داشته است و حتي ساعت 22 پنج‌شنبه شب در سينماي اريكه ايرانيان روي پرده رفته است. حال اين سئوال براي من مطرح است كه آيا اربعين فقط براي اهالي رسانه و مطبوعات است و اگر فيلم به اين بهانه براي آنها نمايش داده نشده، پس چرا براي عموم مردم در اين روز نمايش داشته است؟!
تهيه‌كننده فيلم رامبد جوان با اشاره به اهميت نمايش اين فيلم براي اهالي مطبوعات اعلام كرد: بزرگترين حق مسلم و طبيعي فيلم كه نمايش براي اهالي رسانه‌ها بود، از ما گرفته شد چرا كه از نظر ما مهمترين نمايش فيلم، نمايشي است كه با حضور اهالي مطبوعات و منتقدان برپا مي‌شود و فيلم مورد ارزيابي آنها قرار مي‌گيرد. ما در سازمان سينمايي سبحان مدت‌ها است كه ديگر اميدي به داوران جشنواره فجر نداريم و از بازي‌هاي پشت پرده كاملا مطلعيم؛ اگر هم فيلم را به جشنواره مي‌دهيم فقط براي احترام به عموم مردم، علاقمندان جشنواره و به خصوص منتقدان است چرا كه جشنواره بهترين فرصت براي محك خوردن ارزش‌هاي فني، كيفي و مضموني فيلم است.
حاجي‌ميري درباره طولاني شدن مراحل فني فيلم "پسرآدم، دختر حوا " گفت: براي رسيدن به كيفيت مطلوب و همچنين با توجه به تايم بالاي فيلم، مراحل فني كمي طولاني شد، اما اين اتفاق براي چند فيلم ديگر نيز رخ داد ولي همه آنها با جابه جايي در برنامه‌ها براي اهالي مطبوعات اكران شدند. اگر بهانه دوستان اربعين و فضاي شاد فيلم است، مي‌شد با يك جابه‌جايي ساده فيلم را در روز پنجشنبه نمايش داد و نمايش يك فيلم جدي را به عصر و بعد از اذان مغرب موكول كرد. حتي روز سه شنبه هم "پسرآدم دختر حوا " آماده بود و مي‌شد آن را در سئانس چهارم كه در ابتدا قرار بود فيلمي در آن زمان نمايش داده شود و سپس منتفي شد، به نمايش گذاشت. اما گويا براي دوستان نمايش نسخه‌ مونتاژ شده يك سريال تلويزيوني و خالي بودن 95% صندلي هاي سالن در زمان اكران آن، اهميت بيشتري داشته است.
حاجي ميري در ادامه با اشاره به استقبال در سينماهاي مردمي از فيلم "پسر آدم دختر حوا " گفت: استقبال تماشاگران از فيلم در سالنهاي مردمي بسيار فوق‌العاده و غير قابل تصور بود. اما نكته‌اي كه بازهم ما را متعجب كرد اين بود كه چرا راي گيري مردمي در مورد اين فيلم صورت نگرفت؟! از ابتدا عمده نمايش‌هاي اين فيلم در چند روز آخر جشنواره در نظر گرفته شده بود و بهتر بود براي رعايت عدل و انصاف، همانند سال گذشته راي گيري تا پايان جشنواره ادامه داشته باشد و برنده سيمرغ مردمي بعد از پايان جشنواره و در زمان اهداي جوايز بخش تجلي اراده ملي، اعلام شود.
حاجي ميري در پايان اعلام كرد: به احترام اهالي مطبوعات و منتقدان كه به صلاحديد مسئولان جشنواره از تماشاي اين فيلم محروم شده‌اند، به زودي در يك نمايش خصوصي فيلم "پسر آدم دختر حوا " را به نمايش خواهيم گذاشت تا از نظرات دوستان مطلع شويم.


الف، ب ، ج يا د؟
منتقدان به فيلم‌هاي جشنواره فجر درجه دادند

خبرگزاري فارس: در پي به پايان رسيدن بيست و هشتمين دوره جشنواره فيلم فجر، گروهي از منتقدان و نويسندگان سينماي ايران را درباره فيلم‌هاي جشنواره فجر نظر دادند.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در پي پايان جشنواره فيلم‌هاي فجر نظر گروهي از نويسندگان و منتقدان سينمايي را كه فيلم‌هاي ايراني بخش‌هاي مختلف جشنواره امسال را ديده‌ بودند، درباره فيلم‌هاي جشنواره امسال جويا شديم.
بنابراين گزارش، اين دسته از نويسندگان و منتقدان سينمايي فيلم‌هاي جشنواره را با درجه‌بندي عالي(الف)، خوب(ب)، متوسط (ج) و ضعيف(د) ارزيابي كرده‌اند.
فيلم‌هايي كه در فهرست اين 13 نويسنده و منتقد به آنها رأي داده نشده، از سوي اين عده ديده نشده است ضمن آن كه تناقضات آشكار در انتخاب برخي فيلم‌ها به عنوان بهترين و بدترين فيلم، ضمن آن كه گستردگي طيف حاضر در نظرسنجي را نشان مي‌دهد، نمايانگر نوع انتخاب‌هائي‌ست كه در دو سوي محتوا و تكنيك مورد ارزيابي قرار گرفته‌اند.

* پژمان كريمي منتقد و نويسنده كيهان:
--------------------------------------------------------
فيلم‌هاي عالي (الف)
طلا و مس.
فيلم‌هاي خوب (ب)
هفت دقيقه تا پاييز- ملك سليمان- به رنگ ارغوان.
فيلم‌هاي متوسط (ج)
شب واقعه- آناهيتا- پرسه در مه - لطفا مزاحم نشويد- يوسف پيامبر - خانواده ارنست - پسر آدم دختر حوا.


فيلم‌هاي بد (د)
آل - يك گزارش واقعي- تسويه حساب - چهل سالگي - طهران تهران - صبح روز هفتم - عصر روز دهم - هم‌بازي - صد سال‌به‌اين‌سال‌ها - محفل اكس - سفر مرگ - دموكراسي تو روز روشن - خاله سوسكه - ناسپاس - زم‌هرير- هيچ - آتشكار.

* شهرام خرازي‌ها عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينما:
-----------------------------------------------------------------------------
فيلم‌هاي عالي (الف):
شكارچي شنبه - كيفر - به رنگ ارغوان - آدمكش - مقلد شيطان - حوالي اتوبان - بي‌خوابي- بدرود بغداد - هيچ- آتشكار.
فيلم‌هاي خوب (ب):
نفوذي - تسويه حساب هفت دقيقه تا پاييز - سنگ اول - طبقه سوم - ملك سليمان - يوسف پيامبر - صدسال‌به‌اين‌سال‌ها - فاصله - معبد جان - دموكراسي تو روز روشن - كارناوال مرگ - فصل باران‌هاي موسمي - پسر آدم دختر حوا - زم‌هرير - بيداري روياها


فيلم‌هاي متوسط (ج):
يك گزارش واقعي - طلا و مس - طهران تهران- خواب‌هاي دنباله‌دار - شب واقعه- همبازي
فيلم‌هاي بد (د):
ترانه كوچك من - صبح روز هفتم - پرواز مرغابي‌ها - آناهيتا - پرسه در مه - لطفا مزاحم نشويد - عصر روز دهم - زخم شانه حوا - بيگانگان - محفل اكس - شكلات داغ - آل - برخوردخيلي‌نزديك - چراغ قرمز - خانواده ارنست - چهل سالگي - سفر مرگ - نخودي - پشت درخبري‌نيست - زمزمه با باد - راز دشت تاران - باغ قرمز - خاطره - نزديك‌تر از آشنا - خاله سوسكه - ناسپاس.

 

* مصطفي محمودي منتقد و روزنامه‌نگار:
---------------------------------------------------------
فيلم‌هاي عالي (الف):
اپيزود اول طهران تهران - هيچ - آتشكار
فيلم‌هاي خوب (ب)
طلا و مس - هفت دقيقه تا پاييز - شب واقعه - طبقه سوم - عصر روز دهم - به رنگ ارغوان - دموكراسي تو روز روشن.
فيلم‌هاي متوسط(ج):
نفوذي - بيداري روياها - پسر آدم دختر حوا - خاله سوسكه - فصل باران‌هاي موسمي - زمزمه با باد - نخودي - حوالي اتوبان - معبد جان - صبح روز هفتم - خواب‌هاي دنباله‌دار - ملك سليمان - لطفا مزاحم نشويد.


فيلم‌هاي بد(د):
يك گزارش واقعي - خاطره - راز دشت تاران - كارناوال مرگ - پشت درخبري‌ نيست - بدرود بغداد - تسويه حساب - چهل سالگي - سنگ اول - پرواز مرغابي‌ها - آناهيتا - صدسال‌به ‌اين‌سال‌ها - محفل اكس - آدمكش - شكلات داغ - برخورد خيلي‌نزديك - مقلد شيطان - خانواده ارنست.

* مسعود نجفي خبرگزاري ايسنا و عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينما:
------------------------------------------------------------------------------------------------------
فيلم‌هاي عالي(الف)
نفوذي- عصر روز دهم - طلا و مس - حوالي اتوبان - هيچ.
فيلم‌هاي خوب (ب)
ناسپاس - بدرود بغداد - لطفا مزاحم نشويد - به رنگ ارغوان -زخم شانه حوا - فاصله - مقلد شيطان - نخودي - هفت دقيقه تا پاييز - چهل سالگي- ملك سليمان- طهران تهران - شب واقعه - كيفر.
فيلم‌هاي متوسط (ج)
صبح روز هفتم - سنگ اول - طبقه سوم - خواب‌هاي دنباله‌دار- آل - تسويه حساب - پرواز مرغابي‌ها - آناهيتا - بيداري روياها - شكلات داغ - هم‌بازي - يوسف پيامبر - صدسال‌به‌اين‌سال‌ها - معبد جان - برخورد خيلي‌ نزديك - چراغ قرمز - خانواده ارنست - راز دشت تاران - دموكراسي تو روز روشن - كارناوال مرگ - فصل باران‌هاي موسمي - باغ قرمز - خاطره - شكارچي شنبه - آتشكار - پرسه در مه.
فيلم‌هاي بد (د)
محفل اكس - يك گزارش واقعي - بي خوابي - سفر مرگ - زم‌هرير - پشت درخبري‌نيست - خاله سوسكه.
* عليرضا اخلاقي منتقد و نويسنده سينما:
-----------------------------------------------------------
فيلم‌هاي عالي (الف)
پرسه در مه
فيلم‌هاي خوب (ب)
لطفا مزاحم نشويد - آناهيتا- ملك سليمان - طلا و مس - هفت دقيقه تا پاييز - طهران تهران - كيفر - طبقه سوم - به رنگ ارغوان - شكلات داغ - بي‌خوابي - زمزمه با باد - دموكراسي تو روز روشن- هيچ - آتشكار - بيداري روياها
فيلم‌هاي متوسط (ج)
ترانه كوچك من - بيگانگان - فاصله - برخورد خيلي نزديك - خانواده ارنست - سفر مرگ - باغ قرمز - ناسپاس - شكارچي شنبه
فيلم‌هاي بد (د)
مقلد شيطان - كارناوال مرگ و زم‌هرير

* خدايار قاقاني دبير فرهنگي خبرگزاري شهر و عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينما:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
فيلم‌هاي عالي (الف)
بدرود بغداد - آتشكار.
فيلم‌هاي خوب (ب)
آل - لطفا مزاحم نشويد - صدسال‌به‌اين‌سال‌ها.
فيلم‌هاي متوسط (ج)
چهل سالگي - كيفر - طهران تهران - يك گزارش واقعي - همبازي - حوالي اتوبان - زمزمه با باد - راز دشت تاران - دموكراسي تو روز روشن - فصل باران‌هاي موسمي - خاله سوسكه - بيداري روياها.
فيلم‌هاي بد (د)
هيچ - ترانه كوچك من - طبقه سوم - ملك سليمان - آناهيتا - پرسه در مه - تسويه حساب - به رنگ ارغوان - محفل اكس - شكلات داغ - معبد جان - مقلد شيطان - خانواده ارنست - نخودي - پشت درخبري‌نيست - كارناوال مرگ - باغ قرمز - ناسپاس - شكارچي شنبه - زم‌هرير.

* حسن معظمي سخنگوي انجمن منتقدان و نويسندگان سينما:
------------------------------------------------------------------------------
فيلم‌هاي عالي (الف):
هيچ
فيلم‌هاي خوب (ب):
نفوذي - طلا و مس - هفت دقيقه تا پاييز - طبقه سوم- ملك سليمان - لطفا مزاحم نشويد - عصر روز دهم - بدرود بغداد- راز دشت تاران.
فيلم‌هاي متوسط(ج):
يك گزارش واقعي - چهل سالگي - شب واقعه - كيفر - آناهيتا - به رنگ ارغوان - هم‌بازي - زخم شانه حوا- يوسف پيامبر- بيداري روياها- آتشكار - صدسال‌به‌اين‌سال‌ها - برخوردخيلي‌نزديك - دموكراسي تو روز روشن - نزديك‌تر از آشنا - پسر آدم دختر حوا - شكارچي شنبه


فيلم‌هاي بد(د):
آل - تسويه حساب - طهران تهران - سنگ اول - محفل اكس -آدمكش - شكلات داغ- معبد جان - مقلد شيطان - خانواده ارنست - حوالي اتوبان - سفر مرگ - نخودي - زمزمه با باد - كارناوال مرگ - خاطره - خاله سوسكه - ناسپاس - زم‌هرير


از متن تا حاشيه
گـزارشي از 10 روز جشنواره‌ي فيلم فجر

پس از ده روز و با نمايش 55 فيلم و برگزاري 22 نشست سينمايي و دو نشست مستند بيست‌وهشتمين دوره‌ي جشنواره‌ي فيلم فجر نيز به پايان رسيد.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،«صبح روز هفتم» ساخته مسعود اطيابي،«تسويه حساب» اثر تهمينه ميلاني، «خواب‌هاي دنباله‌دار» به كارگرداني پوران درخشنده ،«آل» اثر بهرام بهراميان، «نفوذي» ساخته مشترك احمد كاوري و مهدي فيوضي ، «راز دشت تاران» كار مشترك هاتف عليمرداني و محمد لطفعلي،«بيداري روياها»به كارگرداني محمد علي باشه آهنگر،«برخورد خيلي نزديك»ساخته اسماعيل ميهن دوست،«زم‌هرير» اثر علي رويين‌تن، «ملك سليمان» به كارگرداني شهريار بحراني، «كيميا و خاك» اثر عباس رافعي،«زمزمه‌ با باد» ساخته‌ي شهرام عليدي ، «آناهيتا»ساخته عزيز الله حميد‌نژاد ، «حوالي اتوبان»اثر سياوش اسعدي،«پرواز مرغابي‌ها» به كارگرداني علي شاه‌حاتمي،«هفت دقيقه تا پاييز»به كارگرداني عليرضا اميني،«پشت در خبري نيست» ساخته شبنم عرفي نژاد،«دموكراسي تو روز روشن»ساخته علي عطشاني،«شكلات داغ »اثر حامد كلاهداري،«چراغ قرمز» به كارگرداني علي غفاري ، اپيزود دوم «طهران، تهران» ساخته مهدي كرم‌پور ،«بدرود بغداد» به كارگرداني مهدي نادري ، «شب واقعه» ساخته شهرام اسدي و سينمايي «يوسف پيامبر» ساخته فرج‌الله سلحشور از جمله فيلم‌هايي بودند كه پس از نمايش در جلسه‌اي مطبوعاتي با حضور عوامل سازنده مورد نقد و بررسي قرار گرفته‌اند كه برخي از اين جلسات به حاشيه هم كشيده شد.

اما فيلم‌هاي «به رنگ ارغوان» به كارگرداني ابراهيم حاتمي‌كيا،«طلا و مس» اثر همايون اسعديان،«يك گزارش واقعي»ساخته‌ي داريوش فرهنگ،«عصر روز دهم»به كارگرداني مجتبي راعي،«پرسه در مه»ساخته‌ي بهرام توكلي،«لطفا مزاحم نشويد»به كارگرداني محسن عبدالوهاب،«ترانه‌ي كوچك من»ساخته مسعود كرامتي،«چهل سالگي» به كارگرداني عليرضا رئيسيان،«طبقه سوم» اثر بيژن ميرباقري،اپيزود اول «طهران،تهران»به‌كارگرداني داريوش مهرجويي،«سنگ اول» اثر ابراهيم فروزش،«كيفر»به كارگرداني حسن فتحي،«شكارچي شنبه»ساخته پرويز شيخ طادي،«ناسپاس»اثر حسن هدايت از جمله فيلم‌هاي بخش مسابقه بودند كه به دليل عدم حضور و يا خواست كارگردان نشست آنها برگزار نشد.

اما در بخش فيلم‌هاي اول و دوم قرار بود كه امسال نشستي برگزار نشود از روز سوم به يكباره قاعده تغيير كرد و براي اين فيلم‌ها هم نشست درنظر گرفته شد،در حاليكه فيلم‌هاي اول و دوم به نمايش درآمده در دو روز اول از اين امكان بي‌بهره ماندند و بعدها هم نشستي به آنها اختصاص نيافت و بدين ترتيب فيلم‌هاي اول و دومي مثل‌ «ديگري»ساخته مهدي رحماني،«خاله سوسكه» اثر نادره تركماني،«خاطره» ساخته نادر طريقت،«مقلد شيطان»اثر افشين صادقي نشستي نداشتند و فيلم‌هايي مثل «كارناوال مرگ»ساخته حبيب الله كاسه‌ساز،«باغ قرمز»امير سماواتي،«فصل بارانهاي موسمي»مجيد برزگر،«نزديك تر از آشنا»رضاسركانيان و «خانواده ارنست»محسن دامادي بدون نشست به نمايش در آمدند.

همچنين در بخش خارج از مسابقه هم در حالي كه براي هيچ يك از فيلم‌ها نشست برگزار نشد،عوامل سازنده‌ي فيلم‌هاي «زم‌هرير» ساخته علي روئين‌تن و «يوسف پيامبر»اثر فرج‌الله سلحشور در قالب نشست به بحث وگفت‌وگو با اهالي مطبوعات نشستند.

به گزارش ايسنا،با پايان يافتن جشنواره‌ي فجر و پس از تغييرات متعددي كه در جدول پخش اين جشنواره پيش آمد در نهايت هم فيلم‌هايي مانند «سفر سرخ»به كارگرداني حميد فرخ‌نژاد و فيلم جديد رسول صدرعاملي هم كه بحث‌هاي مختلفي درباره‌ي رسيدن آن به جشنواره مطرح شده بود و حتي صدرعاملي بارها اعلام كرده بود، فيلمش به جشنواره‌ي فجر نمي‌رسد، سرانجام اكران نشدند.

و بخش مستند امسال با اختصاص دادن يكي از سالن‌هاي سينماي مطبوعات وضعيت بهتري را تجربه كند اما دست‌اندركاران اين بخش بايد بگويند آيا با اين شرايط به متن جشنواره آمدند. اما حكايت عدم معرفي هيات انتخاب اين بخش هم‌چنان از نكات قابل تامل است.

هيات انتخاب بخش مستند و كوتاه از جشنواره هيچ گاه به طور رسمي اعلام نشد و با انتشار كاتالوگ جشنواره، ليستي پنج نفره معرفي و از آنها به طور همزمان به‌عنوان هيات‌انتخاب و داوري نام برده شده كه از ميان اين پنج نفر، رضا برجي و حبيب احمدزاده در گفت‌وگو با ايسنا از حضورشان صرفا در بخش داوري آثار خبر دادند و نه هيات انتخاب!


کلاهداري با شکلات داغ خود را به عنوان کارگرداني کاربلد معرفي کرد
"حامد کلاهداري" با ساخت فيلم "شکلات داغ" خود را به عنوان کارگرداني کاربلد به جامعه سينمايي معرفي کرد و نشان داد که از تجارب خود به زيرکي بهره برده است.
 

"محسن سليماني فاخر" عضو انجمن منتقدين سينما با اعلام اين نظر روز دوشنبه به خبرنگار ايرنا گفت: "شکلات داغ" فيلم خوش ساخت و خوش آب و رنگي است که با استفاده مناسب از فرم و آذين بندي بجا ، محتوا را قابل تحمل کرده است.
وي ادامه داد: استفاده از لوکيشن پلاتو شکل و هدايت بخش عظيمي از کار در اين فضا نشان از تسلط کلاهداري به ميزانسن و دکوپاژ است اما با اين حال نمي توان استفاده از بازيگران توانمند و فيلمبرداري " کلاري "و طراحي صحنه "شاه ابراهيمي " را ناديده انگاشت.
اين منتقد افزود: انتخاب يک شخصيت به ظاهر خنثي و قراردادن آن در ميعادگاهي همچون يک کافي‌شاپ و گره دادن زندگي چندين شخصيت در قالب مشتري‌هاي ثابت، فرم و محتواي خاصي مي طلبد که در اين اثر تا حدودي قابل پذيرش است.
سليماني فاخر يادآور شد: ورود يک زن جوان به کافي‌شاپ دنج و آرام همه چيز را دستخوش تغييراتي مي‌کند که درام و نقطه تلاقي شخصيت ها آغاز مي شود.
وي تصريح کرد: فيلم به نوعي با نگاهي خاص زندگي شخصي و دغدغه هاي پنهان آدم ها را بررسي مي کند. پيرمرد مغرور کنج عزلت گزيده، سرژيک ارمني تبار غم و محنت فرزند بيمار داشته، کارگر شهرستاني منقلب گشته، طلافروش هيز از زندگي خود گريخته و جوان معتاد شده روشنفکرنما و دختري متمول و زيبا و با برخوردي نامتعادل و در نهايت صاحب مکنت و مال داشته اي که زير دستانش را بسان جامدات مي بيند؛ همه و همه نشان از گزينش نماد هايي از زندگي اجتماعي است که در مواجهه با يک المان هر يک دغدغه هايي پيدا مي کنند که درونيات انان را فاش و برملا مي کند.
اين منتقد سينما خاطر نشان کرد: يکي از نفاط تاريک فيلم مبهم بودن شخصيت زن (نيکي کريمي) است که پرداختي متعادل ندارد شايد اين تمهيد آگاهانه باشد اما نقطه کور سويي براي تماشاگر است.
سليماني فاخر افزود: استفاده از يک شخصيت زن گيرا و محور قرار دادن آن براي جمعي از مردان و منتظر عکس العمل آنان نشستن ايده و قضيه روشن و تکرار شده اي است که بار اصلي قصه رادر اين فيلم به دوش مي کشد اما استفاده درست از شخصيت ها کار را از ديگر موارد مشابه جدا مي کند با اين حال قصه فرعي ازدواج پسر و دختر در اين روايت نگرش قابل حسابي نيست.
وي در پايان گفت: کلاهداري در شکلات داغ از توانايي هاي خود خبر داد و با اين تعلق خود را به بازيگري را نتوانست حتي در موقعيتي ديگر به فراموشي بسپارد.

کارگردان شکلات داغ: اين فيلم سرشار از پيام هاي نيم خطي است
کارگردان فيلم سينمايي شکلات داغ گفت: اين اثر سينمايي مملو از پيام هاي نيم خطي است و زندگي اقشار مختلف جامعه را در قالب چند شخصيت بيان مي کند.

"حامد کلاهداري " روز سه شنبه در گفت وگو با ايرنا افزود: داستان شکلات داغ بر اساس حضور يک بانو که براي هريک از شخصيت هاي فيلم، نماد يک حس است اتفاق مي افتد.
وي افزود: اين بانو براي برخي از شخصيت ها نماد دختر، همسر، هوس و رنج است و در حقيقت کاراکترهايي که در اين فيلم سينمايي مي بينيم هريک نماينده گروهي از اجتماع هستند که با مشکلات خود دست و پنجه نرم مي کنند.
اين کارگردان سينما خاطر نشان کرد: شکلات داغ اثري بي ادعا، شريف و ساده است که بدون توهين به شخص خاصي حرف و پيام خود را منتقل مي کند.
کلاهداري با اشاره به بازي هاي شاخص بازيگران اين اثر سينمايي گفت: همه بازيگران همچون فريبرز عرب نيا و حامد کميلي بازي درخشاني را در اين فيلم از خود به نمايش گذاشتند و انتخاب يکي از ميان اين بازيگران بسيار دشوار است.
اين کارگردان سينما در پايان گفت: اميدوارم همه ما آمادگي پذيرش ورود هنرمندان جوان را به عرصه سينما داشته باشيم.
بيست وهشتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر تا 15 بهمن ماه در برج ميلاد تهران ادامه دارد.

استوار در گام نخست
جشنواره امسال از آن دوره‌ای بود که فیلمسازان جوان زیادی در آن حضور داشتند که نخستین آثار بلند سینمایی خود را عرضه کردند، جوانهایی که از قضا اعتماد کردن به آنها و نشستن پای تماشای فیلم آنها با نتایج ارزشمندی همراه بود.
 حامد کلاهداری پس از ساخت آثار کوتاه گوناگون و یک تله فیلم با شکلات داغ خود، یکی از این فیلمسازان به حساب می‌آید.


شکلات داغ فیلمی پرستاره بود، بازیگران شناخته شده‌ای که نقش‌هایی نسبتاً کوتاه برعهده گرفته و هر یک از آنها در یکی از شاخه‌های داستانی که در حول محور یک کافی شاپ به هم متصل می‌شوند، حضور داشتند.
داستانهایی که شاید در نگاه نخست ارتباط چندانی با یکدیگر نداشتند، اما به لحاظ درونی به‌عنوان قطعات مختلفی که یک پازل را می‌سازند، به یکدیگر پیوند می‌خورند، داستانهایی با مایه‌های اجتماعی و خانوادگی و با تاکید روی تنهایی آدمی، آدمهایی که در تلاش هستند که راه گریزی از این تنهایی و موقعیتی که در آن گرفتارند، بیابند.
حامد کلاه‌‌داری با عنایت به ترکیب بازیگران شناخته شد و با اعتباری که انتخاب کرده و گروه حرفه‌ای که برای ساختار فیلم به خدمت گرفته نشان می‌دهد که در تلاش بود که گام نخست خود را محکم برداشته و جای پای خود را در سینمای حرفه‌ای محکم کند و در عین آنکه فیلمی متفاوت را در معرض دید مخاطب قرار می‌دهد، جذب مخاطب و گیشه را نیز از نظر دور ندارد.
به هر ترتیب حامد کلاه‌داری با شکلات داغ، حضور فیلمسازی خوش ذوق و با سلیقه را اعلام می‌کند که کار خود را بسیار جدی گرفته است.


براي اولين بار هيچ تلفني به ما زده نشد...
ناگفته‌هاي داور بخش مسابقه جشنواره درباره برندگان سيمرغ

خبرگزاري فارس: «محسن علي‌اكبري» عضو هيأت انتخاب و داور بخش سوداي سيمرغ جشنواره گفـت:شايد اين اولين بار باشد كه هيچ نوع سفارشي به ما نشد و هيچ تلفني در اين زمينه به ما زده نشد. من به جرأت مي‌توانم بگويم راجع به تك تك فيلم‌ها ما ساعت‌ها وقت گذاشتيم و هيچ فيلمي را با «سرچ» نديديم.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، «محسن علي‌اكبري» تهيه‌كننده سينما و عضو هيأت انتخاب و داوري جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر، در برنامه 45 دقيقه شبكه خبر سيما كه عصر روز گذشته با عنوان «پايان جشنواره و آغاز سال نوي سينماي ايران» با حضور «علي‌اصغر كشاني» منتقد و «محميدرضا مدقق» روي آنتن رفت، گفت: در اين دوره جشنواره آثار متوسط رو به بالا خيلي بيشتر از گذشته بود و در بين 27 فيلمي كه در بخش مسابقه سينماي ايران داوري كرديم، فيلم‌هايي كه بتوان به آنها عنوان ضعيف اطلاق كرد، نداشتيم، به طوري كه فاصله كم فيلم‌ها كار داوري را براي ما دشوار كرده بود.
وي گفت: در مجموع هنرمندان و فيلمسازان ما سعي كرده بودند در توليدات خود، از فناوري‌هاي روز دنيا بيشتر استفاده كنند كه اميدواريم اين راه ادامه يابد و به جاي توليد كمي، بشتر توليد كيفي داشته باشيم. فيلم‌هاي جشنواره امسال نشان داد سينماي ايران از نظر كيفيت، محتوا و ساختار همچنان در اول راه است و خيلي زمان نياز داريم كه به آن مقصد اصلي برسيم.

* قرار شد دبير جشنواره به عنوان نفر هفتم وارد عمل شود
علي‌اكبري درباره چگونگي داوري بخش مسابقه سينماي ايران در بيست و هشتمين دوره جشنواره فيلم فجر، گفت: ما 6 نفر بوديم و از روز اول اساس بر اين بود كه هيچ‌ يك از گروه سخنگوي تيم نخواهد بود. من نيز كه الان اينجا حاضر هستم، نظريات خودم را ارائه مي‌دهم. از روز اول اساس بر اين بود كه هيچ يك از گروه سخنگوي تيم نخواهد بود.
وي افزود: چون در رأي‌گيري‌ها و در برخي موارد عدد 6 نمي‌تواند تعيين‌كننده باشد، قرار شد اگر 6 نفر نتوانند به توافق برسند و يا قضاوت در دو گروه مساوي باشد، دبير جشنواره به عنوان نفر هفتم وارد عمل شود و نظر ايشان براي جمع‌آوري آرا لحاظ شود كه البته اين نياز ديده نشد و اين اتفاق هم رخ نداد. درصد زيادي از آراي ما «به اتفاق» به دست آمد و در درصدي از آرا هم 4 نفر در اكثريت بودند.
وي گفت: داوري كردن كار پيچيده‌اي است. ما انسان و جايزالخطا هستيم و طبيعي است كه ديدگاه من با شخص ديگر كاملا متفاوت باشد چون سليقه مطرح است. البته در بخش تخصصي اينگونه نيست و نگاه تخصصي‌تر صورت مي‌گيرد. با اين وجود، قطع اگر تيم 6 نفره ديگري بود، شايد فيلم‌هاي ديگري در جشنواره امسال جايزه مي‌گرفتند. به نظر خودمان فكر مي‌كنيم با اين داوري، اجحاف در حق كسي نشده و اگر شده تعمدي در كار نبوده است.

* براي اولين بار هيچ تلفني به ما زده نشد
علي‌اكبري در ادامه صحبت‌هاي خود گفت: شايد اين اولين بار باشد كه هيچ نوع سفارشي از سوي مدير، معاونت سينمايي و ... به ما نشد و هيچ تلفني در اين زمينه به ما زده نشد.
وي با اشاره به اين كه در دوره‌هاي قبل اين اتفاق افتاده و من خودم شاهدش بوده‌ام، گفت: آن سال كه فيلم «مريم مقدس» برنده جايزه طراحي صحنه شده بود، جايزه به آقاي قديريان داده شده بود اما به نام كس ديگري خوانده شد و بعد شبانه اصلاح شد و ...
علي‌اكبري گفت: ما هيچ‌گونه لابي با مديران و مسئولان كلان سينماي كشور نداشتيم و آراي صادر شده، كاملا نظر خودمان بود.

* دو سيمرغ «ملك سليمان» را براي الگوسازي اهدا شد
ما در بخش جلوه‌هاي ويژه رايانه‌اي به فيلم «ملك سليمان» سيمرغ را داديم چون نگاه معاونت سينمايي اين است كه ما بايد زودتر اين راه را طي كنيم. بايد امكانات و دانش و نرم‌افزار را فراهم كنيم. ما بايد يك ملاك به هنرمندان مان ارائه كنيم. با اين رويكرد، در بخش جلوه‌هاي ويژه رايانه‌اي به فيلم ملك سليمان جايزه داديم چون جايزه حقش بود و براي اين كه از سينماگران ايراني ما حقي ضايع نشود، كه با بضاعت كم و شخصي و بدون پشتوانه دولتي زحمت مي‌كشند به آقاي بيگدلي شاملو هم براي فيلم «هفت دقيقه تا پاييز» سيمرغ را اهدا كرديم يا همين اتفاق درباره صداگذاري رخ داد و در كنار صداگذار خارجي، به صداگذار ايراني هم سيمرغ داديم. درباره فيلم «ملك سليمان» به جز اين دو مورد، «سعيد ملكان» چهره‌پرداز و «مهدي فقيه» بازيگر فيلم هم با رأي داوران برنده سيمرغ شدند كه زحمت كشيده بودند و نمي‌توانستيم اين زحمت را انكار كنيم.

* داوري با «سرچ» انجام نشد
من به جرأت مي‌توانم بگويم راجع به تك تك فيلم‌ها ما ساعت‌ها وقت گذاشتيم و همان‌طور كه آقاي طالبي در مراسم اختتاميه جشنواره گفتند، ما هيچ فيلمي را «سرچ» (گزينش شده و نه كامل) نديديم و همه فيلم‌ها را از اول تا آخر نشستيم ديديم. حتي يكي از فيلم‌هاي را كه آقاي جعفري‌جوزاني روز اول نتوانسته بود ببيند ما خواهش كرديم كه بر اساس تعريف ما قضاوت كند اما ايشان گفت عدالت حكم مي‌كند كه من اين فيلم را ببينم و ايشان آنقدر ايستاد تا فيلم از نمايش سينما برگشت و فيلم را ديد. در حقيقت، داوري بخش مسابقه سينماي ايران امسال با اشراف كامل بر فيلم‌ها صورت گرفت.

* درباره «محسن تنابنده» مطمئنيم كه اشتباه نكرده‌ايم
علي‌اكبري درباره داوري در بخش‌هاي مختلف گفت: درباره سيمرغ كارگرداني همه روي آقاي حاتمي‌كيا متفق‌القول بوديم، درباره بازي خانم «نگار جواهريان» براي فيلم «طلا و مس» همه متفق‌القول بوديم كه واقعا ايشان بهترين بازي را داشته است اما راجع به بازيگر نقش مكمل زن بحث شد و نظرات متفاوت بود. به هر حال خانم «شيرين يزدان‌بخش» براي بازي در فيلم «لطفاً مزاحم نشويد» با 4 رأي، برگزيده شد. در زمينه
بازيگر نقش اول مرد هم بحث زيادي داشتيم. بازي آقاي فرخ‌نژاد خيلي درخشان بود و نمي‌شد آن را ناديده گرفت اما تفاوتي در بازي «محسن تنابنده» در «سنگ اول» وجود داشت و وي بازي حسي و زير پوست خيلي خوبي ارائه داد و به اين دليل مطمئين هستيم كه در انتخاب وي اشتباه نكرده‌ايم در حالي كه باز هم مي‌گويم كه همه كانديداهاي اين بخش مثل آقاي فرخ‌نژاد و حامد بهداد زحمت كشيدند و كارشان خوب بود.

* «طهران تهران» فيلم بسيار خوبي بود اما...
«طهران تهران» فيلم بسيار خوبي بود ولي به جهت اين كه ما زماني كه از اپيزود اول اين فيلم داشتيم، زمان يك فيلم نيمه بلند بود و انصاف نبود با فيلم‌هاي بلند رقابت دهيم. ما احساس كرديم توجه به اين فيلم براي آقاي مهرجويي جالب نباشد و جايگاه ايشان بالاتر از اين است.
البته «طهران تهران» هم قرباني تعجيل شد.

* هم «كيفر» را ديديم و هم «شكارچي شنبه» را
ما اين نگاه را نداشتيم كه چون فيلم «كيفر» سرگرم‌كننده بوده آن را كانديدا نكنيم. ما امسال تنوع زيادي داشتيم و حتي فيلم «پسر آدم دختر حوا» را كه آقاي «حاجي ميري» دقيقه 99 به ما رساند، ديديم و بنا بر اين نداشتيم كه داوري را محدود به موضوعاتي خاص بكنيم. ما در همه ژانرها فيلم داشتيم و داوري را در همه فيلم‌ها انجام داديم. البته انتخاب ما مطلق نيست و «كيفر» كه فيلم خوبي هست، در فهرست ما نبود و اين ربطي به موضوع آن نداشت. مثلافيلم «شكارچي شنبه» آقاي «شيخ طادي» بسيار خوب بود و آقاي نصيريان در آن بسيار خوب بازي كرده بود اما نظر ما اين بود كه مثلا بازي «سنگ اول» ارجح‌تر است. اين نشان مي‌دهد كه ما فيلمي با موضوع فلسطين داشته‌ايم كه به آن جايزه تعلق نگرفته يعني ما براساس موضوع و ژانر قضاوت نكرده‌ايم و سعي كرديم تا به هر فيلمي كه حقش است، در هر ژانري جايزه داده شود.

* توليد در نيمه دوم هر سال، وحشتناك است
علي‌اكبري همچنين يكي از دلايل ساختار ضعيف فيلم‌هاي سينمايي ايران را اختصاص زمان محدود به پروسه توليد فيلم‌ها از طرف تهيه‌كننده‌ها مربوط دانست و گفت: ما در شش ماه اول سال توليدي نداريم و يا توليدات‌مان اندك است در حالي كه در شش ماه دوم وضع توليد وحشتناك است. در اين اوضاع، چگونه توقع داريم كه وضع لابراتوار ما خوب باشد و فيلم‌ها خيلي منظم به جشنواره برسند؟ جز ايران بعيد مي‌دانم كه كشوري اين حجم كار را در نيمه دوم سال سينمايي خود انجام بدهد...

* ضعف پابرجاي فيلمنامه در سينماي ايران
وي در اين برنامه با اشاره به ضعف پابرجاي فيلمنامه در سينماي ايران، اظهار داشت: اين درد درد امسال و سال پيش نيست. ما سال‌هاي سال است كه در بخش فيلمنامه فقير هستيم در حالي كه نبايد اينگونه باشد. ما يك فرهنگ چندين هزار ساله داريم كه به راحتي مي‌توانيم از اين فرهنگ و ادبيات كه در همه دنيا آن را پاس مي‌دارند و ارزش‌ مي‌گذارند، استفاده كنيم. من فكر مي‌كنم تهيه‌كنندگان ما اينجا بايد وارد عمل شوند و گام رو به جلو بردارند. مراكزي چون فارابي و مركز گسترش سينماي مستند و تجربي هم بايد روي فيلمنامه سرمايه‌گذاري بيشتري بكنند.
وي گفت: من عضو شوراي ارائه تسهيلات بنياد سينمايي فارابي هم هستم. ما براي فيلمنامه پنج ميليون تومان در نظر مي‌گيريم و اين رقمي است كه مي‌توانيم پرداخت كنيم، اما اين رقم براي خريد فيلمنامه واقعا رقم پائيني است براي فيلمي كه 500 ميليون تومان هزينه ساخت آن است. ما اگر يك رقم ده درصد را براي فيلمنامه در نظر بگيريم، بايد پنجاه ميليون تومان براي فيلمنامه هزينه شود.
علي‌اكبري گفت: وقتي به فيلمنامه توجه نمي‌شود، ديگر صحبت از بحث ساختار معنا ندارد... اين كه شما بهترين ساختار را داشته باشيد اما فيلمنامه‌اي در كار نباشد.
وي گفت: اين واقعيتي بود كه در دو كار امسال مشهود بود و ضعف فيلمنامه در اين فيلم‌ها كه با خرج بالا ساخته بودند، عملا به ضرر آنها تمام شد.

* شكل امسال جشنواره فيلم فجر درست‌تر از گذشته بود
وي در ادامه گفت: امسال اولين سال بود كه جشنواره از بنياد فارابي منفك شد و با چيزي به عنوان سازمان جشنواره‌ها رو به رو شديم. در حقيقت ما آمديم روي كاري كه 28 سال تجربه شده بود، بنياني گذاشتيم كه درست‌تر است. اين جشنواره بايد از دولت منفك شود و به عنوان يك جشنواره با حمايت دولت برگزار شود و نه يك جشنواره صددرصد دولتي. امسال بنياد سينمايي فارابي كمك بسيار فراواني - چه در مباحث اجرايي و چه در ساير برنامه‌ها- به جشنواره كرد و نبايد از حق بگذريم، ولي در كل بايد گفت جشنواره بيست و هشتم كاري بود كه براي اولين بار داشت تجربه مي‌شد و آقاي «مهدي مسعودشاهي» هر شب تا 4 صبح در مجموعه برج ميلاد پيگير بود و هم ايشان و هم آقاي احمديان زحمت زيادي را كشيدند.
علي‌اكبري درباره چگونگي تأثيرگذاري منتقدان در سينماي ايران گفت: نگاه منتقدان اگر درست باشد و آثار را به نقد و چالش بكشد، ما شاهد سينماي رو به رشد خواهيم بود. البته نقد و نه توهين. نقد ساختاري و محتوايي خيلي به سينماي ايران كمك مي‌كند...از قديم‌الايام فاصله بين منتقد و فيلمساز را داشته‌ايم و بايد آن را حل كنيم. وقتي منتقد خودش را بالاتر از فيلمساز مي‌داند، طبيعي است كه فيلمساز به عنوان يك انسان، نقد را نپذيرد و نخواهد آن را در كارهايش به كار ببندد. بايد ببينيم كه ما چه بايد بكنيم كه جامعه منتقدان ما به ما و اهالي سينما، نزديك‌تر شوند.


معادله چند مجهولي گيشه

«پسر آدم، دختر حوا» دومين ساخته بلند سينمايي رامبدجوان را نيز مي‌توان در فهرست فيلم‌هاي پرفروش سال آينده قرار داد. يك كمدي رمانتيك، خوش ريتم و خوش‌ساخت كه باوجود برخي ايرادها داستانش را خوب و روان تعريف مي‌كند؛ فيلمي كه براي گيشه ساخته شده ولي «فيلم گيشه‌اي» به مفهوم بد و رايج و متداولش در اينجا، نيست؛ «پسر آدم، دختر حوا» داستاني كه مشابه‌اش به خصوص در كمدي رمانتيك‌هاي هاليوودي فراوان ديده شده را با لحظاتي مفرح و شوخي‌هاي سنجيده همراه كرده است.

 

اين فيلمي‌است كه سازندگانش شعور تماشاگر را ناديده نگرفته‌اند و پيداست كه براي فيلم، تمهيدات روايي، لحظات كمدي و درآمدن شوخي‌هايش وقت، انرژي و دقت صرف شده. تركيب بازيگران خوب انتخاب شده‌اند و با يك تدوين مجدد و زدودن برخي فصل‌هاي زائد،  فيلم مي‌تواند بيشتر به هدف سازندگانش نزديك شود. پسر آدم، دختر حوا فيلم تجاري سالم و استانداري ا‌ست؛ فيلمي كه در جشنواره امسال نمونه‌هايش پرتعداد نبودند.

 


براي نمايش در جشنواره؛
نسخه 127 دقيقه‌اي «پسر آدم، دختر حوا» آماده ‌شد

خبرگزاري فارس: دوشنبه شب نسخه نهايي فيلم سينمايي «پسر آدم، دختر حوا» به كارگرداني رامبد جوان با مدت زمان 127 دقيقه آماده نمايش شد.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، اين فيلم از امروز سه‌شنبه در برنامه نمايش مردمي قرار خواهد گرفت و روز پنجشنبه براي اهالي رسانه‌ها اكران خواهد شد. «پسر آدم، دختر حوا» در سازمان سينماي سبحان و به تهيه‌كنندگي سعيد حاجي ميري توليد شده است.
مهناز افشار، حامد كميلي، رامبد جوان، ليلا اوتادي، شيلا خداداد، فرامرز صديقي، كيومرث ملك‌مطيعي، محسن قاضي مرادي، سعيد پيردوست، عليرضا رياحي، حسين محب اهري، مهوش وقاري، فرامرز روشنايي، محمود بنفشه‌خواه، كيانوش گرامي، اردشير كاظمي و ملك شريعت‌پناهي بازيگران اين فيلم هستند.
«پسر آدم، دختر حوا» فيلمي كمدي، اجتماعي است كه به لج‌بازي‌هاي حرفه‌اي دو وكيل تازه كار مي‌پردازد. فيلمنامه اين فيلم را محمدرضا احمدي پيش‌كوهي با مشاوره و بازنويسي نهايي سعيد حاجي‌ميري به نگارش درآورده است.
برخي از عواملي كه در اين فيلم حضور داشتند عبارتند از:مديرفيلمبرداري: فرج حيدري - مجري طرح و مدير توليد: آزيتا موگويي - صدابرداري همزمان: بهروز معاونيان - موسيقي: سيد بهنام ابطحي - طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسايي - طراح چهره پردازي: مهرداد مير‌كياني - تدوين تصوير و صدا : سعيد حاجي‌ميري.



بارامبدجوان

آخرین فرصتهای رساندن"پسرآدم دخترحوا"است..."پسرآدم دخترحوا"ازکجاشروع شد؟؟؟؟

-سناریورامن ننوشتم...احمدی پیشگویی نوشت..۲سال پیش برایم فرستادندتادرآن بازی کنم...پارسال زنگ زدندوگفتندکه فیلم رابساز...قراربودآقای صمدی کارگردانی ش کند...پرسیدم چرااونساخت؟؟گفتند:جورنشد..مدتی گذشت وخودشان استعفادادند!!!

 

خودتان هم بازی کردید!!!

-نمیخواستم امابازیگری که میخواستیم جورنشدومجبورشدم!!!

همان نقشی که قبلتربه توپیشنهادشده بود؟؟

-نه.برای نقش حامدبه من زنگ زده بودند...نقش اصلی!!!!

انتخاب بازیگرچطوربود؟

-انتخاب زیادداشتیم امادرعین حال انتخابهای زیادی نداشتیم....افرادی که بتوانندخییییلیییی خوب ازپس این نقش برآیندخیییلیییی کمند!

مگرچه ویژگیهایی داشت؟؟؟

-اصولادرکمدی مخصوصااین شکلی اشخاص نبایداصراری به شوخی وخنداندن داشته باشند...بایدآدمی جدی باشی که زندگی ات رامیکنی حالابایدشیرین هم باشی...اندازه اش تااینکه بخواهدمخاطب رابخنداندکه ممکن است جلف یالوس هم بشودمرزباریکی است واندازه به خصوصی هم دارد..همه این توانایی راندارند..بخاطرهمین کمدین های دنیاخییییلییی کمترازبازیگران دیگرند...این پرسوناژبایدشیرینی خاصی میداشت...داری حرف میزنی یه جاهایی عصبی میشی فکرمیکنی توطئه میکنی و....امانهایتابایددوستش داشته باشی...دعوایش نبایدتلخ باشدنبایدجوری باشدکه مخاطب باخودش فکرکندآخ جدی شد.....طرف دیگرواقعاعصبی است...بعضی افرادوقتی عصبی میشوندمیگی چه باحال شد.....دوستش داری....این شخصیت بایداین ویژگیهارامیداشت...درعین حال بایدپرریتم باشد....ذات بعضیهاپرریتم نیست....البته اگربازیگرباشدبایدخودرادرموقعیتهای مختلف قراردهدودرابعادمختلف خودرانشان دهد..نیازبه بازیگری بااین ویژگیهاداشتیم که برای بدست آوردنش زورنزند..درعین حال اگربازیگری تجربه کمدی نداشته باشداگرکارگردان ازاوبخواهدکاری راانجام دهدممکن است باخودفکرکندالان مسخره میشوم یااین جوری نه زیاده روی است....درصورتیکه جاهایی لازم است...سناریووکارگردان تشخیص میدهندکه این لحظه بایداینطوراجراشود.....بازیگربی تجربه ودرون گرااحساس خطرمیکند.....مقاومت ذهنی پیش می آید..موقعیت راخراب میکند....بایدزوربزنی تابگویی راحت باش...چیزی نمیشود...اعتمادکن!!

حامداین ویژگیهاراداشت؟؟

-واقعاانتخاب درخشانی شد...اینقدرخوب خودش رادراختیارفیلم ومن گذاشت که وقتی نگاهش میکنی دقیقاهمین استکه میگویم.....تمام جنبه های موردنیازنقش راروی پرده میبینی!!

گزینه چندم بود؟؟؟؟

-نمیدانم!!

عجیب بود!

-خییییلیییی انتخاب جذابی بود...حامدبازیگرخیییلییی خوبی است.....بچه خییییییلییی خوبی هم هست...خیییییلیییی به آدم کمک میکند.....خوب ودوست داشتننی وهمراه است عصبی نیست خوش اخلاق است واین حال خوبی ایجادمیکندوباعث میشودهمه انرژی مثبت برایش بفرستند....این آدم همین جورحالش خوب است...وقتی جلوی دوربین می آیدچیزی آزارش نمیدهد....همه علاقمندبه بازی ش مینگرندکه خوب شد....وقتی فردی اینطورسرصحنه می آیدودوستش دارندموفقیتش رامیخواهند...به اومیگویندکه برایش آرزوی موفقیت میکنند..کسی ازکنارش نمیگذرد..فردی که این رابطه رانداشته باشدباعشق نگاهش نمیکنندوازکنارش میگذرند....حامداین ویژگیهاراداشت!!!


ایل بیگی:"پسر آدم، دختر حوا" پنج شنبه روی پرده می‌رود
مدیر روابط عمومی جشنواره فیلم فجر از احتمال نمایش "پسر آدم، دختر حوا" ساخته رامبدجوان در روز پنج شنبه 15 بهمن ماه خبر داد.

حبیب ایل بیگی مدیر روابط عمومی بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر به خبرنگار مهر گفت:به احتمال زیاد در ساعات پایانی امشب فهرست نامزدهای بخش مسابقه سینمای ایران و فیلم های اول و دوم اعلام می‌شود. داوران این بخش‌ها آثار را مورد ارزیابی قرار دادند و بعد از ظهر امروز بعد از تشکیل جلسه نهایی، اسامی اعلام می‌ شود.

وی افزود: اختتامیه بخش بین الملل امشب ساعت 18:30 با حضور مسئولین فرهنگی و تعدادی از نمایندگان مجلس برگزار می‌شود و تلاش میکنیم تا ساعت 21:30 به پایان رسد. البته این برنامه نیز مانند آیین افتتاحیه  ویژگیهای دارد. به همین دلیل "شب واقعه" آخرین فیلمی است که امروز به نمایش در می‌آید و فقط در سالنهای کوچک برج میلاد آثار ویدئویی به روی پرده می روند. مراسم اختتامیه اصلی نیز روز چهارشنبه 14 بهمن ماه برپا می‌شود.

ایل بیگی در پایان عنوان کرد: در حال حاضر در لیست نهایی فیلم‌های جشنواره که قرار است روزهای پایانی به روی پرده بروند، تغییری ایجاد نشده ، فقط درصورت آماده شدن فیلم "پسر ادم، دختر حوا" روز پنج شنبه به نمایش در می‌آید.


تابعد....


دلقک ها

سلام.باز هم معذرت .من اومدم بعد از یه مدت طولانی چون که خط تلفن دچار مشکل شده بود ولی الان با دست پر اومدم البته مثل همیشه به کمک فاطمه جون و نجمه جون...



تصویربرداری از فیلم "دلقکها" در ندامتگاه قزلحصار آغاز شد

استان تهران - خبرگزاری مهر: "عباس مرادیان" گارگردان سینما برای ادامه تصویربرداری از فیلم دلقکها به ندامتگاه قزلحصار آمد.
به گزارش خبرنگار مهر در کرج، عوامل تولید و بازیگران فیلم ویدئویی دلقکها به کارگردانی عباس مرادیان با هماهنگی مسئولین سازمان زندانها و اداره کل زندانهای استان تهران در ندامتگاه قزلحصار حضور یافتند تا ادامه سکانسهای این فیلم را از ندامتگاه قزلحصار برداشت کنند.

عوامل تولید و بازیگران فیلم دلقکها که در ندامتگاه قزلحصار برای تصویربرداری حضور داشتند.

سید امیر ابراهیمی مدیر تولید، تصویربرداران مرتضی غفوری و رضا منظری و با هنرنمایی بازیگران مشهور تلویزیون و سینما حامد کمیلی، شهرام قائدی، بهنوش بختیاری، کاظم افرندنیا و رابعه اسکویی بوده اند که این مجموعه را همراهی کردند.



 
«پسر آدم، دختر حوا» براي نمايش در جشنواره فيلمي جذاب است

خبرگزاري فيلم نيوز: «سعيد‌حاجي ميري» با اشاره به اين كه تدوين و ميكس نهايي فيلم «پسر آدم دختر حوا»‌ با وسواس زيادي انجام مي‌شود، گفت: اين فيلم، جذاب است و تلاش ما براي حضور آن در جشنواره فيلم فجر است و اگر قرار باشد فيلم به جشنواره نرود، قضيه خيلي بي‌مزه خواهد شد.

تهيه‌كننده فيلم سينمايي «پسر آدم،دختر حوا» كه شخصا تدوين اين فيلم را انجام مي‌دهد، در گفت وگویی با اعلام اين مطلب اظهار داشت: «پسر آدم،دختر حوا» فيلم جذابي شده است كه همچنان بر روي تدوين اوليه آن مشغول كار هستم و پس از آن تدوين نهايي را با توجه به حساسيت‌هايمان نسبت به فيلم با وسواس بيشتري ادامه خواهم داد.
وي با اشاره به اينكه فيلم قطعا براي حضور در جشنواره آماده خواهد گفت، خاطرنشان كرد: تمام برنامه‌ريزي‌ها و تلاش ما براي حضور فيلم در جشنواره فيلم فجر است و اگر قرار باشد فيلم به فجر نورد قضيه خيلي بي‌مزه خواهد شد!
«پسر آدم، دختر حوا» فيلمي كمدي - اجتماعي است كه به لجبازي‌هاي حرفه‌اي دو وكيل تازه‌كار مي‌پردازد. اين فيلم آذرماه سال گذشته درتهران كليد خورد و فيلمبرداري آن اواسط بهمن به پايان رسيد.
فيلمنامه اين فيلم را محمدرضا احمدي پيشكوهي و سعيد حاجي ميري به نگارش درآورده‌اند.
مهناز افشار، حامد كميلي، رامبد جوان، ليلا اوتادي، فرامرز صديقي وشيلا خداداد به همراه محسن قاضي مرادي، سعيد پيردوست، عليرضا رياحي، حسين محب اهري، كيومرث ملك‌مطيعي، مهوش وقاري، محمود بنفشه خواه، كيانوش گرامي، فرامرز روشنايي، اردشير كاظمي، ملك شريعت‌پناهي بازيگران فيلم «پسر آدم، دختر حوا» هستند.
رامبد جوان پيش از اين فيلم سينمايي «اسپاگتي در هشت دقيقه» و چند مجموعه تلويزيوني مانند «گمگشته» و «نشاني» را كارگرداني كرده است.
 
ممنون از نجمه جون


   سیماتیراندازهم اضافه شد...

شکلات داغ امشب به پایان میرسد.

حامدکلاهداری باعلام این خبربه بانی فیلم گفت:درآخرین روزکارامشب درخانه ای عرب نیا تیرانداز وفرهمند جلوی دوربین رفتندوکاربه پایان رسید.اواضافه کرد:فیلمبرداری درحالی امشب به پایان میرسد که دیشب نیزدردانشگاه توانبخشی بابازی اسماعیلی سکانس اردوگاه اجرایی مقابل دوربین رفت.درروزهای آخرفیلمبرداری سیماتیرانداز هم به بازیگران اضافه شدوحتمابه جشنواره فیلم فجرامسال میرسد.تدوین همچنان توسط خرقه پوش درحال انجام است وآهنگسازنیزتاچندروزآینده مشخص میشود..بازیگران اصلی عبارتنداز:حامدکمیلی نیکی کریمی علیرضاخمسه داریوش ارجمندو..

درخلاصه داستان بامضمونی اجتماعی آمده است:کافی شاپی بامشتری های ثابتش توسط امیر اداره میشود.ورودزن جوانی همه چیزراتغییر میدهدکه..


برای حضور در جشنواره/
تدوین "پسر آدم، دختر حوا" هفته آینده تمام می‌شود
تدوین فیلم سینمایی "پسر آدم، دختر حوا" به کارگردانی رامبد جوان هفته آینده به پایان می‌رسد.

سعید حاجی‌میری تهیه‌کننده این فیلم به خبرنگار مهر گفت: در حال تدوین فیلم سینمایی "پسرآدم ،دختر حوا" هستم که تا هفته ‌آینده به پایان می‌رسد، موسیقی این فیلم نیز توسط بهنام ابطحی درحال ساخت است که به زودی به پایان می‌رسد.

وی ادامه داد: تدوین فیلم سینمایی "بیداری" به کارگردانی فرزاد مؤتمن نیز رو به پایان است، اولین نمایش این فیلم و فیلم "پسر آدم، دختر حوا" در بیست وهشتمین جشنواره فیلم فجر خواهد بود.

مهناز افشار، حامد کمیلی، رامبد جوان، لیلا اوتادی، شیلا خداداد، فرامرز صدیقی، محسن قاضی مرادی، سعید پیردوست، علیرضا ریاحی، حسین محب اهری، کیومرث ملک‌مطیعی، مهوش وقاری، فرامرز روشنایی، محمود بنفشه‌خواه، کیانوش گرامی، اردشیر کاظمی و ملک شریعت‌پناهی بازیگران این فیلم هستند.

"پسر آدم، دختر حوا" فیلمی کمدی، اجتماعی است که به لجبازی‌های حرفه‌ای دو وکیل تازه کار می‌پردازد. فیلمنامه این فیلم را محمدرضا احمدی پیشکوهی و سعید حاجی‌میری نوشته‌اند. 

از عوامل این فیلم می توان به مدیرفیلمبرداری: فرج حیدری، مجری طرح و مدیر تولید: آزیتا موگویی، مدیر صدابرداری: بهروز معاونیان، طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسایی، طراح چهره پردازی: مهرداد میر‌کیانی و عکاس: امیر عابدی اشاره کرد.

حاجی‌میری فیلم‌های سینمایی "استشهادی برای خدا"به کارگردانی علیرضا امینی و" ماجراهای اینترنتی "به کارگردانی حسین قناعت را در نوبت نمایش دارد.


تیموری هفته آینده در "به سوی آفتاب" مقابل دوربین می‌رود
یوسف تیموری هفته آینده در فیلم سینمایی "به سوی آفتاب" به کارگردانی فریال بهزاد مقابل دوربین می‌رود.

غلامرضا آزادی تهیه‌کننده این فیلم به خبرنگار مهر گفت: بیش از 30 درصد از فیلمبرداری این فیلم تمام شده، امروز نماهای خارجی را با حضور نیوشا ضیغمی، حامد کمیلی و آناهیتا نعمتی فیلمبرداری می‌کنیم. هفته آینده یوسف تیموری به گروه اضافه می‌شود، او با کمیلی و نعمتی همبازی است.

وی افزود: این هفته تدوینگر فیلم مشخص می‌شود به دلیل نزدیک بودن به جشنواره فیلم فجر تدوینگران حرفه‌ای مشغول به کار هستند و نمی‌توانند به موقع فیلم را به جشنواره برسانند، اما ما طبق برنامه پیش رفته‌ایم و امیدواریم با تعیین تدوینگر این فیلم را به جشنواره برسانیم.

عوامل این فیلم عبارتند از صدابردار: حمیدرضا اسلامی‌نژاد، دستیار اول وبرنامه‌ریز: سپهر میکائیلیان، منشی صحنه:زهره جعفری، دستیاران فیلمبردار: کامیار شیثی، علی کرمی، ایرج کرمی، مجید مهربان، عکاس: حبیب مجیدی، طراح لباس: هایده مرندی، مدیر صحنه: منیر بازرگان، طراح گریم: محمدرضا قومی، دستیاران صحنه: هایده مرندی، یوسف پناهی.

عکس ازسحرجون


فروش "دو خواهر" از مرز یک میلیارد تومان گذشت
فیلم سینمایی "دو خواهر" به کارگردانی و تهیه‌کنندگی محمد بانکی پس از 9 هفته اکران یک میلیارد و 50 میلیون تومان فروش کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، این فیلم سینمایی دیروز پنج میلیون و 650 هزار تومان فروش کرد تا ارقام فروش فیلم به یک میلیارد و 50 میلیون تومان در سینماهای تهران برسد، "دو خواهر" در سینماهای شهرستان 800 میلیون تومان فروخته است. با توجه به پائین نبودن کف اکران این کمدی پرمخاطب "دو خواهر" یک هفته دیگر روی پرده می‌ماند.

این هفته دهمین هفته اکران "دو خواهر" شروع می‌شود. "دو خواهر" با بازی محمدرضا گلزار، نیکی کریمی، الناز شاکردوست و حامد کمیلی در 12 سالن روی پرده است.


ادامه فیلمبرداری "به سوی آفتاب" در خانه هنرمندان اصفهان
فیلمبرداری فیلم سینمایی "به سوی آفتاب" به کارگردانی فریال بهزاد و تهیه‌کنندگی غلامرضا آزادی در اصفهان ادامه دارد.

آزادی فیلمبردار و تهیه‌کننده این فیلم به خبرنگار مهر گفت: فیلمبرداری این فیلم که از دو روز پیش در اصفهان آغاز شده امروز دوشنبه در خانه هنرمندان اصفهان و پارک هنرمندان این شهرادامه دارد و آناهیتا نعمتی، مرتضی حسینی و مژگان مظفری مقابل دوربین می روند.

علی صادقی، نیوشا ضیغمی و حامد کمیلی دیگربازیگران این فیلم هستند. فیلمنامه "به سوی آفتاب" را که داستانی خانوادگی دارد غلامرضا گمرکی و بابک کاظمی نوشته‌اند و بهزاد آن را بازنویسی کرده است.

عوامل این فیلم عبارتند از مدیرفیلمبرداری: غلامرضا آزادی، صدابردار: حمیدرضا اسلامی‌نژاد، دستیار اول وبرنامه‌ریز: سپهر میکائیلیان، منشی صحنه:زهره جعفری، دستیاران فیلمبردار: کامیار شیثی، علی کرمی، ایرج کرمی، مجید مهربان، عکاس: حبیب مجیدی، طراح لباس: هایده مرندی، مدیر صحنه :منیر بازرگان، طراح گریم: محمدرضا قومی، دستیاران صحنه: هایده مرندی، یوسف پناهی.



خاطره آن شب تابستانی درسینمارکس
پارسال ساعتی راباسیاوش خیرابی ومحسن افشانی کناربهرام رادان وحامدکمیلی گذراندیم.
تردیدبه دلیل ساخت متفاوت وبازی خوب بازیگران توانسته نظربسیاری رابه خودجلب کند.حضوربازیگران شاخص مثل حامدکمیلی بهرام رادان و...آنقدرمهم هست که آنرا به یکی ازاتفاقات سینمایی 88بدل کند.ازهمان پارسال میشد حدس زداززمانی که باکاندیداتوری دررشته های مختلف سیمرغ بهترین فیلم جشنواره رادریافت کرد.درطول ساختش به دلیل حضوربهرام بارهاسرصحنه اش حاضرشدیم..آخرین بارصحنه های کاخ سعدآبادبود.آن شب درچهره بهرام وحامدخستگی ناشی ازچندهفته کارپیاپی را میشددید.اماروایت تصویریمان مربوط به شب دیگری است.
درمیان هیاهوی شهر.
شبی که خواسیم به پشت صحنه برویم فیلمبرداری درلاله زاروسینمارکس ادامه داشت.هماهنگی انجام شده بودتاساعتی برویم که کارسبکترباشدوبتوان بابازیگران گپی زد.محسن باماشینش سرلوکیشین می آمدوباددنبال خیرآبی میرفتیم تاباهم برویم.خلاصه تابه سینمابرسیم بیش از1ساعت ازقرارمان گذشته بود.دراین فاصله افشانی وعکاسمان مجبوربودندبه پلیس جوب بدهندکه چراجلوی سینماایستاده اند؟؟!!
سینمای پرازشوروحال.
داخل سینمای تماشایی می شویم.درسالن اصلی بساط فیلمبرداری گرم است.پیانویی که جلو روی سن گذاشته اند.دلمان میخواهدبدانیم دراین صحنه چه اتفلقی می افتد؟؟؟؟!!اگرچه بایدبهمن ودرجشنواره متوجه شویم که دراین صحنه میان حامدوبهرام چه گذشته ودرصحنه ای دگرمیان حامدوترانه چه خواهدگذشت؟؟بهرام وبقیه یازیگران طبقه بالادارندشام دیروقتشان را میخورندوتدارکات ازماپذیرایی میکنند.چنددقیقه بعدبهرام پایین می آیدوبعدهم حامدوبازاراحوالپرسی ستاره های تلویزیون وسینماگرم میشود.ترانه بی آنکه ببیندمان خاحافظی میکند.چه هامی گویندازصبح برداشت داشته وحسابی خسته ست.
ثبت خاطرات گریزپا
تابرداشت سکانسها بعدی شروع شودمیتوانیم به سالن برگشته وگپی بزنیم.دراین فاصله حامدوبهرام ازشرایط وسختی کاردرسینماو ویژگیهای تردیدمی گویندودرمقابل خیرابی ومحسن ازتجارب تلویزیونی که برای حامدغریبه نیست می گویند.جوانهای گروه بااشتیاق به سینمانگاه میکنند.درهمین فاصله عکاس هم عکس هایش رامیگیردبعدهم که بچه هابلندشده تاکنارهم چندعکس یادگاری بگیرند.حامدوبهرام برمیگردندتابرداشتهای نمای2نفره ای را آغازکنندوماناظرکارشان هستیم.دقایقی به تماشامی ایستیم ودریکی ازکاتها باآنان خداحافظی میکنیم.برمیگردیماگرچه زندگی همچنان درسینماادامه دارد....!!!

 




تدوین "شکلات داغ" آغاز شد :
مصطفی خرقه پوش تدوین فیلم سینمایی "شکلات داغ" به کارگردانی حامد کلاهداری را به تازگی آغاز کرده است.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلمبرداری این فیلم سینمایی هم اکنون از نیمه گذشته است و کار گروه در کافی شاپ تا روز دوشنبه دوم آذرماه به پایان خواهد رسید و امروز در این لوکیشن فریبرز عرب‌نیا و حامد کمیلی بازی دارند. در روزهای پایانی این لوکیشن نیز وحید اسماعیلی به همراه کمیلی حضور دارند تا با پایان فیلمبرداری، گروه عازم یک طلافروشی شوند.
در اواخر هفته نیز سکانس تصادف در مقابل کافی شاپ مقابل دوربین محمود کلاری خواهد رفت و یک دفترخانه از دیگر لوکیشن‌های اصلی این فیلم است که در آن لوکیشن نیز نیکی کریمی و محسن شاه ابراهیمی حضور دارند. تاکنون 50 درصد از کل کار انجام شده و فیلمبرداری تا اواخر آذر به طول خواهد انجامید. "شکلات داغ" برای حضور در جشنواره فیلم فجر آماده می‌شود.


نیوشا ضیغمی فردا یکشنبه در فیلم سینمایی "به سوی آفتاب" به کارگردانی فریال بهزاد مقابل دوربین می‌رود.

غلامرضا آزادی تهیه‌کننده و فیلمبردار این فیلم سینمایی به خبرنگار مهر گفت: جمعه حامد کمیلی و آناهیتا نعمتی در سکانس‌هایی که در باغ گل‌ها و پل خواجو فیلمبرداری شد مقابل دوربین رفتند، امروز فیلمبرداری در همین لوکیشن‌ها و با حضور این دو بازیگر ادامه دارد.

وی افزود: نیوشا ضیغمی فردا به گروه ملحق می‌شود و مقابل دوربین می‌رود، اواسط هفته یوسف تیموری به گروه اضافه و بازی او هم شروع می‌شود. طبق برنامه پیش‌ می‌رویم و مشکلی برای رساندن فیلم به جشنواره بیست و هشتم نداریم، هفته آینده تدوین فیلم شروع می‌شود.

این تهیه‌کننده ادامه داد: قرار است در تعدادی از سکانس‌های فیلم از هلی‌کوپتر و کرین 40 متری استفاده ‌کنیم، فیلمبرداری این سکانس‌ها را به روزهای آخر موکول کرده‌ایم تا امکانات فراهم شود، خوشبختانه در این فیلم با گروهی حرفه‌ای و همدل همکاری می‌کنم، امیدوارم از حاصل کار این گروه استقبال شود.

عوامل این فیلم عبارتند از صدابردار: حمیدرضا اسلامی‌نژاد، دستیار اول وبرنامه‌ریز: سپهر میکائیلیان، منشی صحنه:زهره جعفری، دستیاران فیلمبردار: کامیار شیثی، علی کرمی، ایرج کرمی، مجید مهربان، عکاس: حبیب مجیدی، طراح لباس: هایده مرندی، مدیر صحنه: منیر بازرگان، طراح گریم: محمدرضا قومی، دستیاران صحنه: هایده مرندی، یوسف پناهی.


فيلمبرداري «شكلات داغ» تا آخر پائيز به پايان مي‌رسد

خبرگزاري فارس: فيلمبرداري فيلم سينمايي «شكلات داغ» به كارگرداني حامد كلاهداري روز گذشته در لوكيشن دفترخانه به پايان رسيد. فيلمبرداري اين فيلم تا آخر پائيز به اتمام مي‌رسد.


به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، فيلمبرداري اولين فيلم سينمايي كلاهداري روز گذشته در يك دفترخانه به پايان رسيد تا گروه براي قسمت‌هاي مربوط به لوكيشن‌هاي خياباني آماده شوند.
انقلاب، ناصرخسرو و حوالي هفت تير از جمله لوكيشن‌هاي خياباني اين فيلم است كه از امروز فيلمبرداري آن آغاز شده است. يك خانه در هفت تير، خانه سالمندان و يك بيمارستان از جمله لوكيشن‌هاي بعدي و پاياني كار است.
تاكنون حدود 75 درصد از فيلمبرداري كل فيلم نيز انجام شده و طبق برنامه‌ريزي‌ها گروه تا اواخر آذر مشغول كار خواهند بود.
تدوين نيز همچنان توسط مصطفي خرقه‌پوش در حال انجام است و فيلم به طور قطع در جشنواره فيلم فجر سال جاري آماده خواهد شد.
خبر ديگر درباره اين پروژه اضافه شدن هادي ديباجي به جمع بازيگران است كه چندي پيش مقابل دوربين رفت.
ساير بازيگران اصلي فيلم عبارتند از فريبرز عرب‌نيا، نيكي كريمي، حامد كميلي، داريوش ارجمند، عليرضا خمسه، وحيد اسماعيلي، فرزين محدث، حديثه تهراني به همراه افسانه چهره آزاد و محسن شاه ابراهيمي كه تاكنون همگي آنان مقابل دوربين رفته اند.
در خلاصه داستان «شكلات داغ» با مضموني اجتماعي آمده: يك كافي شاپ با مشتري هاي ثابت و هميشگي اش توسط جواني اداره مي شود. ورود يك زن جوان به اين كافي شاپ دنج و آرام همه چيز را دستخوش تغييراتي مي كند كه... .
ديگر عوامل اصلي فيلم عبارتند از: نويسندگان: حامد كلاهداري، مهدي محمدنژاديان، مدير فيلمبرداري: محمود كلاري، طراح صحنه و لباس: محسن شاه ابراهيمي، مدير توليد: مرتضي متولي، صدابردار: حسن زاهدي، طراح گريم: مهين نويدي، مدير برنامه‌ريزي و دستيار اول كارگردان: حسن حج‌گذار، عكاس: امير عابدي، منشي صحنه: آناهيد روستا و روابط عمومي: امين داداشي.



 
نمایی از فیلم شکلات تلخ:

نمايي از فيلم شكلات داغ

نمايي از فيلم شكلات داغ

نمايي از فيلم شكلات داغ

شكلات داغ

شكلات داغ

شكلات داغ

 



 
 

 

با تشکر از فاطمه جون


امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد


 

شکلات داغ سه شنبه مقابل دوربین می رود

قراردادشاکردوست فسخ شد..
لطیفی ازساخت "دختری برای تمام فصول"انصراف داد...ظاهراسفرلطیفی به مکه که قراراست15آبان انجام شودباعث انصرافش شده است..این درحالی است که النازشاکردوست اواخرمهربرای بازی دراین فیلم قراردادامضاکرده بود..به این ترتیب احتمال داردبا"به سوی آفتاب"قراردادامضاکند...در"به سوی آفتاب"که توسط فریال بهزادساخته میشودتاکنون حضورحامدکمیلی ونیوشاضیغمی قطعی شده است..


اکران "تردید" در پنج سینما ادامه دارد

اکران عمومی فیلم سینمایی "تردید" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی در پنج سینما ادامه دارد.

به گزارش خبرنگار مهر،  فیلم "تردید" پنج هفته برای اکران قرارداد داشته و امروز از سرگروه خارج شده و "آقای هفت رنگ" به کارگردانی شهرام شاه حسینی جایگزین آن شده است. اکران این فیلم در سینماهای فرهنگ، آزادی، پردیس ملت، پردیس زندگی و ایران به اکران خود ادامه می‌دهد.

فیلم سینمای "تردید" دومین ساخته واروژکریم مسیحی است که در آن بهرام رادان، ترانه علیدوستی، حامد کمیلی،مهتاب کرامتی، محمد مطیع و علیرضا شجاع نوری ایفای نقش کرده‌اند. "تردید"  تا امروز 250 میلیون تومان فروخته است.


در همه این سال‌هایی كه علاقه‌مندان سینما گهگاه شاهد پخش فیلم «پرده آخر» از تلویزیون بودند، سازنده این فیلم ارزشمند در حال فراهم آوردن مقدمات ساخت فیلم «تردید» بود. فیلمی‌كه تقریبا از حدود ۱۰ سال قبل فكر ساخت آن در ذهن این كارگردان شكل گرفت و حتی هنگام ساخت یك بار هم تعطیل شد تا این‌كه با تغییر در تیم تهیه‌كننده، دوباره ساخت آن از سر گرفته شد.

تردید فیلم خاص و متفاوتی است. البته معنی این حرف این نیست كه بیننده عادی با آن ارتباط برقرار نمی‌كند، بلكه هر بیننده‌ای از تماشای آن می‌تواند به استنباط و درك خاصی برسد. حضور بازیگران چهره، داستان پر پیچ و خم، ارجاع‌های مختلف به زمانه ای كه در آن زندگی می‌كنیم و... برخی از جذابیت‌هایی است كه می‌تواند این فیلم را جزو گزینه‌های انتخابی برای تماشا قرار دهد.داستان تردید اقتباسی آزاد و امروزی شده از قصه جاودانه «هملت» است. نمایشنامه‌ای كه بارها چه به شكل اجرای صحنه‌ای و چه به صورت فیلم سینمایی مورد اقتباس قرار گرفته است. شخصیت اصلی داستان جوانی محقق است كه در خانواده ای ثروتمند زندگی می‌كند. خانواده‌ای كه با حضور در انواع و اقسام فعالیت‌های حلال و حرام به ثروتی افسانه‌ای دست یافته‌اند و حالا بر سرتقسیم این ثروت، مرتكب انواع و اقسام جنایت می‌شوند كه «برادر كشی» یكی از آنهاست. فیلم تردید تركیبی از حضور چند بازیگر حرفه‌ای و موفق سینمای ایران در كنار عوامل فنی معتبری است كه معمولا نتیجه كار آنها آثاری كیفی و قابل توجه است. بهرام رادان در مقام بازیگر تلاش كرده تا حد امكان از آن چهره كلیشه‌ای ستاره محور دور شود و به جنس خاصی از بازی برسد. این مساله در مورد دیگر بازیگران فیلم نیز صدق می‌كند. از علیرضا شجاع نوری كه سال‌ها قبل در فیلم «روز واقعه» حضور یافت و دیگر در سینمای ایران مقابل دوربین نرفت و فقط به تهیه‌كنندگی پرداخت تا حامد كمیلی یا همان الیاس معروف و ترانه علیدوستی كه این بار چهره دیگری از او در این فیلم می‌بینیم. تركیب همه اینها در كنار حضور عوامل فنی موفقی از جمله امیر اثباتی در مقام طراح صحنه و بهرام بدخشانی به عنوان مدیرفیلمبرداری جزو امتیازهای فیلم محسوب می‌شوند؛ امتیازهایی كه شاید تا سال‌های سال دیگر به شكل درست و دقیقی در سینمای ایران كنار یكدیگر قرار نگیرند.


گفتگو با واروژ کریم مسیحى کارگردان تردید

دوست ندارم به هر قيمتى فيلم بسازم

بهروز رضيئى‌فر

داستان اقتباس و ساختن فیلم براساس یک اثر کلاسیک جهانى حرکت روى لبه تیغ است. حساستر آنکه اگر فرهنگ اقتباس‌کننده از فرهنگ جایى که از آن اقتباس مى‌کند متفاوت باشد. واروژ کریم‌مسیحى (که زیاد هم اهل حرف زدن نیست) پس از ۱۷ سال، با اقتباس از «هملت» شکسپیر به سینما برگشته و با «تردید» سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از جشنواره فجر برده است. به بهانه اکران عمومى «تردید» سراغ این کارگردان و تدوینگر صاحب‌سبک سینماى ایران رفتیم و با او به گفت‌وگو نشستیم.

گویا ماجراى «تردید» به سال‌ها قبل برمى‌گردد، به زمانى که «پرده آخر» را ساخته بودید، یعنى دهه ۷۰.

درست است. البته من به طور مفصل در یک گفت‌وگو درباره فیلمنامه «تردید» توضیح داده‌ام که طرح فیلمنامه به همراه چند طرح دیگر جزو موضوع‌هایى بوده که از همان اوایل دهه ۷۰ در پى ساختن آنها بودم که البته هیچ کدامشان به نتیجه نرسید. تا اینکه بالاخره در نیمه دوم دهه ۸۰ شاید بتوان گفت کاملا اتفاقى به کمک آقاى رضابالا که مسئول بخش فرهنگى بنیاد سینمایى فارابى است این طرح در چرخه تولید افتاد.

حالا سوال این است که اولا چرا هملت و چرا به شکل امروزی؟

اینکه چرا هملت، براى اینکه من این نمایشنامه را خیلى دوست دارم و اصل نمایشنامه آنقدر قوى و عظیم است که فکر مى‌کردم اگر بخشى از آن را هم موفق بشوم از کار دربیاورم، لابد کار خوبى خواهد شد. ولى اینکه چرا امروزی، براى اینکه اگر من آن را تبدیل مى‌کردم به یک موضوع ایرانى که در یکى از ادوار تاریخى ما اتفاق مى‌افتاد ـ مثل کارى که کوروساوا در «سریر خون» با نمایشنامه مکبث کرده ـ به نظرم بخت تولید آن به صفر مى‌رسید. فکرش را بکنید در این شرایط چه کسى حاضر مى‌شود براى تولید فیلمى تاریخى آن هم به سنگینى متنى که از هملت اقتباس شده سرمایه‌گذارى کند؟ در نتیجه فکر کردم بهترین شکل آن، این است که آن را به شکل امروزى دربیاورم.

علت تاکید شما بر وجود رابطه فیلم و هملت شکسپیر از ابتدا تا انتها چیست؟ چون بالاخره مخاطب بعد از چند صحنه متوجه این اقتباس خواهد شد.

اولا همه مخاطبان مثل شما نمایشنامه هملت را نخوانده‌اند و شاید بتوان گفت توضیح واضحات به نظر مى‌رسد. ولى همین الان من کسانى را مى‌شناسم که فیلم را دیده‌اند واگر توضیحات «گارو» نبود شاید اصلا متوجه قصه نمى‌شدند. فکر مى‌کنید چند درصد تماشاچیان ما هملت خوانده باشند؟ اما گذشته از این نکته اصلى این است که سیاوش به عنوان قهرمان قصه که یک روشنفکر است نمى‌تواند هملت را نخوانده باشد، پس اگر خوانده بالاخره جایى باید متوجه شود آنچه در زندگى‌اش دارد اتفاق مى‌افتد، شبیه سرنوشت هملت است. از همین نقطه است که سیاوش به چیزى آگاه مى‌شود که خود هملت در نمایشنامه اصلى از آن بى‌خبر است و از اینجاى قصه به بعد هر صحبتى که بین قهرمانان فیلم درباره نمایشنامه مى‌شود، در واقع جزو ساختمان فیلمنامه است تا در انتها راه حلى پیدا کند براى گریز از یک سرنوشت تراژیک.

کریم‌مسیحى ۱۷ سال فیلم نساخت. وسواس شما مانع شد کار بعدى را شروع نکنید یا شرایط در این چند سال فراهم نبود؟

همانطور که عنوان کردم شروع فیلمنامه «تردید» به اوایل دهه ۷۰ برمى‌گردد. پس اینکه من نمى‌خواستم کار بعدى را شروع کنم درست نیست. هم «تردید» و هم فیلمنامه‌هاى دیگرى بودند که دلم مى‌خواسته بسازم. اما یا از ممیزى بیرون نیامدند یا شرایط اجازه نداده است. به خاطر مى‌آورم مدت‌ها دنبال ساختن «عشق‌نامه ملک مطران» بودم که هاشمى‌نژاد نوشته و بدون هیچ ایرادى هم در گذشته تصویب شده است. اما بخش‌هاى دولتى و خصوصى حاضر نشدند سرمایه‌گذارى کنند. اینکه مى‌گویید وسواس دارم اینطور نیست، فقط فکر مى‌کنم سینما یک متر و معیارهایى دارد که باید یک اندازه حداقلى را در آن رعایت کرد. نه اینکه چون مى‌خواهیم فیلم بسازیم، پس هر چه پیش آمد فورى آستین را بالا بزنیم.

«تردید» دیالوگ‌محور است، انتخاب این نماى نقطه نظر و اینکه مخاطب قصه را از دیدگاه سیاوش دنبال مى‌کند به نوعى مخاطب را دچار گنگى و مشکل ارتباط با فیلم نمى‌کند؟

به نظر من اینطور نیست. به هر حال این نوع ساختار در سینما اختراع من نیست. خیلى از آثار دیگر هستند که ساختار اینچنینى دارند و مخاطب را هم گیج نمى‌کنند. البته این توضیح را هم بدهم که شکل اول فیلمنامه «تردید» به قول منتقدان از دید داناى کل بود. یعنى اینکه هر دو طرف قصه را دنبال مى‌کردیم که خیلى هم مفصل بود. اما از دو جهت ما را دچار مشکل مى‌کرد. یکى اینکه زمان فیلم طولانى مى‌شد که سینماى ما فیلم بلندتر از حد معمول را نمى‌پذیرد. به اضافه اینکه هزینه‌هایى که لازم داشت حداقل در توان ما نبود. به همین دلیل براى اینکه بالاخره فیلم ساخته شود من آن را تغییر دادم و به شکل فعلى درآوردم.

در مورد انتخاب بازیگران چطور به این ترکیب رسیدید؟ به طور نمونه چرا بهرام رادان را انتخاب کردید؟

با توجه به شرایطى که بهرام رادان دارد، به عقیده من او براى نقش سیاوش مناسب بود. به خصوص در مرحله اول فیلمبردارى که موهاى ایشان بلند و به سیاوش قصه ما نزدیکتر بود. اما وقتى فیلم دچار وقفه طولانى شد تا شروع مجدد کار وى به خاطر تعهداتى که داشت ناچار شده بود موهایش را کوتاه کند و ما هم دیگر چاره‌اى نداشتیم. البته درباره انتخاب دیگر بازیگران هم فکر شده است، به طور نمونه ترانه علیدوستى شاید در مرحله فیلمنامه حضورش براى من مسلم بود. یا حامد کمیلى وقتى آمد و تست گرفتیم، احساس کردم خیلى به شخصیت گارو نزدیک است.

محمد مطیع را از ۳۰ سال پیش مى‌شناختم و چون بازیگر توانمندى است همیشه مى‌خواستم با وى همکارى کنم. درباره علیرضا شجاع‌نورى فکر مى‌کردم دیگر کار بازیگرى را دنبال نمى‌کند اما با این حال فکر کردیم، به او پیشنهاد دادیم و خوشبختانه قبول کرد. خانم گرگانى را اصلا نمى‌شناختم و براى نقش ماه‌طلعت از چند بازیگر تست گرفتیم تا اینکه یکى از دوستان وى را پیشنهاد داد. دیگران نیز به همین شکل انتخاب شدند.

فیلم شما جزو هفت فیلم نماینده ایران براى اسکار بود. نظرتان درباره این مسئله و انتخاب «درباره الی» به عنوان گزینه نهایى چیست؟

من هم در روزنامه‌ها این موضوع را خواندم و متاسفانه فرصت نکردم خیلى از فیلم‌ها از جمله «درباره الی» را ببینم. اما فیلم «شهر زیبا» ساخته اصغر فرهادى را در گذشته دیدم و آن را دوست داشتم. حالا هم اگر عده‌اى نشسته و بررسى کرده و چنین تصمیمى گرفته‌اند، اتفاق خوبى است. اینکه یک فیلم خوب به نمایندگى از سینماى ایران به اسکار برود مهم‌تر از این موضوع است که آن را چه کسى ساخته باشد.

علاقه‌مندان سینماى شما مى‌خواهند بدانند آیا ۱۷ سال طول مى‌کشد تا فیلم دیگرى بسازید؟

امیدوارم اینطور نشود، تلاش من بر این است که همین امسال کارى را شروع کنم. اما تا چه شرایطى پیش آید.


حامدکمیلی:خدادرزندگی تاامروزهمه چیزرابه من پلکانی داده است...
اولین تجربه
برای اولین بارتجربه دوربین رابافریدون خسروی وحرف ربط آغازکردم ولی بعدفیلمهای کوتاه زیادی بازی کردم....بابچه های تئاترارتباطی پیداکرده بودیم که هم کارمی ساختیم وهم درآن بازی میکردیم یعنی درآن دوره هم درتجربه کارگردانی تاحدی جلورفتم هم دربازیگری پس قبل ازورودبه کارحرفه ای هنرلنز دوربین را درهر2جایگاه تجربه کرده بودم...قطعاهمان موقع وبعدابازیم تغییراتی میکردوروتوش میشدچون جنسش تئاتری بودوبرای لنزبایدبه یک تصحیح هایی میرسیدم وبعدازآن بودکه واردکارحرفه ای ترشدم...
بازیگری ونویسندگی..
واقعیت این است که بازیگری رادوست داشتم امااصل قضیه نویسندگی بود..هنوزهم مینویسم...آشناییم باخسروی هم اینطوربودکه فیلمنامه کوتاهی نوشته بودم....این قضیه مربوط به نوجوانیم است..فیلمنامه رازیربغلم زدمو رفتم دفترایران فیلم...خداآقای ودائی رارحمت کند...ایشان تهیه کننده بودند...گفتم میخواهم این فیلم رابسازم...این فیلمنامه من است..بخوانیدواگردوست داشتیدبسازیمش..ایشان عجیب نگاهم کرد.....آقائی دراتاق دیگری نشسته بودودیدم که نگاهم میکندو اورانمیشناختم....آقای ودائی:چرامیخواهی بسازی؟؟؟؟گفتم چون دغدغه م است...آقای داخل اتاق بیرون آمدوگفت:فیلنت رامیسازیم به شرطی که درفیلم بازی کنی...قبول کردم...اوفریدون خسروی بودو نتیجه آن آشنایی تله فیلم حرف ربط شد..
کارگرداني
دغدغه کارگرداني راازگذشته دارم واصولااز زماني که نويسندگي را شروع کردم درذهنم بود...درتئاترکارگرداني کردم وفيلم کوتاه هم ساختم..احساس ميکنم الان بهتراست روي بازيگري متمرکزشوم....
ترديد
واروژبرايم درفيلمسازي اسطوره است که بخاطرپرده آخربوجودآمده است..وقتي براي نقشهاي اصلي ترديدبه من زنگ زدندوقرارشدبراي صحبت بروم فکر کردم شايدنقش خيييلييي کوتاهي باشدچون تاقبل ازآن غيراز2خواهرحضورسينمايي نداشتم وآن هم هنوزاکران نشده بود....رفتم وگفتندفيلمنامه رابخوان....نقشي به نام گارواست که ارمني است وو واروژهم ارمني است وشديدا رويش حساس است وبايدحواست راخييييليي جمع کني....برونقش رابخوان وبيانظرت رابگو....
سناریوراخواندم ودیدم ووووواااایییی یکی ازنقشهای اصلی است وچقدرهم سخت است...واقعاوسوسه شدم ورفتم صحبت کردم....گفتم خییییلییی سخت است چقدرزمان داریم؟؟؟گفتند3ماه تاشروع فیلمبرداری....آن راباسرپذیرفت چون واروژ بودو متنی ازهملت وبازیگران خوبی هم درکاربودند..فرصت خوبی برایم بودوسعی کردم براحتی ازدستش ندهم....گاروباخودم فاصله زیادی داشت...در3ماه تمام انرژی ام راگذاشتم ...ازطریق آناهیدآباد و واروژ با یکسری ارامنه محترم ارتباط برقرارکردم...باآنان زندگی کردم تابتوانم به گارونزدیک شوم..اتفاقی که درتردیدافتاداین بودکه درگیرکلیشه نشدیم....
کلیشه ای که درنقشهای ارمنه درسینماوتلویزیون ایران وجودداشتاین بودکهبه محض اینکه میگفتندارمنی درگیرلهجه ونوعی گویش خاص اازارامنه میشدیم امادیدیم هیچ دلیلی ندارد وخیییلییی ازارامنه هستندکه خییلییی عادی فارسی حرف میزنندماهم داشتیم ازگاروحرف میزدیم که20سال درایران بودوهیچ دلیلی برای آن لهجه خاص نداردبرای همین کاملاعادی حرف میزندوشایدجاهایی آکسانهایی راخیییییلیییییظریف ازکنارش ردمیشدیم..2سکانس داردکه کاملاارمنی حرف میزند وبه تماشاگرهم ثابت میکنیم که گاروارمنی است..سعی کردیم این را از ازنوع حرکت ورفتارش وری اکشنها ونگاهها وتفکرش به تماشاگربفهمانیم....
هم من وهم واروژ دوست داشتیم گاروبه بهترین شکل ایفاشود...حساسیت خییلیی زیادی داشتم که واقعادرست دربیایدو واروژ ازدستم راضی باشد..
2خواهر
2خواهررا قبل ازتردید شروع کردم واولین کار سینماییم است....بلافاصله بعدازپایان2خواهرواردتردیدشدم..درسینمادر2کاردرنقش مکمل بازی کردم وآن همین2کاراست...بعدازتردیددرپسرآدم دخترحوابازی کردم که نقش اصلی است ونقش مقابلم خانم افشاراست...درآن نقش اول رابازی کردم وفکرمیکنم برای جشنواره فجرامسال آماده میشود..خدادرزندگی تابه امروز همه چیزرا به من پلکانی داده است..
اکران همزمان
تردیدو3خواهرکاملاتو2ژانرمتفاوتندوبه نظرم بایداز2دیدگاه کاملامتفاوت نقدشوندوبه آنهانگاه کرد..اکران همزمانشان خوب است..درتلویزیون هم دراولین سال حضورم2کارهمزمان باهم ازمن پخش شد:به دنیابگوییدبایستدشبکه تهران وپروازدرحباب شبکه 3...

با واروژ كریم‌مسیحی، كارگردان و نویسنده فیلم «تردید»

بهرام بیضایی، ناصر تبا واروژ كریم‌مسیحی، كارگردان و نویسنده فیلم «تردید»قوایی، واروژ كریم‌مسیحی، ابراهیم حاتمی‌كیا، مرحوم رسول ملاقلی‌پور، بهروز افخمی، مرحوم سیف‌الله داد، رخشان بنی‌اعتماد، داریوش مهرجویی و چند چهره دیگر سینمای ایران، فهرستی را تشكیل می‌دهند كه هر روزنامه‌نگار سینمایی در طول دوران حرفه‌ای خود، طبق قانونی نانوشته باید حداقل یك مصاحبه با آنها را در كارنامه كاری خود به ثبت برساند.

در همین بخش ابتدایی مصاحبه باید بگویم كه برای مصاحبه با واروژ كریم‌مسیحی حدود ۹ سال منتظر ماندم. ۹ سال قبل و پشت صحنه تدوین سریال «تفنگ سرپر» با این فیلمساز ملاقات كردم و همانجا از او شنیدم كه قرار است پس از پایان تدوین این سریال، ساخت فیلمی سینمایی با اقتباس از داستان «هملت» را آغاز كند. سال‌ها گذشت اما این اتفاق با تاخیری چند ساله رخ داد. حالا در بعدازظهری پاییزی در دفتر سعید سعدی، تهیه‌كننده آرام و بی‌حاشیه سینمای ایران كه همت او سرانجام، این فیلم را به نتیجه رساند، من و این فیلمساز محجوب در دو طرف میزی چوبی نشسته‌ایم. فاصله میان ما را یك ظرف شیرینی و استكان‌های چای پر كرده كه هر چند دقیقه یك‌بار پر و خالی می‌شوند و سوال‌ها و جواب‌هایی درباره ساخت این فیلم رد و بدل می‌شود.

● در این سال‌ها چه اتفاقی افتاد كه با این تاخیر، دومین فیلم خود را ساختید و چطور گذشت زمان، این دغدغه را تغییر نداد؟

▪ این فیلمنامه یكی از چیزهایی بود كه در این سال‌ها می‌خواستم بسازم و طرح‌های دیگری هم بوده است. آن موقع «تردید» ساختمان دیگری داشت و قصه از نگاه دانای كل تعریف می‌شد، اما وقتی به سال‌های اخیر رسیدیم و قرار شد این فیلم ساخته شود، زاویه دید به این شكل تغییر كرد.

● یعنی در این سال‌ها بازنویسی می‌شد؟

▪ نه. در یك مقطع به این نتیجه رسیدم كه فیلمنامه اولیه، امكان ساخت ندارد. چون در نهایت به فیلمی ۳ ساعته تبدیل می‌شد كه امكان جذب سرمایه‌گذار برای آن وجود نداشت؛ اما زمانی كه زمینه ساخت فیلم ایجاد شد، برای اجرایی شدن كار تغییراتی در فیلمنامه اولیه داده شد.

● درباره افرادی مانند شما، ناصر تقوایی، بهرام بیضایی و برخی دیگر از فیلمسازان این نسل، گفته می‌شود كه به سختگیری‌های خاصی مشهور هستید كه این مساله سبب می‌شود امكان ساخت فیلم از سوی شما بسختی میسر شود و به همین دلیل با تاخیرهای طولانی فیلم می‌سازید. این موضوع هم در فیلم نساختن شما موثر بود؟

▪ ما سختگیری نمی‌كنیم. شاید دیگران هستند كه سختگیری می‌كنند كه ما نمی‌توانیم فیلم بسازیم. شرایط خیلی مهم است. افرادی مانند ناصر تقوایی و بهرام بیضایی به حداقل‌هایی معتقدند كه من هم معتقدم. ما به كمتر از یك سطح خاص، رضایت نمی‌دهیم و در چنین شرایطی ترجیح می‌دهیم فیلم نسازیم و به جای سینما سراغ شغل دیگری برویم. بخشی دیگر هم به شرایط دیگری مربوط است كه باید فیلمنامه ما تصویب شود و گروهی برای سرمایه‌گذاری پیشقدم شوند. ما این وضعیت را ایجاد نكردیم. عده دیگری این جو را می‌سازند.

● كمی بدشانس نیستید؟

▪ به شانس مربوط نمی‌شود. ما باورهایی داریم كه سبب می‌شود هر چیزی را نسازیم. ما به حداقل‌هایی قانع هستیم كه آن حداقل‌ها ظاهرا كمی دست‌نیافتنی است. معیار ما همیشه سینما بوده و وقتی چنین معیاری وجود داشته باشد، از یك حداقل‌هایی پایین نمی‌آییم. به همین دلیل به این مساله توجه نمی‌كنیم كه مثلا در بازار فعلی، فیلمی خوب جواب داده و حالا ما سراغ ساخت آن نوع فیلم‌ها برویم.

● در ابتدای ساخت فیلم «تردید» هم دچار مشكلاتی شدید كه به عوض شدن تهیه‌كننده و تغییر برخی بازیگران منجر شد. ماجرا چه بود؟

▪ زمانی كه بیمار شدم، پروژه متوقف شد. ناچار شدیم اصلاح برآورد كنیم. در آن زمان محمدمهدی دادگو تهیه‌كننده اول فیلم دیگر كار را ادامه نداد و طی مذاكره با سعید سعدی، تهیه‌كننده تغییر كرد. وقتی كاری متوقف می‌شود برای راه افتادن دوباره پروژه مشكلاتی پیش می‌آید. برخی سر كار دیگری می‌روند و دیگر نمی‌توانند برگردند. برخی را كارگردان نمی‌خواهد و برخی دیگر نیز امكان همكاری ندارند. به همین دلیل زمانی در این میان از دست می‌رود.

● در آن مقطع نگران نبودید كه این پروژه دیگر راه نیفتد؟

▪ نگران بودم، اما كمك‌های تیم جدید تهیه، این نگرانی را برطرف كرد.

● شنیده بودم زمان فیلمبرداری آنقدر روحیه‌تان خوب شده بود كه سیگار را ترك كردید، اما ظاهرا الان دوباره از ترك خارج شده‌اید؟

▪ گاهی اوقات سیگار را ترك می‌كنم. زمانی كه در بیمارستان بودم، سیگار را ترك كردم و زمان فیلمبرداری هم سیگار نمی‌كشیدم اما فكر می‌كنم از یك هفته دیگر، تعداد سیگار را كم خواهم كرد.

‌● در این سال‌هایی كه از دوربین فیلمبرداری و سینما دور بودید، سلیقه مخاطبان را دنبال می‌كردید؟ از نیازهای مخاطبان باخبر می‌شدید؟

▪ این‌كه سینما را به كدام سمت برده‌اند و الان مخاطب چه می‌خواهد، این موضوع، مساله من نیست. من به یك معیاری معتقدم و فكر می‌كنم سینمای ما باید در آن جهت حركت كند. این مسیر هم این است كه ما به اندازه توانی كه داریم، باید بتوانیم فیلم خوب بسازیم. این‌كه فیلمی بیاید و بفروشد و من هم به سمت ساخت آن نوع فیلم‌ها بروم اصلا مساله من نیست. اما در این سال‌ها من هم مانند بسیاری از مردم عادی از فیلم‌های شبكه قاچاق استفاده می‌كردم و با سینمای روز دنیا آشنا می‌شدم. من سینما را دوست دارم.

● دنبال این موضوع هم بودید كه قصه هملت كه به دنبال ایرانی كردن آن رفته بودید نسبتی هم با زمان حال داشته باشد؟

▪ نه. من این جور نگاه می‌كنم. فكر می‌كنم قصه‌ای را از آن زمان به امروز تبدیل كنیم. من می‌كوشم امروز را برای تماشاگر واقعی كنم و تماشاگر بتواند آدم‌ها را باور كند. این‌كه در این مسیر چقدر موفق بوده‌ام موضوع دیگری است، اما این‌كه بخواهم چیزهایی را بیاورم كه بگویم منظورم چه بوده، چنین نبوده و نیست.

● این منظور را نداشتید كه تاریخ تكرار می‌شود؟

▪ نه. من از هملت خیلی خوشم می‌آمد. فقط این قصه را معاصر كردیم. اگر هملت آن زمان روشنفكر بود، باید آدم قصه من هم روشنفكر باشد. اگر عینا سراغ ساخت همان هملت می‌رفتم دیگر قصه برای مخاطب امروز قابل باور نبود. یكی از مهم‌ترین مسائلی كه در قصه هملت وجود دارد، مساله تقدیرگرایی است كه ما در این داستان به آن پرداخته و آن را بررسی كرده‌ایم. برخی از عناصر هم حذف شده است.

● بازیگران نقش اول فیلم، هنگامی كه شما فیلم اول خود را ساختید، احتمالا كودك بودند. مناسبات و برخورد شما با این بازیگران چطور بود؟

▪ دختر من همسن و سال همین بازیگران است و من بسادگی با آنها رابطه برقرار می‌كردم. مشكلی در خصوص تفاوت سنی با آنها نداشتم. خیلی با هم راحت بودیم. به هر حال باید با این نسل ارتباط برقرار كرد وگرنه ما را كنار می‌گذارند!

● فیلم تردید خیلی فیلم پرانرژی و اكتیوی به نظر می‌رسد. انگار یك كارگردان ۳۰ ساله آن را ساخته است. چطور به این موضوع رسیدید؟

▪ من سعی كردم فقط فیلمنامه را اجرا كنم. بعد از نوشتن سناریو باید آن را به تصویر تبدیل كرد. این فیلمنامه این تحرك را می‌خواست. این‌كه دوربین ثابت گذاشته شود دیگر اسمش را نمی‌توان سینما گذاشت. البته در این كار هم كوشیدیم محدودیت‌ها و سختی‌ها را در نظر بگیریم.

● مهم‌ترین و سخت‌ترین قسمت كار از نظر شما كجای كار بود؟

▪ سخت‌ترین بخش، نوشتن است. در مرحله اجرا سختی چندانی ندارم. فقط ممكن است به دلیل برخی شرایط فیزیكی با مشكلاتی مواجه شویم اما فكر اصلی و خلق و به نتیجه رساندن آن كمی سخت است.

ما به اندازه توانی كه داریم باید بتوانیم فیلم خوب بسازیم. این‌كه فیلمی بیاید و بفروشد و من هم به سمت ساخت آن نوع فیلم‌ها بروم اصلا مساله من نیستبه هر حال این نمایشنامه خیلی گردن كلفت است و حداقل در كشوری مانند انگلستان شبی نیست كه این نمایشنامه روی صحنه نرود. نوشتن چنین متنی انرژی می‌برد. بقیه كار فیزیكی است.

یكی از ویژگی‌های مهم این فیلم بازیگران آن هستند. این‌كه چطور به علیرضا شجاع‌نوری رسیدید؟ بهرام رادان چطور انتخاب شد؟ ترانه علیدوستی از كجا آمد و... سوال‌هایی است كه در ذهن مخاطبان شكل گرفته است. بد نیست توضیح شما این سوال‌ها را روشن كند.

وقتی فیلمنامه‌ای نوشته می‌شود، كارگردان آن افرادی را در ذهن دارد. بعد كه نوبت به عمل می‌رسد، سراغ بازیگران می‌رویم و آنهایی را كه با شرایط ما همخوانی دارند انتخاب می‌كنیم.

● شما از كارگردان‌هایی نیستید كه خودتان را به گروه خاصی از بازیگران محدود كنید؟

▪ خیر. این فكر عملی نیست. اگر بخواهم بعد از ۱۸ سال فیلم بسازم، اگر بخواهم فقط از یك بازیگر خاص استفاده كنم، ممكن است آن بازیگر سركار باشد و اگر الان كار نكنم ممكن است دیگر اصلا نتوانم كار كنم و به همین دلیل باید شروع كنم به كنار آمدن با شرایط.

● البته این تركیب هم خیلی خوب و حرفه‌ای است. علیرضا شجاع‌نوری مدت‌ها بود در چنین نقشی ظاهر نشده بود و با توجه به فیلم «روز واقعه» كه با آن فیلم شناخته شده، این نقش خیلی متفاوت بود. برخی از بازیگران تازه هم خیلی ایده‌آل هستند. مثلا مادر سیاوش ماه‌منیر چطور انتخاب شد؟

▪ این بازیگر اولین نقش خود را در این فیلم ایفا كرد. ما به دنبال بازیگری برای ایفای این نقش بودیم. این فرد را هم از طریق یكی از آشنایانمان پیدا كردیم. بعد از تست بازیگری دیدم خیلی خوب است و بعد از تایید نهایی كمی هم با او كار بازیگری تمرین شد تا این‌كه در نهایت در این نقش مقابل دوربین رفت.

● در فیلم شما یك سینمای مخروبه وجود دارد. در بخشی از فیلم یكی از بازیگران به دیگری می‌گوید: «اینجا الان كه فاجعه است. بعدا درست می‌شه دیگه.» ماجرا چیست؟ خودتان بگویید.

▪ این جمله خیلی روشن است و نیاز به توضیح ندارد.

● این‌كه یك سینمای نیمه‌خراب برای روایت بخش‌هایی از داستان مورد استفاده قرار گیرد، فقط قرار است یك مفهوم كنایی در برداشته باشد؟

▪ اصولا باید از فضای تصویر خوشم بیاید. این بخشی از سینماست كه فضای فیلم را برای مخاطب جذاب كنیم. سینما یعنی همین كه لوكیشنی را انتخاب كنیم كه گذشته از معانی زیبایی بصری را هم داشته باشد. در همه لوكیشن‌ها این مساله را در نظر می‌گیرم كه ضمن توضیح موضوع فضا نیز دلنشین و جذاب باشد و چه جایی بهتر از سینما ركس.

● بازیگرهای فرعی هم خیلی خوب انتخاب شده‌اند. مثلا همین ماشاءالله شاهمرادی‌زاده بازیگر نقش كارگر سینما را چطور انتخاب كردید؟ بازی‌های قبلی او را دیده بودید؟

▪ در سری قبل این نقش را فرد دیگری بازی كرده بود، اما در زمان پیش‌تولید دوم، این بازیگر را در همین دفتر دیدم و با توجه به بامزگی‌های خاصی كه داشت پیشنهاد ایفای این نقش را به او دادم.

● برخی صحنه‌های فیلم بشدت سنگین است. مثلا صحنه‌هایی كه بازیگران وارد داستان می‌شوند نوع ورود با میزانسن‌های پیچیده بشدت فضا را سنگین می‌كند. دیالوگ‌ها گاهی حاوی حجم فراوانی از اطلاعات است كه اگر مخاطب آن را با دقت گوش نكند، فهم ادامه داستان را از دست می‌دهد. به نظر می‌رسد فیلم برای مخاطب شمال شهری ساخته شده. در این مورد چه نظری دارید؟

▪ این به همان سوال اول شما برمی‌گردد كه از ناصر تقوایی و بهرام بیضایی مثال زدید. این نسل به سینمایی اعتقاد دارد كه مخاطب نمی‌تواند وسط تماشای فیلم مثل سریال‌های تلویزیونی برود املت هم درست كند و وقتی برگشت چیزی از فیلم را از دست نداده باشد. درباره حجم دیالوگ‌ها باید به این مساله توجه كنید كه قصه اصلی هملت ۴ ساعت است و اگر من بخواهم با ریتم آرامی داستان را تعریف كنم، باید همین زمان را به روایت فیلم اختصاص دهم. البته ممكن است مخاطب در دفعات اول و دوم چیزهایی را از دست بدهد و داستان را نگیرد، اما این فیلم برای تماشاچی‌ای كه فكر می‌كند نه تماشاچی روشنفكر، چندان سنگین نیست اما برای آن تماشاچی كه می‌خواهد با حضور در سینما فقط بخندد، تردید فیلم مناسبی نیست و بهتر است به تماشای چنین فیلمی نیاید.

سینمایی كه شما و هم‌نسلانتان دنبال می‌كنید ویژگی مشخصی دارد و آن این است كه معمولا در دفعات مختلف تماشا جذاب هستند. فیلم ناخدا خورشید هم در هر بار تماشا جذاب است و نكات تازه‌ای برای مخاطب خود دارد. تردید هم این‌گونه است.

وقتی سینما را جدی می‌گیریم، شخصیت‌ها جدی می‌شوند و همه آنها برای خود شناسنامه‌دار می‌شوند و در هر بار تماشا یكی از آنها به چشم می‌آید.

● این مساله به نظرتان كمی تنه به تنه تئاتر نمی‌زند؟ در تئاتر هم مخاطب با هر بار تماشای نمایش به یكی از اجزا توجه می‌كند.

▪ این بخش به تئاتر ربطی ندارد. ما هنوز هم بعد از گذشت سال‌ها فیلم‌های بونوئل و جان فورد را می‌بینیم و لذت می‌بریم. در آن دوره خیلی‌ها بودند كه با جان فورد فیلم ساختند، اما فیلم‌های آنها الان در انبارها خاك می‌خورد اما درباره جان فورد چنین نیست.

● این یك شم فیلمسازی است یا یك غریزه؟

▪ این یعنی سینما.

● چطور می‌توان به آن رسید؟

▪ باید داشته باشی.

● مادرزادی است؟

▪ بخشی از آن ژنتیك است و بخشی دیگر اكتسابی است. هیچ فیلمسازی نمی‌تواند بگوید من نابغه‌ام و با نبوغ فیلم می‌سازم. باید دانش این كار را هم در كنار نبوغ داشت. استادانی هستند كه در فرنگ تحصیل كرده‌اند اما وقتی پشت دوربین قرار می‌گیرند، گند می‌زنند. شما باید هم سواد داشته باشید و هم غریزه. اینها كه با هم جمع شوند، كیفیت فیلم شكل می‌گیرد.

هیچ‌كس نمی‌تواند همین‌طوری كارگردان شود. باید یك چیزهایی داشته باشد. سینما هم یك چیزی شبیه نقاشی است. اگر تمرین نكنی و فكر را گسترش ندهی در همان حد می‌مانی. حتما نوابغی بوده‌اند كه نیامده‌اند و اگر می‌آمدند اتفاق‌های خیلی بزرگ‌تری در سینما رخ می‌داد.

● ممكن است بر اثر مرور زمان و فیلم نساختن كارگردانی فراموش شود؟

▪ معیار ما همیشه سینما بوده و وقتی چنین معیاری وجود داشته باشد، از یك حداقل‌هایی پایین نمی‌آییم. به همین دلیل به این مساله توجه نمی‌كنیم كه مثلا در بازار فعلی، فیلمی خوب جواب داده و حالا ما سراغ ساخت آن نوع فیلم‌ها برویماین مساله هم شبیه دوچرخه‌سواری و رانندگی است. اگر چند سال این كار را نكنی، لحظه اول ممكن است سخت به نظر برسد اما به مرور راه می‌افتی.

● اكثر بخش‌های فیلم شما در فضایی بسته رخ می‌دهد و فیلم هیچ ارجاع زمانی مشخصی به جامعه امروز ندارد. فقط جایی از فیلم می‌بینیم كه در محل مسافرخانه اراذل و اوباش دستگیر می‌شوند. چرا فیلم بی‌زمان و مكان است؟

▪ من نمی‌خواهم تاریخ به فیلم بزنم. همه چیز در فیلم امروزی است. خانه‌ها، لباس‌ها و اتومبیل‌ها و.... صحنه مقابل مسافرخانه تاثیر بصری دارد و كمك می‌كند تصاویر لخت و تخت نباشد.

از امروزی بودن شخصیت‌ها فقط جایی در داستان می‌بینیم كه سیاوش در حال كار كردن با اینترنت است. دیگر چیزی دیده نمی‌شود.

این قصه معاصر است و در همه خانه‌ها رایانه است و اگر آن را نبینیم یك جای قصه اشكال پیدا می‌كند. ما در خانه موبایل هم داریم و اگر بخواهیم آن را حذف كنیم، باید خیلی چیزهای دیگر را هم حذف كنیم. من خیلی دوست داشتم شرایطی وجود داشت كه این داستان را مثلا در دوره اول پهلوی روایت كنم اما كار خیلی سخت می‌شد.

● تردید جزو معدود فیلم‌هایی است كه مخاطب باور می‌كند آدم‌های آن ثروتمند هستند. خانه‌های فیلم بشدت با شخصیت‌ها تناسب دارد. اما ما واقعا مافیای این شكلی در ایران نداریم. این موضوع هم چیزی نبود كه درباره آن تامل كرده باشید؟

▪ در جامعه ما خیلی از این آدم‌ها وجود دارند. در جامعه ما وقتی می‌شنویم كه جایی جنس قاچاق می‌فروشند كافی است به این فكر كنیم كه این جنس‌ها چگونه وارد می‌شود؟ بالاخره باید برای وارد كردن این جنس‌ها رشوه داد و این مساله خود به خود به شكل‌گیری مافیا منجر می‌شود.

● به نظر خودتان یك جاهایی از فیلم به فیلم‌های خارجی تنه نمی‌زند؟ شخصیت بازپرس شما خیلی خارجی است و من به عنوان یك نویسنده مقاله‌های حقوقی هیچ وقت چنین افرادی را در دادگاه ندیده‌ام.

▪ بخشی از این موضوع عمدی است و باید كاری كنم كه بعد متهم به چیزی نشوم. اگر قرار باشد این شخصیت با یك پیراهن یقه حسنی مقابل دوربین برود، بعد متهم خواهم شد كه منظورم چه بوده است؟

● بخش‌هایی از داستان كه در مسافرخانه رخ می‌دهد، از نظر مخاطب عادی خنده‌دار است. نیازی نبود كمی زمینه‌سازی شود؟

▪ تماشا گری كه به آن صحنه می‌خندد، بهتر است به تماشای فیلم تردید نیاید. این یك رسم ایرانی است كه من اختراع نكرده‌ام و همه آدم‌هایی هم كه در آن صحنه حضور دارند، بجز انوشیروان ارجمند آدم‌های واقعی هستند. این‌كه برخی مخاطبان آن را نمی‌فهمند، باعث تاسف است. این جزیی از فرهنگ ماست.

● قرار بوده این مراسم رنگ و بوی بومی به كار بدهد؟

▪ این مراسم بیشتر تصویری است. من از مراسمی مانند یزله خوشم می‌آید. می‌شد به جای اینها یك مراسم ساده را نشان داد اما جذاب نبود.

● این داستان قابلیت این را دارد كه به داستانی كاملا اجتماعی، تلخ و گزنده تبدیل شود اما الان با مایه‌های ماورایی تبدیل به یك كار سنگین شده است. شما به سینمای اجتماعی علاقه ندارید؟

▪ به نظرم این هم سینمای اجتماعی است، اما ما در حال اقتباس از داستان بزرگی به نام هملت هستیم كه نباید آن را خیلی تغییر دهیم. من دوست داشتم خیلی بیشتر از این به داستان هملت نزدیك شود اما این حداقل وفاداری به هملت بود. اگر قرار بود داستانی اجتماعی را روایت كنم، اصلا این قصه را كنار می‌گذاشتم و سراغ داستان دیگری می‌رفتم.

● فیلم شما قرار بود به اسكار هم معرفی شود. فكر می‌كنید این فیلم بتواند مخاطب بین‌المللی هم داشته باشد؟

▪ من فیلم برای آن طرف نمی‌سازم اما اگر مخاطب خارجی هم داشته باشد خوشحال می‌شوم. البته این فیلم امتیازی دارد و آن این‌كه قصه‌ای جهانی پشت سر خود دارد و این مساله می‌تواند باعث موفقیت فیلم شود.

● شما آدم ایده‌آل‌گرایی هستید؟

▪ فكر می‌كنم در رفتاری كه تا به حال داشتم، پاسخ این سوال وجود داشته باشد.

● منتظر فراهم شدن شرایط مناسب برای كار كردن می‌مانید؟

▪ شرایط مناسب همیشه مهیا نمی‌شود. فقط كافی است شرایطی فراهم شود كه بتوان كار كرد. اگر آدم كار نكند باید برود و بمیرد.

● انتخاب دكتر امید روحانی برای دكتر بنیادی علت خاصی داشت؟

▪ امید دكتر است و قبلا هم جلوی دوربین رفته و با این مساله آشناست. او اطلاع خوبی از مسائل پزشكی داشت و به ما كمك می‌كرد. حضور او دلیل خاصی جز این نداشت. او دوست و همكار خوب من است و اینها دلیل انتخاب او بود. به هر حال او به عنوان یك پزشك فارغ از رفتار كلیشه‌ای یك بازیگر، نقش خود را ایفا می‌كرد.

● یك سوال كلیشه‌ای؛ مهم‌ترین پیام فیلم شما چیست؟

▪ «من كمتر از اونم كه پیامی بدم»؛جوابی كلیشه‌ای به سوالی كلیشه‌ای.

● دوست دارید در ذهن مخاطب بعد از دیدن این فیلم چه اتفاقی بیفتد؟

▪ من دوست دارم با ساخت این فیلم فرهنگ مخاطب را بالا ببرم. اگر فیلم به این مساله كمكی كند خیلی مهم است.

● اگر صد سال دیگر مخاطب این فیلم را ببیند، چه قضاوتی درباره ایران دهه ۸۰ خواهد كرد؟

▪ مگر آن موقع این فیلم را می‌بینند؟

● لابد دیگر؛ مثل الان كه ما كتاب شكسپیر را می‌خوانیم.

▪ من نمی‌توانم تردید را با شكسپیر مقایسه كنم.

● اما كار شما مایه‌های آن را دارد.

▪ ما فقط از آن اقتباس كردیم، اما كار من قابل مقایسه با آن كار نیست.

● شما چه چیزی از تردید را دوست دارید؟

▪ همه چیز فیلم را دوست دارم. مثل فرزندم است. ممكن است جایی از فیلم بلنگد، اما در مجموع فیلم را دوست دارم.

● كدام صحنه را بیشتر دوست دارید؟

▪ دعوای سیاوش و مادرش در اتاق را خیلی دوست داشتم. خیلی می‌خواستم بهتر از این از آب دربیاید. این صحنه‌ای بود كه در آن دیالوگ‌هایی از جنس شكسپیر بود. صحنه بلوچ‌ها را هم خیلی دوست داشتم.

رضا استادی

مصاحبه : جام‌جم آنلاین (www.jamejamonline.ir)


«تردید» حاصل ۱۸ سال دوری واروژ کریم مسیحی از دنیای سینما و تلاش او برای پر کردن فضای خالی این سالهای دو رقمی است.

دومین فیلم سینمائی واروژ کریم مسیحی ۱۸ سال پس از «پرده آخر» به نمایش درآمده است. این ۱۸ آن عدد دو رقمی نیست که اگر در مدرسه از درسی می‌گرفتیم، دلخوش بودیم که برادر ۲۰ است و ۲۰ یعنی معیار بی‌نقصی.

این ۱۸ که زمان کلید خوردن فیلم «تردید» و حتی در بیست و هفتمین جشنواره فجر ۱۷ بود، کارکردی عکس نمره‌های مدرسه دارد. یعنی هر چه به آن اضافه می‌شود به جای بی‌نقصی، نقصان روند فیلمسازی یک سینماگر صاحب سبک را شدت می‌بخشد.

«تردید» حاصل ۱۸ سال دوری کریم مسیحی از دنیای سینما و تلاش او برای پر کردن فضای خالی این سالهای دو رقمی است. به گونه‌ای که نه از دغدغه‌ها و ایده‌آل‌های خود دور شود و نه به جریان‌های روز باج بدهد. اما به نظر می‌آید او برای گرفتن دست همراهی مخاطب به چیزی بیش از این نیاز دارد، به چیزی از جنس حال و هوای زمان حال و به چیزی شبیه زندگی. در واقع این نقصان جاری نبودن زندگی و فضای جامعه در فیلم «تردید» است که ربطی به وجوه تکنیکی و کیفی کار ندارد.

تردیدی نیست که «تردید» یک انتخاب دشوار و یک اقتباس انتحاری برای برگردان در سینمای حال حاضر ایران است که به چیزی جز گیشه نمی‌اندیشد. اما از کریم مسیحی با همان یک فیلمی که ساخته بود، چنین انتخاب چالش برانگیزی انتظار می‌رفت. پس قلاب اولیه درست افتاده و فیلمساز نه کم فروشی کرده و نه سینما و مخاطبش را دست کم گرفته است. مشکل کجاست که «تردید» تجربه دلپذیری چون «پرده آخر» نیست؟

در روایت اول شخصی که برای گره‌گشائی قرار خود را با مخاطب می‌شکند و فینال را از زاویه دید سه شخصیت به تصویر می‌کشد؟ در پیچیدگی ذاتی و درونی آثار شکسپیر که «هملت» گل سر سبد آنهاست؟ در ظرفیت‌های سینمای ایران؟ یا نزول سطح سلیقه مخاطب کم حوصله امروز؟

مسلماً به جز این موارد هم می‌توان به وجوه دیگری اشاره کرد که می‌توانند در مجموعه این عوامل جای بگیرند اما آنچه از همه این وجوه حیاتی‌تر است و کمتر به آن توجه می‌شود، همان عدد دو رقمی است که برادر ۲۰ به مفهوم بی‌نقصی نیست. عددی که کریم مسیحی هیچ نقشی در دو رقمی شدن آن نداشته است.

سعید عقیقی که به زودی با فیلمنامه «صداها» به اکران سینماها می‌آید وقتی از سالهای دوری خود از سینما در فاصله نگارش «شب‌های روشن» تا این فیلم سخن می‌گفت، به نکته‌ای اشاره کرد که به نظر می‌آید در سینمای ایران قابل تعمیم به بسیاری از سینماگران باشد.

عقیقی که به حفظ تداوم در فاصله بین کارها اعتقاد دارد و خود را در این فواصل با نگارش فیلمنامه‌های مختلف به روز نگه می‌دارد، معتقد است (وقتی بین تولید ۶-۵ سال فاصله می‌افتد، شما به عنوان نویسنده این فرصت را پیدا نمی‌کنید که فضای فیلمنامه را همراه با مخاطب تجربه کنید. در تداوم کاری است که می‌توانیم یاد بگیریم. حالا می‌فهمم که چرا بسیاری از فیلمسازان خوب ما وقتی بین فیلم ساختن‌شان فاصله می‌افتد، ارتباط‌شان با فضا قطع می‌شود و انگار در خلأ هستند).

«تردید» حاصل ۱۸ سال دوری کریم مسیحی از دنیای سینما و تلاش او برای پر کردن فضای خالی این سالهای دو رقمی است که او هیچ نقشی در دو رقمی شدن آن نداشته است.

سحر عصرآزاد


به همراه عکس‌هاي تست گريم؛
«شكلات داغ» کلاهداري، سه‌شنبه در کافي شاپ مقابل دوربين مي‌رود


فيلم سينمايي «شكلات داغ» به كارگرداني حامد كلاهداري و تهيه‌كنندگي عليرضا سجادپور روز سه شنبه هفته جاري كليد مي‌خورد
به گزارش خبرنگار سرويس فرهنگي هنري برنا، با اضافه شدن افسانه چهره آزاد به گروه بازيگران «شكلات داغ»، اين فيلم روز سه شنبه در لوکيش اصلي که كافي شاپي در حوالي هفت تير است، مقابل دوربين مي‌رود.
عوامل پشت صحنه اين فيلم به طور كامل انتخاب و تست گريم بازيگران نيز هفته گذشته انجام شده است.
طبق پيش بيني‌ها، فيلمبرداري اولين فيلم سينمايي كلاهداري در 55 روز انجام مي‌شود و گروه تمام تلاش خود را مي‌کنند تا فيلم به جشنواره فيلم فجر امسال برسد.
به گزارش برنا، فريبرز عرب نيا، نيكي كريمي، داريوش ارجمند، حامد کميلي، عليرضا خمسه، افسانه چهره آزاد، وحيد اسماعيلي، فرزين محدث و... از بازيگران اصلي اين فيلم هستند.
در خلاصه داستان فيلم با مضموني اجتماعي آمده: يك كافي‌شاپ با مشتري‌هاي ثابت و هميشگي‌اش توسط جواني اداره مي‌شود. ورود يك زن جوان به اين كافي‌شاپ دنج و آرام همه چيز را دستخوش تغييراتي مي‌كند كه... .
عوامل اصلي «شكلات داغ» عبارتند از: نويسندگان: مهدي محمد‌نکاديان، حامد كلاهداري، مدير برنامه ريزي: حسن حج گذار، دستياران کارگردان: رضا شهرياري، سياوش کلاهداري، مدير فيلمبرداري: محمود كلاري، دستيار اول: عليرضا برازنده، دستياران: مجيد نعيمي، علي کريمي، شاهرخ زماني، حافظ مختاري، صدابردار: حسن زاهدي، دستياران: علي نعمتي، شهريار شريعتي، منشي صحنه: آناهيد روستا، طراح صحنه و لباس: محسن شاه‌ابراهيمي، دستيار اول: لادن کنعاني، محسن خوانبخش، دستيار صحنه: جواد داوودي، مدير توليد: مرتضي متولي، طراح گريم: مهين نويدي، مجريان گريم: دانيال نويدي، ميترا طاهري، روابط عمومي: امين داداشي، دستيار توليد: علي محمودي، دستيار دوم كارگردان: سياوش كلاهداري، مدير تداركات: پرويز کاظم لو، محمد صالحي، دستيار اول: علي يميني، دستيار دوم و حمل و نقل: فرهاد يگانه، رضا لشگري پور، خدمات و پذيرايي: امير هاشم آباد، ساير بازيگران: نگين فرهمند، اردشير کاظمي، علي حسن ناصري، حسن ابرقاني، پرهام کريمي، ساناز زرين مهر و... .
به گزارش خبرنگار سرويس فرهنگي هنري برنا، با اضافه شدن افسانه چهره آزاد به گروه بازيگران «شكلات داغ»، اين فيلم روز سه شنبه در لوکيش اصلي که كافي شاپي در حوالي هفت تير است، مقابل دوربين مي‌رود.
عوامل پشت صحنه اين فيلم به طور كامل انتخاب و تست گريم بازيگران نيز هفته گذشته انجام شده است.
طبق پيش بيني‌ها، فيلمبرداري اولين فيلم سينمايي كلاهداري در 55 روز انجام مي‌شود و گروه تمام تلاش خود را مي‌کنند تا فيلم به جشنواره فيلم فجر امسال برسد.
به گزارش برنا، فريبرز عرب نيا، نيكي كريمي، داريوش ارجمند، حامد کميلي، عليرضا خمسه، افسانه چهره آزاد، وحيد اسماعيلي، فرزين محدث و... از بازيگران اصلي اين فيلم هستند.
در خلاصه داستان فيلم با مضموني اجتماعي آمده: يك كافي‌شاپ با مشتري‌هاي ثابت و هميشگي‌اش توسط جواني اداره مي‌شود. ورود يك زن جوان به اين كافي‌شاپ دنج و آرام همه چيز را دستخوش تغييراتي مي‌كند كه... .
عوامل اصلي «شكلات داغ» عبارتند از: نويسندگان: مهدي محمد‌نکاديان، حامد كلاهداري، مدير برنامه ريزي: حسن حج گذار، دستياران کارگردان: رضا شهرياري، سياوش کلاهداري، مدير فيلمبرداري: محمود كلاري، دستيار اول: عليرضا برازنده، دستياران: مجيد نعيمي، علي کريمي، شاهرخ زماني، حافظ مختاري، صدابردار: حسن زاهدي، دستياران: علي نعمتي، شهريار شريعتي، منشي صحنه: آناهيد روستا، طراح صحنه و لباس: محسن شاه‌ابراهيمي، دستيار اول: لادن کنعاني، محسن خوانبخش، دستيار صحنه: جواد داوودي، مدير توليد: مرتضي متولي، طراح گريم: مهين نويدي، مجريان گريم: دانيال نويدي، ميترا طاهري، روابط عمومي: امين داداشي، دستيار توليد: علي محمودي، دستيار دوم كارگردان: سياوش كلاهداري، مدير تداركات: پرويز کاظم لو، محمد صالحي، دستيار اول: علي يميني، دستيار دوم و حمل و نقل: فرهاد يگانه، رضا لشگري پور، خدمات و پذيرايي: امير هاشم آباد، ساير بازيگران: نگين فرهمند، اردشير کاظمي، علي حسن ناصري، حسن ابرقاني، پرهام کريمي، ساناز زرين مهر و... .
 

فروش "دو خواهر" از مرز 800 میلیون تومان گذشت
فروش فیلم سینمایی "دو خواهر" به کارگردانی محمد بانکی دیروز در سینماهای تهران از مرز 800 میلیون تومان گذشت.

به گزارش خبرنگار مهر، این فیلم سینمایی دیروز در سینماهای تهران 27 میلیون تومان فروش کرد و آمار فروش آن در سینماهای تهران به 882 میلیون تومان رسید. "دو خواهر" در شهرستان ها 470 میلیون تومان فروش کرده است.

محمدرضا گلزار، نیکی کریمی، حامد کمیلی، الناز شاکردوست و بهنوش بختیاری بازیگران این فیلم هستند که در 22 سالن روی پرده رفته است. داستان نخستین تجربه کارگردانی محمد بانکی درباره جوانی است که با دختری آشنا می‌شود اما به خواهر او دل می‌بندد.


حامدکمیلی همچنان موفق
حامدکمیلی فیلمهای تردیدو2خواهررادرحال اکران دارد...هرچه تردید داستانی جدی داردکه بااصول تراژدی قصه ش راپیش میبرد2خواهراماداستان عامه پسندی داردکه قصه دختروپسری راروایت کرده تامخاطبش رابخندانداماکمیلی درهر2فیلم خوب ظاهرشده ونشان داده که برای اجرایشان سنگ تمام گذاشتهکه همه بازی درآینم 2نقش راازآثارخوبش بدانند...این همه مایه گذاشتن شایدبه این علت است که حامدبازیگری راباتلویزیون آغازکرده واکنون که به سینماآمده تلاش میکند نشان دهدکه بازیگری است که کارگردانان سینمامیتوانندرویش حساب بازکنند........درابتداقراربود فروتن گارو رابازی کندوحتی چندسکانس هم بازی کردامابعدازانصراف اوجایش راکمیلی گرفت...

لینک عکس

 با تشکر از فاطمه جون

به سوی آفتاب

غلامرضا آزادي خبر داد:
«به سوي آفتاب» با حامد كميلي و نيوشا ضيغمي كليد مي‌خورد

خبرگزاري فارس: فيلمبرداري فيلم جديد فريال بهزاد با عنوان موقت «به سوي آفتاب»، با حضور «حامد كميلي» و «نيوشا ضيغمي» در اصفهان شروع مي‌شود

 

«غلامرضا آزادي» تهيه‌كننده و مديرفيلمبرداري اين اثر سينمايي به خبرنگار فارس گفت: 20 آبان ماه فيلمبرداري كار در اصفهان شروع مي‌شود و پيش‌بيني مي‌كنيم تا اواخر آذرماه فيلمبرداري به پايان برسد.
وي افزود: تاكنون حضور «حامد كميلي» و «نيوشا ضيغمي» در اين پروژه قطعي است كه ما با پايان كار آنها در پروژه‌هاي ديگر، فيلمبرداري را شروع مي‌كنيم.
آزادي به فارس گفت: «الناز شاكردوست» نيز يكي از گزينه‌هاي اين فيلم است و از عوامل فني علي برجسته(مدير توليد) و حميدرضا اسلامي‌نژاد (صدابردار) مشخص شده‌اند.
براساس اين گزارش، اين فيلم كه تماما در اصفهان فيلمبرداري مي‌شود، به موضوع معضلات و مشكلات جوانان مي‌پردازد و فيلمنامه آن را غلامرضا گكركي و بابك كاظمي نوشته‌اند و فريال بهزاد آن را بازنويسي كرده است.
فريال بهزاد كه بيش‌تر ‌به عنوان كارگردان سينماي كودك شناخته شده، فيلم‌هايي چون شور زندگي، روزي كه خواستگار ‌آمد، مرد نامرئي، دره شاپرك‌ها و كاكلي را در كارنامه دارد.‌

با تشکر از فاطمه جون


بازيگران:حامدکميلي.ترانه عليدوستي.بهرام رادان و...سياوش که تازه پدرمتمولش رااز دست داده درآستانه ازدواج مادروعمويش قراردارد.اودرباره علت مرگ پدرش که خودکشي ذکرشده ترديد داردوديدارش بادرويش خليفهآنرابه يقين تبديل ميکندکه پدرش باتوطئه عمويش به قتل رسيده.اوبراي اثبات اين ادعانيازبه همراه دارداما مهتاب نامزدش اورامتوهم ميداند.درين ميان گارو دوست سياوش که درجريان زندگيش قرارداردمتوجه تطابق اتفاقات زندگيش باهملت ميشود..
گفت وگوباواروژکريم مسيحي نويسنده وکارگردان
شکستن طلسم18ساله

40سال حضوردرسينماو2فيلم بلند؟؟؟؟؟؟چه ميتوان گفت؟سرنوشت غدار؟؟وسواس؟؟خودواروژکه18سال پس ازپرده آخر اين فرصت رايافت تادومين فيلمش راراهي پرده هاکندنميداندکدام رابايدانتخاب کندياچندتاوچند%وچه هاوچه ها....سينماي ايران پرازاين پرسشهاست وپرازين تاسف هاواين آخرين نخواهدبودوچرخه اين تاسفهاادامه دارد."نشدن:هاخاص اين سينمانيست اما"نتوانستن"هاخاص اينجاست.اين مصاحبه ايست درباره "نشدن"هااماواقعابه"نتوانستن"رسيده ايم به درک وطرح مشکل اصلي که حالاقرنيست گفته ميشودوهمچنان مثل هرحديث نامکرربي پاسخ مي ماند....

-فيلمنامه عجيبي است.....چه شدکه درين وانفسابه فکرهملت افتادي؟؟؟؟ازاول ميخواستي اقتباس کني؟؟
طرح رابعدازپرده آخرنوشتم..ازميان چندطرح موجودپيدا بازنويسي بعدفيلمنامه شد...
-ازکجاپيداشد؟؟
وقتي قرارشدکارديگري دست بگيرم طرح لابه لاي طرح هاي ديگر دوباره مطرح شد....شکسپيرساختماننمايشنامه اش رابراساس ديدگاههاي طرفين بناکرده وفقط ازطريق هر2ديدگاه قابل ادامه است.....نميشدتاانتهافقط طرف هملت راديد....پس چاره اي نداشتم وفکرکردم که پيشگويي هملت هوراشيووافلياازاقدامات طرف مقابل تنهاراه حل است...

-چطوربعدازپردهآخراصلابه فکرهملت افتادي؟
هملت رابارهاخوانده ودوستش داشته ام.فيلم هاي متعدداز"هملت"ساخته شده وتقريباهمه رابه دفعات ديده ام.....الوير.کوزينتسف.اقتباس زفيرلي واجراي معاصروجديدکوريسماکي راديده م...الوير و کوزينتسف رادوست دارم...
-طراحي صحنه نسخه براناهم فوق العاده ست...
نسخه اليويردر1948استوسياهوسفيد...باهمه اين احوال تاثيرآن نسخه اليويرکه60سال ازآن ميگذردهنوزبيشتروکاملتراست...
-هرچه زمان اقتباس طي اين60سالجلوآمده اقتباس هم امروزي ترشده....بايدتوبيشتربه حال مي آمدي...
من هملت رااجرانميکنم....اسم شخصيت فيلمم سياوش است دوستش هوراشيونيست گارواست وافلياهم مهتاب است..

-چرادرترديداين فکرکه ماداريم "هملت بازي" درمي آوريم خيييييلييييييي برجسته نشده؟؟؟
من فکربازي باهملت رادرفيلم عيان کردم..جايي هست که گارو نشسته ودارد هملت را ازمتن کتاب ميخواند....همان بخشي ازهملت که شکسپيردرباره تقديرصحبت ميکند...يعني يکي ازدرون مايه هايش راعلني ميکند..
-پس يعني نميشوددرقصه وسرنوشت هملت ها دست برد؟؟؟؟
تراژدي ساختماني غيرقابل گريز داردامامن وجه تراژدي گونه ش را تغييردادم....تغييرات ديگري هم داريم..افلياي ماشخصيت فعالي دارد...هوراشيوبسياربرجسته تراست...اوست که کشف ميکندکه اتفاقات"هملت"داردرخ ميدهد...بخشي ازفيلمنامه وروحيه فيلم رااوپيش ميبرد....نکته اي که درهمان ابتداي اين تغييرروحيه واين رجوع به وجه تقديري "هملت"باآن روبه روشدماين بودکه هملت دراثرشکسپيراصلافعال نيست...همه پرسوناژهاي اصلي جوري منفعلند...هوراشيوداردماجراتعريف ميکندو...اماپرسوناژهاي منمي دانندکه درموقعيتي هملتي قراردارندپس فعالنداماسياوش منفعل است...ناگزيربودم موتورحرکتي رابه يکي ازدونفرديگرميدادم امامن تقسيم کردم...سياوش مهتاب وگاروکنشهاي حرکتي راتقسيم ميکنند...سياوش بدوم کمک فکري گارو وکنشمندي افليا نميتوانست حرکت کندوازسرنوشتش فرارکند..

به نظرميرسدپرسوناژهاي دکتروخانم اسفندياري و....به نمايشنامه اضافه شدند.....
آنها درخودنمايشنامه به شکل ديگري هستند.....وقتي گاروداردشباهت هاي اتفاقات و قصه هملت رابازگومي ميکنددرواقع همه رابراي تماشاگرتوضيح ميدهدکه چه کسي معادل کدام پرسوناژهملت است؟؟؟!!
-توحتي راوي "هملت"يعني هوراشيوراهم حذف کرده اي.پس قصه را که تعريف ميکند؟؟
اگرميخواستم روايت گري اش راحفظ کنم بايدبيشتربه آن ميپرداختم...خييييليي ازابعادراحذف کردم.همه منشورهاي ساختاي حملت رااجباراکنارگذاشتم وبيشتربه وجه تقديري بهادادم....
-توحتي هملت راهم کمرنگ کرده اي...
چاره اي جزحذف نداشتم....رابطه ش باافليا...چه بايدميکردم؟؟؟نهايتش اين بودکه در راهرودنبال هم بدوند..خييييلييييي چيزهاي ديگرنيزساده ترميشوند...طراحيم براي عروسي اين بودکه درحياطيمو50ماشين درحياطندوتعدادي ازمهمانان ازپشت پنجره هاي مشرف به حياطوراننده هاي ماشينها....مطمئنمکه توانايي هاي بازيگران بيش ازين بود.اين روش به قابليتهاي بالقوه همه بازيگران لطمه زده....مثلاصحنه نهايي اصلااين نيست..درکاخ قراربودنمايشگاه برگزارشودوفقط يک روزوقت داشتم پس فينال را عوض کردم....
-آيا ترديد تراژدي امروزي شده پرسوناژهايي ست که هملت را ميشناسندوميکوشند آن راشالوده شکني کنند؟؟؟؟؟
من فقط علت اينکه چگونه فکراصلي طرح قصه"هملت"رادرروابط3جوان فيلم توضيح دادم...وقتي پرسوناژهاي تراژدي"هملت"شکسپير راميشناسندوکتاب را آورده وميخوانندوهمه چيزرا درمتن بازخواني ميکنندطبعاشکل تراژدي به اين صورت ميشود...درهردوطرح هوراشيوست که ميفهمدو خطوط ارتباطي ايجادميکند...البته اينجاهملت چيزي راحس کرده ومطرح ميکندوهوراشيوشباهت رافاش ميکند....درفيلمنامه اصلي آنان انوري را وادارميکنندکهگروه نمايش بياورد..تدارک اين کارها کاراوست نه اين جوانها...اگرمادرگارواينجامطرح ميشود به اين علت است که هملتو هوراشيو سراغ آناجان ميروندکه گروه نمايش رابياورد..بسياري ازصحنه هاي آشنايي وعلت حضورآناجان راناچاراحذف کردم....

گفت وگوبابهرام بدخشاني
-فيلمنامه چه چه چذابيت هايي براي ترغيب شماداشت؟؟؟
اول اينکه اقتباس ازهملت جذاب بود...بعداينکه فيلم لوکيشنهاي خاص ميطلبيد.....
-حتي درداخل لوکيشن محدود استفاده ازعمق ميدان وسوسه انگيزاست...
کاملا..
-سکانسهايي که پورامين گرفت کدامهاست؟؟؟
کل سکانسها ماشين سواري کافي شاپ بخش پاياني فيلم درلوکيشن الي و لوکيشن مربوط به سازمان فرهنگي ارامنه!!!!
-به نظرتان بهترين بخش به لحاظ فني کدام بخش فيلم بود؟؟؟
اول سينمارکس وبعدخانه...

-واروژ دردکوپاژ چقدربه نورتوجه کرده بود؟؟؟
درفيلمنامه هست که2شخصيت فيلم واردانبارسالن سينما ميشوندباهم صحبت ميکنندوهمانجابرق قطع ميشود چراغ قوه اي وسط مي آيدو مجددبرق وصل ميشود....اينجاتنهاجايي است که درفيلمنامه به نوراشاره شده است....واروژ درمجموع کاري به نورنداشتو دخالتي نميکرد...
-به لحاظ هندسي نورپردازي سينمابه چه صورتي بود؟؟؟؟
همه جهات راقبل ازورودم به لوکيشن روي کاغذکشيدم اماوقتي واردشدم همه راپاره کردم...

-نورپردازي لوکيشن اداره باسايرلوکيشنهاکاملامتفاوت است..باقضاوت فضادرين مکان چه چيزي قراربودمنتقل شود؟؟؟؟
فضاي سينمابه سبک فيلمنامه نزديک بود..شرکت هم براساس قصه به اين شکل درآمده چون عموربطي به دنياي سينمارکس ندارد...سينماراگاروي ارمني باآپارات وپيانوميزموويلاي قديمي ش حفظ کرده است ودراتاقش پرازقوطي هاي فيلم16ميليمتري قديمي ست....اينهاهويت اوست وآنهاراحفظ کرده...
-رسيدن به رنگمايه کنوني ازاول وبراساس همين طرح بناشد؟؟
اثباتي رنگي راانتخاب کردکه به فضاي فيلم بخورداماموزه نميگذاشت درکاخ به رنگهاي ديوارهارنگ بخورد...خانه باوجودرنگمايه گرم گرم نيست اماداخل سينمااحساس گرما ميکنيدوبراي همين درسينماازچراغ زرداستفاده کردم..
-چرا درسينمابايدحس گرم منتقل شود؟؟؟
بدليل حس نوستالژيکش...آنجامتعلق به گاروست و اوقصدحفظش رادارد...
-قبول دارم تاقبل ازورود سياوش متعلق به گارو است وآنچنان که اوميخواهدنورپردازي شده امابعدازورود سياوش چطور؟؟؟؟؟
وقسياوش پادرمحيط ميگذاردچون صادق است ودرعين حال سوال داردپس نميتوان آنجاراتحت تاثيرش قرارداد...اوبه اينجاپناه آورده ودنبال پاسخ سوالش است...آنجا مال گارو است وسياوش آمده ازدوستش کمک بخواهد....اگرآنجاراترسناک بگيرم گارو راهم يخ ميکنم که اين اشتباه است..گارو داوما اورابه قهوه خوردن وهمجنس کردن باخودش تشويق ميکند.آرامش ميکند.يعني تبديل به آنچه حسش است ميکند..
-ونکته اي مانده...؟؟؟
فقط اميدوارم که واروژ و واروژهابتوانندبيشتر فيلم بسازند....


کريم مسيحي بعداز20سال بافيلمي که ايراني شده هملت است به سينمابرگشت
سياوش ياهملت؟؟مسئله اين است
ويليام شکسپيرانگليسي ازآن نويسنده هايي بودکه درتمام عمرشان بي وقفه کتاب مينويسندوداستان ميسازند.هملت اتللو مکبث و...نوشتن هرکدام ازاينهابراي ابدي شدن نام نويسنده اي کافي است..پس طبيعي ايست که نام اين نمايشنامه نويس زوال ناپذيربه ابديت تاريخ ادبيات بپيوندد.
بازسازي يااقتباس؟؟
وقتي فيلمسازان دنيا سراغ نمايشنامه هاي شکسپير ميروند درمواجهه باآنهايکي ازاين2رويکرداساسي را داشته اند:يابرگردان کامل اثربه فيلم يااقتباس آزادازتم اصلي.....ترديدنوعي اقتباس آزاداست که به خوبي ايراني شده ووبه معاصرمنتقل شده است.....ديگرکسي به سبک قبل ازرنسانس لباس نميپوشدوازفضاي اسرارآميزقصرهاي نيمه تاريک خبري نيست...آنچه اهميت داردبن مايه تماتيک توطئه وخيانت خانوادگي است...

شبحي که دربيداري ظاهرميشود..
ترديدچندسکانس عالي داردکه معلوم است براي فيلمبرداري ش وقت وهزينه زيادي صرف شده:مثلا سکانس گفت وگوي رادان وکميلي درساختمان که درحال بازسازي نمايش خانه اند.یاسکانس احضار روح پدرسیاوش....کريم مسيحي يکي ازتدوينگران چيره دست سينماست..حاصل آن درتقطيع نماهاي فيلم کاملا مشهوداست..دريکي ازبه يادماندني ترين سکانسها بهرام رادان روي نيمکتي درسالن سينمانشسته وپشت سرش پوسترهملت به چشم ميخورد...ديالوگهاي پينگ پنگي وگفتگوهاي2نفره رادان وکميلي بسيارجذاب درآمده اندوبه شيوه تئاتري پرازدرهم آميزي حرکت وبيانند....

ازکجاشروع شدوکجارسيد؟؟؟
کريم مسيحي فکرساخت ترديدرا ازمدتهاقبل درذهن داشت..چندبارنگارش فيلمنامه تکرارشدتابه شکل امروزي رسيد...يکي دوبارهم تامرزپيش توليدجلورفت که هربارکاربهآينده موکول شد.....تاباآمادگي يک تهيه کننده پاي کاروجورشدن امکانات ترديدکليدخورد.....نزديک نيمي ازسکانسهاي مهم فيلم ضبط شده بودکه بخاطربيماري کارگردان همه چيزنيمه تمام ماند....وقتي شرايطجسمي کريم مسيحي به حالت مطلوب نزديک شدقرارشدادامه فيلمبرداري شروع شودامابيشتربازيگران واردتعهدات ديگري شده بودند..درنتيجه کريم مسيحي چندبازيگرش را ازدست داد.فروتن جايش رابه حامدکميلي دادومطيع جايگزين شکيبايي شد....

شخصيتهاي ترديدچقدربه هملت شبيهند؟؟
بهرام هملت
1-هملت:شاهزاده دانمارکي که به مرگ ناگهاني پدروازدواج مادروعمويش مشکوک است
سياوش:جوان ساده دلي که درگيرخيانت بزرگي ميشود
بهرام رادان:هملت باورپذيزي ازآب درآمده است
2-هوراشيو:دوست صميمي ورازدارهملت که درشهرديگري مشغول به تحصيل است ودرپرده برداري ازراز خيانت خانوادگي دست راست هملت است
گارو:مهندس معماري است ورازدل سياوش راميداندو براي گرفتن حقش به او کمک ميکند
حامدکميلي:غافلگيري فيلم بازي کميلي است...اوراحت کناربهرام خودنمايي ميکندودرسکانسهي 2نفره کم نمي آورد
3-افليا:معشوقه هملت از رازهايش بي خبراست
مهتاب:عاقل جسور وخودداراست
ترانه عليدوستي:درنيمه اول فيلم شادوجسوراست دراواسط فيلم اندوهناک وپراحساس....بعدهم عاشق دلباخته اي ميشودکه ازعشقش دفاع ميکند
بهرام رادان حامدکميلي وترانه عليدوستي تجربه جالبي رابراي بازي درترديدبه دست آورده اندکه سالهادرذهنشان باقي ميماند..کميلي ورادان درکران پاييزهرکدام با2فيلم روي پرده اندوترديدنقطه اشتراکشان بود....

با تشکر از فاطمه جون

شیفت شب و شکلات داغ

سلام.من اومدم با خبرای جدید از کار های جدید...

در تله‌فيلم تازه مهدي كرم‌پور؛
حامدكميلي بازيگر «شيفت شب» شد

خبرگزاري فارس: حامدكميلي در كنار «بابك حميديان» نقش‌هاي اصلي تله‌فيلم «شيفت شب» به‌كارگرداني «مهدي كرم‌پور» را بازي مي‌كنند.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت خبري سيما فيلم، حامد كميلي و بابك حميديان مقابل دوربين «شيفت شب» مي‌روند.
اين فيلم را قرار است مهدي كرم‌پور كارگرداني كند كه هم اكنون يك سفر خارجي را در پيش رو دارد. با بازگشت او از سفر و قطعي شدن عوامل توليد ، اين تله فيلم كليد زده مي‌شود.
به اين ترتيب در صورت قطعي شدن قراردادها، در كنار اين بازيگران اين عوامل در فيلم حضور خواهند داشت : مدير تصويربرداري : مرتضي غفوري ، صدابردار: حسين بشاش ، طراح صحنه : حسين مجد ، مدير توليد : سعيد شرفي كيا ، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز : بهداد اميني ، عكاس : سجاد حسيني و گريم : بابك شعاعي.
اين فيلمنامه را مصطفي رستگاري فر نوشته است و داستان آن درباره افسرنگهبان جواني است كه تازه عقد كرده است. دريكي از شب ها كه شيفت كاري‌اش است ، پس از رساندن همسرش به خانه، دزدي را در حال باز كردن قفل مغازه يك طلا فروشي مي‌بيند. افسر نگهبان دزد را زير نظر مي‌گيرد و همين موضوع باعث مي‌شود تصادف كند. سارق كه متوجه ماجرا شده از اين فرصت استفاده مي‌كند و به سرعت از مهلكه مي گريزد. افسر فرد مصدوم را به بيمارستان مي‌رساند؛ ولي...
دكور پاسگاه براي تصويربرداري در حال طراحي و ساخت است و با اتمام آن و بازگشت كرم‌پور از سفر، عليرضا رئيسيان «شيفت شب» را براي سيما فيلم تهيه مي‌كند.

با تشکر از فاطمه جون


"شکلات داغ" اولین فیلم بلند سینمایی حامد کلاهداری آبان‌ماه کلید می‌خورد.
 
نیکی کریمی، داریوش ارجمند، علیرضا خمسه، حامد کمیلی و فرهاد آئیش بازیگران این فیلم هستند که تهیه‌کنندگی آن برعهده علیرضا سجادپور است. قرار است برای نقش‌های فرعی فیلم از بازیگران سرشناس استفاده شود و15 روز آینده لیست نهایی بازیگران تکمیل می‌شود.

"شکلات داغ" برای حضور در جشنواره فیلم فجر امسال آماده می‌شود و یکی از لوکیشن‌های اصلی این فیلم در کافی شاپی حوالی میدان هفتم تیر است. در خلاصه داستان این فیلم اجتماعی آمده: یک کافی‌شاپ با مشتری‌های ثابت و همیشگی‌اش توسط جوانی اداره می‌شود. ورود یک زن جوان به این کافی‌شاپ دنج و آرام همه چیز را دستخوش تغییراتی می‌کند که...

عوامل تولید این فیلم عبارتند از نویسندگان: حامد کلاهداری، مهدی محمد‌نژادیان، مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری، صدابردار: عباس رستگارپور، طراح صحنه و لباس: محسن شاه‌ابراهیمی، طراح گریم: مهین نویدی، مدیر تولید: مرتضی متولی، مدیر برنامه‌ریزی و دستیار اول کارگردان: حسن حجگذار و روابط عمومی: امین داداشی.

منبع:مهر

 


عليرضا سجادپور در گفت وگو با خبرنگار ايرنا گفت: تصويربرداري فيلم سينمايي شکلات داغ با موضوع انتخابات از ابتداي مهر ماه امسال آغاز خواهد شد.
وي افزود: کارگرداني اين اثر سينمايي را حامد کلاهداري بازيگر و کارگردان جوان سينما برعهده دارد.
دبير هيئت اسلامي هنرمندان يادآور شد: هم اکنون در حال انتخاب بازيگران اين اثر سينمايي هستيم و با مشخص شدن بازيگران مورد نظر و عقد قرارداد با آنها کار را آغاز مي کنيم. همچنين مجوز ساخت اين اثر سينمايي صادر شده و من بعنوان تهيه کننده اين اثر حامد کلاهداري را کارگرداني اين اثر سينمايي ياري خواهم کرد.
سجادپور در ادامه با اشاره به داستان اين اثر سينمايي گفت: برخلاف آنچه در برخي از رسانه ها منتشر شده اين اثر سينمايي درباره انتخابات رياست جمهوري نيست. اين اثر سينمايي صرفا درباره انتخابات است. با توجه به اينکه در کشور ما هرسال يک انتخابات برگزار مي شود از اين رو تصميم به ساخت اين اثر سينمايي گرفتيم.
وي يادآور شد: فيلمنامه در زمان و مکان خاصي اتفاق نمي افتد و فقط به موضوع انتخابات مي پردازد.
اين تهيه کننده سينما در ادامه عنوان کرد:فيلمبرداري اين اثر سينمايي تا آخر آبان به پايان رسيده و در جشنواره فيلم فجر نيز در بخش مسابقه و هم درقسمت فيلم هاي اول و دوم شرکت مي کند.
سجادپور درباره لوکيشن کار گفت: لوکيشن و ساختار اصلي شکلات داغ در يک خيابان و در يک کافي شاپ مي افتد و نماينده اقشار جامعه در اين محل حضور دارند و درباره انتخابات به تبادل نظري پردازند و در اين ميان اتفاقاتي مي افتد.



عکس هایی از دو خواهر:

با تشکر از فاطمه جون


سریال پرواز در حباب هرشب از شبکه اصفهان ساعت ۷

امیدوارم خوشتون اومده باشه

فروش:تردید 33 میلیون و دو خواهر 187 میلیون

 
بازار پررونق کمدی‌ها/ "دو خواهر" پرفروشترین فیلم اکران پائیز
سینماهای نمایش‌دهنده فیلم‌های کمدی روزهایی پررونق را می‌گذرانند و جدال اصلی برای جذب مخاطب میان سه فیلم کمدی "بی‌پولی"، "دو خواهر" و "زندگی شیرین" است.

به گزارش خبرنگار مهر، هفته دوم نمایش فیلم‌های اکران عید فطر با استقبال از این فیلم‌ها ادامه دارد، همان طور که انتظار می‌رفت فیلم سینمایی "دو خواهر" به کارگردانی محمد بانکی پرفروش‌ترین فیلم این روزهای سینماهای شهر تهران است. این فیلم که داستان پسر جوانی است که همزمان با دو خواهر ارتباط دارد پس از 13 روز نمایش در 22 سالن 317 میلیون تومان فروش داشته است.

در این فیلم پرستاره محمدرضا گلزار، نیکی کریمی، الناز شاکزدوست و حامد کمیلی مقابل دوربین رفته‌اند، نمایش این فیلم کمدی در سینماهای شهرستان هم با موفقیت ادامه دارد.

فیلم‌های سینمایی "تردید" و "یک وجب از آسمان" در رده‌های پائین جدول فروش قرار دارند و کمتر از سه فیلم کمدی با استقبال مخاطبان روبرو شده‌اند. "تردید" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی در 12 سالن روی پرده رفته و پس از 13 روز 94 میلیون تومان فروخته است.

بهرام رادان، حامد کمیلی، ترانه علیدوستی و مهتاب کرامتی بازیگران این فیلم هستند، "تردید" اقتباسی آزاد از نمایشنامه "هملت" و داستان سیاوش پسری است که پس از مرگ پدر به راز عمویش و توطئه‌ای خانوادگی پی می‌برد.

با تشکر از مرضیه جون


"مصطفي جلالي‌فخر " عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران، در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد فيلم "ترديد " ساخته واروژ كريم مسيحي، گفت: "ترديد "، يكي از نمونه‌هاي كمياب شده سينماي ايران است. سينمايي كه به خودش و جزئيات و تاثيرش اهميت مي‌دهد و احترام مي‌گذارد.
وي در ادامه افزود: در سينماي اين روزها كه كمال‌گرايي با چوب عناويني چون سخت‌گيري، خرج تراشي و حساسيت اضافه به گوشه‌اي رانده شده و سينماي سطحي و بساز بفروشي رواج يافته كه به حداقل شعور مخاطب هم اهميت نمي‌دهد، كارهايي در حد و اندازه "ترديد "، يك اتفاق هم به شمار مي‌آيند. اين فيلم پس از "پرده آخر "، دو نمونه ممتاز جزئي‌نگري فاخر در سينماي ايران به شمار مي‌رود و "واروژ كريم‌مسيحي " هفده سال پس از نخستين فيلمش همچنان پاي كمال‌گرايي هنري اش ايستاده و حواسش به همه چيز است.
جلالي‌فخر تصريح كرد: در فيلم تازه او كليت يك پارچه‌اي خلق شده كه همه فصل‌هايش به گونه‌اي ناپيوسته در برابر جداسازي مقاومت مي‌كند. پس از "بهرام بيضايي " كه استاد ضرباهنگ‌سازي دروني با تواماني حركت دوربين و بازيگر است، "واروژ كريم مسيحي " هم توانسته با چنين ميزانسن‌ها و دكوپاژهايي، نمايشي پويا به راه بياندازد.
وي گفت: لذت استاتيكي كه از "پرده آخر " و "ترديد " به دست مي‌آيد، ناشي از نگاه مينياتوري سازنده‌اش به همه قاب‌ها و بازي‌ها و حركت‌هاست. محض نمونه به ياد بياوريد آن فصل بازيگوشانه را كه "سياوش "(بهرام رادان) و "مهتاب "(ترانه عليدوستي) در ميان اتاق‌ها و پله‌ها در پي هم مي‌دوند و پنهان و پيدا مي‌شوند و دوربين نيز بازيگوش‌تر از هر دوي آنها در اين بازي عاشقانه حضور دارند. يا مثلاً همه فصل‌هايي را كه در سينماي نيمه مخروبه و در دست تعمير مي‌گذرد و دوربين نيز چون "سياوش " در پي كشف و ترديدهاست.
او ادامه داد: حركات دوربين در بسياري فيلم‌هاي جلوه‌گرانه بلافاصله به رخ كشيده مي‌شوند و از كليت اثر جدا مي‌شوند؛ كم مي‌شود كه چون "ترديد " چنين در پيكره ساختاري نمايش فيلم جا بگيرند. گفتار‌نويسي فيلم به طرزي مثال‌زدني، موجز است و نه تنها با شخصيت‌ها و بازي‌ها جور است بلكه تابع ريتم دروني صحنه يا سكانس نيز هست. در واقع ميزان و نحوه‌ي در هم تنيدگي ديالوگ‌ها كه گاهي با ريز حركات نمايشي همراه است كاملاً حساب شده است؛ بر خلاف به نوبت گويي‌هاي مرسوم و مشمئز كننده بيشتر فيلم‌ها و سريال‌ها.
جلالي‌فخر همچنين اظهار داشت: "ترديد " نه درازگويي مي‌كند و نه اداي كوتاه گويي‌هاي هاليوودي را در مي‌آورد. اين نتيجه كميابي‌ست كه بازيگرها به زعم تفاوت جنس بازي‌ها همه در كنار هم مكمل همديگرند و نقش‌ها چنان سرشار از جزئيات ملموس‌اند كه نه تنها بازيگران بلكه مخاطبان نيز مي‌تواند نقش و حس و لحن اثر را كاملاً درك كند. محض نمونه، نگاه كنيم به بازي "حامد كميلي "(گارو) كه كاملاً كنترل شده و كاشف حداكثر توانمندي‌هاي اين بازيگر است كه كم‌تر از حد و توانش ديده شده است. آنقدر بده و بستان‌هايش با "بهرام رادان " خوب درآمده كه حتي مي‌توان سكانس دوتاي‌شان در ماشين را هم بارها تماشا كرد. يا مثلاً فصل مشاجره "مهتاب " در حضور "گارو " و پيانو هديه گرفتن با آن شكل اجرا را به خاطر سپرد كه كمي بعد به آن عاشقانه غير قابل شك در طبقه بالاي سينماي متروك مي‌رسد.
وي در پايان گفت: "ترديد " يكي از نمونه‌هاي ممتاز انطباق نمايشنامه‌هاي كلاسيك در دوران معاصر است. گمان نكنيم كه "هملت " را به آساني مي توان به روزگار كنوني آورد. پازلي كه در "ترديد " هست بيش از آنكه در قالب‌هاي روايتي گره افكني و گره گشايي جا بگيرد، كشف تدريجي درونه مخوف آدم‌هايي‌ست كه در كنار ما زندگي مي‌كنند و در واقع يك فيلم انسان شناسانه است كه در ميان هزلول روابط و مخاطرات سرك مي‌كشد؛ بارفت و برگشت استادانه ميان واقعيت و خيال و كابوس و ... "ترديد ".

 

کریم‌مسیحی با اقتباس از "هملت" جسارت خود را نشان داد
یک منتقد سینما اقتباس واروژ کریم‌مسیحی از "هملت" برای ساختن فیلم سینمایی "تردید" را نشانه جسارت فیلمساز در انتخاب یک اثر ستایش‌شده دانست.

احمد طالبی نژاد به خبرنگار مهر گفت: در واقع باید از هر دو فیلم  این کارگردان تقدیر کرد و اینکه یک فیلمساز ازقدرت نمایش برای بیان واقعیت استفاده کند فی نفسه با ارزش است.

این منتقد و کارگردان سینما در مورد نقش نمایش در آثار کریم مسیحی گفت: واروژ در فیلم "پرده آخر" به نوعی از نمایش سنتی ایران برای کشف حقیقت استفاده کرده بود، به طوری که اگر کسی با ادبیات دراماتیک آشنا نبود و به عنوان یک تماشاگر عام به تماشای فیلم می‌نشست به راحتی با شخصیت‌های فیلم ارتباط برقرار می‌کرد.

طالبی‌نژاد افزود: در مورد تردید، جسارت فیلمساز بیشتر شده است، برای اینکه او به سراغ نام آورترین و ماندگارترین اثر کل تاریخ نمایش و تئاتر جهان یعنی هملت اثر شکسپیر رفته است. هیچ کس از اهل هنر و ادبیات نیست که این اثر را نخوانده و تحت تٱثیر قرار نگرفته باشد.

وی ادامه داد: انتخاب این اثر برای ساخت یک فیلم ایرانی جرئت و جسارت می‌خواهد که خوشبختانه در واروژ وجود داشته، با وجود مشکلاتی که فیلم دارد یک اثر سینمایی درخشان و آبرومند از کار در آمده است. "هملت" یک اثر نمایشی کلاسیک درباره یک شاهزاده دانمارکی است و تبدیل آن به ماجرایی که در شهر تهران اتفاق افتاده نکته بسیار مهمی است. در واقع یک اقتباس به روز است که در عین اینکه در کلیت اثر به آن وفادار مانده اما نشانه های زندگی اجتمای ایران امروز را می‌توان در آن مشاهده کرد.

طالبی‌نژاد درباره مشکلات و نواقص فیلم گفت: با وجود همه این ارزش‌ها که بسیار مهم و گران هستند، "تردید" چند مشکل اساسی دارد که اگر مورد توجه قرار می‌گرفت، فیلم بی‌عیب و نقص‌تری از کار در می آمد. به عنوان مثال می‌توان گفت که داستان هملت در بارگاه سلطنتی  و پادشاهی اتفاق می‌افتد که واروژ آن را تبدیل به یک فضای اشرافی درتهران کرده است. اما این فضا کمی دور از ذهن جامعه امروز است.

وی ادامه داد: مثلا شخصیت‌های فیلم از طبقه اجتمای مرفه هستند اما نشانه‌هایی مانند لباس پوشیدن آنها که امروز قابل مشاهده نیست. یعنی در حقیت چیزی که امروز وجوددارد این است که کسانی که از راههای متفاوت غیرقانونی و غیر اخلاقی صاحب مال و ثروت زیادی شده اند در ظاهر و طرز پوشش با بقیه زیاد فرقی ندارند.

این منتقد افزود: گویا شخصیت‌های فیلم بازمانده از دوره پهلوی هستند و یا اینکه مربوط به ایران نیستند. امروز طبقه نو کیسه ظاهری موجّه دارند ومثل بقیه هستند اما صاحب قدرتند. اگر واروژ فضا را قابل لمس‌تر و باور پذیر می‌کرد فیلم مورد نظر تماشاگر عادی هم واقع می‌شد.

این منتقد سینما ضعف دوم فیلم را استفاده از نمای نقطه نظر برای روایت اول شخص دانست و گفت: "هملت" یک نمایش صحنه‌ای است، روایت داستان از دیدگاه نقش اول اشکالی در کار به وجود نمی‌آورد اما در سینما با این نوع روایت ما به محدود به نقش سیاوش در فیلم می‌شویم وخیلی از زد و بندها را نمی‌بینیم و تماشاگر چون با نگاه سیاوش داستان را دنبال می‌کند، علت جنون سیاوش را متوجه نمی‌شود.

طالبی‌نژاد در ادامه افزود: فیلم متکی بر دیالوگ است و کمتر بر نمایش تکیه دارد که این مسئله باعث می‌شود "تردید" برای عده‌ای ثقیل باشد چرا که باید با دقت به فیلم گوش بدهند. با وجود همه اینها در حال حاضر که روحیه بساز و بفروشی در سینمای ایران حاکم شده است، ساخت "تردید" یک اتفاق مهم است. در واقع فضای فیلم، فضای سو استفاده از شرایط نیست یعنی فیلم هیچ  باجی به تماشاگر ساده پسند نمی دهد.

این منتقد باسابقه گفت: این مسئله ممکن است باعث فروش کم فیلم شود و "تردید" گیشه را از دست بدهد اما جایگاهی که درسینمای ایران به دست می‌آورد جایگاه بسیار بالایی است و به خصوص ارزش فیلم برای فیلمسازان خیلی مهم است. اینکه یک فیلمساز در فضای رایج سینمای ایران تا این اندازه کارش راجدی می‌گیرد، مهم است.

احمد طالبی‌نژاد درباره کم‌کاری کارگردان "تردید" گفت: فیلم مملو از لحظه‌های بسیار دشوار است. از لحاظ میزانسن و اجرا، بازی‌ها درخشان و فضاسازی بسیار دشوار نشان می‌دهد واروژ اگر چه دیر به دیر فیلم می‌سازد به خاطر وسواس و جدیت در کارش است. او می‌توانست در این فاصله فیلم‌های بسیار بسازد اما حالا متوجه می‌شویم او حاضر نیست از معیارهای هنری‌اش کوتاه بیاید.

وی افزود: شما حیرت می‌کنید که چطور او حوصله کرده با این دقت، صحنه را پردازش کند و تنها مشکل در انتخاب بعضی بازیگران است. به نظر من انتخاب بهرام رادان که البته بازیگر توانایی است، برای نقش سیاوش زیاد درست نبوده و شاید حامد کمیلی که نقش دوست او را بازی کرده برای نقش سیاوش مناسب‌تر بود. بازیگر نقش "هملت" باید پس زمینه تئاتری قوی داشته باشد تا بازی مورد نیاز چنین نقشی را بتواند ارائه کند.

این منتقد و کارگردان سینما ادامه داد: قابل باورترین شخصیت فیلم عموی سیاوش (علیرضا شجاع نوری) و کارو (حامد کمیلی) دوست سیاوش هستند. در بازی عموی سیاوش هیچ نشانی از خباثت وجود ندارد در حالی که همه خباثت‌ها را او انجام داده‌است. فراموش نکنیم که فیلم از روی نمایشنامه اقتباس شده و بازی‌های تئاتری در فیلم علاوه براینکه شاخص کار واروژ است، جزیی از کار است.

احمد طالبی‌نژاد گفت: در مجموع اگر چه در مقایسه با ارزش‌های نمایش "هملت" فیلم ضعف‌هایی دارد اما در قیاس آنچه در سینمای ایران وجود دارد، "تردید" فیلم قابل دفاعی است. شهامت، صبوری و اعتماد به نفس واروژ در بین همه پلان‌های فیلم دیده می‌شود که حاصل خون دل خوردن‌های او است.

با تشکر از مرضیه جون


عکس هایی از جشن عید فطر در شیراز که نجمه جون گرفتن و برای من فرستادن

لينك عكس 1

 

لينك عكس 2

لينك عكس3


فیلم سینمایی "تردید" ساخته واروژ کریم مسیحی پس از پنج روز اکران 33 میلیون در تهران فروخت. اکران دومین ساخته بلند سینمایی کریم مسیحی از روز 27 شهریور ماه در 12 سینما در تهران آغاز شده و این فیلم تا امروز 33 میلیون فروش داشته است.در خلاصه داستان "تردید" آمده است: پدر سیاوش در یک حادثه مرده و عموی او ثروت خانواده را در دست گرفته است. سیاوش به دخترعمه خود مهتاب علاقه دارد. او که هنوز از خبر درگذشت پدرش حیران است خبری عجیب‌تر می‌شنود. اینکه مادرش قصد دارد با عمویش ازدواج کند. سیاوش متوجه می‌شود مرگ پدر طبیعی نبوده و او را به قتل رسانده‌اند و ...بهرام رادان، حامد کمیلی، علیرضا شجاع‌نوری، مهتاب کرامتی، ترانه علیدوستی، کاوه کاویان، رزا آرایش، توفان مهردادیان و مهرداد فلاحتگر در این فیلم بازی کرده‌اند.

منبع:سینمای ما
 

فروش "دو خواهر" در تهران و شهرستان راضی‌کننده است
مدیر پخش سپاهان‌فیلم فروش فیلم سینمایی "دو خواهر" را در تهران و شهرستان‌ها راضی کننده دانست و ابراز امیدواری کرد فیلم به رکورد جدیدی در سینمای ایران برسد.

اصغر بانکی مدیر پخش سپاهان فیلم درباره میزان فروش فیلم "دو خواهر" گفت: در شش روز اکران این فیلم 187 میلیون در تهران فروش داشته است. البته در شهرستان‌ها نیز ما با استقبال بسیار خوبی روبرو بودیم به طوری که در اصفهان در روز اول با چهار میلیون، شیراز طی پنج روز 16 میلیون و در مشهد چهار روز 14 میلیون فروش داشتیم.

وی افزود: محمدرضا گلزار بازیگر فیلم در شهر اصفهان مخاطبان زیادی دارد. فیلمبرداری این فیلم در این شهر انجام شده، به همین دلیل شاید این موضوع یکی از دلایل فروش بالای فیلم در اصفهان است.

بانکی در ادامه با اشاره به دلایل فروش این فیلم گفت: ما صداگذاری این فیلم را به صورت دالبی سراوند در استودیو سپاهان فیلم انجام دادیم که کیفیت بالایی دارد. بیشتر مخاطبان فیلم از کیفیت آن راضی هستند و فکر می‌کنم یکی از دلایل موفقیت فیلم "دو خواهر" این موضوع باشد.

وی ادامه داد: معمولا سینماها از 23 شهریورماه تا هفته اول مهرماه به دلیل بازگشایی مدارس با افت فروش مواجه می‌شوند. اما خوشبختانه امسال این شرایط به وجود نیامد و ما با فروش خوبی روبرو شدیم و فکر می‌کنم حتی بعد از این تاریخ "دو خواهر" با فروش بالاتری مواجه شویم.

بانکی افزود: ما حتی برای اولین بار بعد از فیلم "اخراجی‌ها 2" ساعت سه بامداد نیز سانس ویژه در تهران داشتیم و بیشتر سانس سالن‌های سینمایی پر است. ما در حال حاضرحدود 12 بیلیورد در سطح شهر تهران داریم. تراکت فیلم نیز در شهر بین مردم پخش می شود. همچنین خوشبختانه تیزرهای فیلم نیز به خوبی در تلویزیون پخش می‌شود.


حسن توکل‌نیا به خبرنگار مهر گفت: اکران عیدفطر با توجه به بضاعت سینمای ایران در شرایط کنونی اکران قابل قبولی بوده است و فیلم‌های انتخاب شده برای اکران در این ایام مناسب هستند. نمایش همزمان چند فیلم پرفروش لطمه‌ای به میزان فروش آنها نمی‌زند. وی افزود: زمانی که مخاطبان برای تماشای یکی از فیلم‌های در حال اکران به سالن‌های سینما می‌روند، مشاهده تبلیغات در سینماها موجب ترغیب آنها برای تماشای دیگر فیلم‌ها شده و این امر رونق سینما را به همراه دارد. تنوع اکران یکی از عوامل جذابیت برای مخاطب است. تهیه‌کننده فیلم سینمایی "تله" ادامه داد: اکران فیلم‌های فرهنگی و هنری که مخاطبان کمتری دارد همزمان با نمایش فیلم‌های تجاری موجب رونق فیلم‌های فرهنگی و کمک به فروش بیشتر آنها می‌شود. نمایش این فیلم‌ها می‌تواند علاقمندان به سینمای هنری را هم برای فیلم دیدن به سالن‌های سینما بیاورد. توکل‌نیا گفت: با توجه به میزان استقبال مردم از فیلم‌های روی پرده در روزهای اخیر موفقیت فیلم سینمایی "بی‌پولی" و "دو خواهر" بیش از دیگر فیلم‌ها به نظر می‌رسد و می‌توان پیش‌بینی کرد فروش این فیلم‌ها به سقف یک میلیارد تومان برسد. تهیه‌کننده فیلم "چند می‌گیری گریه کنی" افزود: استقبال مخاطبان از فیلم‌های روی پرده  تا اواخر پائیز ادامه می‌یابد. به غیر از فیلم‌های "بی‌پولی "، "زندگی شیرین" و "دوخواهر" دیگر فیلم‌هایی که در نوبت اکران هستند قابلیت جذب مخاطب را دارند و می‌توانیم به فروش سینماها در نیمه دوم سال امیدوار باشیم.
منبع:مهر نیوز

عکس هایی از دو خواهر:
 
 

عکس هایی از تردید:
 
 
 

و عکسی از تله فیلم وقتی نبودم:

امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد...

تله فیلم فراری در هفت تیر پیش میرود

سلام.من اومدم با کلی خبر...


با پایان مراحل فنی فیلم تلویزیونی "وقتی نبودم" به کارگردانی داریوش یاری و تهیه‌کنندگی بهروز مفید، این فیلم در نوبت پخش از یکی از شبکه‌های تلویزیون قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلمنامه "وقتی نبودم" را پدیده برومند نوشته و داستان درباره پسری به نام پدرام است که بعد از مدت‌ها به زادگاهش کاشان برگشته تا تکلیف ارث بجا مانده از پدر و مادرش را روشن کند و ...حامد کمیلی، زیبا بروفه، محسن قاضی‌مرادی، طوفان مهردادیان و میترا خواجه‌ئیان بازیگران این فیلم هستند.

عوامل فیلم "وقتی نبودم" عبارتند از حمید رحیم‌زاده مدیر تصویربرداری، سلیم احمدی صدابردار، علی خلیلی مدیر تولید، آرمین اسماعیلی طراح گریم، محمود یارمحمدلو تدوین، بهروز شهامت صداگذار، ناصر شکرایی آهنگساز، حمید بداقی طراح صحنه و لباس، قاسم انصاری‌ بنی دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز و مرجان جنگلی مدیر روابط عمومی.


"فراری" در هفت تیر پیش می رود.

تله فیلم "فراری" به کارگردانی سعید عالم زاده و نویسندگی پیمان جزینی شنبه گذشته با بازی حامد کمیلی, لیندا کیانی و مهران رجبی جلوی دوربین رفت.

فرهاد گلي» مجري طرح و تهيه كننده در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: فيلم با تصويربرداري در خيابان خردمند و با حضور حامد کمیلی, لیندا کیانی, زهره مجابي، رابعه اسكويي، شهربانو موسوي، علي ابوالحسني، سوسن پرور، عباس محبوب، و مهران رجبی پریروز جلوی دوربین رفت.

وی ادامه داد: در روزهای آتی نام فیلم تغییر خواهد کرد و پیش بینی و برنامه ریزی گروه ۲۰ جلسه فیلمبرداری است.

داستان فيلم درباره «حميد» و «بيتا» است كه عليرغم ميل خانواده حميد قرار است با يكديگر ازدواج كنند. هنگام خواستگاري اتفاقي رخ مي‌دهد كه شروع ماجراي جديدي براي "حميد " است.


مراحل تولید فیلم تلویزیونی "فراری" در هفت تیر پیش می رود. فيلم تلويزيوني "فراری" به كارگرداني سعيد عالم زاده كه چند روز قبل كليد خورده، در لوكيشني واقع در هفت تير پيش مي رود. حامد كميلي، ليندا كياني، مهران رجبي، زهره مجابي، عباس محبوب، رابعه اسكويي، سوسن پرور، شهربانو موسوي، علي ابوالحسني، بيژن پيشدادي، شهين تسليمي و ... بازيگران اصلي اين تله فيلم هستند.

"فراری" توسط پيمان جزيني نوشته شده و داستان دو جوان است كه قصد دارند با هم ازدواج كنند، اما روز خواستگاري اتفاقي مي افتد كه ....

اين تله فيلم به طور كامل در تهران قرار است تصويربرداري شود و طبق پيش بيني ها توليدش تا پايان شهريور ماه به طول خواهد انجاميد. تدوين و مراحل فني اين كار هم پس از پايان تصويربرداري انجام خواهد شد. فرهاد گلي و سيروس جوكار تهيه اين كار را برعهده دارند و عوامل اصلي آن عبارتند از: مديرتوليد: عباس شوقي، تصويربردار: سياوش فكري، صدابردار: رضا نظري، گريم: آرمين اسماعيلي، طراح صحنه: رضا نظري، مدير تداركات: عبدالرضا سعيدي، عكس: شهرام تقي پور و ...

منبع:بانی فیلم



تیزر فیلم«تردید»برای نخستین بار در سینما روز
http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1391&Itemid=61


خب، گمانم بايد قبول کنيم ستاره می‌شود.

حضورش در پلان به پلان سريال اغما، در هر کدام از نقش‌های متعددش، از قابی که در آن ايستاده بود بيرون می‌زد. چهره‌اش گاهی که سيروس مقدم، حوصله و وقت گذاشته بود، حک می‌شد در ذهن بيننده‌ و احتمالا اگر او ياد بگيرد که در ادامه مسير، درست انتخاب کند، اين عکس ذهنی دليل خوبی برای رفتن به سينما و نشستن جلوی تلويزيون است. حامد کميلی را می‌گويم. با اين صدای شش‌دانگ، يا اين چهره فتوژنيک و اين که بلد است «بازی» کند، گمانم بايد قبول کنيم ستاره می‌شود.

***

حامد کميلی، اگر ستاره شود، که به گمان من می‌شود، نخستين دست‌پرورده نظام آموزش مهارتی بازيگری در ايران است. نظامی که پس از انقلاب با الگو قراردادن کارگاه‌های غيرآکادميک بازيگری در دنيا به دنبال تربيت بازيگرانی کامل به سبک دست‌پرورده‌های آکتورز استوديو بود.

او با تئاتر شروع کرده و در گفت‌وگوهای مختلف خود از حميد سمندريان و گلاب آدينه به عنوان استادان اصلی اش ياد می‌کند اما از طرف ديگر حالا، درست يک قدم مانده تا ستاره شدن. او با مدير معروف‌ترين اين کلاس‌ها در سال‌های اخير، امين تارخ، هم‌بازی شده است؛ کارگاه آزاد بازيگری تارخ که خيل عظيمی از توليدات تلويزيونی و سينمايی بدون حضور شاگردان دوره‌های مختلف او قابل تصور نيست. او سيستم‌اش را دقيقا متکی بر نيازهای موجود و وضع فعلی بنا کرده بود و برای همين هم در ميان رقيبان قدرتمند -کارگاه حميد سمندريان و کارگاه «کارنامه» با مديريت پرويز پرستويی- با بازی تعداد بيشتری از دانش‌آموختگان و هنرجويانش هميشه برنده بازی «بهترين» بوده است. کميلی در صحنه‌های مختلف اغما، تاثير بسياری از تارخ پذيرفت و تغيير شيوه نفس گرفتن و استفاده رفته رفته بيشتر از شيوه‌های بيان امين تارخ تا آخر سريال، نشان می‌دهد او بعد از اين وامدار سبک و شيوه اين بازيگر و مربی با سابقه سينمای ايران خواهد بود.
سهم سومين کارگاه بازيگری معروف ايرانی، يعنی کارنامه را بايد در جای ديگری جست‌وجو کرد. آنجا که کميلی در گفت‌وگوهايش فيلم ديدن را نوعی کلاس رفتن می‌داند و جای ديگری، در گفت‌وگوی خود با رضا رشيدپور، وقتی نام پرويز پرستويی را شنيد، گفت: «او استاد بی‌بديل من در عرصه بازيگری است.»

به اين ترتيب نخستين سوپراستار بازيگری تربيت شده زير نظر کارگاه‌های بازيگری را بايد يک محصول مشترک به حساب آورد. محصولی که با همکاری اساتيد سه قطب اصلی آموزش کارگاهی کشور توانسته -يا با کمی احتياط، می‌تواند- يک ستاره باشد، نه بازيگر نقش دو.

اين البته به شرطی است که حضور يکی دو هفته‌ای محمدرضا فروتن را در کلاس‌های سمندريان به حساب نياوريم و بپذيريم که پسرک عصيان‌گر و البته چشم آبی، حتی اگر ستاره باشد، دست‌پرورده يک متديست و استاد بازيگری نيست.

***

گمان نکنم کسی پيدا شود که در سوپراستاربودن محمدرضا گلزار شک داشته باشد. می‌شود او را دوست نداشت، می‌شود به بازی‌های معمولا باسمه‌ای یا خيلی‌ ويژگی‌های ديگرش اشاره کرد، می‌شود با يک برچسب «خوشگل» يا «مانکن» همه توجهی را که به او می‌شود توجيه کرد، اما واقعا نمی‌شود سوپراستار بودن او را انکار کرد. فيلم‌های او با تمام حمله منتقدانش می‌فروشد. روی جلد مجلات زرد و سينمايی و گاه حتی روشنفکری، يک شماره در ميان، بی‌بهانه و با بهانه عکسی از اوست و مصاحبه کردن با او، رضا گلزار، تقريبا آرزويی فراگير برای رسانه‌هاست که جز برای معدود آدم‌هايی مثل شهرام زمانی -همه‌کاره هفته‌نامه تلاش- برای ديگران برآورده نشده است. او مثل هر سوپراستار واقعی ديگری، اسمش، عکس‌اش و حرف‌هایش تضمين تيراژ و فروش يک رسانه است. اين دليل کمی برای اينکه او تنها عضو باشگاه «20 ميليون تومانی»ها باشد نيست؟ آن هم با اختلاف حداقل 3 ميليون تومان با نفر بعدی؟ نفر بعدی هم که به واسطه هجوم منتقدان و البته دوستی با برخی از ايشان، و مهم‌تر از همه تغيير سليقه خودش، ناگهان از اوج سينمای پاپيولار به زعم برخی مبتذل به بغل نماد روشنفکری سينمای ايران، داریوش مهرجويی غلطيد و حالا سخت‌گير شده و هر فيلمنامه‌ای را برای هر کارگردانی بازی نمی‌کند. با اين وضعيت طبيعی است که بهرام رادان را اصلا نمی‌شود، و نبايد، رقيب رضا گلزار در آن نوع سینما به حساب آورد و اگر طرفداران و مشاوران مطبوعاتی اين دو چنين می‌کنند

در واقع بايد دنبال رد نوعی استراتژی حساب‌شده برای بازارسنجی و مارکتينگ در بازی رقابت اين دو باشيم.

در چنين شرايطی حامد کميلی جوان، هم‌تيمی رضا گلزار در تيم واليبال هنرمندان، می‌تواند يک فوق‌ستاره بينابين باشد. با چشم روشنش در باشگاه ستاره‌های درجه يک جوان بماند و رقابت کند و با بيان خوبش از برخی‌شان جلو بزند. با فيزيک مناسبش و با انتخاب استايل و حرکات مناسب، يک پای بازی محدود مدل تبليغاتی سينمايی باشد و با ميميکی که قاعدتا بايد يادگار دورانی باشد که تئاتر کار می‌کرده کارگردان‌هایش را متقاعد کند از او کلوزآپ‌هایی بگيرند که جيغ هوادارانش را در آورد.

***

راه ستارگی برای حامد کميلی تازه شروع شده. روی جلد می‌رود، گفت‌وگويش در تلويزيون جزو پربيننده‌ترين شب‌های تاک‌شو می‌شود، طرفدارانش فن‌کلاب و وبلاگ برایش راه می‌اندازند و از همه مهم‌تر مخالف سخت و پروپاقرص پيدا می‌کند. اگر برای‌تان عجيب است که چرا مخالف پيدا کردن او را هم جزو خصائص ستاره شدنش آوردم جمله طلايی تکرارشونده «کوله‌پشتی 4»، که فرزاد حسنی برنامه‌اش را با آن تمام می‌کرد به ياد بياوريد: «اگه می‌خوای ازت انتقاد نکنن، نه حرفی بزن، نه چيزی بگو، نه کسی باش.»

اين حجم مخالفت و موافقت در مورد حامد کميلی، دست کم برای من، يک معنی می‌دهد: «او ستاره می‌شود.»

اگر دل‌تان خواست جمله‌ام را دوباره بخوانيد: «او ستاره است.»


خبرگزاري فيلم نيوز: با پایان مراحل فنی، فیلم سینمایی "پسر آدم، دختر حوا" به کارگردانی رامبد جوان و تهیه‌کنندگی سعید حاجی‌ میری نوروز 89 اکران عمومی می‌شود.
حاجی میری تهیه‌کننده این فیلم سینمایی تدوین اولیه را تمام کرده و تدوین نهایی به زودی شروع می‌شود. دومین فیلم سینمایی رامبد جوان داستان دو وکیل جوان است که به دلیل مسائل مالی مجبورند در یک دفتر کار کنند. مهناز افشار، حامد کمیلی، شیلا خداداد، جوان و کیومرث ملک‌مطیعی در این فیلم بازی می‌کنند.

فیلمنامه"پسر آدم، دختر حوا" را محمدرضا احمدی پیشکوهی و سعید حاجی‌ میری نوشته‌اند. فرج حیدری فیلمبردار، بهروز معاونیان صدابردار، آتوسا قلمفرسایی طراح صحنه و لباس و آزیتا موگویی مدیر تولید این فیلم هستند.

رامبد جوان مجموعه‌های "گمگشته"، "نشانی" و "مسافران" را کارگردانی کرده است، "پسر آدم، دختر حوا" دومین فیلم سینمایی این کارگردان پس از "اسپاگتی در هشت دقیقه" است.


جنجال های قبل از فیلمبرداری

محمد بانکی برای به ثمر رسیدن این فیلم سختی های زیادی متحمل شد.

او محمد رضا گلزار را کاندیدای بازی در نقش اصلی دو خواهر کرد و توانست موافقت این سوپراستار را برای بازی در این فیلم جلب کند .

اما مشکلاتی که که بعدا بوجود امد فیلمبرداری را برای مدتی به تعویق انداخت.

جنجال هایی که قبل از فیلمبرداری دو خواهر بوجود امد نقل محافل هنری شد وباعث شد نا فیلم همان ابتدا بر سر زبان ها بیفتد

.این موضوع تا حدودی به نفع فیلم تمام شد تقریبا همه علاقمندان به سینما بی صبرانه در انتظار اکران این فیلم بودند

ترکیب رویایی بازیگران

محمد بانکی که از تهیه کنندگان قدیمی سنما محسوب میشود برای انتخاب بازیگران فیلمش مشکل چندانی نداشت

او که تصمیم گرفته بود اولین فیلمش را کارگردانی کند ترکیبی از چهره های مطرح سینما را در دو خواهر دور هم جمع کرد در

کنارمحمد رضا گلزار بازیگرانی چون...

نیکی کریمی .الناز شاکردوست و حامد کمیلی قرار گرفتند تا ترکیب بازیگران فوق العاده باشد......

سکانسی از فیلمنامه ی دو خواهر

امیر که نقش ان را محمد رضا گلزار بازی میکند یک کلاه بردار حرفه ای است .او یک گالری دارد و کارش تلکه کردن از

خانواده های متوفی است.پدر جلال(حامد کمیلی)فوت کرده و امیر (رضا گلزار)خیلی زود با تابلویی خودش را به خانه انها

میرساند جلال هسر سابق مینا(الناز شاکردوست)هم هست.

اتاقی در خانه اقا جلال

اقا جلال ارام ارام به اتاق می اید و نگاه معنی داری به امیر و تابلو می کند.امیر تابلو را روی میز گذاشته و منتظر اوست. امیر

با لبخندی ساختگی تابلو را به اقا جلال نشان میدهد

اقا جلال:که پدر مرحوم من اینو از جنابعالی خریده؟!

امیر:پدر شما بودن تسلیت عرض میکنم ......خیلی ببخشید...شاید...شایدالان موقع مناسبی نباشه. اما میدونین شایدم بد نباشه

اخرین یادگاری ایشونو نگه دارین.../.تابلو را بالا می اورد/ ...اون مرحوم دوشنبه پیش تو گالری من اینو پسندید.بیعانه هم دادن

اقا جلال:عجب!...دوشنبه پیش؟!...اما دوشنبه پیش که پدر خدا بیامرز من تو بیمارستان بود.

/خنده روی لبان امیر میخشکد وتابلو را پایین می اورد/

امیر: ..متعجب..من گفتم دوشنبه پیش؟!

اقاجلال با حرکت سر تایید میکند./

امیر:شاید دوشنبه قبلش بوده....ولی یادمه که دقیقا دوشنبه بود.

اقا جلال:چیزی که دقیقه اینه که تو یه گوساله ای!../عصبانی ولی خونسرد به امیر نزدیک میشود/....چون هیچ احترامی برای

مرده و رنج و عذاب خانواده اش قائل نیستی.

/امیر تابلو را بالا می اورد ومی خواهد چیزی را توضیح بدهد اما اقا جلال نمیگذارد./

اقا جلال: ولی من کمکت میکنم معنی رنج و عذاب رو بفهمی./سپس با مشت به تابلو میکوبدوتابلوسوراخ میشود./

/امیر از تعجب زبانش بند می اید./

امیر: ../تابلو را پایین می اورد/..با اجازه من میرم یه موقع دیگه میام.

/امیر حین گفتن این حرف با احتیاط بر میگردد و به طرف در اتاق می رود./

اقا جلال:پدر من از نقاشی متنفر بود.....!

/دو بزن بهادر به نام((وحید)) و ((سیروس)) از پشت امیردم در اتاق پیدایشان میشود./

.اقا جلال: ../با اشاره به انها/... ولی اونا خیلی خوششون میاد.

/امیر بر میگردد و با وحشت به انها نگاه میکند.سیروس دستانش را به هم می کوبد./

اقا جلال:....کارشون که باهات تموم بشه صورتت میشه تابلو.

امیر:صبر کنین ....خواهش میکنم.... شاید سوء تفاهم شده باشه../عقب عقب به طرف در میرود/...گفتین اسم پدرتون چی بود؟

/سپس ناگهان تابلو را به طرف وحید و سیروس پرت و از در دیگر اتاق فرار میکند./


آنونس "دو خواهر" آماده شد
پخش آنونس فیلم سینمایی "دو خواهر" به کارگردانی محمد بانکی و بازی محمدرضا گلزار به زودی در سینماها شروع می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، محمد بانکی آنونس این فیلم سینمایی را ساخته که به زودی پخش آن در سالن‌های سینما شروع می‌شود. "دو خواهر" عید فطر در گروه سینمایی قدس روی پرده می‌رود.

در کنار محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، نیکی کریمی، حامد کمیلی، بهنوش بختیاری، پوراندخت مهیمن و احمد پورمخبر در "دو خواهر" مقابل دوربین رفته‌اند و داستان درباره جوانی کلاهبردار است که همزمان با دو خواهر در چهره‌های متفاوت ارتباط برقرار می‌کند.

فیلمنامه را حسین مثقالی نوشته و غلامرضا آزادی مدیر فیلمبرداری، علی رشیدی صداگذار و پوریا حیدری آهنگساز فیلم هستند. بانکی بازیگری و تهیه‌کنندگی "علف‌های هرز"، "تهاجم"، "حامی"، "مرد کوچک"، "شاهین طلایی"، "کمینگاه" و... را تجربه کرده است.


منبع:http://massomeh.blogfa.com


«محمدرضا گلزار» منع فعاليت دارد اما «دوخواهر» او اكران مي‌شود

خبرگزاري فارس: تهيه كننده و كارگردان «دو خواهر» گفت: علي‌رغم شايعات، اين فيلم مشكلي براي اكران ندارد چون محمدرضا گلزار منع فعاليت دارد اما فيلمي كه از سال پيش بازي كرده، مي‌تواند اكران عمومي شود.

«محمد بانكي» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس با اعلام اين مطلب گفت: تمامي مراحل فني فيلم در سپاهان فيلم انجام شده است و در حال حاضر مشغول آماده‌سازي كپي‌هاي فيلم در استوديو فيلمساز هستيم كه همزمان صداي فيلم نيز براي اكران در عيد فطر به صداي دالبي تبديل مي‌شود.
تهيه‌كننده و كارگردان «دو خواهر» با اشاره به متفاوت بودن محتواي اين فيلم گفت: تماشاگران شاهد تصويري متفاوت از محمدرضا گلزار در فيلم «دو خواهر» هستند و تركيب گلزار و نيكي كريمي در اين فيلم در كنار بازي خوب الناز شاكردوست مي‌تواند لحظات خوبي را براي مخاطب به ارمغان داشته باشد.
بانكي همچنين با رد شايعه عدم اكران فيلم به دليل ممنوع‌التصوير بودن محمدرضا گلزار گفت: به هيچ عنوان اين قضيه صحت ندارد چرا كه آقاي گلزار تا آنجا كه من مي دانم ممنوع‌التصوير نيست بلكه منع فعاليت جديد دارد و به همين دليل، «دو خواهر» مي‌تواند با توجه به قراردادي كه از مدت‌ها قبل بسته شده و همچنين پروانه نمايشي كه از سوي وزارت ارشاد صادر شده است، بدون هيچ مشكلي در برنامه ويژه عيد فطر به نمايش درآيد.
وي افزود: ممنوع‌الكار بودن يك بازيگر به هيچ عنوان به منزله ممنوع‌التصوير بودن وي نيست چرا كه بازيگران ديگري هم داشته‌ايم كه با توجه به اين كه منع فعاليت دارند، فيلم‌هاي‌شان از ابتداي سال جاري روانه پرده سينماها شده است. گلزار نيز يك چنين شرايطي دارد و به اصطلاح «ممنوع‌الكار بودن» وي نمي‌تواند مانع اكران «دوخواهر» شود.
به گزارش فارس، محمدرضا گلزار، الناز شاكردوست، نيكي كريمي، حامد كميلي، بهنوش بختياري، پوراندخت مهيمن و احمد پورمخبر از بازيگران «دو خواهر» هستند.
داستان اين فيلم درباره جواني كلاهبردار است كه همزمان با دو خواهر در چهره‌هاي متفاوت ارتباط برقرار مي‌كند.


و چند عکس:

منبع:http://massomeh.blogfa.com

عکس هایی از تردید:

تردید

تردید

منبع:سینمای امروز


با تشکر از فاطمه و نجمه جان

امیدوارم خوشتون اومده باشه

تابعد خداحافظ

كي ميشه بمب گيشه؟

سلام.معذرت می خوام به خاطر مشکل در قسمت نظرات.راستش مشکل از آپ بود و هیچ جور درست نمی شد.من هم مدتی نبودم و نتونستم آپ کنم.باز هم معذرت می خوام.

فیلم های سینمای دهه90ایران باچه ستاره ایی پرفروش میشوند؟؟؟؟

جنگ ستارگان

موضوع ازین قراراست که بعضی ازطرفداران این هنرمندان آنان را باگلزارمقایسه می کنندوبی دلیل فکرمیکننداو ازین افراد جلوتراست ومدام باهم دعوادارندکه این ازآن بهتراست وفلانی ازفلانی جلوتراست........حالامشخصات این چندهنرمندراباهم مرورمیکنیم تاببینیم آنان درچه صورتی میتوانندسوپراستارفیلمهای گروه خودشان باشند

حامدکمیلی

پسرفرزوزرنگ

حامدیک استاربالقوه است که هنوز فیلمهای سینمایی زیادی بازی نکرده امایکی ازسوپراستارهای کارهای تلویزیونی است...کمیلی یکی ازگزینه هایی است که موقع انتخاب بازیگرفیلمهای سینمایی خییییلییییی زودبه کارگردان پیشنهادمیشودوالبته حضورقطعی برایش درسینما تابه حال بیش از3باراتفاق نیفتاده است....وقتی برای انجام تحقیقات این مطلب اسمش رادرگوگل سرچ کردم سیستم خودکاراسامی پرکلیک نامش رابعدازچندحامددیگردرفهرست قرارداداماخییییییلیییییییی دیگرازبازیگران پرکارتلویزیون شهرت قابلیتوآمادگی برای استارشدن راندارند.....ساده می   آیندودرشهرت ملایمی ادامه میدهنداماحامدکمیلی که ازلحاظ تیپو چهره ترکیبی از زیبایی چشموابرو وصورت مهربان وبچه شکل است هم استاراست و هم آماده استارشدن..حامدهم برای سوپراستاری نیاز به سناریوهایی داردکه ویپگی هایش درآنهاجواب دهد...کمیلی گزینه مناسب فیلمهای کمدی و2-3نفره است...حامدبازیگرنقش"پسرفرزو زرنگ"این تیمهای کمدی است...آیا سینمای ما چنین نقشی را به اندازه"پسرعاشق"درخودداشته است؟؟؟؟

حامدبهداد

عاصی درهم ریخته

 

دانیال عبادی

زیباروی فوق احساسی

 

پوریاپورسرخ

قهرمان ستبر

 

مصطفی زمانی

جوان آقاوباشخصیت

از همشهري جوان

با تشكر از فاطمه جون


29 شهريور اكران عيدفطر در تهران و شهرستان‌ها آغاز مي‌شود

خبرگزاري فارس: با تصميم سينماداران و پخش‌كنندگان فيلم‌ها، فيلم‌هاي اكران عيدفطر مشخص شدند و اين فيلم‌ها از يكشنبه 29 شهريور در تهران و شهرستان‌ها اكران خواهند شد.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، با تصميم سينماداران و پخش‌كنندگان فيلم‌ها فيلم‌هاي «بي‌پولي»(حميد نعمت‌الله)، «كتاب قانون»(مازيار ميري)، «زندگي شيرين»(قدرت‌الله صلح ميرزايي)، «دوخواهر»(محمد بانكي)، «ترديد»(واروژ كريم مسيحي) از 29 شهريورماه عيد فطر به روي پرده سينماهاي كشور مي‌روند.
محسن‌ علي‌اكبري تهيه‌كننده فيلم «كتاب قانون» در اين باره به فارس گفت: فيلم در گروه آزادي به نمايش در مي‌آيد و آنونس آن نيز از چهارشنبه هفته آينده در سينماهاي كشور پخش مي‌شود.
وي درباره اكران اين فيلم در شهرستان‌‌ها، گفت: علاوه بر تهران حدود 40 سينما در شهرهاي مختلف به اكران فيلم خواهند پرداخت.
سعيد سعدي تهيه‌كننده «بي‌پولي» نيز گفت: «ترديد» در گروه عصر جديد به نمايش در مي‌آيد و آنونس فيلم از هفته ديگر در اختيار سينماها قرار خواهد گرفت.
وي افزود: همزمان با تهران، اكران در اصفهان، شيراز، مشهد، رشت، زنجان و خرم آباد انجام مي‌شود. ضمن اين كه از امروز مواد تبليغي فيلم به سينماها ارائه شده است.
سعدي درباره احتمال تغيير سانس‌هاي فيلم،گفت: حدود 17 دقيقه از فيلم كوتاه شده است و نمايش آن در شكل روتين سانس‌هاي 2 ساعته خواهد بود.
به گفته قدرت‌الله صلح ميرزايي، فيلم سينمايي «زندگي شيرين» ساخته جديد او در گروه آفريقا به نمايش در مي‌آيد.
بنا بر اين گزارش، فيلم سينمايي «دو خواهر» ساخته محمد بانكي در گروه قدس و «بي پولي» ساخته حميد نعمت‌الله در گروه استقلال به اكران عمومي در مي‌آيند.

با تشكر از فاطمه جون


اميدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خداحافظ

جشن مخاطبان شبکه جام جم با حضور حامد کمیلی

 

به دلیل مشکل در قالب فعلا امکان نظر دادن نیست با عرض پوزش


سلام.با اینکه قصد داشتم مدتی وبلاگ رو ببندم اما به دلیل خبر های جدید و اکران شدن فیلم ها مجبور شدم دوباره آپ کنم . اما سعی می کنم توی این مدت قدری وبلاگ رو سر و سامان بدم.


شبکه جهانی جام جم همه ساله در فصل تابستان، میزبان مخاطبان خود بوده و یک کنگره سالانه با نام گردهمایی مخاطبان را برگزار می کند.
به گزارش روابط عمومی شبکه جهانی جام جم ؛ با دعوت از دو هزار مخاطب ایرانی که در فصل تابستان برای دیدار از وطن و اقوام خود به کشور می آیند کنگره ای سترگ با نام گردهمایی مخاطبان با هدف تقویت هویت ملی و گسترش تعلق و دلبستگی و ارتباط آنان نسبت به ایران در برج میلاد تهران برگزار شد.
این گردهمایی در قالب یک جنگ شاد برگزار شد و لحظات مفرحی را برای مخاطبان پدید آورد .
پس از استماع قرائت قرآن و سرود جمهوری اسلامی ایران فرشته ملک فرنود، عبدالرضا امیراحمدی و مسعود روشن پژوه و امید زندگانی برای اجرای برنامه به روی صحنه رفتند.
پس از استقرار مجریان بر روی صحنه گروههای مختلف هنری به اجرای برنامه پرداختند که می توان از اجرای موسیقی سنتی ، قومی و محلی همچنین برگزاری مسابقه ی حضوری و تقلید صدای هنرمندان نام برد.
روابط عمومی شبکه جهانی جام جم می افزاید؛ کودکان و نوجوانان ایرانی مقیم خارج از کشور که به همراه والدین خود در این گردهمایی حضور یافته بودند ازاجرای برنامه ی هنرمندان شبکه جهانی جام جم بی نصیب نماندند و مجریان برنامه ی بوم سفید با حضور خود و اجرای نمایش فضای جشن را پر از شور و نشاط کردند؛ در این هنگام مسعود روشن پژوه از فرصت بدست آمده نهایت استفاده را برد و یک مسابقه برای کودکان حاضر اجرا کرد و جوایزی به برندگان اهدا شد.
بنا به همین گزارش، این گردهمایی که در ماه شعبان و ایام خجسته آن برگزار می شد حال و هوای این ایام را به خود گرفته بود و بسیاری از هنرمندان موسیقی کشور با حضور خود سرود و ترانه هایی را به افتخار مولود نیمه شعبان حضرت اباصالح المهدی (عج) اجرا کردند که با استقبال حاضرین مواجه شد.
روابط عمومی شبکه جهانی جام جم می افزاید، مدعوین و مخاطبان ایرانی حاضر در این گردهمایی از کشورهای آمریکا و کانادا و کشورهای مختلف قاره های اروپا و آسیا ؛ همچنین استرالیا آمده بودند و به صورت جداگانه با گروههای مختلف تولیدی و خبری شبکه جهانی جام جم به گفتگو پرداخته و دیدگاه و نظرات خود را در خصوص شبکه جهانی جام جم و برنامه های آن اعلام کردند.
حضورمجریان برنامه های صدا و سیما نظیرآقایان محمدعلی اینانلو، جواد آتش افروز، بهمن هاشمی، محمدرضا حیاتی،افتخاری، رضا صفدری و قاضی میرسعید و خانم ها صادقیان، صفوی زاده، مهرافزا، سجادی، قهرمانی، محافل، ژیلا صادقی،انصاری فرد و نامداری و حضور بازیگران مطرح سینما و تلویزیون کشور همچون حامد کمیلی و شهره لرستانی به گرمای این گردهمایی افزوده بود.
روابط عمومی شبکه جهانی جام جم در این گزارش می افزاید:
سعید فانیان مدیر شبکه گفت: این ششمین گردهمایی ایرانیان عزیز مقیم خارج از کشور در شبکه جهانی جام جم است که به منظور پیوند آنان با میهن عزیزمان ایران برقرار شده و امیدوارم با توجه به آمارهای ارائه شده از سوی مرکز سنجش سازمان صدا و سیما که بیش از 70 درصد از ایرانیان مقیم خارج از کشور بیننده شبکه جهانی جام جم بوده و 65 درصد نیز این شبکه را از بین 5 شبکه برتر فارسی زبان به عنوان انتخاب اول خود ذکر کرده اند، بتوانیم دست در دست هم اولاً به غنای برنامه های این شبکه بیفزائیم در ثانی باعث تقویت هویت ملی و گسترش تعلق خاطر مخاطبان به ایران عزیزمان باشیم.

با تشکر از فاطمه نجمه جان

این جشن در سه قسمت از شبکه های جام جم پخش می شود.

ساعت پخش جشن مخاطبان از شبکه جام جم ۱:

۱:۲۰ و تکرار ۱۴:۰۰

ساعت پخش جشن مخاطبان از شبکه جام جم ۲:
۶:۴۵ و تکرار۱۴:۲۵

ساعت پخش جشن مخاطبان از شبکه جام جم ۳:

برچسب عنوان2
مقدار عنوان2

 ۱۱:۰۰ و تکرار۰:۲۰


و عکس هایی از این مراسم:

حضور حامد كميلي در جشن مخاطبان شبكه جهاني جام جم

سقوط دكور مراسم به علت باد شديد در جشن مخاطبان شبكه جهاني جام جم

حضور مجريان صدا و سيما در جشن مخاطبان شبكه جهاني جام جم

 

عکس ها از سایت فارس نیوز و جام جم


پخش تيزر «ترديد» در سينماها از هفته آينده

خبرگزاري فارس: تيزر تبليغاتي فيلم سينمايي «ترديد» به كارگرداني واروژ كريم‌مسيحي از هفته آينده در سينماهاي كشور به نمايش درمي‌آيد.


«سعيد سعدي» تهيه‌كننده اين فيلم به خبرنگار سينمايي فارس گفت: مواد تبليغي فيلم در حال آماده‌سازي است و تيزر تبليغاتي اين فيلم كه توسط آرش معيريان ساخته شده، پس از تكميل از هفته آينده در سينماهاي كشور به نمايش در مي‌آيد.
براساس اين گزارش، فيلم سينمايي «ترديد» عيد فطر در گروه سينمايي عصرجديد اكران عمومي مي‌شود.
نسخه جديد اين فيلم نسبت به جشنواره فيلم فجر تغييراتي كرده و براي اكران عمومي زمان آن به 120 دقيقه رسيده و كوتاه‌تر شده است.
در خلاصه داستان «ترديد» آمده است: پدر سياوش در يك حادثه مرده و عموي او ثروت خانواده را در دست گرفته است. سياوش به دخترعمه خود مهتاب علاقه دارد. او كه هنوز از خبر درگذشت پدرش حيران است خبري عجيب‌تر مي‌شنود. اين كه مادرش قصد دارد با عمويش ازدواج كند. سياوش متوجه مي‌شود مرگ پدر طبيعي نبوده و او را به قتل رسانده‌اند و...
بهرام رادان، حامد كميلي، عليرضا شجاع‌نوري، مهتاب كرامتي، ترانه عليدوستي، كاوه كاويان، رزا آرايش، توفان مهرداديان و مهرداد فلاحتگر در اين فيلم بازي كرده‌اند.

با تشکر از فاطمه جان



امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خداحافظ

ادامه نوشته

بیست و هفت سال گذشت...

سلام.احتیاج به یادآوری نیست و همه ی شما میدونید که امروز چه روزی است.امروز روز میلاد هنرمند محبوب ماست.و او امروز بیست و هفتمین سال از عمر پربارش را تجربه می کند...


و به مناسبت این روز زیبا با چند خبر و چند عکس جدید آپ می کنم:

اکران «تردید» با تغییراتی در تدوین
تهران - خبرگزاری ایسکانیوز: فیلم سینمایی « تردید» به کارگردانی «واروژکریم مسیحی» با تغییراتی در تدوین عید فطر اکران می شود .

به گزارش گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" تهیه کننده این فیلم گفت : با هماهنگی انجام شده با پخش کننده اثر در دفتر صبا فیلم همزمان با عید فطر اکران می شود.
وی تاکید کرد: در حال حاضر مشغول ساخت تیزر و امور تبلیغاتی فیلم هستیم . فیلم « تردید» با توجه به قصه جذاب و حضور بازیگران مطرح فیلم می تواند با مخاطب عام هم ارتباط برقرار کند .
تهیه کننده «تردید» در مورد تغییرات فیلم برای اکران عمومی ، گفت: برای اکران عمومی چیزی در حدود بیست دقیقه از زمان فیلم در تدوین مجدد توسط واروژ کریم مسیحی کم شده است . همچنین درصداگذاری نیز اصلاحاتی انجام شده است و موسیقی فیلم نیز به کلی تغییر پیدا کرده است و حالتی کلاسیک پیدا کرده است .
فیلم سینمایی «تردید» برداشتی امروزی از داستان هملت است و بهرام رادان ، مهتاب کرامتی ، ترانه علیدوستی ، محمد مطیع و علیرضا شجاع نوری بازیگران این فیلم هستند .
یاد آور می شود فیلم «تردید»، بهترین فیلم جشنواره بیست و هفتم شده است.

 

«وقتي نبودم»
تدوين نخستين تله‌فيلم شبكه جام‌جم آغاز شد
مفيد : داستان فيلم با سياست‌هاي شبكه برون‌مرزي هم‌خواني دارد

تدوين نخستين تله‌فيلم شبكه جهاني جام كه «وقتي نبودم» درحالي‌ آغاز شده است كه تا يك ماه آينده به اين شبكه تحويل داده مي‌شود.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تصويربرداري «وقتي نبودم» كه 14 ارديبهشت‌ماه آغاز شد حدود 25 روز به طول انجاميد و به گفته بهروز مفيد – تهيه‌كننده اين تله‌فيلم – فعلا قرار است روي آنتن شبكه جهاني جام‌جم برود و پس از پخش از اين شبكه در زمينه روي آنتن رفتن آن از شبكه‌هاي داخلي تصميم‌گيري مي‌شود.

او ساخت تله‌فيلم براي شبكه جام‌جم را در جهت مصوبات سال گذشته سازمان صداوسيما در اين زمينه دانست.

اين تهيه‌كننده در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه با توجه به دسترسي گسترده مخاطبان خارج از كشور به شبكه‌هاي مختلف چه‌قدر لازم است كه بر كيفيت تله‌فيلم‌هاي اين شبكه توجه ويژه‌اي شود، اظهار كرد: اين‌گونه امكانات براي بينندگان، داخل كشور هم قابل دسترسي است. بنابراين بايد هم براي فيلم‌هاي تلويزيوني داخل و هم خارج از كشور رعايت شود، بنابراين خيلي در ساخت «وقتي نبودم» تلاش براي ساخت تله‌فيلم خاص‌تر نشده است. البته كوشش شده است، «وقتي نبودم» در حد تله‌فيلم‌هاي خوب باشند. علاوه بر آن داستاني متناسب با مخاطبان شبكه جام‌جم انتخاب شده است كه با سياست‌هاي اين شبكه‌ي برون‌مرزي نيز همخواني دارد.

مفيد در پايان درباره موضوعات متناسب براي تبديل شدن به تله‌فيلم براي مخاطبان خارج از كشور گفت: موضوعاتي كه ايجاد حس نوستالژيك در ايرانيان خارج از كشور دو بر ضرورت حفظ ارتباط بين ايراني‌ها در هر نقطه‌اي از دنيا تأكيد مي‌كنند.علاوه بر آن موجب تحريك انگيزه هويتي مي‌شود مي‌تواند در شبكه جام‌جم نسبت به شبكه‌هاي داخلي بيشتر مورد تأكيد قرار گيرد.

براساس اين گزارش «وقتي نبودم» را داريوش ياري براساس فيلم‌نامه‌اي به قلم پديده برومند كارگرداني كرده است.

داستان اين تله‌فيلم درباره مردي به نام پدرام است كه پس از 25 سال زندگي در خارج از كشور به زادگاهش كاشان بازمي‌گردد تا املاك به ارث رسيده را بفروشد ولي اتفاقاتي براي او رخ مي‌دهد.

مصاحبه باجوان بازیگروکارگردان
حامدجوان بااستعدادی است...


خودش میگوید"پسرآدم..."ازفیلم اولش خییلییییی بهترشده است.جوان بازیگرپرانرژی دردومین تجربه اش این روزهامراحل پایانی"پسرآدم...."رامیگذراند..
آیاعلاقه شخصیتان به طنزباعث شده تااین کارهم دراین ژانرساحته شود؟؟
-بله..به طنزعلاقمندم سراغ آن میروم....فیلم درهرژانری بایدلذت بخش باشد.جنس"پسرآدم....."رادوست دارم..فیلم فانتزی نیست..کارکمدی درفضای رئال که شوخی دردیالوگ وموقعیت وبازی یازیگراتفاق می افتد....
فاصله4 ساله بین 2فیلمتان برای چه بود؟؟؟
-دوست دارم ایده هایم رابسازم ولی مشکل عمده ای دارم ودرنوشتن تعلل میکنم!!!بااین همه دراین مدت4سال2سناریوباحمیدگرشاسبی نوشتم که یکی ازآن هارااشتباهی به کارگردان دیگری دادوفیلمنامه دیگری هست که بعداز"پسرآدم دخترحوا"میسازمش.....

برای ساخت"پسرآدم دخترحوا"درفیلمنامه تغییرهم دادید؟؟؟؟؟؟
-سناریوانقدرمحکم ودقیق نوشته شده که به تغییرخاصی نیازنمی داشت...ازآن جنس شوخی هایی داشت که خیییییلیییی دوست داشتم ولی مشکلش حجم وپرداخت زیادش بودکه درطول مسیرساخت بخشی ازصحنه هاکوتاهترشد!!!
ازانتخاب حامدکمیلی باتوجه به اینکه سابقه بازی درژانرطنزرانداشت بگویید!!!!
-حامدجوان بااستعداد علاقمندو باانگیزه ای است وخیییلییی زودترازآنچه فکرمیکردم بافصاهماهنگ
شد...به نظرم این نقش محک خوبی برایش است تاقابلیت تازه ای دراو دیده شود...به توانایی اش اعتقاد دارم...
باتوجه به اینکه بخش اعظم کاردر دفتروکالتی میگذردو فضابسته است به لحاظ فیلمبرداری درپلاتو ودکورداخلی مشکلی نداشتید؟؟؟؟؟
-نه....مسئول طراحی صحنه دقیقاآنچه راکه نیاز داشتم وسناریو حکم میکردطراحی کرد....
داستان"پسرآدم دخترحوا"چیست؟؟؟؟
-کمدی اججتماعی است که به لجبازی وکلای تازه کاری میپردازد.....آنان میخواهند برای اولین باردفتری برای کارشان بگیرندکه اتفاقات ازگرفتن این دفترشروع شده و کشمکش هایی بین فرهود و مینا ادامه پیدامیکند...
"روزنامه قدس"

با تشکر از فاطمه جون


فيلم 50 كيلو آلبالو در مرحله دورخواني متوقف است !



ترانه عليدوستي ، باران کوثری ، امید روحانی ، حامد کمیلی و فرزاد حسنی در اين فيلم بازي مي كنند.


ایلنا: فيلم سينمايي 50 كيلو آلبالو به كارگرداني ماني حقيقي در مرحله دورخواني متوقف شده است.
به گزارش خبرنگار ايلنا در 50 كيلو آلبالوترانه عليدوستي ، باران کوثری ، امید روحانی ، حامد کمیلی و فرزاد حسنی بازي مي‌كنند.
ماني حقيقي 50 كيلو آلبالو را بر اساس فيلمنامه‌اي از فرهاد توحيدي كارگرداني مي‌كند.
اين فيلم تازه ترين اثر ماني حقيقي بعد از فيلم كنعان است .


با تشکر از سما جون


چند عکس:

و چند عکس از فیلم سینمایی دو خواهر:


من هم این روز را به آقای کمیلی و هواداران عزیزشون تبریک میگم.

امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خداحافظ

"وقتی نبودم مقابل دوربین شبکه جهانی جام جم"

 

شهرام ناظري هوادار ميرحسين

 

قلم - شـهـرام ناظری استاد بزرگ آواز ایران نیز به جمع حامیان مـوسـوی پـیـوسـت.

به گزارش قلم نیوز به نقل از سرو،  ناظری کـه به‌تازگی در فرانسه کنسرتی با اشعار فردوسی به پا کرده بود، پس از بازگشت به ایران، با مـوج سـبـزی کـه تاکنون بیش از 1500 تن از هنرمندان و نـویـسـندگان بدان پیوسته‌اند همراه شد و حمایت خود از میرحسین موسوی را اعلام کرد. 
در ادامـه حـمـایـت‌هـای نـویـسـندگان و هنرمندان امروز نیز چـهـره‌هـای سـرشـنـاسی به جمع حامیان موسوی افزوده شدند که در این میان نام‌های بزرگی چون شهرام ناظری و هما روستا، چهره سرشناس هنرهای نمایشی، نیز دیده می‌شوند.
عـلاوه بـر شـهـرام نـاظـری و هـمـا روسـتـا بـرخـی از هـنـرمـنـدان سینما هم چون 

حامد کمیلی، سیروس گرجستانی، عسل بدیعی، رضا داودنژاد، شهرام مکری و سیامک سفری نیز از میرحسین حمایت کرده‌اند.


سلام.قصد داشتم تا ۲۰ خرداد دیگه آپ نکنم اما به خاطر خبر جدید از کار جدید آقای کمیلی مجبور شدم آپ کنم . البته باید خیلی زودتر این کارو می کردم اما به تا امروز کامپیوترم خراب بود.امیدوارم منو به خاطر این تاخیر در اطلاع رسانی ببخشید.


"وقتی نبودم مقابل دوربین شبکه جهانی جام جم"

شبكه‌ي جهاني جام جم كه تاكنون اغلب به پخش توليدات شبكه‌هاي سراسري اقدام مي‌كرد، خود ساخت فيلم‌هاي تلويزيوني را در دستور كار قرار داده و تله فيلم توليد مي‌كند. بر اين اساس فيلم تلويزيوني «وقتي نبودم» با ملاحظه‌ي خصوصيات روحي و رواني ايرانيان مقيم خارج از كشور و متناسب با اهداف اين شبكه توليد مي‌شود.

به گزارش سرويس تلويزيون و راديو ايسنا، ساخت تله فيلم «وقتي نبودم» از 14 ارديبهشت ماه در شهر كاشان آغاز شده و در شهر‌هاي كاشان، ابيانه، قمصر و اطراف كاشان تصويربرداري مي‌شود. پيش‌بيني شده تصويربرداري اين تله فيلم تا اواسط خرداد ماه به طول بيانجامد.

داستان اين تله فيلم درباره‌ي مردي به نام پدرام است كه پس از 25 سال زندگي در خارج از كشور به زادگاهش كاشان بازمي گردد. او كه تنها فرزند خانواده است، در صدد فروش املاك به ارث رسيده از پدر و مادر مرحومش و برگشت به خارج از كشور است. اما در بدو ورودش اتفاقاتي ماجرا را برخلاف انتظارش پيش مي‌برد.

حامد كميلي،زيبا بروفه، محسن قاضي مرادي، طوفان مهرداديان و ميترا خواجه‌ئيان بازيگران اين فيلم هستند. زهره سيدي، سيد حسين آقاميري و ابوالفضل احمديان نيز بازيگران خردسال هستند.

عوامل اين تله فيلم عبارتند از:

كارگردان : داريوش ياري، نويسنده : پديده برومند، تهيه‌كننده: بهروز مفيد، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز : قاسم انصاري بني، طراح صحنه و لباس : مهدي بداقي، مدير تصويربرداري : حميد رحيم زاده، مدير صدابرداري: سليم احمدي، چهره پرداز: آرمين اسماعيلي، منشي صحنه: غزل رشيدي، عكاس : مهرنوش دژبان، مدير تداركات: مجيد جناب، روابط عمومي: مرجان جنگلي و مدير توليد: علي خليلي، دستيار دوم كارگردان : فرامرز اسمعلي خاني، گروه تصويربرداري: افشين بندي، كسري كمالي، مجيد كريمي، علي داستار، گروه صدابرداري: ميثم معتمدي، گروه صحنه و لباس: عليرضا قاسمي پور، فرياد صالحي، مسوول لباس : فاطمه بازيار، گروه چهره پردازي: الهام رستمي، ميثم قراگوزلو، دستيار تداركات : حميد احمدي، خدمات: افشين منصوري


نسخه جدید "تردید" به زودی آماده نمایش می‌شود
نسخه جدید فیلم سینمایی"‌تردید" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی در آخرین مراحل فنی قرار دارد و به زودی آماده نمایش می شود.

سعید سعدی تهیه کننده این فیلم سینمایی به خبرنگار مهر گفت: موسیقی فیلم برای اکران عمومی تغییر کرده و علی صمد‌پور به زودی ساخت موسیقی را تمام می‌کند و نسخه جدید آماده نمایش می‌‌شود. با برنامه ریزی های صورت گرفته "تردید" تابستان اکران عمومی می شود.

وی که تهیه کنندگی "کیفر" حسن فتحی را بر عهده دارد، درباره ساخت این فیلم افزود: هم اکنون فتحی به همراه علیرضا نادری  بازنویسی فیلمنامه را انجام می دهند. "کیفر" اواخر شهریور یا اوایل مهر ماه در تهران کلید می‌خورد. "کیفر" به مجموعه‌های تلویزیونی فتحی شباهت‌هایی دارد، اما با فیلم قبلی او "پستچی سه بار در نمی‌زند" کاملا متفاوت است.

درخلاصه داستان "تردید" آمده است: پدر سیاوش در یک حادثه مرده و عموی او ثروت خانواده را در دست گرفته است. سیاوش به دخترعمه خود مهتاب علاقه دارد. او که هنوز از خبر درگذشت پدرش حیران است خبری عجیب‌تر می‌شنود...

بهرام رادان، حامد کمیلی، ترانه علیدوستی، علیرضا شجاع‌نوری و ...  بازیگران فیلم "تردید" هستند که پارسال در جشنواره فیلم فجر برنده سه جایزه از جمله جایزه بهترین فیلم شد. واروژ کریم مسیحی فیلم "پرده آخر" را در کارنامه دارد و "تردید" دومین فیلم سینمایی این کارگردان است.

با تشکر از فاطمه جون

اكران «ترديد» در نوبت دوم تابستان است

سلام.با دو خبر و چند عکس جدید اومدم.

اكران «ترديد» در نوبت دوم تابستان است

خبرگزاري فارس: تهيه كننده ترديد از اكران اين فيلم در نوبت دوم اكران تابستان خبر داد.


«سعيد سعدي»، تهيه‌كننده فيلم «ترديد» در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس گفت:نسخه جديد «ترديد»آماده است و آخرين مراحل فني آن نيز به زودي به پايان مي‌رسد.
وي در مورد زمان احتمالي اكران اين فيلم گفت:اكران دوم تابستان به نظرم بهترين زمان براي نمايش فيلم است و سعي داريم فيلم را در همين زمان به نمايش در ‌بياوريم.
«ترديد» در جشنواره بيست‌وهفتم فيلم فجر اكران شد و خلاصه داستان اين گونه است كه پدر سياوش بر اثر يك حادثه مرده و عموي او ثروت خانوادگي را در دست گرفته است. سياوش به دختر عمه خود مهتاب علاقه دارد. سياوش هنوز از خبر در گذشت پدرش حيران است كه خبر عجيب‌تري مي‌شنود؛ مادر او قصد دارد با عمويش ازدواج كند. طي ماجراهايي سياوش متوجه مي‌شود كه مرگ پدرش طبيعي نبوده و او را به قتل رسانده‌اند. حالا سياوش براي كشف حقيقت به سراغ دوست قديمي‌اش كاوه مي‌رود و ...
به گزارش فارس، فيلمبرداري «ترديد»‌ اواخر مرداد سال 86 در سينماركس لاله زار آغاز شده بود كه پس از بستري شدن و عمل جراحي «واروژ كريم‌مسيحي» و تغيير تهيه‌كننده، وارد پيش توليد مجدد شد و از 15 مرداد 87 با عوامل جديد و به تهيه‌كنندگي «سعيد سعدي»، بارديگر كليد خورد.
بهرام رادان، ترانه عليدوستي، مهتاب كرامتي، عليرضا شجاع‌نوري، حامد كميلي، فرخ نعمتي و محمد مطيع بازيگراني هستند كه در دومين فيلم بلند سينمايي واروژ كريم مسيحي به ايفاي نقش پرداخته‌اند.


تدوين اوليه «پسر آدم،دختر حوا» آغاز شد

خبرگزاري فارس: تدوين اوليه "پسر آدم،دختر حوا " به كارگرداني رامبد جوان آغاز شد. پس از اتمام مونتاژ اوليه، سعيد حاجي ميري تدوين نهايي اين فيلم را انجام خواهد داد.


به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، "پسر آدم، دختر حوا " فيلمي كمدي - اجتماعي است كه به لجبازي‌هاي حرفه‌اي دو وكيل تازه‌كار مي‌پردازد. اين فيلم آذرماه سال گذشته درتهران كليد خورد و فيلمبرداري آن اواسط بهمن به پايان رسيد.
فيلمنامه اين فيلم را محمدرضا احمدي پيشكوهي و سعيد حاجي ميري به نگارش درآورده‌اند.
رامبد جوان پيش از اين فيلم سينمايي "اسپاگتي در هشت دقيقه " و چند مجموعه تلويزيوني مانند "گمگشته " و "نشاني " را كارگرداني كرده است.
مهناز افشار، حامد كميلي، رامبد جوان، ليلا اوتادي، فرامرز صديقي وشيلا خدادادبه همراه محسن قاضي مرادي، سعيد پيردوست، عليرضا رياحي، حسين محب اهري، كيومرث ملك‌مطيعي، مهوش وقاري، محمود بنفشه خواه، كيانوش گرامي، فرامرز روشنايي، اردشير كاظمي، ملك شريعت‌پناهي بازيگران فيلم "پسر آدم،دختر حوا " هستند.


پسر آدم دختر حوا

پسر آدم دختر حوا

پسر آدم دختر حوا

با تشکر از فاطمه جون


امیدوارم خوشتون اومده باشه

این آخرین آپ تا ۲۰ خرداد است.

تا ۲۰ خرداد خداحافظ


ده فیلم پرفروش سال چه خواهد بود؟

سلام.واقعا به خاطر تاخیرم معذرت می خوام.هرچی میگذره مدرسه و امتحانات سخت تر میشن و سر من هم شلوغ تر.خیلی دلم می خواست که اولین آپ سا ۸۸ رو زودتر بنویسم اما هم به دلیل کمبود وقت و هم به دلیل نبودن خبر جدید نتونستم.آپ امروز خیلی پربار نیست اما امیدوارم خوشتون بیاد

10 فیلم پر فروش سال 88 چه فیلم‌هایی خواهند بود؟ این سوالی است که پاسخ اش رویای خیلی‌ها در سال تازه خواهد بود.
فیلم‌های پرفروش از دل جشنواره بیرون نمی‌آید. این یک قانون نانوشته است که البته برای چند فیلم خلافش هم ثابت شده. «اخراجی‌ها»، «دایره زنگی» و «همیشه پای یک زن در میان است» در این دو سال جزو پرفروش‌ها بوده و در جشنواره هم به نمایش درآمده اند. در جشنواره امسال هم به غیر از یکی دو فیلم نمی‌توانی چیز دندان گیری پیدا کنی. در عوض فیلم‌هایی که به هر دلیلی پشت خط ماندند یا عمدا ً جشنواره بیست و هفتم را انتخاب نکردند سرنوشت گیشه سال 88 را تعیین می‌کنند. نکته جالب این جاست که هر 10 فیلم فهرست ما کمدی هستند. از میان فیلم‌های جدی شاید «درباره الی» یا «شبانه روز» اتفاقی در گیشه برای شان بیفتد وگرنه تکلیف گیشه سال جدید را مثل همیشه کمدی‌ها تعیین می‌کنند. این‌ها پیش بینی ماست برای 10 فیلم پرفروش سال، بعید است اتفاق غیر منتظره دیگری بیفتد... .


1- اخراجی‌ها 2
هر چند فیلم ده نمکی در جشنواره فجر نتوانست آن طور که باید انتظارات را برآورده کند اما قسمت دوم «اخراجی‌ها» قطعا ً رتبه اول پرفروش‌های سال آینده را نصیب خود می‌کند. فیلم پر از لودگی و شوخی‌های سخیف و مبتذل است و این همان فرمولی است که ده نمکی در قسمت اول «اخراجی‌ها» هم از آن جواب گرفت. گفته می‌شود دست اندرکاران فیلم قصد دارند کمی‌ «اخراجی‌ها 2» را کوتاه کنند و سکانس‌هایی از پایانش را حذف کند. به هر حال فیلمی‌ که قرار است از همان روزهایی ابتدایی سال صف‌های طویلی در جلوی سینماهایش کشیده شود چه بهتر که تایمی‌ کوتاه تر و در عوض سانس‌های بیشتری در روز داشته باشد. «اخراجی‌ها 2» به مراتب فیلمی ‌شلوغ‌تر و بی در و پیکرتر از قبلی است. سکانس هواپیماربایی که جواد رضویان و شیلا خداداد به زور در آن گنجانده شدند خیلی بی ربط است. شوخی سخیف رضویان با مهماندار هواپیما را در این فصل که پنج، شش بار تکرار می‌شود به یاد بیاورد تا «لول» فیلم ده نمکی دست‌تان بیاید! اما چند نکته اساسی دیگر پرفروش شدن «اخراجی‌ها» مؤثر خواهد بود، فیلم جزو اکران‌های نوروزی است و 15 روز تعطیلی کامل در اختیار دارد. علاوه بر این همراهی تلویزیون برای پخش تیزرهای گسترده «اخراجی‌ها» را از یاد نبرید.


2- دو خواهر
فیلم جنجالی محمدرضا گلزار که برگ برنده برادران بانکی در سال جدید محسوب می‌شود یکی از امیدهای گیشه 88 است. به غیر از گلزار که یک سالی می‌شود ممنوع‌الکار شده و همین موضوع تهیه‌کنندگان «دو خواهر» را شادمان‌تر کرده، نیکی کریمی، الناز شاکردوست و حامد کمیلی هم در این فیلم حضور دارند. ترکیب بازیگران که فوق العاده است، گلزار هم که در دو نقش با دو گریم مختلف در «دو خواهر» ظاهر شده. کمدی بودن فیلم را هم به این عوامل اضافه کنید تا مشخص شود فیلم بانکی فاتح گیشه‌های سال جدید است. فیلم اگر عید نوروز اکران شود اتفاقات بهتری در انتظارش خواهد بود. اما به نظر می‌رسد با تصمیمات جدید محمود اربابی فیلم بانکی احتمالا نیمه دوم سال راهی اکران شود. «دو خواهر» البته هنوز پروانه نمایش نگرفته. گویا مشکلات ممنوع الکاری گلزار از طرفی و مضمون فیلم از طرفی دیگر اکران «دو خواهر» را در ابهام قرار داده است. «دو خواهر» یک کپی تر و تمیز از یک فیلم آمریکایی است! روایت است محمد بانکی تهیه کننده قدیمی ‌سینما که برای اولین بار کارگردانی را تجربه می‌کند شب به شب سکانس‌های مورد نظر فردا را از روی DVD تماشا می‌کرده و روز بعدش آن‌ها را در صحنه اجرا می‌کرده است. به همین دلیل است که «دو خواهر» پر از گاف‌های گنده است. اما برای تماشاگران ستاره اول سینمای ایران این چیزها اهمیت چندانی ندارد. خصوصا ً این که آنها یک سالی می‌شود از دیدن چهره اش روی پرده سینما بی نصیب مانده اند. این همان فیلمی ‌است که گلزار برای بازی در آن 68 میلیون تومان از تهیه کنندگان بی نوای فیلم دستمزد گرفته است تا رکوردی به نظر دست نیافتنی در سینمای ایران ثبت شود.


3- کتاب قانون
فیلم، فیلم پرویز پرستویی است و به دلیل مضمون کمدی اش جزو پرفروش‌های سال. آن‌هایی که «کتاب قانون» را دیده اند گیشه یک میلیاردی برای آن پیش بینی کرده اند. فیلمی‌ که البته پروانه نمایش گرفته و طبق قوانین محمود اربابی فعلا ً اجازه نمایش ندارد! گفته می‌شود طلسم اکران «کتاب قانون» نیمه سال 88 شکسته خواهد شد تا اولین فیلم پرفروش مازیار میری هم در کارنامه اش ثبت شود. پرستویی در «کتاب قانون» پنج نقش مختلف را بازی می‌کند که اتفاقا ً خیلی بامزه از آب در آمده است. اختلاف نظری که میان اعضای شورای پروانه نمایش برای صدور مجوز اکران آن وجود دارد گویا به خاطر نوع نگاه کارگردان فیلم به مدیران دولتی است. «کتاب قانون» یک بازیگر زن لبنانی دارد که دست اندرکاران فیلم مجبور شدند به خاطر برخی ممیزی‌ها، برخی سکانس‌های این بازیگر را تکرار کنند. این هم از بدشانسی پرویز پرستویی است که طی دو سال گذشته دو فیلم بازی کرده که هر دو امکان نمایش پیدا نکرده است.


4- پسر تهرونی
یک کمدی به سبک فرح بخش که اتفاقا ً بازیگران امتحان پس داده ای دارد. امین حیایی، شریفی نیا، شیلا خداداد، طناز طباطبایی و شقایق فراهانی بازیگران اصلی «پسر تهرونی» هستند. فیلم با cast شریفی نیا بسته شده و سوژه جالبی دارد. پسری که بعد از سال‌ها اقامت در آمریکا به تازگی به ایران برگشته و از ازدواج فراری است اما پدرش هر روز برای او دختری پیدا می‌کند. نکته جالب اینجاست که شریفی نیا نقش پدر امین حیایی را بازی می‌کند. در حالی که انتظار می‌رفت کاظم راست گفتار بعد از یک دوره ممنوع الکاری که به خاطر مشکلاتی که هنگام اکران «نقاب» برایش پیش آمد، سوژه جدی تری را برای فیلم بعدی اش انتخاب کند اما مثل «عروس خوش قدم» سراغ یک کمدی مفرح رفت. «پسر تهرونی» جزو معدود فیلم‌هایی است که امین حیایی امسال بازی کرده. او به خاطر بازی در «کلاه پهلوی» امسال نتوانست مثل گذشته پرکار باشد و تنها در فیلم‌هایی حاضر شد که شریفی نیا مسوول انتخاب بازیگران آن بود. فروش 700 میلیونی در اکران تهران این فیلم رقم دور از انتظاری نیست.


5- پاداش
اگر فیلم در جشنواره بیست و هفتم به نمایش در می‌آمد و مشکلی از بابت پروانه نمایش پیدا نمی‌کرد شاید پر فروش فیلم سال 88 لقب می‌گرفت. اما تیزهوشی تهیه کننده «پاداش» باعث شد فیلم کمال تبریزی همان روال عادی اش را تا مرحله اکران پیش بگیرد. این همان فیلمی ‌است که اهالی سینما به خاطر گذشتن از خط قرمزها آن را با «مارمولک» تبریزی مقایسه می‌کنند. تبریزی در «پاداش» آنقدر راحت با مسوولان دولتی و حکومتی شوخی کرده که حتی سیما فیلم به عنوان یکی از تهیه‌کنندگان فیلم اصلا ً خوش‌بین به اکران آن نیست. آنها حتی در صدد فروختن سهم شان هستند تا از بابت اکران نشدن فیلم با جنجال‌های احتمالی هنگام اکران آن متضرر نشوند. «پاداش» اگر اکران شود به خاطر نداشتن بازیگر شناخته شده خبری از آن فروش رویایی نباشد اما به خاطر مضمون آن و نام کمال تبریزی قطعا ً جزو پر فروش‌های سال خواهد بود. حسن معجونی بازیگر شناخته شده تئاتر را در «پاداش» بازی می‌کند که پیش از این قرار بود پرستویی ایفاگر آن باشد.


6- زندگی شیرین
یک کمدی دیگر از صلح میرزایی با حضور جواد رضویان. منتها این بار دست اندرکاران فیلم با تیزهوشی دو بازیگر طنز محبوب دیگر را به جمع خود اضافه کرده اند. رضا شفیعی جم و علی صادقی که جزو بازیگران محبوب تلویزیون محسوب می‌شوند در کنار رضویان ترکیب فوق العاده ای تشکیل داده اند. رضویان و شفیعی جم امسال فیلم میلیاردی «چارچنگولی» را داشتند و «زندگی شیرین» تجربه تازه ای برای آن‌ها محسوب می‌شود. نکته قابل توجه درباره «زندگی شیرین» مضمون آن است. سید کمال طباطبایی که جزو سرمایه گذاران فیلم است سال قبل «توفیق اجباری» را درباره زندگی یک بازیگر مشهور سینما روی پرده داشت و امسال هم با حضور جواد رضویان این بار در «زندگی شیرین» این سوژه را تجربه می‌کند. فیلم صلح میرزایی یک نکته جذاب دیگر هم دارد و آن هم بازی رضویان در دو نقش است. گویا برادر بازیگر مشهور سینما دردسرهایی را برای آقای بازیگر به وجود می‌آورد. صلح میرزایی امسال «دلداده» را داشت که همزمان با «چارچنگولی» اکران شد و فروشی معادل 700 میلیون تومان کسب کرد. اگر «زندگی شیرین» در فرصت مناسبی روی پرده برود تکرار این رقم برای صلح میرزایی کار ساده ای به نظر می‌رسد.


7- بی پولی
فیلم برگزیده مردم در جشنواره که به همراه «درباره الی» سیمرغ بهترین فیلم مردمی ‌را نصیب خود کرد شاید روزهای خوشی را برای بهرام رادان به همراه داشته باشد. بازیگری که در این دو سه سال فیلم پر فروش در کارنامه ندارد و تنها شانس اش «سنتوری» هم راهی به اکران پیدا نکرد. «بی پولی» اما فیلمی ‌دوست داشتنی است. فیلمی‌ که قرار نیست به هر نحوی تماشاگر را بخنداند. رادان و لیلا حاتمی ‌را دارد و کارگردانش حمید نعمت الله است. مهمتر از همه این که هدایت فیلم پخش کننده آن است همه اینها دست به دست هم داده تا فیلم نعمت الله شانس زیادی برای موفقیت در گیشه داشته باشد. فراموش نکنیم فیلم قبلی این کارگردان در شرایطی که کسی انتظارش را نداشت فروش خوبی کرد. اگر اتفاق خاصی رخ ندهد «بی پولی» می‌تواند فروشی 700 میلیونی در اکران تهران داشته باشد.


8- پسر آدم، دختر حوا
یک فیلم در حال و هوای «آتش بس» که این بار به جای محمدرضا گلزار، حامد کمیلی را در کنار مهناز افشار دارد. سبحان فیلم و حاجی میری دو سالی می‌شود که برای این فیلم نقشه کشیده اند و از همان ابتدا هم هدف شان گیشه بود. فیلمنامه ای که ابتدا قرار بود یدالله صمدی آن را بسازد و حمید گودرزی هم بازیگر مرد آن باشد اما به دلیل مهیا نشدن شرایط رامبد جوان پشت دوربین قرار گرفت. فیلم داستان کل کل‌های دو وکیل جوان است که در موقعیت‌های مختلفی رو به روی هم قرار می‌گیرند. «پسر آدم، دختر حوا» می‌تواند سرآغاز خوبی برای حامد کمیلی باشد. بازیگری که با کاندیدا شدن برای بازی «تردید» در جشنواره امسال از اولین آزمون سینمایی اش سربلند بیرون آمد. اگر همه چیز طبق معادلات قبلی پیش برود فیلم رامبد جوان در تهران 700،600 میلیون تومان می‌فروشد.


9- خروس جنگی
فقط چند نمایش محدود در جشنواره بیست و هفتم داشت و در همین چند نمایش، تماشاگرانش را ذوق زده کرد. فیلم دوم مسعود اطیابی برخلاف فیلم قبلی اش یک فیلم گرم از آب در آمده است. عطاران و مریلا زارعی زوج قابل قبولی را برای یک فیلم مفرح تشکیل داده اند تا احتمالا ً «خروس جنگی» جزو فیلم‌های پر فروش سال باشد. سوژه فیلم هم جالب است. «خروس جنگی» ماجرای زن و شوهری است که در یک روز تصمیم می‌گیرند جای‌شان را با یکدیگر عوض کنند. این فیلمنامه را ابتدا قرار بود داوود نژاد بسازد در نهایت به مسعود اطیابی رسید. «فیلمیران» که امسال بیشرین فیلم را برای پخش در اختیار دارد روی «خروس جنگی» حساب ویژه ای باز کرده است.


10- وقتی بابام دزد بود
این جدیدترین محصول پویا فیلم است. فرح بخش و علیخانی تقریبا ً یک سالی می‌شد فیلمی‌تولید نکرده بودند تا این که چند ماه قبل شهرام شاه حسینی در سومین همکاری پیاپی اش با پویا فیلم یک کمدی تازه ساخت. احمد رفیع زاده همان قصه «سازش» محمد متوسلانی را بازنویسی و به روز کرده تا یک محصول دیگر از سینمای قبل از انقلاب بازسازی شود. رضا عطاران به جای بهروز وثوقی، حسن پورشیرازی آرمان، افسانه بایگان، مهین شهابی و نیکی کریمی ‌به جای نوری کسرایی، در بازسازی «سازش» ایفای نقش کرده اند. گفته می‌شود پورشیرازی نکته منفی فیلم شهرام شاه حسینی است. کسی که نتوانسته نقش «خلایق» را به شیرینی آرمان بازی کند. «سازش» در همان دوره ای که اکران عمومی‌ می‌شد شکست سختی در گیشه خورد اما فرح بخش با تغییراتی که در پایان بندی فیلمش داده قطعا ً سرنوشت به مراتب بهتری از «سازش» در انتظار فیلم خواهد بود. گویا قرار است نام فیلم هم برای اکران عمومی‌ تغییر کند.


 

ماني حقيقي:
«پنجاه كيلو آلبالو» يك كمدي رمانتيك است
ترانه عليدوستي، باران كوثري و... تاكنون انتخاب شدند

فيلمبرداري فيلم‌سينمايي «پنجاه كيلو آلبالو» به كارگرداني ماني حقيقي خرداد ماه جاري آغاز مي‌شود.

ماني حقيقي در گفت‌وگويي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: «پنجاه كيلو آلبالو» يك فيلم كمدي رمانتيك است و اميدواريم كار را خرداد ماه كليد بزنيم.

به گفته‌ي او؛ اين فيلم يك كار پربازيگر است و هنوز سه نقش اصلي آن در مرحله‌ي انتخاب هستند.

تاكنون ترانه عليدوستي، حامد كميلي، باران كوثري، مهراوه شريفي‌نيا، اشكان خطيبي، اميد روحاني، اكرم محمدي، داريوش اسدزاده، سينا رازاني به عنوان بازيگران اين فيلم حضورشان قطعي شده است.

به گزارش ايسنا، عوامل اصلي فيلم «پنجاه كيلو آلبالو» عبارتند از: كارگردان: ماني حقيقي، تهيه‌كننده: محمدرضا تخت‌كشيان (موسسه: آفتاب‌نگاران)، نويسندگان فيلمنامه‌: فرهاد توحيدي، ماني حقيقي براساس طرحي از ماني حقيقي، مدير فيلمبرداري: تورج منصوري، صدابردار: بابك اردلان، طراح چهره‌پردازي: مهرداد ميركياني، مدير توليد: فاطمه ابوالقاسمي، دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: حميدرضا قرباني، منشي صحنه: مريم نراقي.

گفتني است: فيلمبرداري اين فيلم در آبادان و تهران انجام خواهد شد.

با تشکر از فاطمه جون


با تايم 120 دقيقه

نسخه جدید "تردید" خرداد به سینماها می‌آید

تهیه‌کننده فیلم سینمایی "تردید" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی از تلاش برای نمایش عمومی این فیلم در خردادماه و اکران سوم بهار خبر داد.
سعید سعدی در این باره گفت: نسخه جدید و 120 دقیقه‌ای این فیلم هم‌اکنون در مرحله صداگذاری مجدد و تبدیل به دالبی سراوند است و اواسط اردیبهشت‌ماه آماده نمایش می‌شود. "تردید" را فدک‌فیلم پخش می‌کند و اکنون در حال مذاکره برای اکران فیلم در خردادماه هستیم.

او با اشاره به پروژه سینمایی "کیفر" به کارگردانی حسن فتحی، گفت: در حال حاضر مشغول جمع‌بندی مسائل مالی این فیلم هستیم و فکر می‌کنم پیش‌تولید فیلم حدود 10 روز دیگر آغاز شود. "کیفر" به کارهای تلویزیونی فتحی شباهت‌هایی دارد، اما با فیلم قبلی او "پستچی سه بار در نمی‌زند" کاملا متفاوت است.

بهرام رادان، حامد کمیلی، علیرضا شجاع‌نوری، مهتاب کرامتی و ... از بازیگران فیلم "تردید" هستند که پارسال در جشنواره فیلم فجر برنده سه جایزه از جمله جایزه بهترین فیلم شد. "کیفر" این هفته از شورای صدور پروانه ساخت مجوز گرفت و فیلمنامه آن را علیرضا نادری نوشته است.

منبع: خبرگزاري مهر


فیلم‌ها پشت خط اکران/ تکلیف فیلم‌های آماده نمایش نامشخص است

در آخرین گزارش فارابی از تولیدات سینمای ایران در سال 87 که یازدهم اسفندماه اعلام شد 74 فیلم در مراحل مختلف تولید قرار داشتند.

برابر با این گزارش چهار فیلم ("پاداش"، "ملک سلیمان"، "فرزند صبح" و "نظام از راست") در مرحله صداگذاری و هشت فیلم ("طلا و مس"، "در شب عروسی"، "بیداری"، "وقتی که دزد بودم"، "لالایی"، "محاکمه در خیابان"، "پسر آدم، دختر حوا" و "چهل سالگی") در مرحله تدوین به سر می‌برند. 



باز هم به خاطر کوتاه بودن مطالب ازتون معذرت می خوام.قول میدم در صورت داشتن خبر جدید سریع و با دست پربیام.خداحافظ



50 کیلو آلبالو

سلام . قبل از هرچیز پیشاپیش آغاز سال نو را به همه ی ایرانیان و به شما وبه خصوص به آقای حامد کمیلی تبریک می گم .امیدوارم این سال برای همه پر از موفقیت و شادی باشه.لحظه ی سال تحویل منو از دعای خودتون بی نصیب نذارید.


خبر جدید از کار جدید:«50 کیلو آلبالو» را با مایه‌های طنز اردیبهشت‌ماه سال آینده در تهران کلید می‌خورد.

 مانی حقیقی در چهارمین تجربه فیلم‌سازی بلندش این بار می‌خواهد «50 کیلو آلبالو» را با مایه‌های طنز با حضور بازیگرانی مانند ترانه علیدوستی و باران کوثری در کنار جواد رضویان بسازد.

فیلم سینمایی «50 کیلو آلبالو» که نویسنده آن فرهاد توحیدی است، به کارگردانی مانی حقیقی و تهیه‌کنندگی محمدرضا تخت‌کشیان اردیبهشت‌ماه سال آینده در تهران کلید می‌خورد.

پیش تولید این فیلم هم‌اکنون شروع شده است و تا کنون حضور ترانه علیدوستی به عنوان بازیگر نقش اصلی زن و حامد کمیلی به عنوان بازیگر مرد قطعی شده است. باران کوثری هم در حال حاضر مشغول خواندن فیلمنامه است و هنوز حضور او قطعی نشده است اما نکته جالب توجه این جاست که گویا قرار است جواد رضویان هم در چند سکانس فیلم حضور داشته باشد.

فرهاد توحیدی فیلمنامه این فیلم را 3 یا 4 سال پیش نوشته ولی از آن تاریخ تاکنون هیچگاه فرصت ساختن آن پیش نیامد. تا این‌که مانی حقیقی تصمیم گرفت چهارمین کار خود را برخلاف سایر آثارش در قالب طنز با محوریت فیلمنامه توحیدی بسازد.

منبع:سایت تبیان


و عکس هایی از مصاحبه مجله زندگی ایده آل با حامد کمیلی:

 

حامدکمیلی ازریسکهاوتجارب متفاونتش میگوید:
پیش ازاین بارهامرده ام!
میگویندشانس سراغ کسی رفته که استعدادش راداشته باشه.اگرنه این همه بازیگرو این همه علاقمندندکه برای چهره شدن می میرندامابین این همه چراحامدکمیلی بایدبیایدوبماند؟بازی فراموش نشدنی اش درنقش شیطان طنزپنهانش درپیامک.......وحالااولین سال حضورش درسینمانامزدجشنواره شدن ورفتن تاپای سیمرغ.همه شان رابه چه حسابی بایدگذاشت؟؟؟شانس؟؟؟؟اماشانس سراغ کسی رفته که..تازه خودش کمترین اعتقادی به بخت واقبال ندارد.اوگفته همه دارایی اش نتیجه طبیعی رفتاروافکارش است:بازتاب فرکانس مثبتی که سمت کائنات میفرستد.قضاوت آسان نیست.اماهمین ایمان اعتقادبه منشاهستی توانسته برای هرکه مایه رستگاری باشد.پس چرابرای اونباشد؟؟؟قرارمان بااودراستودیوی عکاسی پاکدل بود.روزی که مهدی پاکدل هم بودتاجمع اصفهانیا جمع باشد.حامدقبلاانقدر درقرارهایش بدقولی کرده بودوبامشغله زیادش چنان برای حرف زدن بدپاداده بودکه باورنکنیم اینبارهم بیاید!!!!!!اماآمد.فقط با1ساعت تاخیرکه درشلوغی وترافیک خیابانهای شب عیدتهران آنقدرهاهم زیادنیست...پیش ازاین هابهرام بارهاازشخصیت وحضورحرفه ای اش سرصحنه گفته بودومااینبارهمه رابه چشم دیدیم.درس آنطرف میزحرفمان راباباهمینها شروع کردیم باطفره هاورابطه دورادورشبارسانه ها.اواین بارگاردبسته ای نداشت ودرمصاحبه وقتگیری آسوده وصمیمی ازخودش گفت:کاردرسینما زندگی وعشق هایش.دعاکنیدگپمان خوب ازکاردرآمده باشدورضایتش رابرآورده کند.اگرنهاگراوبازهم لبخندش راازمطبوعات بگیردوبخواهدبه تنهایی هایش ادامه دهدکی میخواهداوراازلاک انزوا بکشدبیرون؟؟؟
سکوت مطبوعاتی ام یه جوراعتراض بود
اینکه اهل مصاحبه نیستم غلط است.شایداین برداشت بخاطرمدت زمان طولانی مصاحبه نکردنم باشد.اماواقعا2دلیل داشت:1-راستش ازمطبوعات کمی دلخوربودم2-مهمترانقال بوجودآمده درسیستم کاری ام بود:داشتم ازتلویزیون واردسینمامیشدم ودلیلی نمیدیدم قبل ازآمدن اولین کارسینمایی م روی پرده مصاحبه کنم.قبلااگرمصاحبه ای انجام میشدهمه دررابطه باکارهای تلویزیونی م بودامامدتی است که درحال تجربه فضای دیگری ازکارم هستم وبایداین فاصله زمانی بوجودمی آمدتاموضوع حرفهایم ازحالوهوای تلویزیون به سینماکشیده میشد.....سختی مصاحبه بامن راردنمیکنم اماعلت سختگیری های اخیرم همان دلخوری است.درهرگفت وگویی اعتماد2طرفه خیییلییییی بریم مهم است.وقتی هر2 به هم اعتمادمیکنیم بایدپاسخش رادرست وتمام به هم بدهیم...امامتاسفانه دربرخی موارداینجواب رانگرفتم!!حال کلابه مطبوعات بی اعتمادم.برایم بسیارمهم است که وقتی حرفی میزنم خصوصابیان دیدگاهم راجع به افرادمنظورم درست به خواننده انتقال ÷یداکند.بارهاپیش آمده که مطبوعات برداشت کاملامتفاوتی ازگفته هایم چاپ کردند.حقیقتابیشتربرداشت خودرامنتقل میکنندتامنظوراصلی من!!!خب نتیجه چنین مصاحبه هایی هم تعابیر اشتباهی است که درموردکاری که شدیدابرایش ارزش قائلم بوجودآمده وبدتردرباره افرادی که برایشان احترام زیادی قائل هستم.مطمئنم اگرشماهم جایم بودیدومصاحبه هایی به نامتان میدیدیدکه ازآنهابی خبریدواکنش نشان میدادید.مجلاتی رادیده که تیترزده اند:مصاحبه باحامدکمیلی..حال آنکه نویسنده خودش سوال کرده وازطرفم جواب هم داده!!!طبیعی است که برایم اصلاخوشایندنیست.پس لازم یدم اعتراضم رابه شکلی نشان دهم ومدتی ازدنیای مطبوعت دورشدم.البته این راهم فراموش نکنیدکه مهمترین دلیلم برای نزدیک به10ماه سکوت مطبوعاتی همان تغییرموقعییت فضای کاری م بودواینکه دراین مدت واقعابه دنبال علت صحیحی برای مصاحبه میگشتم چون فکرمیکردم اگرقراراست گفتگویی هم داشته باشم بایدبه بهانه خوبی باشد.این زمان فرصت خوبی هم بودکه به شکل یناراحتی م راازمطبوعات نشان دهم.

هنوزآنقدرحرفه ای نشدم
آدم خشک وسختی نیستم.شایددیرمصاحبه کنم اماوقتی هم این کارراانجام میدهم سعی کرده شرایط دوستانه ای برای طرفین ایجادکنم.وقتی هم گفتگوقبول میکنم که دلیلی برایش باشد.پیداکردنم کارسختیی نیست.امازمان کارموضوع فرق کرده و هیچ تلفنی راجواب نمیدهم.هنو زآنقدرحرفه ای نشدم که وقتی درگیرکارم بتوانم به چیزهای دیگرهم بیاندیشم ومعمولابه همین علت چه زمانی که نقش کوتاهی بازی کرده یانقش بلندفقط یک کا راقبول کردم چون فکر میکنم هنوزآنقدرحرفه ای نیستم که 2نقش راهمزمان بازی کنم.وقتی نقشی رابازی میکنم کاملادرگیرش شده وباآن زندگی میکنم.نقشم شرایط زندگی م راخییییلیییی تغییرمیدهدبه همین خاطرهم هست که تنهازندگی میکنم.حقیقتابانقشهازندگی میکنم باآنهاکه بازی میکنم چه مثبت وچه منفی.

عین پرش ازهواپیما
تنوع طلبی بسیارخطرناک است!!!اگردرام راخوب بازی میکنم وتماشاگرم راباخودهمراه میکنم ممکن است درطنزازدستشان بدهم ونتوانم همراهشان کنم.این ضربه است خصوصازمانیکه ازتوبه پشتوانه اسمت انتظارمیرودکه همیشه خوب باشی.همه راقبول دارم امازندگی رابرمبنای ریسک گذذاشته واین به من لذت میدهد.درست مثل وقتی که روی پل بلندی ایستاده ومیخواهی بپری آن هم فقط به اتکای طنابی که به پایت بسته ای..یاوقتی میخواهی باچترازهواپیمابپری!!!همیشه احتمال بازنشدن چترهست وتوفرودناموفقی داشته باشی امادراینهالذتی است که حاضرنیستی ازآن چشم بپوشی....
تماشاگررامحدودنمیکنم
فکرمیکنم گاهی صحبتم راجع به کارباعث محدودکردن ذهن تماشاگربه آنچه درذهنم می گذردمیشود درحالیکه بعضی کارهاواقعالازم دارندکه تماشاگربی واسطه به آنهافکرکرده تابه عنوان بازیگرتوانسته نگاه تماشاگروبرخوردش رابانقش حس کنمیعنی احساس میکنم بایدتماشاگر رارهاکردتاخودش باجنس نگاهش قضاوت کند.زمانهایی هم که سرکارنیستم فکرمیکنم بهتراست خودکارحرف بزندنه من بعنوان حامدکمیلی......
2اولین اتفاق فرخنده زندگی ام
امسال اولین باری بودکه درجشنواره فجرشرکت میکردم واولین باری هم بودکه فیلمی سینمایی بابازیم اکران میشدیعنی2اولین درکنارهم تجربه میکردم ودرکنارشان توانستم کاندیداهم بشوم که بایدبگویم خییییلیی خوشحال شدم واین اتفاق بسیارخوبی برایم بود:اتفاقی بزرگوفرخنده.....اینهاانگیزه م راخیییلیییی بیشترکردتانگاهی که دنبالش هستمراجدی تروبزرگتردنبال کنم.
عاشق ریسکم
تاکنون درموردچندانتخابم ریسک واقعی کردم:یکی اغمابود.درحالی پذیرفتمش که فقط چندقسمت ازفیلمنامه آماده شده بودونقشی رابازی میکردم که هیچ وجودخارجی نداشت وهیچ مابه ازای بیرونی نمیتوانستم برایش پیداکنم.شیطان درذهن هرکداممان به شکلی است وقراربودبه مردم بپذیرانیم الیاس شیطان است متافیزیکی رابه فیزیک تبدیل کنیم!!درصورتیکه فیلمنامه ای هم نیست وکاربرای ماه رمضان است!!!که حدوسطی نداردیابالامیروی یازمین میخوری....تنهاچیزی که به من جرئت داداعتمادبه مقدم وافخمی بود.درموردنقشی منفی ریسک بزرگی کردم.بااتمام فیلم واقعاازازاعتمادم به خودم افتخارکردم.
وسوسه برگشت به جعبه جادویی
همیشه گفتم سعی میکنم کارخوب راتاجایی که بتوانم ازدست ندهم.کتمان نمیکنم که حالا فکرم کاملادرگیرسیما شده وقصدمحک زدن بازی م درسینمارادارم امااین دلیل نمیشودکه نخواهم کارتلویزیونی انجام بدهم.تلویزیون رادوست دارم چون باقشری ازمردم درارتباط است که شایددرگیرسینمانباشندوخیال خداحافظی ازآن را ندارم.الان هم درصورت شرایط زمانی وکاری خاص آنهاراادامه میدهم.
تلویزیون سخت ترازسینما
سینماهمیشه ازایده آل هایم درزندگی بوده اماباوجودنامتعارف بودن میگویم کار تلویزیون سخت ترازسینماست چون بیننده بیشتری داردوگاهی مثلامیخواهیددرسریالی بازی کنیدکه قراراست30شب مداوم به عنوان نقش اول بامردم درارتباط باشید.بایدبتوانی نقش رابه مخاطب باورانده وطوری بازی کنی که بیننده30شب دنبالت بیاید یعنی سرهراپیزودخلاقیت ایجادکنی درشکل خندیدن وگریه ت.نقش همان است ویه شخصیت پردازی داردامانبایدبرای تماشاگریکنواخت شوی....جدای جذابیتی که قصه به تومیدهدتوهم بایدجذابیت هایی رابه نقش داده تاتماشاگرهمراهت شودحتی نقشهای منفی.همه اینهایک طرف ومخاطبان گسترده تلویزیون طرف دیگر.طیف متفاوتی ازمخاطبان:ازفردی درروستای دوردستی باکمترین امکانات تاآدمی که درخانه راحتش پاروی پاانداخته وآنرادنبال میکندتابازی ت رانقدکند....بایددرچنین پرانتزبزرگی مخاطبان راباخودت همراه کنی.بایددرچنین بازه ای ازنگاه های متفاوت وقتی که مخاطب خاص وعام داری بتوانی همه راراضی نگه داری واین اصلاکارآسانی نیست.
تجارب متفاوت به من قدرت میدهد
-کارهایت درسینما"تردید"و"2خواهر"وآخرین کارت هم"پسرآدم دخترحوا"که کارطنزی است واولین کارطنزت.به نظرمی آیدتوخیییییلیییی علاقمندبه بازی نقشهای متفاوت وتجربه اولین هایی...
بله.این همان چیزی است که درتلویزیون برایم رخ داد.در"به دنیا....."نقش پسری جنوب شهری رابازی کردم بعدکات خوردودر"پرواز..."اینبار به عنوان پسری که ازآمریکاآمده وحالاآدم کش است ظاهرشدم بعدهم اغماکه آخرنقش منفی است!سعی درتجربه شکل ونقش متفاوت دارم.معتقدم بازیگروقتی میتواندادعای بازیگری داشته باشدکه بتواندخودرادرپانرهای مختلف نشان دهد.این نگاه ازتئاتربامن بوده.....آنجاهم گاهی نقش کاملامثبت وگاهی خییییییلی طنزداشتم.دوست داشتم بدانم بیننده چطورهمراهم میشود میخنددیاگریه میکندحتی ازمن متنفرمیشود...اینهابه مو احساس قدرت میداد.
مخاطب سینماانتظاربیشتری دارد
یکی ازسختی های سینمادراین است که مخاطب سینمابرای انتخابش هزینه کرده وطبیعی است بادیدمنتقدانه تری نگاهت میکندوانتظاربیشتری دارد.قبول دارم که برآورده کردن این انتظارسخت است به همین دلیل تمام تلاشم رامیکنم که زمانی کاری انجام دهم که بدانم درقالبش میتوان حرف تازه ای زدیابه شکل تازه ای نگاهش کرد.برای مخاطبم احترام قائلم ودرسینما2چندان است.بینندهم اگرپای تلویزیون باشدخیییییلییییی راحت میتواندکانال راعوض کندامادرسینمابه من اعتمادکرده وهزینه کرده ووقت گذاشته.هرگزنمیخواهم به اعتمادش جواب عکس دهم.همین هم باعث شده که درانتخاب های سینمایی مبسیارظریف ونکته بین باشم.منتظرروی پرده آمدن 3کارم هستم تابادیدن بازخوردمردم بازی م رانقدکنم.

کیارستمی ازاسمش نترسید
کیارستمی به عنوان کارگردان بزرگی که دنیارویش حساب بازمیکندامسال بافیلمی تجربی درکن شرکت کرد.بااین کارقدرتش رااثبات کرد.فیلم خییییلی سروصدانکرداماریسک کردوبه همین دلیل درذهنم بزرگترشدچون جسارت به خرج دادبدون نگرانی ازاسمش وترسیدن.اودرهرکدام ازکارهایش شیطنتهای خاصش راداشته ونگاه های کاملامتفاوتی برای خود ایجادکرده.درمورداثرآخرش هم بایددرنظرداشت که کارگردانی هرقدربزرگ باشدهمانقدرخطربرای کارهای نامتعارفش سخت ترمیشود.وقتی اوبه خودچنین اجازه ای میدهدبرایم بسیارارزشمندتروقابل ستایش تراست.معتقدم بایدازاین کارهاوکارگردانان دفاع کرد.حتی درموردمقدم اوموضوعات متفاوتی راتجربه کرده:ازکارغیرمتعارف"اغما"تاطنز"پیامک...."این روحیه خیییییلیییی قابل تقدیراست.خیییلییی ازکارگردانانمان حاضربه تجربه نیستند.یکی ازدلایل محدودیت سینمایمان ترسیدن خیییلیییی ازکاگردانان ازتجارب مختلف است.شایدبه همین علت است که سینمای همیشه یک شکلی داریم وزیاددرگیر تغییروتحولات جدی عالم فیلمسازی نمیشویم....
بخاطرتنوع طلبی بازیگرشدم
درزندگی م شدیداریسک کرده م وعاشقش هستم البته همه شان جواب داده اند!!!به خاطرروحیه ریسک پذیری ترس رادرونم کشته ام واین روحیه شایدبه خاطراین است که ازیکنواختی بسیاردلزده میشوم.یکی ازدلایل دوست داشتن بازیگری تنوع درونش است...هربارنقشی رابازی میکنی ودرقالب زندگی های مختلف میتوانی چندبارزندگی راتجربه کنی.این به من قدرت میدهد.زندگی ونقشهای متفاوتی که قبل ازین بارهادرآنهامرده وزنده شده م...عاشق این تنوعم.
بازیگری یعنی آل پاچینو یعنی شان پن
کاربازیگرانی که سعی درحفظ موفقیتشان رادارنددرست ومنطقی است که این شکل تضمینی ازبازیگری ست وهیچکس نتوانسته نقدی به آن واردکندودرهالیوودوبالیوودهم همینطوراست....دراین بین بازیگرانی هم هستند که جاهایی گریززده وشکل متفاوتی راتجربه کرده اند.آل پاچینوکه واقعاعاشقش هستم یا شان پن....این شکل رامیپسندم نه بخاطرمنع سایرین بخاطرروحیاتم.

درزندگی خودم هستم
درزندگی شخصی م بازی نمیکنم.درجامعه آنقدربازیگرداریم که ازمدعیان هم حرفه ای ترند!فقط فرصت درربین راپیدانکردند.این حس دروجودهمه هست:وقتی عاشق میشوی همانطورکه معشوقت دوس دارد بازی میکنی....دلیلش علاقه است.بادلایل کاری ندارم رفتاراسمش بازیگری است.کاری که مال خودت نیست انجام میدهی.شکل انجام این رفتارخودآگاه یاناخودآگاه به هردلیل بازی است.لباس محبوب طرف مقابل رامیپوشی واسمش بازیگری است...همه روحیه بازیگری داشته امامن بخاطرکارم آنقدربازی میکنم که دیگراین حسم ارضامیشودبه همین خاطردرزندگی شخصی م خودم هستم وبازی نمیکنم.اگرکسی رادوست دارم واقعادوست دارم واگرهم ندارم که خب ندارم!!!هرچیزدرزندگی م مربودبه خودم است اماریسک ویپگی حامداست که باخودم به بازیگری م هم آورده م.درزندگی خودم هم ریسک کرده وشدیداعاشق تنوع وهیجانم:مثلابیش از1سال نمیتوانم ماشینم راتحمل کنم.خانه م هم بایدهرچندوقت یک بارعوض شود.موضوع رفاه طلبی ودنبال بهتروبیشتربودنم نیست فقط میخواهم همه چیزتازه شود.
لذت ریسک درخطاست
عدم موفقیت هم برایم تجربه است:اگردر"پیامک...."جواب نمیگرفتمحتمادرطنزبعدی سعی میکردم شکل دیگری کارکنم چون به هرعلت جایی ازکارم اشکال داشته وبایدبرطرفش میکردم.شایدیکی ازدلایل قدرت ریسکم بدلیل تئاتراست.درصدی ازریسک احتمال شکست است وگرنه کارمنطقی که اغلب جواب میدهد.ریسک همیشه درصدی خطابدنبال داردولذتش درهمین است.همین انگیزه ت رابرای تلاش خییییلیییی بیشترمیکند.وقتی درنقشی جواب میگیری ناخودآگاه درهمان تکرارمیشوی البته درشخصیت هاواسامی متفاوت چون تمشاگراینطوری دوستت دارد.وقتی سنت شکنی میکنی دیگرنمیتوانی آدم قبل باشی وهمین تورابه فکروخلاقیت بیشتروامیدارد.این چیزی است که دوستش دارم.
سفرعجیب وغریب
درایران خییییلییی سفرعیب وغریب داشتم:مثلازمانی برای کاری بایدهفته ای دربندرعباس می ماندم اماکارمک2روزه تمام شدوتمام روزهای باقیمانده رادر روستایی...فکرکنم بنام "کجیر"درخانه ای که به سختی ازمحلی ها اجاره کردم گذراندم.درحالیکه درشهرهتل خوبی برایم رزرو شده بود.زندگی درآجاآسان نبودامابااین حال بهترین تجربه زندگی م بود.انقدرآنجالذت بردم که مطمئنم اگردرآن هتل چندستاره بودم هرگزچنین لذتی درکارنبود.

رفاقت استثنای تنوع طلبی
استثنای زندگی م درباره ریسک پذیری وتنوع طلبی نسبت به آدمهای دوروبرم است.تعدادی دوست دارم که باشناخت بدست آوردمشان وسالهاست که باهمیم وروحیاتمان راکاملامیشناسیم.درخوشی هاوغم هاهمیشه باهمیم.درپیداکردن آدمهاوروابط جدیدحساسیت زیادی دارم.دوستانم انسانهای ثابت ومعینی اندالبته نه اینکه درموردپذیرش دوستی جدیدسختگیرباشم نه هرگزدرهای زندگی م رابه روی دوستی های جدیدنمیبندم اماهرانتخاب جدیدی هم بایدباشناخت باشد.
دیواری که مراازدنیاجدامیکند
-فکرنمیکنی روحیه ت باعث میشودکه مدام جنبه جدیدی ازشخصیتت بروزکندوباوجوداعتقادت به ساده بودن شخصیت پیچیده ای داری؟؟
فکرنکنم امابرخلاف میلم خیییلیییییی ازاطرافیانم مثل شمامعتقدند.هرکس دارای یک سری باورهاوبایدهاونبایدهاست.رفتارمان شایدتحت شرایطی تغییر کندامااعتقادات وهرچه که فردبه هردلیل به آن ایمان واقعی داردتغییرنمیکندرفتاری که انجام میدهی ناشی ازرفتارنشات گرفته ازاعتقادات درونی ت است.همیشه چیزی درونم است دیواری دورتادورخودم دارم که خییلییی به من نزدیک است ودرحقیقت محافظم است که درآن نشسته واحساس میکنم که این من وتنهایی هوخدایم راازدنیای بیرون جدانگه میدارد.اصولاآدم تنهایی م وعاشق آن.رازونیزهایم هم باخداتوی همین تنهایی هاست وهیچکس حق حضور درآن رانداردحتی نزدیک ترین افرادبه من.مستقیم ترین ارتباطم باخدا وشایدضربه پذیرترین جای زندگی م همینجاست به همین دلیل هم کسیجزخودم درآن راه ندارد وشایدیکی ازدلایل پیچیدگی م به این خاطراست که هیچکسشت دیوارم راندیده اماخارج ازآن باهیچکس تعارف نداشته وبازی هم نمیکنم.
-ودرونش؟؟
چیزخاصینیست فقط یک کودک که هرگزاجازه ندادم بزرگ شودوسیاست وارتباط باآن رایادنگرفته وفقط یک کودک است....وقتی دلش میخواهدگریه میکند عاشق میشودوفقط درلحظه زندگی میکند.این پیچیدگی شایدفقط مربوط به همین بخش وجودم باشد.

قدرت بچه ها
بم زلزله شدوخیییییلیییی مهیب بود.هزاران نفرمردندوهزاران خانه خراب شد.7-8روزبعدبه آنجارفتم وروی یک چیززوم کردم خانه های همه خراب شده بود چه پولدارچه فقیر همه افسرده شده گوشه ای نشسته بودندوگریه وعزاداری میکردندوغصه میخوردندامابچه هاچه کاری میکردند؟؟؟2روزاول گریه کردندوپس ازچندروزبازی جدیدی که یادگرفته بودندرا انجام میدادند زیرآوارهارفته واشیای متنوعی پیدامیکردندمیخندیدندباسنگ های آنجاقایم باشک بازی میکردندسنگی که ازسقف خانه شان افتاده بود!!!یاعروسکی راپیداکرده که همیشه آرزوی بازی باآن راداشتند.آنان لذت میبردندباآنکه همان مصیبت برسرشان آمده بود.کسانی که خییییییلییییی خوب توانستندخودراباآن وفق داده وبپذیرندش بچه های کوچک بودند.آنهابادیوارهای خراب برای خودخانه ساخته بودندوخاله بازی میکردندامابزرگترهاکه ادعای منطق فهم وشعوروروشنفکری میکردندغصه میخوردند.درزندگی عادی مان همینطوراست وقتی به مشکلی برمیخوریم خودرااذیت میکنیم.بچه ها وقتی بستنی میخواهندگریه میکنند.شایدهرگزآنرا به اوندهیم وبعدازچنددقیقه فراموشش میکند.همیشه غصه بدست نیاوردنمان را حمل کرده وحمال شکستهایمان هستیم به همین خاطر همیشه خم هستیم.
پشت میزنشینی هرگز
اگربازیگرنمیشدم بازهم بازیگر میشدم!!!کامپیوترخوانده م وعاشق برنامه نویسی ام اماهرگزآدمی که بخواهد پشت میزبنشیندنبودم.بازیگری نیازهایم رابراورده میکند.درکارم بارهابه دنیا به دنیاآمده وازدنیامیروم.نوشتن هم همین حس رابرایم داردبه وجودآوردن چیزی ازعم.به همین دلیل هم زیادمینویسم.

کودک درونم
باخاطره هایم زندگی نمیکنم فقط سعی درزنده نگه اشتن کودک درونم دارم واجازه نمیدهم رفتاربیرونی واجتماعی ام باعث ضربه خوردنش شودچون منبع تمام خلاقیت هاوالهام درونی ام همین کودک است.بزرگترین هنرمندانمان هم کسانی اندکه کودک درون زنده ای دارندوخییییلییی ها به تصویرش میکشند:مثل شاملوکه"دخترای ننه دریا"و"پریا"رانوشته..
-شابدروزی به چنان جایگاهی برسی....
نه!چرایک روزی؟؟؟؟حالاهم اززندگی باکودک درونم لذت میبرم.هیچ وقت منتظریک روزی جایی وقتی یاچیزی نیستم.ازلحظه لذت میبرم واحساس میکنم اگراحساس موفقیت میکنم بخاطرلذت از همه لحظه هایی است که باکودک درونم زندگی کرده م.
لذت بخشش
سعی میکنم بی واسطه عشق بورزم چون سعادت آدم رادراین میبینم.کارسختی است.دورازقضاوت دوست داشتن دشواراست.نمیدانم چرافکرمیکنم قاتلی وقتی ازصحنه جرم برمیگرددمیتواندجان بچه ای راازوسط خیابانی نجات دهد.دشمنی هایمان باکسی سرقضاوتهایمان ازاوست نه واقعیتش!!!همیشه انتظاراتمان ازآدمهاباعث میشودهمه چیزبهم بریزد.مثلادوست دارم زمان موفقیتم صمیمی ترین دوستم مثل من خوشحال شود.فقط کافی است که به خاطرمشکل شخصی درزندگی ش نتواندخوشحالی ش رابروزدهد همه چیزعوض میشود!انسان اشرف مخلوقات است یعنی چیزی داری که ازهمه بهتراست.بی واسطه دوست داشتن هم از خصوصیات انسان استوباتمام وجوداززندگی لذت میبرد.لذتی دربخشش هست که درانتقام نیست!!!معنی اش چیست؟؟؟؟اگرکینه ای نسبت به کسی داشتی اول خودت راتیره میکند.دروجودآدمیزادخودآگاه وناخودآگاه است.دوربافلانی دعوایت شده وفراموش کرده ای واصلابه آن فکرنمیکنی!!!امادرضمیرناخودآگاهت تاثیرگذاشته ودرگیرش کرده است.به همین دلیل می گویند به گذشته برگردوببخش.

شاملووفروغ وسهراب
کتب روانشناسی رمان وتاریخ رابسیاردوست دارم.سری کامل کتابهای وین دایررا خوانده م وهمینطورمورفی وجبران خلیل جبران.کتب زیادی هم ازپائولوکوئیلوخوانده م:مثلاداستایفسکی واستانیلاوسکی راخییییلیییی دوست دارم.دردوره ای هم نمایشنامه های زیادی میخواندم مخصوصاچخوف البته الان این مطالعه خیییلیی کم شده است.بین شاعرانمان عاشق سهراب شاملووفروغم.این3ازهم بسیاردورنداماوحدانیتی درهرسه وجود دارد.شکل اجرایی وبیانشان متفاوت است اماهر3 به منبع بی کرانی وصلندوازآن تغذیه میشوند.میدانیدچراباحافظ فال میگیرند وبرداشت کوته نگرانه ای ازآن میشود؟؟؟چون آنقدرشاعرقدرتمندوسمبلیک است که هرکس توانسته ازهرشعری برداشتی که میخواهدبکند.حافظ ومولانامعرکه اند.
به دنبال کوه وجنگل وبیابان
اهل سفرم.همیشه سعی میکنم به جاهای ناشناخته بروم!!البته مکانهای شناخته شده هم دراولویتند.درشمال روستایی بنام دشت بهشت محله ای است که هرگزنمیتوان باماشین رفت وبایدچندکیلومتری رادرجنگل پیاده روی کنی وبی نهایت بکر.زندگی شان از راه دامداری میگذردونمیدانی چه آرایشی دارد.ازسادگی لذت میبری.اگرلطفی هم به تومیکنندباتمام وجودبوده وخییییییلییی به تولذت میدهد.طبیعت گردی کوه وجنگل نوردی وبیابان راخییییلیییییییی دوست دارم چون منبع ابهامات وناشناخته هاست وپرازغافلگیری هاست.
این قانون طبیعت است
قانونی درطبیعت است بنام کارما:هرچه به طبیعت بدهی چندبرابرش رادریافت میکنی.این اطلاعات راازجایی گرفتم وبه آن عمل کردم.اطمینانم به آن باعث شدبه آن برسم.به این جمله بسیارزیادمعتقدم که امروزت همان فکری است که دیروزکرده ای وفردایت چیزی است که امروزبه آن فکرمیکنی.به شانس اعتقادی ندارم.اعتقادبه شانس وقضاوت زمانی اتفاق می افتدکه بخواهی مسئولیتت رابرسراتفاقاتی که درحیطه زندگی ات رخ میدهدبگذاری.پس تعریف ازقضاوقدراین میشودکه یکدفعه زندگی تورابه هم میریزدامااین هاری اکشن هایی است که پیش ازاین به کائنات فرستادی.همیشه میگویند وقتی سیاهی برزندگی تان سایه افکنده چشمانتان راازآن دریغ نکنیدچون نوری پیدامی کنید.

هنوزآمادگی ازدواج ندارم
درازدواج معتقدم طرفین بایدبه تنهایی هم احترام گذاشته وساعات وروزهاییدرهفته همدیگرراتنهابگذارند.هرآدمی نیازبه خلوت داردواصولازمانی که خسته میشویم بااین تنهایی دوباره میتوانیم به آرامش برسیم.خیییلیی اززندگی هازمانی به بن بست رسیده که انسانهاازتنهایی شان فاصله می گیرند.جبران خلیل جبران میگوید:هیچ وقت نگوییدمن توام وتومنی!!!!همیشه بگذاریدمیان باهم بودنتان فاصله ای باشد.سروکنارصنوبرنمی بالد.یک معبدزمانی پابرجاست که ستونهایش بافاصله ای ازهم درکنارهم باشند"زمانی که به هم بچسبندیک طرفش پایین می آید.یک زوج بایدشبیه یک پازل باشند.2تکه پازل شبیه هم نیستندامایکدیگرراکامل میکنند.زمانی بایدازدواج کردکه روحیه مسئولیت پذیری باشد خودخواهی هم نباشد.هنوزآنقدرمسئولیت پذیرنشدم.برای خوداهدافی داشته که بایدبه آنهابرسم وبعدبه ازدواج فکرکنم.فعلابه آن فکرنمیکنم.عشق به سراغ آدم آمده ونمیتوانی منکرش شوی.عشق زاده تفکرواراده نیست وهرگزنمیتوانی برایش بایدونباید تعیین کنی.هدف رادریاقراربده واحساست راآبی بدان که بخواهدبه دریا برسد.عقل هم بسترخشک رودخانه است.بایداحساس رادرهاله ای ازعقل قراردادتادرست به هدف برسد.
موسیقی آرامم میکند
درتنهایی سعی میکنم زمانم رابه خواندن یانوشتن بگذرانم.میخوانم چون بایدبخوانم وفیلم میبینم چون بایدببینم وکارهای شخصی که آرامم میکند:شب زنده داری میکنم موسیقی گوش میکنم چون بسیارآرامم میکند.درگوش دادن آن هم خودم رامحدودنمیکنم:مثلاسنتی وپاپ رادوست دارم درشرایط خاص خودوزمانهای خاص خودازموسیقی شادلذت میبرم درعین حال راک هم گوش میکنم.علاقه قلبی م به سبک کلاسیک است وبه همین علت هم پیانومینوازم.قبل ازورودبه فضای تصویراین علاقه راهم دنبال میکردم وپیشرفت کرده بودم اماگرفتاری زمانی دربازیگری بسیارزیاداست.
بسکتبالیست سابق حالااسکی میکند
ورزش رادرحدتفریح انجام میدهم ومتاسفانه نمیتوانم به طورتخصصی انجامش دهم چون به لحاظ زمانی دچارمشکل میشوم.دراصفهان درنوجوانی عضوباشگاه بسکتبال ذوب آهن بودم.کمی هم ورزش رزمی کارکردم وتاکمربندمشکی همجلورفتم.اسکی وشناراخییییلیییی دوست دارم اما امسال نتوانستم اسکی کنم.


پشت صحنه
دیدارباحامدکمیلی ومهنازافشارپشت صحنه فیلم رامبدجوان
آقای آدم خانم حوا
خبرکارگردانی دومین فیلم سینمایی رامبدآنقدرجذاب ومهیج بودکه نتونستیم ازکنارش ساده بگذریم...اماجاتون خالی نباشه گرفتن گرفتن گزارش پشت صحنه ازآن کلی پیچیده ومشکل سازشد:مثل پیداکردن لوکیشن که راه ساده ش راپیچیده کردیم.!!!البته بماندکه فیلم هرروزبااتفاقات مختلف روبه روبوده:ازشکستن پای کارگردان تاتغییرفیلمبردارو...بالاخره میتوانیدگزارشمان را ازدومین فیلم سینمایی رامبدبخوانید:
اختلاف برسرشهرموشها
جوان باتیپ اسپرتی پشت دوربین نشسته وازمقابل اتاقی که افشاردرآن بازی میکندبرهمه چیزنظارت دارد.افشارشال سبزبه سرداردوروی صندلی چرخدارازپشت میزتکان میخوردوهمزمان میگوید:اونی که بهت زنگ میزد توگوشیت فوت میکردبیاازش شکایت کنیم خودم وکیلت میشم وپولم نمیگیرم."اوکه حالابه وسط اتاق آمده ادامه میدهد:"خداروشکرکه همه باهم خوبیم"رامبدباشنیدن این دیالوگ بداهه بلندمیخندد!افشار:"خوبه؟؟بگم؟"رامبد:"آره حتما"بعدازضبط مجددافشا:"چطوربود؟؟"جوان تاییدمیکند.آتوساقلم فرسایی کناررامبدنشسته وباهم راجع به پلانهاحرف میزنند.گروه باافشارمشغول صحبت درباره شهرموشها وشخصیت هایش میشوند!!!این بحث تاجایی ادامه پیداکرده که برسراسم بعضی موشهااختلاف نظرپیش میآید...حامدکمیلی به مظفری زنگ زده ومیگویددرراه رسیدن به لوکیشن استومیخواهدناهارراباگروه باشد.

کارگردان بااخلاق
جوان کارگردان بااخلاق بسیارصبوروخوش برخوردی است.باهمه میگویدومیخنددوجالب اینکه شیطنتهایش راهنوز هم درمقام کارگردانی دارد وقتی ازاین فکرمان مطلعش میکنیم میگوید:"درسته که کارگردانی میکنی امانباید مشارکت وحتی مشورت با گروهتو ازدست بدی البته تو4چوب خاص فیلمنامه وکار."راجع به فیلمش میگوید:"قراره قصه بخشی از زندگی4نفروروایت کنه که2به2باهم درتعاملن قصه اصلی باحامدوافشایش میره وقصه بعدی باخدادادوخودم"حامدکمیلی اولین کارطنزش راتجربه میکندموفق بوده؟؟رامبد:"حامداستعدادخوبی توطنزداره ضمن اینکه بسیاربااخلاقوباانگیزه ست وکارگروهی رو درک میکنه."درباره افشارمیگوید:"خیییلییی بازیگرباهوشیه واونقدرسریع منظورتواجرامیکنه که کارگردان کیف میکنه."گفت وگویمان تمام شده واوباید2باره جلومانیتورش نشسته واکیپ رااداره کند......گروه مشغول صرف ناهارند...درحیاط حامدرامیبینیم که باماشینش وارد شده وپس ازگپی باروابط عمومی به دیگراعضا می پیوندد.ماهمس ازخداحافظی رامبدودوستانش راترک میکنیم.

با تشکر از فاطمه جون


امیدوارم خوشتون اومده باشه

خداحافظ تا اولین آپ سال ۱۳۸۸

سري دوم «شوك» با موضوع اعتياد به روي آنتن مي‌رود

 

شوك

گروه  اجتماعي و اقتصادي  شبكه سه

كاري از :

شرح مختصر :
برنامه مستند / اجتمايي شوك بارويكرد بررسي آسيب هاي اجتماعي در حوزه هاي مختلف مرتبط با جوانان، ساخته شده است .در اين مستند با بررسي مصداق هاي عيني آسيبها به تحليل و بررسي آنها مي پردازد. مجموعه مستند شوك به بررسي مسائل اجتماعي روز ، معظلات و آسيبهاي اجتماعي ( اعتياد ، ايدز ، دوستيهاي اينترنتي ، بيكاري،مهريه ،ديه تصادفات ،مزاحمتهاي خياباني ،بلوتوثهاي سياه ،موسيقي هاي زيرزميني و...) مي پردازد .

تاريخ ها و زمان ها :

تاريخ شروع پخش :

14-12-1387

تاريخ پايان پخش :

 ۲۹/۱۲/۱۳۸۷

تعداد قسمت:۱۰

مدت قسمت:۳۰

مدت کل:۳۰۰


گزارشي از ويژه برنامه‌هاي نوروزي شبكه‌ي اول
پخش دوباره «پيامك از ديار باقي»

شبكه اول سيما در كنار پخش سريال نوروزي «اشك‌ها و لبخندها» به كارگرداني حسن فتحي، سريال‌هاي «پيامك از ديار باقي» و مجموعه نمايشي «بيست» را هم هر روز به روي آنتن مي‌برد. اين شبكه هم‌چنين مجموعه‌هاي مستند «شرق ديوار آفتاب» و «دردانه‌هاي خليج فارس» را هم براي نوروز در نظر گرفته‌است.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، سريال تلويزيوني «پيامك از ديار باقي» نوروز امسال از شبكه اول پخش مي‌شود. اين سريال براي نخستين بار نوروز 87 از اين شبكه پخش شد و اتفاقا به دليل طرح مقوله چند همسري با حرف و حديث‌هايي هم همراه بود.

در سريال «پيامك از ديار باقي» كه توسط سيروس مقدم كارگرداني شده‌است، بازيگراني چون محمدرضا شريفي‌نيا، افسانه بايگان، شيلا خداداد، حميد لولايي، رضا شفيعي جم، حامد كميلي، نادر سليماني‌فرد، سروش گودرزي، آرام جعفري، رامين راستاد، سوسن مقصودلو، افشين سنگ چاپ، فخرالدين صديق شريف، عزت‌الله مهرآوران، رضا بنفشه‌خواه و كريم قرباني ايفاي نقش كرده‌اند.

اين سريال كه توسط سيدامير سيدزاده بر اساس فيلمنامه‌اي از محسن تنابنده تهيه‌ شده، قصه زندگي مردي به نام منصور سيم‌خواه است كه به شدت بدهكار است و طلبكاران بسياري به دنبال او هستند. علاوه بر اين او با بحران خانوادگي نيز روبه‌روست و اين فشارها آنقدر زياد مي‌شود كه در نهايت تصميم مي‌گيرد نقشه عجيبي را اجرا كند.

سريال «پيامك از ديار باقي» در ايام نوروز در قالب سيماي شبانگاهي شبكه اول سيما به روي آنتن مي‌رود و ساعت پخش آن 40 دقيقه بامداد است. شبكه اول سيما همچنين در ساعت سه بامداد و پس از پخش سريال، يك فيلم سينمايي پخش خواهد كرد.


 
با حضور كميلي، شجاع كاوه، راستاد و ...
سري دوم «شوك» با موضوع اعتياد به روي آنتن مي‌رود

خبرگزاري فارس: سري دوم مجموعه مستند «شوك» به تهيه كنندكي «فرشاد شكيبي» با موضوع اعتياد از تلويزيون پخش مي‌شود.

فرشاد شكيبي در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس با اعلان اين خبر كه بخش دوم مستند شوك با موضوع اعتياد در سه روز پاياني هفته جاري روي آنتن مي‌رود، گفت: اين مستند در روزهاي 14، 15 و 16 اسفندماه از شبكه سه سيما پخش خواهد شد.
وي افزود: اردلان شجاع كاوه، حامد كميلي، رامين راستاد و پويا اميني از جمله هنرمندان حاضر در سري دوم از مستند تلويزيوني شوك هستند.
تهيه كننده شوك با تاكيد براينكه نوع پردازش مقوله اعتياد در مستند شوك كاملا متفاوت از ديگر كارهايي است كه در اين مورد ساخته شده، اظهار داشت: تمام تلاش عوامل سازنده مستند شوك اين بوده و هست كه اين برنامه بر اساس مصداق‌هاي واقعي ساخته شود و بتواند در مسير ريشه كن كردن مفاسد و معضلات اجتماعي قدم‌هاي موثري بردارد.
فرشاد شكيبي، بهراد صاحبقراني و مهرداد متولي به عناون كارگردانان و محمد صادق زماني مديريت توليد مستند شوك را برعهده دارد.
مستند تلوزيوني شوك


نقد هایی از تردید:پایین ترازانتظار
معمولادراقتباس یک جوربرگردان بصری ازمتن شکل میگیردودرواقع درعین وابستگی به مرجع میل به ساحت مستقل هم درکاراست ولی درتردیدشخصیت های اصلی داستان خود درصددکشف شباهات های موقتی شان به ماجرای هملتندوهمین روندبه وضعیتی منجرمیشودکه پرده آخرهم یکی ازمحورهای ساختاری کاربود :نمایش درنمایش بااین همه فیلم دوم واروژ به موفقیت پرده آخرنمیرسدوبه دلایلی نظیرپرگویی های نیمه نخست ونیزآشفتگی های فصول انتهایی لکنت وکش پیدامیکندکه اگرچه خوش ساختی اثر راتامرزنابودی پیش نبرده وتنهاخدشه هایی به فیلم خوبی واردمیکندامادرهرحال فروترازانتظارمخاطب ظاهرمیشود

پژواک ادبی
انتظارازکارگردانانی که فیل اولشان اتفاق خجسته ای بوده دروردکاربعدی بیشتراست وبه هین دلیل می توان تردید راازین منظرستودکه نسبنبه پرده آخرپیشرفت محسوسی چه درنحوه اجراوچه درانتخاب موضوع درآن دیده میشودبه همین دلیل نقص های فیلم مقابل تلاش کارگردان برای هرچه بهترکردن برداشت ایرانی اش از هملت آن هم باامکانات کمو محدودچندان به چشم نیامده وخللی درلذت ازطراحی صحنه ولباس وفیلمبرداری وتدوین خوب فیلم بوجودنمی آورد درنیمه اولش به گونه حساب شده ای عناصرهملت رادرفضایی ایرانی میچیندامادرنیمه دوم که کاراکترهامتوجه شباهت اتفاقات باوقایع هملت میشوندکاربه سوی نوعی شک به شکل اتفاق افتادن تراژدی رفته تا متذکرشودکه ذات تراژیک وسوگ مایه زندگی که ازنمایش تقلیدمیکندحتی با جابه جایی وقایع دگرگون نمیشود...

فیلم جای تحلیل زیادداردومیتوان سرفرصت به نکات جذابی اشاره کرد:استفاده ازسینمای تعطیل وآن گنجینه فرهنگی نهفته درانبرکه گردگیری غبارشان واستفاده ازپیانوی سینمای صامت به شکلی انعکاس بازخوانی ازآثارمهم هنری ودرصدرش خودهملت و وصف حال بودن درون مایه های این آثاراست یاتله موش ها وموش که ازعناصر هملت اندکه درکل فیلم بدان اشاره شده وباقی نکت که مجال دیگری برای تحلیل میطلبد

هملت واهل هوا
خلیفه ازمیان "اهل هوا"یاشاید"صافی ها"ازراه میرسد هوایی ومرکب بادشده واین باد بادجن ومشایخ و....نیست روح پدرسیاوش است وبرای گفتن حثیقت آمده شایدبزرگترین تدبیرواروژبرای تطبیق تردیدوهملت استفاده ازاین سنت عجیب ودیگرنه چندان ناآشنای جنوب ایران باشد ربط غریبی که ماجرا را ازوقوع درسطح یک شاهکارآشنای ادبیات جهان نجات میدهد درادامه تلاش اشخاص برای مقاومت برابر آنچه راوی رقم زده وتماشاگر انتظارش را داردبرگ برنده فیلم است نکته قابل توجه دیگراین است که فیلم نامه نزدیک به2دهه قبل نوشته شده این فاصله زمانی غیرعادی میان نگارش وتولیدتاحدودزیادی موجه رکود درخط داستانی بسیاری از کنش هاست....

هملت ایرونی
نسخه ایرانیزه شده هملت به رغم ساختارخوب وجذابیت هایش شایدازآن جهت موردتوجه قرارگرفته که واروژپس از17سال ازساخت واکران فیلم اولش پشت دوربین این پروژه رفت ویکسالی هم درروندتولیدش وقفه افتاد البته این امرموجب نمیشودتاارزشهایش رانبینیم بویژه آنکه وقفه پیش آمده منجربه تغییربازیگرنقش گارو ملکیان ازفروتن به حامدکمیلی شدوبابازیگرمناسبتری مواجه شدیم که خوب هم ازعهده نقش برآمده است تردیدزمانی شروع شده که مرگ پدرسیاوشخودکشی قلمدادشده  ماه بعدازاین شوک بزرگ او باشوک دیگری مواجه میشود ومیفهمدکه مادرش قصدازدواج باعمورادارد سرگشتگی اوازین اتفاقات ازسویی عشق به مهتاب وبالخره رازهای پنهانی که طی ماجراهایی براوآشکارمیشود ازسوی دیگردست به دست هم داده تابراساس هملت آدمهای اطرافش رابه جای آنهاگذاشته وازحقایق تلخی آگاهی یابد


نمایش فیلم‌های منتخب جشنواره فجر در حوزه هنری
16 فیلم منتخب بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر از 12 اسفندماه در تالار اندیشه حوزه هنری به نمایش درمی‌آید.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم‌های منتخب بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر از 12 اسفند در چهار سئانس 16-14، 18-16، 20-18 و 22-20 در تالار اندیشه حوزه هنری نمایش داده می‌شود. 

برابر با برنامه "درباره الی" اصغر فرهادی دوشنبه 12 اسفند، "تردید" واروژ کریمی مسیحی سه‌شنبه 13 اسفند، "دلخون" محمدرضا رحمانی چهارشنبه 14 اسفند، "کودک و فرشته" مسعود نقاش‌زاده پنجشنبه 15 اسفند، "یک وجب از آسمان" علی وزیریان جمعه 16 اسفند، "زادبوم" ابوالحسن داوودی شنبه 17 اسفند و "پنالتی" انسیه شاه‌حسینی و "امشب شب مهتابه" محمدهادی کریمی یکشنبه 18 اسفند در حوزه هنری روی پرده می‌روند.

همچنین "بی‌پولی"حمید نعمت‌الله دوشنبه 19 اسفند، "به کبودی یاس"جواد اردکانی و "عیار 14" پرویز شهبازی سه‌شنبه 20 اسفند، "پستچی سه بار در نمی‌زند" حسن فتحی چهارشنبه 21 اسفند، "سوپر استار" تهمینه میلانی پنجشنبه 22 اسفند، "اخراجی‌ها 2" مسعود ده‌نمکی جمعه 23 اسفند، "خروس جنگی" مسعود اطیابی شنبه 24 اسفند و "بیست" عبدالرضا کاهانی یکشنبه 25 اسفند به نمایش در‌می‌آیند.

با تشکر ویژه از فاطمه جان

منبع:فارس نیوز


امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خداحافظ

تردید بهترین فیلم و اصغر فرهادی بهترین کارگردان بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر

تردید بهترین فیلم و اصغر فرهادی بهترین کارگردان بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر


حامد کمیلی در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر


با تشکر از رویا جون


ترديد» واروژ كريم مسيحي براي اكران عمومي حدود 20 دقيقه كوتاه مي‌شود.

سعيد سعدي تهيه‌كننده اين فيلم كه در جشنواره فيلم فجر موفق به دريافت 3 سيمرغ شد و عنوان بهترين فيلم را كسب كرد، در گفت‌وگويي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اعلام اين مطلب گفت: زمان فيلم بالا است و براي اكران مشكل داريم و تصميم گرفتيم زمان آنرا كمتر كنيم.

وي زمان اكران فيلم را اكران دوم و يا سوم سال آينده عنوان كرد.



سینمای ما – تعدادی دیگر از سیمرغ‌ها اعلام شدند. برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ کارگردانی و بهترین فیلم به این شرح است:
برنده سیمرغ بلورین بهترین‌ بازیگر کارگردانی
لوح تقدیر به عبدالرضا کاهانی برای فیلم بیست
سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و خودروی مینیاتور برای فیلم درباره الی به اصغر فرهادی

برنده سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلم
سیمرغ بلورین بهترین فیلم و خودروی مینیاتور به سعيد سعدي برای تردید

برنده سیمرغ زرین بخش نگاه ملی
سیمرغ زرین نگاه ملی و خودروی مینیاتور به ابراهیم اصغری و جواد اردکانی برای به کبودی یاس
پلاک طلای جشنواره به همراه جایزه 50 میلیون ریالی به ابولحسن داوودی برای زادبوم
پلاک طلای جشنواره به همراه جایزه 50 میلیون ریالی به امسعود نقاش زاده برای کودک و فرشته

برنده سیمرغ بلورین بخش بهترین فیلم از نگاه تماشاگران
سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و خودروی مینیاتور به طور مشترک به مصطفی شایسته برای بی‌پولی و اصغر فرهادی و مسعود رضوی برای درباره الی


فیلم‌های با آرای بیش 50 درصد به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:
اخراجی‌های 2
20
بی‌پولی
پستچی
درباره الی
دلخون
زادبوم
سوپراستار
شبانه‌روز
وقتی همه خوابیم
 
 
واروژ کریم مسیحی دومین سیمرغ را هم دریافت کرد
سینمای ما –سیمرغ بلورین بهترین‌ موسیقی متن به همراه یک دستگاه خودروی پراید به کارن همایونفر برای زادبوم.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ تدوین
سیمرغ بلورین بهترین‌ تدوین به همراه یک دستگاه خودروی پراید به بهرام بیضایی و سپیده عبدالوهاب برای وقتی همه خوابیم.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ موسیقی متن
سیمرغ بلورین بهترین‌ موسیقی متن به همراه یک دستگاه خودروی پراید به کارن همایونفر برای زادبوم.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمبرداری
سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمبرداری به همراه یک دستگاه خودروی پراید به مرتضی پورصمدی برای شبانه‌روز.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمنامه اقتباسی
سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمنامه اقتباسی به همراه یک دستگاه خودروی مینیاتور به واروژ کرم مسیحی برای فیلمنامه تردید.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمنامه
سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمنامه به همراه یک دستگاه خودروی مینیاتور به فريد مصطفوي و ابوالحسن داوودي برای فیلمنامه زادبوم.

ابوالحسن داوودي: ما با فرید مصطفوی از سال 52 با هم هم‌دانشگاهی بودیم و مسئول بازبینی تلویزیون برای اولین کارمون 272 اشکال گرفت. امیدوارم کم اشکال‌تر شده باشیم.


 

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، برخي از حواشي مراسم پاياني جشنواره به شرح زير بودند؛
- خبرنگاران و اهالي رسانه نخستين ميهمانان اختتاميه بودند كه در سالن حضور پيدا كردند و چون جايگاه رسانه‌ها در جوار درب ورودي بود ورود و خروج هيچ يك از حضار از چشم آنها پوشيده نمي‌ماند.
- هنگام اجراي موسيقي توسط سالار عقيلي، تقريبا نيمي از حضار به بيرون سالن رفتند كه در هنگام بازگشت با صندلي‌هايي رو به رو مي‌شدند كه ديگر تماشاگران پر كرده‌اند.
- عليرضا خمسه كه در ميانه برنامه سالن را ترك كرده بود براي بازگشت به جاي خود از ميان خيل تماشاگراني كه روي زمين نشسته بودند گذشت و يكي از تماشاگران كه از كنارش مي‌گذشت، پيش از اعلام جوايز به او تبريك گفت.
- باران كوثري كه كمي دير به مراسم پيوست براي پيدا كردن صندلي دچار مشكل شد و با همكاري برخي از سينمادوستان، روي يكي از صندلي‌ها نشست. نكته جالب اين بود كه يكي از تماشاگران برنامه مكررا با موبايلش از او فيلمبرداري مي‌كرد!
-صحنه اختتاميه از لته‌هايي با طرح‌هاي اسلامي ساخته شده بود و از خلال آن اعضاي هيأت داوران بخش‌هاي مختلف كه به انتظار اعلام اسامي‌شان براي روي سن آمدن بودند، ديده مي‌شدند.
- رضا عطاران و همسرش فريده فرامرزي با نيكي نصيريان (بازيگر خردسال سريال بزنگاه) در مراسم حاضر شدند. نصيريان، درتمام طول مدت برگزاري مراسم شيرين زباني مي‌كرد و هم رديفي‌هايش را مي‌خنداند.
- تمام برگزيدگان از طرف راست صحنه، از سمت چپ از سن پايين مي‌رفتند و مقابل دوربين عكاسان مي‌ايستادند و با جوايزشان عكس مي‌گرفتند.
- بيشترين شور و شوق هنگامي در سالن ايجاد شد كه شهاب حسيني به عنوان بهترين بازيگر مرد معرفي شد.حسيني پشت تريبون چند لحظه‌اي سكوت كرد و سرش را پايين انداخته بود به حدي كه همه فكر كردند اشك مي‌ريزد.
- بهرام بيضايي كلمه‌اي هم در مراسم صحبت نكرد و فقط جلوي دوربين عكاسان در كنار سپيده عبدالوهاب ايستاد. بيضايي به همراه مژده شمسايي و فرزندشان آخرين كساني بودند كه پس از بسته شدن درها وارد شدند.
-در طول برگزاري مراسم درها بسته بود و اگر كسي از سالن خارج مي شد يا ديگر امكان ورود نداشت.
- مراسم با 20 دقيقه تأخير برگزار شد.
- هنگام اعلام جايزه يك دستگاه خودرو مينياتور حضار ابراز احساسات مي‌كردند كه مجري درخواست كرد ديگر براي مينياتور دست نزنند.
- در بخش بهترين بازيگر مرد، شهيدي‌فر اعلام كرد كه ضمن تقدير از بازي شهاب حسيني در فيلم«درباره الي» اين جايزه تعلق مي‌گيرد كه دوباره حضار فرياد زدند شهاب حسيني. مجري پاكت حاوي نام برنده را جلوي دوربين مراسم گرفت تا هم حضار با هم نام او را بخوانند ولي در نهايت با ايجاد هياهو در سالن او خود، نام شهاب حسيني را خواند.
- شهيدي‌فر با تمامي داوراني كه روي صحنه آمدند، دست مي‌داد.
- مرتضي رزاق‌كريمي مدير اجرايي مراسم در طول برنامه با موبايل صحبت مي‌كرد و حسابي درگير اجراي مراسم بود.
- هنگام اعلام نام «سامان استركي» براي دريافت ديپلم افتخار بهترين كارگردان فيلم اول و دوم، رضا عطاران برايش سوت مي‌زد.
- مجري برنامه به دليل تعدد ديپلم‌هاي افتخار فيلم‌هاي اول و دوم، خطاب به داوران گفت: الهي هميشه داور باشيد.
- مراسم به صورت مستقيم از شبكه دوم سينما، سينما فلسطين، پرديس سينمايي ملت، راديو تهران، راديو ايران و اينترنت پخش مي‌شد.
- در بخش‌هاي نخستين مراسم، هيچ يك از برگزيدگان صحبت نكردند كه اين مجري را واداشت تا يادآوري كند ميكروفن روي سن براي صحبت‌هاي احتمالي برگزيدگان گذاشته شده است.
- مجري كه مدام در حال آمد و رفت بود،گفت: من چندتا كار را با هم مي‌كنم به همين خاطر زياد رفت و آمد دارم.
- حامد كميلي يكي از كانديداهايي بود كه بسيار مورد تشويق حضار قرار گرفت.
- محوطه تالار بزرگ كشور پس از پايان مراسم شلوغ بود و منجر به ترافيك خيابان فاطمي شد و بيشتر برگزيدگان براي پيداكردن ماشين سواري، مسافتي را پياده‌روي مي‌كردند.
- مجيد مجيدي عضو هيأت داوران گهگاه چيزهايي را در گوش شهيدي‌فر تذكر مي‌داد.
- به طرز شگفت آوري حضار براي هريك از كانديداها ابراز احساسات مي‌كردند. با جيغ و داد و تكان دادن دست از سوي تماشاگران، ديگر احتياجي به تأكيد مجري براي تشويق نبود.
- به نظر مي‌رسيد حضار سالن از اسامي برگزيدگان خبر دارند، چون با اعلام اسامي كانديداها با صداي بلند اسم برنده را مي‌گفتند.
-حضور محمود فرشچيان در اين مراسم اتفاق ويژه‌اي بود.
- كارن همايون‌فر، مهتاب كرامتي، حسن زاهدي و بهرام بيضايي بدون هيچ صحبتي و در عين آرامش جوايزشان را دريافت كردند.
- افتادن ميكروفن عليرضا خمسه و عكس گرفتن علاقمندان سينما با ليلا حاتمي و علي‌ مصفا از ديگر حواشي اختتاميه بود.
-عزت‌الله انتظامي، تهمينه ميلاني، پرويز پرستويي، حامد بهداد، اصغر فرهادي،پگاه آهنگراني، ترانه عليدوستي،بهرام رادان از جمله غايبان مراسم بودند.

و گزارش کامل:

27 سیمرغ بلورین به برگزیدگان جشنواره بیست و هفتم اهدا شد
پرونده جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر شامگاه سه‌شنبه 22 بهمن با اهدای 27 سیمرغ بلورین، 12 دیپلم افتخار، 12 دستگاه پراید و 14 دستگاه مینیاتور به برگزیدگان سینمای ایران در تالار بزرگ کشور بسته شد.

به گزارش خبرنگار مهر، بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر سه‌شنبه 22 بهمن در حالی‌ به کار خود پایان داد که آرای هیئت داوران جز در مواردی رضایت نسبی سینماگران را به دنبال داشت.

مراسم ساعت 19:30 با تاخیر نیم ساعته مانند مراسم افتتاحیه برنامه با پخش تیزری عاشورایی شروع شد و پس از آن نوبت به پخش تیزر جشنواره رسید تا بر پرده سپید نقش ببندد و اختتامیه به طور رسمی و سینمایی آغاز شود.

محمدرضا شهیدی‌فرد که پارسال هم مراسم اختتامیه را اجرا کرده بود، روی سن آمد و به رسم همیشگی پس از سلام به میهمانان خوشامد گفت و با یادآوری تقارن این مراسم با سالگرد پیروزی انقلاب گفت: مردم ایران برای رسیدن به جهانی مانوس و حقیقی در 22 بهمن 57 تلاش کردند. امروز 30 سال از آن روزها می‌گذرد، 30 سال غریب و متفاوت را گذرانده‌ایم و در آستانه اربعین حسینی از شهدای انقلاب و دفاع مقدس تجلیل می‌کنیم و یادشان را گرامی می‌داریم.

بخش‌هایی از مراسم افتتاحیه جشنواره بیست و هفتم در حالی پخش ‌شد که میهمانان همچنان در سالن وزارت کشور در رفت و آمد بودند و هنوز نظم بر سالن حاکم نشده بود. شهیدی‌فرد زمانی که روی سن آمد گفت امشب سخنرانی ندارند که این جمله او با تشویق حضار روبرو شد.

بخش اهدای سیمرغ‌ها با دعوت از هیئت داوران بخش مسابقه چشم واقعیت شروع شد. منوچهر طیاب یکی از چهره‌های شاخص سینمای مستند پیش از اعلام نتایج فرصتی خواست تا چند جمله صحبت کند. او با اشاره به جایگاه سینمای مستند گفت: هر سال شاهد تولید فیلم‌های مستند خوبی هستیم، اما تعداد این فیلم‌ها نسبت به فیلم‌های بلند سینمایی محدود است. سینمای مستند مبتنی بر تحقیق و پژوهش است و فیلمسازان جوان باید تمرکز بیشتری روی این موضوع داشته باشند.

سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه و نیمه‌بلند و یک دستگاه خودرو پراید برای فیلم "چه سرسبز بود دره ما" به فرشته جغتایی اهدا شد. امیر جغتایی دیپلم افتخار این بخش را برای کارگردانی فیلم "حباب سرد" دریافت کرد. سیمرغ بلورین بهترین فیلم مستند بلند و یک دستگاه خودرو مینیاتور به عمید راشدی و تورج ربانی برای کارگردانی فیلم مستند "عکس ناتمام بهمن جلالی" اهدا شد.

با پخش نماهنگی با صدای امیر تاجیک که حامی مالی جشنواره بیست و هفتم آن را تهیه کرده بود، اهدای سیمرغ‌ بلورین بخش ویدئوسینما آغاز شد. داوران این بخش هم پس از پخش تیزر معرفی روی سن آمدند تاجوایز برگزیدگان جشنواره را اهدا کنند. شهیدی‌فرد با اشاره به تفکیک دو بخش ویدئویی و سینمایی گفت: این تفکیک فرصتی برای تشخیص حرفه‌ای و احترام به این دو مدیوم است.

پوریا آذربایجانی کارگردان فیلم تلویزیونی "آب و آئینه" اولین کارگردانی بود که نامش در این بخش خوانده و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی جشنواره بیست و هفتم نصیب این کارگردان جوان شد. حسن لفافیان کارگردان فیلم تلویزیونی "بازی مهره سفید" برای دریافت دومین دیپلم افتخار این بخش روی سن آمد.

شهرام مکری کارگردان فیلم تلویزیونی "اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر" علاوه بر دیپلم افتخار30 میلیون ریال جایزه نقدی برای کارگردانی اولین فیلم تلویزیونی‌ خود دریافت کرد. سیمرغ بلورین این بخش به جمشید بهمنی برای کارگردانی فیلم تلویزیونی "میکائیل" اهدا شد.

سیمرغ بلورین بهترین فیلم ویدئویی به اضافه یک دستگاه خودرو پراید به علیرضا توانا کارگردان فیلم تلویزیونی "زینب" اهدا شد. پخش تیزری از فیلم‌های سینمایی 30 سال اخیر و تیزری که در آن بخش‌هایی از فیلم "عصر روز دهم" به نمایش درآمد مقدمه‌ای بود برای صحبت‌های مجری درباره فیلم‌هایی که جایشان در جشنواره امسال خالی بود: "ملک سلیمان"، "یک گزارش واقعی" و "کیمیا خاک" نتوانستند در جشنواره امسال شرکت کنند و سال آینده آنها را در جشنواره می‌بینیم.

با معرفی داوران بخش مسابقه بهترین فیلم اول و دوم هیئت داوران این بخش روی سن آمد. حضور حسن فتحی، واروژ کریم‌مسیحی و امید بنکدار و کیوان علیمحمدی رقابت در این بخش را نسبت به سال‌های قبل حساستر کرده بود.

این بخش با اهدای دیپلم افتخار و 30 میلیون ریال جایزه نقدی بهترین بازیگر آغاز شد، زمانی که نام حامد بهداد به عنوان برنده دیپلم افتخار این بخش برای بازی در فیلم سینمایی "دلخون" خوانده شد. حاضران او را تشویق کردند اما بهداد در سالن حضور نداشت. مونا احمدی بازیگر فیلم "کودک و فرشته" هم یک دیپلم افتخار و 30 میلیون جایزه نقدی در این بخش دریافت کرد.

دیپلم افتخار بهترین کارگردانی و 30 میلیون ریال جایزه نقدی این بخش به سامان استرکی کارگردان جوان فیلم متفاوت "صندلی خالی" اهدا شد. استرکی برخلاف نشست مطبوعاتی فیلم در سکوت روی سن آمد و بدون گفتن جمله‌ای جایزه‌اش را از داوران گرفت و رفت.

دیپلم افتخار و 30 میلیون ریال جایزه نقدی به مسعود نقاش‌زاده برای کارگردانی فیلم "کودک و فرشته" و دیپلم افتخار و 30 میلیون ریال جایزه به حمید نعمت‌الله و هادی مقدم‌دوست برای نگارش فیلمنامه فیلم سینمایی "بی‌پولی" اهدا شد. دیپلم افتخار و 30 میلیون ریال جایزه نقدی برای فیلمبرداری فیلم سینمایی "وقتی لیمو‌ها زرد شدند" به فریدون شیردل اهدا شد.

سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و یک دستگاه خودرو مینیاتور این بخش به واروژ کریم مسیحی اهدا شد. این کارگردان به دعوت شهیدی‌فرد پشت میکروفن رفت و با ابراز خوشحالی از دریافت سیمرغ گفت: امیدوارم فیلم بعدی بهتر از "تردید" باشد.

شهیدی‌فرد از هیئت داوران این بخش خواست درباره اهدای این تعداد دیپلم افتخار صحبت کنند. قاسم قلی‌پور هم گفت: جوانان در این بخش خوب کار کردند و ما دوست داشتیم به هر یک از این دوستان یک سیمرغ بلورین بدهیم. سیمرغ بلورین بهترین فیلم بخش مسابقه فیلم‌های اول و دوم و یک دستگاه خودرو مینیاتور به فیلم سینمایی "دلخون" به تهیه‌کنندگی سیدحسین حقگو اهدا شد.

جایزه ویژه هیئت داوران این بخش به اضافه یک دستگاه خودرو مینیاتور به مسعود ده‌نمکی برای کارگردانی فیلم سینمایی "اخراجی‌ها 2" اهدا شد و ده‌نمکی در سخنانی کوتاه از همکارانش در این فیلم تشکر کرد.

در این بخش مراسم سالار عقیلی و گروهش قطعاتی اجرا کردند که با استقبال میهمانان روبرو شد. شهیدی‌فرد پس از پایان اجرای موسیقی سنتی گفت: دست مریزاد که این گروه برای ما غزل و حماسه آوردند و فضای جشن را معطر کردند.

بخش اصلی اهدای جوایز با معرفی هیئت داوران بخش مسابقه سودای سیمرغ آغاز شد. شهیدی‌فرد نام داوران را خواند و آنها به ترتیب روی سن آمدند. ابراهیم حاتمی‌کیا با خواندن نامه‌ای موضع هیئت داوران را درباره انتخاب‌هایشان روشن کرد.

در این بخش دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه داستانی و 20 میلیون ریال جایزه به سارا نامجو کارگردان فیلم کوتاه "کلیدهای رویا" و سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه داستانی و یک دستگاه خودرو پراید به فریدون نجفی برای کارگردانی فیلم کوتاه "خانه فاطمه کجاست؟" اهدا شد.

سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی و یک دستگاه خودرو پراید به سعید ملکان برای چهره‌پردازی فیلم سینمایی "وقتی همه خوابیم" اهدا شد. داود رسولیان برای جلوه‌های ویژه فیلم سینمایی "به کبودی یاس" سیمرغ بلورین و یک دستگاه خودرو پراید دریافت کرد.

رسولیان پس از دریافت جایزه‌ خود با اشاره به جشن‌های‌ سی‌امین سال انقلاب آرزو کرد سهم این فیلم از سیمرغ‌های جشنواره امسال بیشتر بود. آتوسا قلمفرسایی و ایرج رامین‌فر برای طراحی صحنه و لباس "وقتی همه خوابیم" سیمرغ بلورین و یک پراید اهدا شد. رامین‌فر با اشاره به همکاری با بیضایی در این فیلم ابراز امیدواری کرد این کارگردان فیلم بعدی خود را زودتر بسازد.

بخش اهدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد یکی از جذابترین بخشهای مراسم اختتامیه بود. علیرضا خمسه برنده سیمرغ بلورین و یک دستگاه پراید در میان تشویق حاضران روی سن آمد و مثل همیشه با طنازی، فضای سرد مراسم را تغییر داد. سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرددر سالروز ازدواج خمسه به او اهدا شد.

علیرضا خمسه سیمرغ بلورین بازیگر مرد مکمل را برد

مهتاب کرامتی یکی از پرکارترین بازگران زن جشنواره بیست و هفتم برای بازی در فیلم سینمایی "بیست" سیمرغ بلورین و یک دستگاه خودرو پراید دریافت کرد. او که به شدت تشویق شده بود مانند اغلب برگزیدگان جشنواره در سکوت سن را ترک کرد.

تیزر همدردی هنرمندان سینمای ایران با مردم غزه که در افتتاحیه هم پخش شده بود، در فاصله کوتاهی که بین اهدای جوایز در نظر گرفته شده بود نمایش داده شد. شهاب حسینی که در این تیزر حضور داشت بارها از سوی تماشاگران تشویق شد.

اهدای جوایز بخش مسابقه سینمای ایران با اهدای سیمرغ بلورین بخش موسیقی دنبال شد و کارن همایونفر آهنگساز فیلم سینمایی "زادبوم" سیمرغ و یک دستگاه پراید دریافت کرد.

نام بهرام بیضایی در مراسم اختتامیه جشنواره بیست و هفتم چند بار تکرار شد و هر بار حاضران در سالن با شور و هیجان کارگردان قدیمی سینمای ایران را تشویق کردند. زمانی که بیضایی و سپیده عبدالوهاب برای دریافت سیمرغ بلورین بهترین تدوین روی سن آمدند، حاضران بیضایی را تشویق کردند.

سیمرغ بلورین و یک دستگاه پراید به مرتضی پورصمدی برای فیلمبرداری فیلم سینمایی "شبانه روز"و سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و یک دستگاه خودرو مینیاتور برای فیلمنامه فیلم سینمایی "زادبوم" به ابوالحسن داودی و فرید مصطفوی اهدا شد. داودی که همراه با مصطفوی برای گرفتن سیمرغ روی سن آمد، با اشاره به سوابق دوستی 30 ساله با این فیلمنامه نویس از همکاری با فرید ابراز خرسندی کرد.

هیئت داوران در این بخش یک سیمرغ بلورین اقتباسی به فیلمنامه فیلم سینمایی "تردید" به واروژ کریم مسیحی اهدا کرد. بخش اهدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد با حاشیه‌های جذاب فراوانی همراه بود و محمدرضا شهیدی‌فرد برای اعلام نام شهاب حسینی چند دقیقه‌ای مکث و یک بازی جذاب اجرا کرد.

حسینی که سال قبل دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد را دریافت کرده بود در میان تشویق جمعیتی که از ابتدای مراسم اختتامیه نام او را فریاد زده بودند روی سن آمد و با یادی از خسرو شکیبایی، خانواده و دوستانش سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد و یک دستگاه خودرو مینیاتور را برای بازی در فیلم سینمایی "سوپراستار" به کارگردانی تهمینه میلانی دریافت کرد.

هیئت داوران از بازی شهاب حسینی در فیلم سینمایی "درباره الی" تقدیر کرد. لیلا حاتمی برای بازی در فیلم سینمایی "بی‌پولی" سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن و یک دستگاه خودرو مینیاتور را دریافت و در چند کلمه از هیئت داوران و حمید نعمت‌الله تشکر کرد.

برای اهدای جوایز بخش کارگردانی محمدرضا جعفری جلوه و مجید شاه‌حسینی دبیر جشنواره به هیت داوران اضافه شدند، سیمرغ بلورین ویژه هیئت داوران در این بخش به پرویز شهبازی کارگردان فیلم سینمایی "عیار 14" اهدا شد. شهبازی پس از دریافت سیمرغ بلورین از گروه بازیگران و به ویژه کامبیز دیرباز تقدیر کرد.

در این بخش دیپلم افتخار و 40 میلیون ریال به عبدالرضا کاهانی اهدا شد. او در صحبت‌هایش از آنهایی که او را در رسیدن به این موفقیت همراهی کرده‌اند، تشکر کرد. سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و یک دستگاه مینیاتور به اصغر فرهادی کارگردان فیلم سینمایی "درباره الی" اهدا شد.

صابر ابر بازیگر فیلم برای دریافت جایزه فرهادی روی سن آمد و نامه تشکر کارگردان را برای حاضران خواند. سیمرغ بلورین بهترین فیلم و یک دستگاه خودرو مینیاتور به سعید سعدی تهیه‌کننده فیلم سینمایی "تردید" اهدا شد.

سپس محمدحسین صفار هرندی، غلامعلی حداد عادل و محمدرضا جعفری جلوه برای اهدای سیمرغ زرین نگاه ملی روی سن آمدند. در این بخش فیلم سینمایی "به کبودی یاس" به کارگردانی جواد اردکانی سیمرغ زرین و یک دستگاه مینیاتور دریافت کرد.

در مراسم اختتامیه جشنواره بیست و هفتم نسبت به مراسم افتتاحیه چهره‌های بیشتری حضور داشتند. مهتاب کرامتی، صابر ابر، حامد کمیلی، مسعود رایگان، طناز طباطبایی، کامبیز دیرباز، رضا پورحسین، اکبر نبوی، فرزاد حسنی و... میهمانان این مراسم بودند.

در این بخش پلاک طلایی سیمرغ و 50 میلیون ریال جایزه نقدی به فیلم سینمایی "زادبوم" تعلق گرفت. ابوالحسن داودی تهیه‌کننده و کارگردان فیلم پس از دریافت جایزه‌اش گفت: این فیلم را با عشق به وطنم ساخته‌ام و آن را دوست دارم. پلاک طلایی سیمرغ و 50 میلیون ریال به فیلم سینمایی "کودک و فرشته" به کارگردانی مسعود نقاش‌زاده اهدا شد.

به دعوت مجری مراسم، محمود فرشچیان، محمدمهدی عسگرپور و مجید شاه‌حسینی برای اهدای سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران روی سن رفتند. "بی‌پولی" به تهیه‌کنندگی مصطفی شایسته و "درباره الی" به تهیه‌کنندگی اصغر فرهادی و سیدمحمود رضوی به طور مشترک سیمرغ بلورین و یک دستگاه خودرو مینیاتور دریافت کردند.

زمانی که محمدرضا شهیدی‌فرد دقایقی مانده به ساعت 11 شب از جمعیت حاضر خداحافظی می‌کرد، نیمی از سالن بزرگ وزارت کشور خالی شده بود و به این ترتیب جشن بیست و هفتم سینمای ایران به پایان راه خود رسید.

واروژ کریم‌مسیحی سیمرغ بلورین بهترین کارگردان بخش نگاه نو را برد

 

سعید سعدی تهیه‌کننده "تردید" جایزه بهترین فیلم را گرفت

با تشكر از فاطمه جون و نجمه جون

منابع:سينماي ما و مهر نيوز و ايسنا

نامزدهاي سوداي سيمرغ جشنواره فيلم فجر معرفي شدند

 

 بهترین فیلم بخش نگاه نو:واروژ کریم مسبحی برای فیلم تردید

سیمرغ بهترین فیلمنامه:واروژ کریم مسیحی برای فیلم تردید

سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد:علیرضا خمسه برای فیلم بیست

 سیمرغ بهترین فیلم :سعید سعدی برای فیلم تردید


نامزدهاي سوداي سيمرغ جشنواره فيلم فجر معرفي شدند
«درباره الی ...» و «تردید» در 10 رشته نامزد شدند

سینمای ما - هيئت داوران بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر، اسامي نامزدهاي سيمرغ بلورين 14 بخش مختلف جشنواره را اعلام كردند.

نامزدهاي بهترين كارگرداني
عبدالرضا كاهاني (بيست)، حسن فتحي (پستچي سه بار در نمي‌زند)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، تهمينه ميلاني (سوپر استار)، بهرام بيضايي (وقتي همه خوابيم)، اصغر فرهادي (درباره الي ...)

نامزدهاي بهترين فيلمنامه
حسين مهكام و عبدالرضا كاهاني (بيست)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، اصغر فرهادي (درباره الي...)، فريد مصطفوي و ابوالحسن داوودي (زادبوم)، تهمينه ميلاني (سوپر استار)، پرويز شهبازي (عيار 14)

نامزد بهترين فيلم
بيست (به تهيه‌كنندگي پوران درخشنده)، پستچي سه بار در نمي‌زند (به تهيه‌كنندگي جواد نوروزبيگي)، ترديد (به تهيه‌كنندگي سعيد سعدي)، درباره الي... (به تهيه‌كنندگي اصغر فرهادي)، زادبوم (به تهيه‌كنندگي ابوالحسن فرهادي)، وقتي همه خوابيم (به تهيه‌كنندگي بهرام بيضايي)

نامزد‌هاي بهترين بازيگر نقش اول زن
ليلا حاتمي (بي‌پولي)، ترانه عليدوستي (ترديد)، باران كوثري (حيران)، فريده فرامرزي (صندلي خالي)، مونا احمدي (كودك و فرشته)

نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد
پرويز پرستويي (بيست)، شهاب حسيني (درباره الي...)، مسعود رايگان (زادبوم)، شهاب حسيني (سوپر استار)، محمدرضا فروتن (عيار 14)

نامزد بهترين بازيگر نقش مكمل زن
مهتاب كرامتي (بيست)، ليلا زارع (پستچي سه بار در نمي‌زند)، مريلا زارعي (درباره الي....)، پگاه آهنگراني (زادبوم)، طناز طباطبايي (صداها)

نامزد بهترين بازيگر نقش مكمل مرد
عليرضا خمسه (بيست)، حامد كميلي (ترديد)، صابر ابر (درباره الي...)، كامبيز ديرباز (عيار 14)، افشين هاشمي (كودك و فرشته)

نامزدهاي سيمرغ زرين نگاه ملي
به كبودي ياس، زادبوم، كودك و فرشته

نامزد بهترين چهره‌پردازي
سعيد ملكان (پستچي سه بار در نمي‌زند)، محمدرضا قومي (ترديد)، مهرداد ميركاني (درباره الي....)، سودابه خسروي (شبانه روز)، سعيد ملكان (وقتي همه خوابيم)

نامزد بهترين جلوه‌هاي ويژه
داوود رسوليان (به كبودي ياس)، عباس شوقي (پستچي سه بار در نمي‌زند)، جواد شريفي‌راد (كودك و فرشته)، جواد شريفي راد (موش)

نامزد بهترين طراح صحنه و لباس
اصغر نژاد ايماني (پنالتي)، امير اثباتي (ترديد)، آتوسا قلم‌فرسايي (صداها)، سعيد آهنگراني (كودك و فرشته)، ايرج رامين‌فر، آتوسا قلم‌فرسايي (وقتي همه خوابيم)

نامزد بهترين صداي فيلم
حسين ابوالصدق (پستچي سه بار در نمي‌زند)، پرويز آبنار (ترديد)، محمدرضا دلپاك (درباره الي...)، ماني هاشميان (شبانه‌روز)، پرويز آبنار (صداها)

نامزد بهترين تدوين
حسن حسن‌دوست (پستچي سه بار در نمي‌زند)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، هايده صفي ياري (درباره الي....)، محمدرضا موييني (كودك و فرشته)، بهرام بيضايي، سپيده عبدالوهاب (وقتي همه خوابيم)

نامزد بهترين موسيقي
فردين خلعتبري (پستچي سه بار در نمي‌زند)، عليرضا كهن‌ديري (حيران)، كارن همايونفر (زادبوم)، ناصر چشم‌آذر (سوپر استار)، محمدرضا درويشي (وقتي همه خوابيم)

نامزد بهترين فيلم‌برداري
ساعد نيك‌زاد (پنالتي)، بهرام بدخشاني (ترديد)، حسين جعفريان (درباره الي)، عليرضا زرين‌دست (سوپر استار)، مرتضي پورصمدي (شبانه‌روز)

حسن بلخاري‌، ابراهيم حاتمي كيا، داود رشيدي، محمد سرير، منوچهر شاهسواري، رسول صدرعاملي و مجيد مجيدي هيأت داوران بخش سوداي سيمرغ جشنواره فيلم فجر هستند.
 
مراسم اختتامیه جشنواره فجر را مهمان «سینمای ما» باشید/همکاری سایت سینمای ما با شرکت ایرانسل ادامه دارد؛
پوشش لحظه به لحظه مراسم اختتامیه، چه از طریق سایت و چه از طریق پیامک و تلفن همراه

سینمای ما - همچون همیشه در مراسم اختتامیه جشنواره فجر امسال هم با گزارش‌ها و عکس‌های لحظه به لحظه مراسم در کنار شما هستیم. همچنین اگر می‌خواهید در برنامه همکاری مشترک میان سایت سینمای ما و شرکت ایرانسل شرکت کنید، کافی است عبارت sub fwin را به شماره 8282 پیامک کنید. گزارش لحظه به لحظه مراسم از طریق 14 پیامک به صورت لحظه به لحظه برای شما ارسال خواهد شد. این خبر را می‌توانید به دوستانی که می‌خواهند به صورت زنده از این مراسم با خبر شوند، منتقل کنید. وعده ما از حدود ساعت 19 فردا سه شنبه برای پوشش کامل مراسم اختتامیه.

بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر

هملت در سعدآباد
جام جم آنلاين: در صف طولاني اتومبيل‌هايي كه قرار است فاصله ميان ميدان ونك تا ميدان ولي‌عصر را طي كنند، اتوبوس تاريخ مصرف گذشته‌اي كه من هم سوار بر آن شده‌ام از حركت ايستاده است.

فرصت خوبي است تا با نگاه كردن به چند خط يادداشت كوتاهي كه در دفترچه‌ام نوشته‌ام، به اين مساله فكر كنم كه موزه مردم‌شناسي كاخ سعدآباد چه نسبتي با فيلم سينمايي ترديد دارد؟ با خودم مي‌گويم قواعد سينمايي را آنقدر بلد شده‌ام كه بتوانم حتي پيش از رسيدن به سر صحنه فيلمي ‌سينمايي مقدمه مطلب را بر اساس اطلاعات قبلي يك بار در ذهن خودم بنويسم. شايد كريم مسيحي پس از سال‌هاي طولاني تصميم گرفته با پرداختن به بخشي از فرهنگ و هنر جامعه ايراني كه منبعث از سينماي ملي است باور كنيد مساله مي‌تواند به همين اندازه پيچيده باشد فيلمي ‌فاخر و ملي بسازد، شايد هم مانند فيلم بيد مجنون ساخته مجيد مجيدي قرار است بخش‌هايي از اين فيلم در اين محل فيلمبرداري شود. پس از رسيدن به سعدآباد و راه رفتن در يك سربالايي نفسگير و همزمان شدن آن با شنيدن صداي كلاغ‌ها و ترانه «ديگه عاشق شدن ناز كشيدن فايده نداره» كه از نزديكي موزه مردم‌شناسي و در واقع سفره‌خانه شنيده مي‌شود، تصميم مي‌گيرم ذهنم را از همه پيش‌فرض‌هاي گذشته پاك كنم. حتي به اين مساله هم فكر نمي‌كنم قصه‌اي كه اقتباسي آزاد از داستان هملت است چه ويژگي‌هايي دارد كه بايد بخشي از آن در كاخ سعدآباد مقابل دوربين برود؟ يا اين‌كه اين قصه در فضايي ايراني چه سرنوشتي پيدا خواهد كرد؟

«پدر سياوش روزبهان بر اثر حادثه‌اي مرده و عموي او اختيار ثروت خود و برادرش را به دست گرفته است. سياوش عاشق مهتاب، دخترعمه‌اش است. انوري، پدر مهتاب، مباشر روزبهان است. سرگشتگي سياوش از مرگ پدر تمام نشده كه خبر ازدواج قريب‌الوقوع عمو با مادرش را مي‌شنود. سياوش طي ماجراهايي مي‌فهمد پدرش كشته شده در اين هنگام به سراغ دوست قديمي‌اش گارو مي‌رود و ....» اين خلاصه‌اي از داستان فيلم ترديد است كه با تايپ كردن نام فيلم در موتورهاي جستجوي فارسي به آن مي‌رسيم. بيش از اين هم نمي‌توان خلاصه‌اي از داستان اين فيلم را پيدا كرد. البته همه گزارش پشت صحنه يك فيلم سينمايي به خلاصه داستان آن محدود نمي‌شود و مي‌توان چيزهاي زيادي را براي توصيف پيدا كرد. واروژ كريم مسيحي، كارگردان فيلم جليقه‌اي سورمه‌اي به تن و  مويي كم‌پشت دارد و شلوار مشكي و كفش راحتي به پا كرده است و ضمنا نماياب و موبايل هم از گردنش آويزان نيست. خاطره اولين برخوردم با او مربوط به سال 80‌‌يا‌81 بود  براي آدمي‌كه 20 سال است فيلم نساخته، يك سال چه فرقي مي‌كند؟‌ آن موقع هنگام تدوين فيلم «تفنگ سرپر» بود كه گفت مي‌خواهد فيلمي ‌بسازد كه برداشتي آزاد از داستان هملت است. شايد اين مساله به صدها نفر ديگر هم گفته شده بود، اما اين تصميم تا سال پيش كه براي دريافت عكس و خبر فيلم «نشاني» به دفتر محمدمهدي دادگو مراجعه كرده بودم و در آنجا كريم مسيحي را ديدم كه مشغول پيش‌توليد فيلم است، رنگ و بويي واقعي به خود نگرفت. هرچه فكر مي‌كنم مي‌بينم كريم مسيحي ساده‌تر و مهربان‌تر از آن است كه به نظر برسد حقش بوده اين همه سال از سينما دور باشد. تحرك فراوان او در سر صحنه هم نشان مي‌دهد كه كاملا در كار خود جدي است. البته وسواس فراواني به آمدن ليوان چاي يك‌بار مصرف به سر صحنه دارد و بارها تاكيد مي‌كند كسي ليوان نياورد. با اين اوصاف كريم مسيحي واقعا هيچ شباهتي به برخي آدم‌هاي اعصاب‌خراب اين حرفه ندارد كه مدام سيگار مي‌كشند و داد و بيداد راه مي‌اندازند. او بخشي از رفت و آمدهاي خود در صحنه را هم به مشورت با امير اثباتي و بهرام بدخشاني اختصاص مي‌دهد و مرتب با آنها صحبت مي‌كند. در كنار او آناهيد آباد، دستيار كارگردان است كه پيشتر براي سال‌هايي طولاني به عنوان منشي صحنه در فيلم‌هاي مختلف سينمايي فعاليت كرده است و حالا چند سالي است دستياري مي‌كند.

در اين فيلم هم مانند تمامي‌ فيلم‌ها و سريال‌ها بهترين راه براي سر درآوردن از كار و برنامه روزانه گروه فيلمبرداري ديدن «آفيش روزانه» است. آفيش برگه‌اي است كه در آن همه مسائل و ماجراهايي كه قرار است در يك روز در پشت صحنه فيلم اتفاق بيفتد، درج مي‌شود. آفيش روزانه فيلم ترديد با همه برگه‌هايي كه تاكنون ديده‌ام، تفاوتي اساسي دارد و آن هم اين كه در اين برگه بخشي به عنوان شعر روزانه پيش‌بيني شده و در آن آمده است: «زندگي سرسره است/مي‌كني دل از خاك/ پله پله تا اوج/ مي‌دوي تا فردا/ بعد از آن بالا مي‌خوري آرام ُسر.» فهرست بازيگراني كه در اين فهرست عوامل آمده همان چيزي است كه چند خط ديگر در قالب اين گزارش توصيف خواهم كرد؛ اما بد نيست بدانيد براي اين روز خاص دكتر اميد روحاني، بازيگر نقش دكتر بنيادي، وكيل خانواده و يك بازيگر ديگر جزو استندباي‌هاي آفيش هستند. استندباي هم دقيقا به اين معني است كه بازيگر مورد نظر بايد منتظر باشد تا هر لحظه با تلفن دستيار كارگردان راهي صحنه فيلمبرداري شود. امروز قرار است 22 نفر هنرور هم به عنوان خدمه، كارگر و ميهمان سر صحنه حضور داشته باشند. بر حضور پرتقال و سيب مصنوعي هم تاكيد شده كه اين اقلام در داخل كارتني در سر صحنه قابل رويت است.

فضايي كه پس از ورود به كاخ  موزه مردم‌شناسي با آن مواجه مي‌شوم، هيچ شباهتي به ساختمان قبلي موزه كه در گوشه گوشه آن مجسمه‌هاي مومي‌ با لباس‌هاي محلي به چشم مي‌خورد نيست. اينجا با تلاش و كوشش امير اثباتي و گروهش تبديل به خانه‌اي مجلل شده و رنگ ديوارهاي آن هم با دكوراسيون چوبي و  قهوه‌اي كرم‌رنگ اتاق كاملا همخواني دارد. در گوشه گوشه اتاقي كه به آن وارد شده‌ام، دسته‌گل‌هاي مختلفي به چشم مي‌خورد؛ دسته‌گل‌هايي از گل‌هاي شيپوري و ليليوم از همان‌هايي كه شبيه سپر جنگي سربازان گلادياتوري است و پشت ويترين مغازه‌هاي گل‌فروشي گران‌قيمت جلوه مي‌كند. خيلي زود است كه نتيجه‌گيري كنم چند ساعت پيش اينجا مراسم عروسي بوده است. روي ميزها هنوز مي‌توان بقاياي يك سورچراني حسابي را ديد. البته به جاي ميوه‌هاي موز و خيار و انگور واقعي، روي ميز ميوه‌هايي از جنس پلاستيك به چشم مي‌خورد. طبيعي است دوربين چند روزي اينجا توقف داشته و به همين دليل از اين ميوه‌هاي پلاستيكي استفاده شده تا راكورد صحنه حفظ شود. عليرضا شجاع نوري، تهيه‌كننده سينماي ايران با همان سبيل هميشگي كه در اغلب ايام سال بر چهره‌اش قابل ديدن است، در كت و شلواري تيره با كراوات و پيراهني به رنگ سماقي تيره كه دكمه‌هاي سر‌آستين آن از زير كت بيرون زده، يك طرف نشسته است. او در اين فيلم نقش روزبهان و همان شخصيت عموي سياوش را بازي مي‌كند كه يك مولتي‌ميلياردر است. در طرف ديگر هم محمد مطيع، بازيگر قديمي‌ سينماي ايران در نقش انوري، همه‌كاره روزبهان با كت و شلوار سبز بدرنگ و پيراهن مغز پسته‌اي و دوبنده در رفت و آمد است. مقابل آنها هم يك صندلي سفيدرنگ قرار دارد كه به تناوب گاهي كريم قرباني با لهجه غليظ شمالي روي آن مي‌نشيند و گاهي زني كه احتمالا با آن پيش‌بند و لباس ساده فقط مي‌تواند يك خدمتكار باشد. دكمه‌هاي جليقه كريم قرباني بسختي جلوي پيشروي شكم او را گرفته است. صداي آنها آرام‌تر از آن است كه بتوانم چيزي بشنوم. محمد مطيع با آنها درباره تعداد بشقاب‌هاي شكسته حرف مي‌زند و من يقين پيدا مي‌كنم هم آن مرد شمالي و هم اين زن خدمتكار خانه هستند.

آتش گركاني با مانتوي مغز پسته‌اي و روسري هم در آن سوي عرض ميز نشسته است كه ته‌چهره او شباهت فراواني به ميترا حجار دارد. او مادر سياوش است و البته سن و سال  او خيلي بيشتر از ميترا حجار است. او با يك تلفن بي‌سيم شماره‌گيري مي‌كند.

چند دقيقه‌اي است كه نورپردازي كه مداد اتودي از جيب پشت شلوارش بيرون زده و به تي‌شرت خود چند گيره بليتي آويزان كرده با كمك چند نفر ديگر تلاش مي‌كنند تا نور صحنه را درست كنند. به قول روزنامه‌نگاران قديمي‌ از ظواهر امر چنين برمي‌آيد كه فعلا خبري از فيلمبرداري نيست و اين زمان فرصت خوبي براي انجام يكي از گفتگوهاي پشت صحنه‌اي است. مجيد معدني مدير توليد سريال را پيدا كرده‌ام و حالا بخشي از ماجراي توليد اين فيلم را از زبان او مي‌شنويم.

با تشکر از نجمه جون


پدیده ها
غافلگیری روی پرده!!
هرسا وقتی روزای جشنواره نزدیک میشه حدسوگمانا شروع میشه:درباره اینکه کدام فیلم کارگردان یا بازیگراونونقدرغیرقابل پیشبینی میشه که عنوان"پدیده جشنواره امسال"روبهش نسبت داد!!!
حسام نواب صفوی وحامدکمیلی:
این2هیچکدوم یه ستاره تموم عیارنبودن امااولی بخاطرچهره متفاوتوبازی توفیلمای گیشه دار و دومی بدلیل بازی درسریالای پرطرفدارحسابی شناخته شدن!!!اماحضورحسام تو"اخراجیها2"باگریم متفاوتی ودرنقش اصلی وانتخابش بعنوان جوون اول فیلم بیضایی باعث شده همه منتظردیدنش تواین جشنواره باشن تاقضاوت کنن صفوی بااین2فرصت به پدیده ای تبدیل میشه یانه؟؟؟حامدم یه فرصت داره:"تردید"کریم مسیحی!!دومین فیلم واروژبعدازپرده آخرکه باتغییربازیگراوانتخابش جای فروتن نصیبش شده:بازی کناررادانو علیدوستی!!!!
همشهری جوان
با تشکر از فاطمه جون


سلام.با آغاز جشنواره فجر که فیلم تردید حامد کمیلی در آن حضور دارد این وبلاگ تمام تلاش خود را برای گذاشتن جدید ترین خبر ها از این جشنواره را می کنمد.


از سوی دبیرخانه جشنواره اسامی فیلم های بخش نگاه نو - مسابقه فیلم های اول و دوم بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر اعلام شد.

به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر ، در این بخش از جشنواره ۱۹ فیلم رقابت می کنند. فیلم های این بخش از جشنواره عبارتند از :

۱-”آنسوی رودخانه” به کارگردانی عباس احمدی مطلق به تهیه کنندگی منوچهر محمدی ، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

۲-”اخراجی ها۲” به کارگردانی مسعود ده نمکی و تهیه کنندکنندگی حبیب الله کاسه ساز، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

۳- “امشب شب مهتابه” به کارگردانی محمد هادی کریمی و تهیه کنندگی مرتضی شایسته

۴- “بن بست” به کارگردانی و تهیه کنندگی مرتضی آتش زمزم

۵- “بی پولی” به کارگردانی حمید نعمت الله به تهیه کننندگی مصطفی شایسته

۶- “پستچی سه بار در نمی زند” به کارگردانی حسن فتحی به تهیه کنندگی جواد نوروز بیگی ، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

۷- “پوسته” به کارگردانی مصطفی آل احمد و به تهیه کننگی مصطفی آل احمد و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

۸- “تردید” به کارگردانی واروژ کریم مسیحی به تهیه کنندگی سعید سعدی

۹- “حریم” به کارگردانی رضا خطیبی به تهیه کنندگی محمد احمدی

۱۰- “حیران” به کارگردانی “شالیزه عارف پور” به تهیه کنندگی رخشان بنی اعتماد و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

۱۱- “خروس جنگی” به کارگردانی و تهیه کنندگی سید مسعود اطیابی

۱۲- “دلخون” به کارگردانی محمدرضا رحمانی به تهیه کننتدگی سید حسین حق گو

۱۳- “شبانه روز” به کارگردانی “کیوان علی محمدی” و “امید بنکدار” به تهیه کنندگی سید جمال ساداتیان و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

۱۴- “صندلی خالی” به کارگردانی “سامان استرکی” به تهیه کنندگی علیرضا شجاع نوری -ایرج تقی پور و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

۱۵ - “کلبه” به کارگردانی جواد افشار و تهیه کنندگی محمود فلاح

۱۶- “کودک و فرشته” به کارگردانی “مسعود نقاش زاده” و به تهیه کنندگی حسن کلامی و سیما فیلم

۱۷-”مانا” به کارگردانی علیرضا رزازی فر به تهیه کنندگی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و موسسه رسانه های تصویری .

۱۸- “وقتی لیموها زرد شدند” به کارگردانی محمدرضا وطن دوست به تهیه کنندگی حمید شاه محمدی و محمدرضا وطن دوست

۱۹- “یک وجب از آسمان” به کارگردانی علی وزیریان و تهیه کنندگی سید حسین حقگو



سینماهای نمایش دهنده فیلمهای بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر

 

آثار حاضر در دو بخش بین‌الملل و سینمای ایران جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر در ۱۴ سالن و مجموعه سینمایی به نمایش درمی‌آیند.

 در پنج روز ابتدایی برگزاری جشنواره فیلم فجر امسال آثار بخش بین‌الملل به نمایش درمی‌آید که در این روزها سینماهای آزادی، فرهنگ، استقلال و سپیده در اختیار مخاطبان جشنواره قرار می‌گیرد.
پردیس سینمایی ملت که همزمان با میلاد امام رضا (ع) افتتاح شد، در هفت روز دوم جشنواره که مختص نمایش فیلم‌های سینمای ایران است، در اختیار سینماگران خواهد بود و اعضای خانه سینما برای تماشای فیلم‌ها به این مجموعه مراجعه می‌کنند.
۱۱ سینما و مجموعه هم که در اختیار نمایش فیلم‌های جشنواره برای مخاطبان عمومی است عبارتند از سینما فرهنگ ۱ و ۲، چهار سالن مجموعه زندگی، اریکه ایرانیان، ماندانا، موزه سینما، جوان، سینما آزادی، آفریقا، استقلال، سپیده و مجموعه رازی.

 
عکس های افتتاحیه جشنواره فجر در سالن اجتماعات برج میلاد
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

بروشور های جشنواره:
 
 
منابع:سایت سینمای ما و آدم برفی ها

تا خبر بعدخدانگهدار
 
 

تولد دو سالگی وبلاگ

سلام.امروز ۲۰ دی یعنی سالروز افتتاح وبلاگ است و اولین کلوپ اختصاصی هواداران حامد کمیلی دو ساله میشود.آپ امروز یک آپ ویژه ست.


اول از همه یک مصاحبه قدیمی از حامد کمیلی می گذارم که اولین مصاحبه ای است که من از ایشان خوندم ولی تا به حال در وبلاگ نگذاشتمش:

وقتي سركار آمده بوديم (‌پرواز در حباب)شما با آقاي مقدم براي بازي هم فكري مي كرديدو ايشان هم به خوبي گوش مي دادند، فكر كنم اين كار به شما كمك مي كرد؟

راستش سيروس مقدم يكي از كارگردان هاي بسيار قدرتمندي است كه من تا به امروز با ايشان كار كرده ام چون اجازه خلاقيت را به شما مي دهد. بعضي كارگردان ها دكوپاژ تعريف شده دارند و از شما فقط همان كه در ذهن دارند را مي خواهند،اما سيروس مقدم اين اجازه را به شما ميداد كه در كنار عنوان كردن دكوپاژ خودش،شما هم نظرات خودتان را هم بدهيد،پس كل فيلمنامه را دوباره در ذهنش مرور مي كند و بعد با منطق به شما مي گويد نه،يا با منطق مي گويد بله!تا شما انگيزه ي خود را براي نقش از دست ندهيد . اگر با منطق به آقاي مقدم مي گفتيم كه فلان كار را بكنيم،اگر دليل قابل قبولي بود مي پذيرفت و گرنه هيچ وقت تحت هيچ شرايطي زير بار نمي رفت .كار با اقاي مقدم بسيار لذت بخش است.

شايد عمده دليل موفق بودن كار همين همفكري ها باشد؟!

البته حرف آخر را آقاي مقدم مي زدند،ايشان اجازه مي دهند بازيگر در صحنه بازي كند ،يكي از دلايل موفقيت كارهاي آقاي مقدم غير از بازي و ديالوگ خوب اين است كه در كارش انرژي وجود دارد و اين انرژي بدين خاطر بود كه سيروس مقدم اجازه مي داد شما انرژي خودت را وارد كار كني،وقتي بازيگر راحت است و آرامش دارد ،مي فهمد كه اين نوع بازي با منطقي كه به آن رسيده دوست داشتني خواهد بود.ايشان نظرات را جمع مي كردند ،اگر نه مي گفت ،بي دليل نبود با منطق بود .براي همين بازيگرها با رضايت جلوي دوربين آقاي مقدم مي روند.

در دو كاري كه هم زمان از شما پخش مي شود گريم خاصي نداريد،انگار بازي شما وابسته به گريم نيست!؟

ببينيد يك كنتراستي در من و رامين وجود دارد،سيروس مقدم هم مثل من رامين را آدم بدي نديده بود ،چهره من كمتر به منفي ميزند ،تا به حال اكثرا كارهاي مثبت را بازي مي كردم،مقدم مي گفت مي خواهد كه رامين چهره اي مثبت داشته باشد و رفتاري منفي تا تكليفش معلوم نباشد و پيش از آن كه من وارد كار شوم خود آقاي مقدم به اين نگاه در جنش بازي رامين رسيده بود،وقتي رفتم و اين مساله را عنوان كردم گفتند اتفاقا من همين را مي خواهم كه بازيگر را در برزخ بگذاريم .حتي طراحي لباس چيز عجيبي نيست،رامين سعي دارد خوب بپوشد و حتي لباس عرف جامعه را بپوشد و مثل يك جنتلمن باشد،اما در حركت چيز ديگري است و به نظرم اين به هوش سيروس مقدم باز مي گردد و صحبت مقدم اين بود كه رامين را در بازي در يابد ،ما مي توانستيم يك جاهايي با گريم به رامين نزديك شويم ولي آقاي مقدم اين لطف را داشتند كه رامين با بازي من پيش برود.

شما جزو بازيگران خوش صدا هستيد،در بازي چقدر از قدر از قدرت صدايتان استفاده كرديد؟

يكي از چيزهايي كه خدا را شكر نگذاشته ام تا به امروز مرا فريب دهد اين است كه از صدايم به عنوان يك حركت نمايشي استفاده كنم ،يعني اجازه ندادم صدايم تمركز بيننده را از بازي بگيرد ،صداي من در خدمت بازي من است . من سعي كردم زياد فريب زيبايي صدايم را نخورم ، چون كساني كه فريب صداي زيباي خود را مي خورند،آنقدر محو زيبا نگه داشتن صدايشان مي شوند تا زيبا شنيده شود.در آن زمان بازي صدا از بين ميرودو بعد از مدتي اين صدا براي تماشاگر خسته كننده مي شود.

 اما در جاهايي وقتي رامين به عنوان تهديد هاي غير مستقيمش به طرف نگاه نمي كند،از خشم صدايش استفاده ميكند ... اين جا ديگر صدا زيبا نيست!؟

آفرين!دقيقا همين است،شايد اگر زياد به صدايم توجه مي كردم و خواستم اين جا هم زيبا صحبت كنم بازي خراب مي شد.

جايي اگر ببينم مي توانم با صدايم بازي كنم حتي اگرزشت بشود آن را براي بازي به خدمت مي گيرم،حتي اگر بخواهم يك مقايسه كرده باشم لحن و نوع گويش ديالوگ ها ياعلاء در به دنيا بگوييد بايستد با رامين كاملا فرق دارد .رامين سعي دارد خيلي آرام،خونسرد و فلسفي نگاه كند و حرف بزند،ولي اعلاء نه ، او دلي است،هر چه دلش بگويد عمل مي كند و اصلا برايش مهم نيست چه كسي خوشش بيايد يا بدش بيايي،يكي از كنتراست هاي رامين و اعلاء اين است كه رامين يك منفكر است.طعمه اش را پيدا مي كند،سراغش مي رود و... همه اينها با عقل است،از اينجا به بعد قرص مي خورد .عقل را تعطيل مي كند،احساسش را بالا مي برد و آدم مي كشد! او از ان دسته صيادهايي است كه با طعمه اش بازي مي كند ولي اعلا از اول تا آخر يك آدم احساس گراست،به خاطر رفيقش ميرود كتك هم مي خورد و بعد مي بيند كه سرش خون آمده،در حالي كه اگر فكر مي كرد مي ديديد در اين دعوا كه چهار نفر هستند كتك خواهد خورد!و اين وجه تمايز او با رامين است.

خوب اعلا مي داند كه سرطان دارد و به زودي مي ميرد،شايد همه جيز برايش تمام شده است!

بگذاري يك چيز را برايتان بگويم ،اعلا مي داند كه سرطان دارد اما يك چيزي در او گذاشته ايم كه بيننده به بيماري او شك مي كند،اعلا يك جهان بيني خاص پر اميد دارد كه مي گويد لحظه را خوش است،اگر روي موتور باشد و ببيند مي تواند گاز بدهد،مي دهد،از آن دسته آدم هايي نيست كه چون متوجه مي شود سرطان دارد برود گوشه خانه بنشيند،اعلا خيلي حرف براي گفتن دارد،يك جورهايي بي غم يا غم است. كما اينكه اعلا غير از بيماري غم پدر دارد ،غم مادر دارد،نان آور خانه است و ... همه اينها تو دل اعلاست،من خودم شخصا از اعلا خيلي چيزها ياد گرفته ام،از يك جنس ديگر است.ما اعلاي واقعي را در بازجويي مي بينيم چون افتاده در قفس،پرنده اي كه پرهايش را بچينند كاري جز انتظار ندارد.

بين به دنيا بگوييد باستد تا پرواز در حباب چه مقدار فاصله بود؟

دو هفته و من چه دو هفته خونيني را پشت سر گزرانده ام.

سينما يا تلويزيون؟

هميشه اين را گفته ام يك كار خوب تلويزيون را به يك كار متوسط سينما ترجيح ميدهم .اين كه بگويم سينما دغدغه من است ،اينطور نيست.كار در سينما را دوست دارم اما كار خوب سينمايي.حتي پيشنهاد هايي داشتم و قبول نكردم و آن كار ها الان روي پرده هستند!

كار با آقاي آهنج و مقدم چگونه بود؟

من جداي از كار شخصيت خود آقاي آهنج را خيلي دوست دارم .خيلي محترم و باارزش هستند،بسيار خوشحالم كه اين افتخار را داشتم با ايشان همكاري داشته باشم.همينطور آقاي مقدم كه استاد من هستند و حتي بازيگراني كه من با آنها در اين كار هستم.


پسر آدم،دختر حوا

2مین تجربه فیلمسازی رامبدجوان مثل سبک کاریش دربازیگری زمینه طنز داردفیلمی که قسمت اعظم فیلمبرداریش درپلاتوانجام شده وشیوه تصویربرداری کمپانی های بزرگ را تداعی میکند
روندتولید:فیلمبرداری از4آذر در تهران آغاز شده وتا10بهمن در تهران به پایان میرسد سعیدحاجی میری تدوین فیلم راانجام داده وبهنام ابطحی موسیقی رامیسازد
بازیگران:
حامدکمیلی:فرهود وکیل جوانی که به موقعیت کاریش فکر میکند
مهنازافشار:صبا وکیلی جوانو با استعداد
رامبدجوان:ناصرمدیر میانسال شرکتی بازرگانی
لیلااوتادی:زن ناصر
فرامرزصدیقی:پدر صبا
عوامل سازنده:
نویسندگان فیلمنامه:محمدرضااحمدی پیشکوهی سعیدحاجی میری
مجری طرحومدیرتولید:آزیتا موگویی
صدا:بهروزمعاونیان
طراح گریم:مهدادمیرکیانی
سایربازیگران:شیلاخداداد محسن قاضی مرادی سعیدپیردوست کیانوش گرامی
محصول:سازمان سینمایی سبحان فیلم
لوکیشن:
پارس خودروباغ فردوس پلاتوهای سبحان فیلم
خلاصه داستان:
ماجرای رقابت2وکیل جوان که برای تصاحب پرونده ای وپیداکردن جایگاه وکالت باهم رقابت میکنند

 

گزارش پشت صحنه /
غیبت در جشنواره / "پسر آدم، دختر حوا" از دایره وقار و ادب خارج نمی‌شود
"پسر آدم، دختر حوا" دومین تجربه کارگردانی رامبد جوان در سینما بعد از "اسپاگتی در هشت دقیقه" است که تهیه‌کننده فیلم آن را اثری بدون تاریخ مصرف، سالم و مفرح برای خانواده‌ها توصیف می‌کند.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم جدید جوان این روزها در پلاتو دفتر سبحان فیلم و اطراف خیابان ولیعصر در حال فیلمبرداری است. در لحظه ورود و مواجهه با این دکورها رنگامیزی، طراحی و واقعی بودن آنها به چشم می‌آید. گروه صحنه نمای بیرونی دفتر شخصیت‌های اصلی را که طبقه پنجم ساختمانی در سعادت‌آباد است، در بخشی از ساختمان بزرگ سبحان فیلم ساخته‌اند.

دیوار فضای بیرونی دکور با دو بنر از تصاویر تهران در نمای باز پوشیده شده که پسزمینه فیلم است و می‌توان تهران را در آنها دید. بخش داخلی دکور نیز شامل فضاهای متنوع و لوکس است. اتاق فرهود زندی (حامد کمیلی) و مینا بزرگمهر ( مهناز افشار)، آشپزخانه منزل، فضای بیرونی دفتر، راهرو و حتی آسانسور در این دکور طراحی شده و ساخت آن 25 روز طول کشیده است.

جوان، فرج حیدری فیلمبردار و کمیلی در اتاق مشغول ضبط یکی از صحنه‌های فیلم هستند و در اتاق مجاور کیومرث ملک‌مطیعی در انتظار شروع بازی در سکانس بعد کتاب می‌خواند. کمیلی که با بازی در مجموعه‌های تلویزیونی به چهره‌ای محبوب تبدیل شده، در "پسر آدم، دختر حوا" اولین نقش کمدی خود را ایفا می‌کند.



حامد کمیلی و مهناز افشار در نمایی از فیلم

جوان در صحبت با کمیلی درباره نوع حرکت او در این پلان و میمیک چهره‌اش توضیح می‌دهد. به نظر می‌آید جنس کمدی و طنز در این فیلم به جنس کمدی‌های جوان نزدیک است؛ یک کمدی پرتحرک با ریتم تند و مبتنی بر حرکت‌های فیزیکی و موقعیت‌های طنز. در این پلان قرار است کمیلی با تلفن صحبت ‌کند و دیالوگی کوتاه بگوید.

جوان پس از چند برداشت سراغ پلان بعد می‌رود. او از کمیلی می‌خواهد روی میمیک چهره‌اش کار کند و نشانه‌های شوکه شدن از اتفاقی که پیش آمده را در اجزای صورتش نشان بدهد. کمیلی موقع اجرای حرف‌های کارگردان خنده‌اش می‌گیرد و گروه فیلمبرداری را هم به خنده می‌اندازد. چهره دفرمه او حس طنز فضا را بیشتر می‌کند.

بهرز معاونیان صدابردار در فاصله دو پلان از گروه می‌خواهد ساکت باشند تا این سکوت را ضبط کند. درب ورودی پلاتو بسته می‌شود تا صدایی از بیرون مزاحم کار معاونیان نشود و... همه اعضای گروه چند دقیقه سکوت می‌کنند.

رامبد جوان پرانرژی‌ترین عضو گروه درباره علاقه به کارگردانی می‌گوید: همیشه کارگردانی برایم جذابتر از بازیگری بوده و روایت و قصه گفتن را بیشتر دوست دارم. البته گاهی دوست دارم قصه‌های دیگران را بشنوم اما همیشه وسوسه روایتگری برای دیگران را داشته‌ام. کارگردانی این فرصت را می‌دهد تا فضای ذهنی خود را شکل بدهی و دیگران را در این دنیا سهیم کنی.

او تأکید می‌کند که "پسر آدم، دختر حوا" با "اسپاگتی در هشت دقیقه" تفاوت دارد: این فیلم مانند کار قبلی‌ام فانتزی نیست و فضایی واقعی دارد. بافت قصه منسجم و جذاب است و در آن لحظه‌های کمدی وجود دارد. سعی کردم از طریق بازی‌ و شوخی لحظه‌های طنز را تقویت کنم و فیلمی مفرح و جذاب بسازم.

جوان در فیلم جدیدش نقش جوانی به نام ناصر را بازی می‌کند و در‌باره این شخصیت می‌گوید: قرار نبود در فیلم بازی کنم و گزینه‌های دیگر مطرح بود. اما در توافق با تهیه‌کننده به این نتیجه رسیدم که می‌توانم این نقش را بازی کنم که چندان عجیب و غریب نیست و یک شخصیت جذاب دارد.

او درباره انتخاب کمیلی می‌گوید: حامد جوانی بااستعداد، علاقمند و باانگیزه است و خیلی زود با این فضا هماهنگ شد. این نقش محکی خوب برای اوست و با این فیلم قابلیت‌های تازه این بازیگر دیده می‌شود. معمولاً در کارهایم از بازیگر حرفه‌ای استفاده می‌کنم، چون به توانایی آنها اعتقاد دارم.

جوان درباره نمایش فیلمش در جشنواره فجر می‌گوید: کیفیت فیلم برایم مهم است و دوست ندارم در عجله رسیدن به جشنواره لطمه ببیند. حضور در جشنواره ویترینی مناسب برای معرفی یک فیلم است و فضایی دوست‌داشتنی دارد. اما باید شرایط مناسب برای نمایش جشنواره‌ای فیلم‌ها وجود داشته باشد.

مهناز افشار بازیگر نقش مقابل کمیلی نیز به گروه ملحق می‌شود تا در صحنه‌هایی که در پلاتو فیلمبرداری می‌شود مقابل کمیلی بازی کند. افشار سابقه بازی در کمدی رمانتیک و پرفروش "آتش‌بس" را دارد و به نظر می‌رسد در این فیلم از فرصتی که دارد برای ایفای یک شخصیت دوست‌داشتنی دیگر استفاده کند.

به نظر می‌آید زوج کمیلی / افشار بتواند ترکیبی تازه برای جذب مخاطب باشد. شیلا خداداد نیز دیگر بازیگر فیلم است که گریم و پوششی متفاوت در "پسر آدم، دختر حوا" دارد و در اغلب سکانس‌ها همبازی رامبد جوان است.

سعید حاجی‌میری تهیه‌کننده فیلم سینمایی " پسر آدم، دختر حوا" درباره انتخاب جوان می‌گوید: جنس کمدی جوان را دوست دارم و احساس کردم نوع قصه و فضای فیلمنامه با نگاه و سلیقه او همخوانی دارد. کمدی‌ جوان شوخ و شنگ است، اما از دایره وقار و ادب خارج نمی‌شود... این برایم مهم است.

تهیه‌کننده "انعکاس" ادامه می‌دهد: در سال‌های فعالیتم در سینما گونه‌های مختلف را تجربه کرده‌ و دنبال سینمایی هستم که هم برای مخاطب جذاب باشد و هم دغدغه‌های فرهنگی‌ام را پاسخ بدهد. کمدی‌هایی که در این سال‌ها ساخته شده معمولاً سطح سلیقه و شعور مخاطب را پائین می‌آورند.

وی می‌افزاید: ما در این فیلم نه به قشر و حرفه‌ای خاص توهین کرده‌ایم، نه لهجه‌ای را به مسخره گرفته‌ایم و ... نه با شخصیت‌های کم‌هوش و ناقص‌الخلقه روبروییم. شخصیت‌های فیلم باهوش هستند و در واقع هوشمندی آنهاست که قصه را پیش می‌برد.

حاجی‌میری با اشاره به روند طولانی نگارش فیلمنامه "پسر آدم، دختر حوا" می‌گوید: از دو سال قبل روی فیلمنامه کار کردیم و به دنبال این بودم که تجربه‌ای تازه در گونه کمدی و با فیلم‌های این سال‌ها تفاوت داشته باشد. من با عشق در سینما فعالیت می‌کنم و از این که با صرف وقت و هزینه فیلم بسازم، لذت می‌برم.

این تهیه‌کننده درباره احتمال حضور "پسر آدم، دختر حوا" در جشنواره امسال می‌گوید: فکر نمی‌کنم با توجه به حجم کار بتوانیم فیلم را به جشنواره برسانیم. فیلم بهار آینده تدوین می‌شود و امکان دارد اگر زمانی مناسب برای نمایش آن وجود نداشته باشد تا جشنواره سال آینده صبر کنیم.

حاجی‌میری می‌افزاید: این فیلم تاریخ مصرف ندارد و اگر در شرایط مناسب روی پرده برود مخاطبان زیاد خواهد داشت. فیلم را برای خانواده‌ها ساخته‌ایم و امیدواریم این گروه که سال‌های اخیر از سینما فاصله گرفته به دیدن "پسر آدم، دختر حوا" بیایند چون فیلمی سالم و مفرح است.

گروه صحنه تغییراتی در وسایل صحنه داده و اتاق را برای ضبط سکانس بعد آماده می‌کنند. تعدادی از مبل‌ها جابجا شده و جای دوربین تغییر می‌کند. برای اینکه فضای پشت پنجره در تصاویر منعکس نشود چند دقیقه وقت صرف می‌شود تا پشت شیشه اتاق پوشانده شود. بالاخره با رضایت جوان و حیدری فیلمبرداری پلان بعد شروع می‌شود.

فرج حیدری فیلمبردار که جایگزین علیرضا زرین‌دست شده درباره حضور خود می‌گوید: جناب آقای زرین‌دست به دلیل گرفتاری نتوانستند کارشان را در این پروژه ادامه بدهند و من با اجازه و هماهنگی او کار را ادامه می‌دهم. این موضوع تعهدم را به این پروژه بیشتر می‌کند.

حیدری که در فاصله دو پلان زمانی محدود برای صحبت کردن دارد می‌گوید: همکاری با کارگردان‌های جوان را دوست دارم. ما باید به آنها اعتماد کنیم و این فرصت را بدهیم تا فکرهای تازه و ذهنیت‌های بکر وارد سینما شوند. همکاری عوامل حرفه‌ای با کارگردان‌های جوان می‌تواند مسیر موفقیت آنها را تسریع و در رگ‌های سینمای ایران خونی تازه جاری کند.

این فیلمبردار باسابقه با اشاره به فضای فیلم می‌افزاید: "پسر آدم، دختر حوا" یک کمدی پرتحرک و مفرح است. فیلم پر از پلان و حرکت است و میزانسن‌های متفاوت و در هر سکانس حرکت خاص دارد. جوان کارش را خوب بلد است و با شناخت و آگاهی سر صحنه می‌آید.

رامبد جوان و فرج حیدری در پشت صحنه فیلم "پسر آدم، دختر حوا"

حیدری می‌گوید: قصه فیلم جذاب و عوامل آن حرفه‌ای هستند و انتظار می رود "پسر آدم، دختر حوا" سرگرم‌کننده و خوش‌ساخت شود. بخشی از کار در دکور فیلمبرداری می‌شود. این موضوع امتیازهایی دارد و دست فیلمبردار در چنین فضایی بازتر است تا حرکت مناسب هر سکانس را طراحی کند. اما اگر این دکور کمی بزرگتر بود امکان حرکت بیشتر بود.

رامبد جوان با فرج حیدری بخشی از پلاتو را بازدید می‌کند. آنها درباره جای دوربین در راهرو و آسانسور صحبت می‌کنند و طراحی ابتدایی حرکت‌های دوربین را انجام می‌دهند تا گروه برای ضبط سکانس بعد آماده شود. سکانسی که مقابل در ورودی دفتر مشترک فرهود و مینا فیلمبرداری می‌شود. دفتری که قصه دو وکیل جوان و لجبازی‌هایشان در آن اتفاق می‌افتد.

"پسر آدم، دختر حوا" دومین گام رامبد جوان در سینماست و می‌توان آن را یکی از امیدهای اکران سال آینده دانست. فیلمی مفرح، پر از لحظه‌های طنز، با پایانی عاشقانه...

"پسر آدم، دختر حوا" فیلمی کمدی اجتماعی است که به لجبازی‌های دو وکیل تازه‌کار می‌پردازد. فیلمنامه را محمدرضا احمدی و حاجی‌میری نوشته‌اند و حامد کمیلی، مهناز افشار، محسن قاضی‌مرادی، لیلا اوتادی و فرامرز صدیقی بازیگران آن هستند.

آزیتا موگویی مجری طرح و مدیر تولید، بهروز معاونیان صدابردار، آتوسا قلمفرسایی طراح صحنه و لباس، مهرداد میر‌کیانی طراح چهره‌پردازی و پوپک مظفری دستیار کارگردان و برنامه‌ریز فیلم هستند.

با تشكر از فاطمه،نجمه و سما جون


عكس از دوخواهر:

با تشكر از سما جون


اميدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خدانگهدار

گزارشی از پشت صحنه تردید

سلام. خوبید؟ در ابتدا ماه محرم را به شما تسلیت می گم.بدون حاشیه میرم سر اصل مطلب:


گزارش پشت صحنه فیلم تردید

رادان و کمیلی در دایره ((تردید))!

1_به لطف تهیه کننده و بچه های گروه تولید برای تهیه گزارش از پشت صحنه فیلم تازه واروژ کریم مسیحی,دعوت می شویم.شنیدن این خبر که کریم مسیحی پس از سال ها فیلمی می سازد به اندازه کافی خوشحال کننده است,اما وقتی متوجه می شویم لوکیشنی که امروز محل کار گروه است در لاله زار و یکی از سینماهای مطرح تعطیل شده اش است,این خوشحالی را مضاعف میکند.واقعا بعید میدانم کسی تعلق خاطری به سینمای فاخر دهه شصت داشته و پرده آخر را از یاد برده باشد.

2_وارد سینما می شویم, انگار خاطره همه سال های دور سینما همراه با ویرانی سالن روی سرمان هوار می شود.اندکی بوی نم,سکوت,تاریکی,صندلی های شکسته,دیوارهای فروپاشیده و ... چند پوستر از فیلم های مطرحی که روزگاری در این سالن به نمایش درآمده اند... زوربای یونانی,مردسوم,گذرگاه کاساندراو... انگار لا به لای خاطرات هنر هفتم قدم می زنید.سقف قدیمی با آن چوب و تخته های قدیمی, آدم را به سال هایی می برد که اینجا هم رونقی داشت.چه لوکیشنی بهتر از اینجا... سینما برای سینما.

3_بدو ورودمان مصادف است با خوش آمد گویی تهیه کننده که تقریبا با ما رسیده و دیگر بچه های گروه که در گرمای اواخر تابستان برای ضبط خاطراتی دیگر دور هم جمع شده اند.باد کولر در سالن می پیچد و بچه های صحنه در تلاش هستند تا هرچه زودتر همه چیز را آماده کنند.واروژ کریم مسیحی آرام اما با دقت در گوشه ای به همراه منشی صحنه اش جزئیات را چک می کند و دستیاران و فیلمبردارش هم او را همراهی می کنند.

4_پس از آماده شدن صحنه,فرمان سکوت داده می شود تا قبل از تمرین, وضعیت نورها و حرکت دوربین را بررسی کنند.یکی از بچه های گروه به بالای سقف رفته تا یکی از منابع نوری را تنظیم کند.چیزی که در این صحنه جالب به نظر می آید,استفاده قابل توجه مسیحی از نور است که از آدمی علاقمند به جزئیات در یک ترکیب بندی مناسب جز این هم انتظار نمی رود. نگرانی او را در این سال ها برای هر پلان فیلمش در کمتر کارگردانی دیده ایم.

_رادان و ((کمیلی)) که از بازیگران اصلی فیلم و دو بازیگر حاضر در این سکانس هستند, هر کدام به نوعی در حال آماده سازی خود می باشند.گویا اینجا یه سوله قدیمی در داستان است که این دو باهم درآن روبه رو می شوند.این فیلم برای ((کمیلی)) می تواند یک پرش بلند به دنیای سینما محسوب شود و باید گفت او در حرکت از تلوزیون به سینما با گزینه ای فوق العاده ای شروع کرده است.این وضعیت درباره بهرام رادان هم که چند سالی است توانایی های ویژه ای از خود روی پرده نقره ای به اثبات رسانده,می تواند یکی ازآن همکاری های اثر گذار مطلوب قلمدار شود.

6_یک گفت و گوی دونفره میان رادان و((کمیلی)) را در این صحنه شاهد خواهیم بود که به یک تیر اندازی ختم میشود.این دو باید قدم زنان درطول سالن حرکت کرده و در حالی که با فاصله روبه روی هم دیالوگ خودرا ادامه میدند,به نقطه از پیش تعیین شده ای رسیده و کات... چون ابتدا نماهای مربوط به صحبت و حرکت رادان گرفته می شود,کریم مسیحی چندبار جزئیات رابا او تمرین کرده و هماهنگی های لازم را انجام میدهد.

7_قبل از گرفتن برداشت اصلی, بهرام رادان ازپله های سالن پایین رفته و چندبار این مسیر پلکانی رابا سرعت می دود تا حس نفس نفس زدنش در صحنه طبیعی باشد.او چند ثانیه قبل از دستور حرکت,خودش را به صحنه می رساند وبا دستور حرکت کارگردان در حالی که نفس نفس میزند, لباسهایش را تکان میدهد و شروع به ردوبدل کردن دیالوگ هایش با((کمیلی)) میکند و در نقطه پایان هم باید به نوعی جاخالی بدهد.

8_دراین صحنه دونفر از هنروران هم باید یک صندلی(کاناپه) قدیمی را جابه جا کرده و همراه با حرکت رادان,به سمت دوربین آمده واز پله ها پایین ببرند.هماهنگ کردن حرکت آنها با حرکت رادان پس از چند برداشت تمرین انجام شده ودوباره صحنه را می گریند.این بار همه چیز کنترل شده تر صورت میگیرد و((کمیلی))هم برای درآمدن حس بهتر صحنه در جای خود حرکت کرده و دیالوگ ها را با او همراهی میکند.

9_لباس ((حامد))حاضر شده و او هم آماده است تا همین صحنه را از زاویه ای متفاوت تر بازی کند,بهرام رادان هم پابه پای او می آید.دیالوگ ها حاکی از یک برخورد جدی میان دو کاراکتر است و بعید به نظر نمی رسد که یکی از صحنه های کلیدی فیلم باشد.نکته جالب در این صحنه, دقت همه افراد در درست درآمدن حس صحنه است. سر انجام ,بازی بی نقص ((حامد)) و بهرام مورد رضایت کارگردان قرار گرفته و کات می دهد.
با تشکر از کارگردان محترم و دوست داشتنی این فیلم ,تهیه کننده و کلیه عوامل که مارا یاری کردند.

با تشکر از نجمه جان که این گزارش را برای من فرستادند.


چند عکس از تردید:

 


 

با تشکر از فاطمه جان

این عکس را مهیا جان در قسمت نظرات گذاشتند که مربوط به جشن قزوین است:


برای هفته ی بعد هم منتظر آپ باشید چون تولد دو سالگی وبلاگه و اون یک آپ ویژه هست.

امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا ۲۰ دی خداحافظ

پسر آدم دختر حوا

 

سلام خوب هستید؟ با اینکه دیر اومدم اما با دست پر اومدم . با خبر ی از کار جدید حامد کمیلی و چند عکس:


مهناز افشار» و «حامد كميلي» در دومين فيلم «رامبد جوان»


سینما روز _ مهناز افشار و حامد كميلي بازيگران اصلي «پسر آدم، دختر حوا»(رامبد جوان) هستند.




به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، مهناز افشار و حامد كميلي دو بازيگر اصلي فيلم «پسر آدم، دختر حوا» به كارگرداني رامبد جوان خواهند بود و قرار است طي روزهاي آينده بازيگران ديگري هم به اين پروژه اضافه شوند.
بنا بر اين گزارش، دومين فيلم بلند «رامبد جوان» اوايل آذرماه در تهران كليد خواهد خورد و محصول سازمان سينمايي سبحان به تهيه كنندگي سعيد حاجي ميري است.
عليرضا زرين دست به عنوان مديرفيلمبرداري با اين پروژه همكاري مي‌كند و از ديگر عوامل پشت صحنه «پسر آدم، دختر حوا» مي توان به آزيتا موگويي(مجري طرح و مدير توليد)، بهروز معاونيان(صدابردار)، آتوسا قلمفرسايي(طراح صحنه و لباس)، مهرداد مير‌كياني(طراح چهره پردازي)، احمد كشوري(دستيار توليد)، پوپك مظفري(دستيار اول كارگردان و برنامه ريز)، داوود طامهري(مدير تداركات)، كوروش سيگارودي(دستيار اول فيلمبردار)، سياوش ديداري و نفيسه فاضلي(گروه صحنه و لباس)، شهرام كيور(دستيار دوم كارگردان)، رحيم خارابي، پرويز كاظم‌لو و مهدي طيبي(گروه تداركات) اشاره كرد.
«پسر آدم، دختر حوا» فيلمي كمدي - اجتماعي است كه به لجبازي‌هاي حرفه‌اي دو وكيل تازه كار مي‌پردازد. فيلمنامه اين فيلم را محمدرضا احمدي پيشكوهي و سعيد حاجي ميري به نگارش درآورده‌اند.
«رامبد جوان» پيش از اين فيلم سينمايي «اسپاگتي در هشت دقيقه» و چند مجموعه تلويزيوني مانند «گمگشته» و «نشاني» را كارگرداني كرده است


چند عکس:

با تشکر از مستانه جون


چند عکس از تله فیلم بگو که رویا نیست:

 


امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خداحافظ

عکس های مجلس آخر ذبح اسماعیل گوشه نشینان و شب شیشه ای

سلام . امیدوارم حالتون خوب باشه و پاییز خوبی را آغاز کرده باشید. اول باید از همتون عذر خواهی کنم به خاطر تاخیرم . چون هم مطلب خاصی نداشتم  هم در این اول سال تحصیلی درسهایم فوق العاده زیاد شدند . برای آپ امروز من چیزی از خودم ندارم و دوستان مثل همیشه لطف کردند و برای من عکس فرستادند .

همانطور  که می دونید امروز ساعت ۱۹ قسمت جدید سریال خط شکن (اولین قسمت جدید بعد از ماه مبارک رمضان) از شبکه تهران پخش خواهد شد. 


عکس:

با تشکر از رویا جان


با تشکر از پرنیان جون


امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا آپ بعدی خدا نگهدار

باز هم زنده رود

سلام به همه ی دوستان خوبم . امیدوارم که تمام نماز وروزه هاتون قبول باشه.

هنرمندان-با به پايان رسيدن بيش از سي درصد از فيلمبرداري، بازي «ترانه عليدوستي» در اين فيلم آغاز شده و «داريوش ارجمند» جديدترين بازيگري است كه به اين فيلم پيوسته است.

 با به پايان رسيدن ماه اول فيلمبرداري، حدود 35 درصد از فيلمبرداري «ترديد» به پايان رسيده و گروه در حال حاضر، مشغول فيلمبرداري ادامه بخش‌هاي مربوط به سينما ركس لاله‌زار هستند.
بنابراين گزارش، «داريوش ارجمند» جديدترين بازيگري است كه به گروه بازيگران «ترديد» پيوسته و بازي «انوشيروان ارجمند» نيز در فيلم به پايان رسيده است.
«داريوش ارجمند» در سال 1369 نيز در فيلم «پرده آخر» بازي درخشاني از خود ارائه كرده بود و اين دومين همكاري «ارجمند» با «كريم‌مسيحي» پس از 19 سال محسوب مي‌شود.
به گزارش فارس، بازي «ترانه عليدوستي» از دو روز پيش در بخش شهرك سينمايي دفاع مقدس در فيلم «ترديد» آغاز شده است.
همچنين «مازيار ميري» نيز به عنوان ناظر سرمايه‌گذاران فيلم، به عوامل پشت دوربين اين پروژه سينمايي، اضافه شده است.
شركت بين‌المللي بازرگاني پاسارگاد با مشاركت شركت سينمايي فدك فيلم سرمايه‌گذاران پروژه سينمايي «ترديد» هستند.

 در خلاصه داستان «ترديد» آمده است: پدر سياوش بر اثر يك حادثه مرده و عموي او ثروت خانوادگي را در دست گرفته است. سياوش به دختر عمه خود مهتاب علاقه دارد. سياوش هنوز از خبر در گذشت پدرش حيران است كه خبر عجيب‌تري مي‌شنود؛ مادر او قصد دارد با عمويش ازدواج كند. طي ماجراهايي سياوش متوجه مي‌شود كه مرگ پدرش طبيعي نبوده و او را به قتل رسانده‌اند. حالا سياوش براي كشف حقيقت به سراغ دوست قديمي‌اش كاوه مي‌رود و...
به گزارش فارس، فيلمبرداري «ترديد»،‌ اواخر مرداد سال 86 در سينماركس لاله زار آغاز شده بود كه پس از بستري شدن و عمل جراحي «واروژ كريم‌مسيحي» و تغيير تهيه‌كننده، وارد پيش توليد مجدد شد و از 15 مرداد 87 با عوامل جديد و به تهيه‌كنندگي «سعيد سعدي»، بارديگر كليد خورد.


این متن مصاحبه ی حامد کمیلی در برنامه ی زنده روده که رویا جون برای ستاره جون فرستادند و ایشون هم لطف کردند برای من فرستادند :

جمعه 8/6/87

مثل همیشه اول بیوگرافی....بعد موزیک تصویر از کارای ایشون....بعد تصویر روی خود ایشون....

اینجا جناب کمیلی حواسشون نبود که تصویر روش زوم شده....

نامداری: آقای کمیلی تصویر روی شماست

 

کمیلی: به نام خدا...عرض سلام و ادب دارم خدمت تمام همشهریای خوبم.....و خدمت شما بزرگواران....خیلی خوشحالم که امروز فرصتی دست داد برای اینکه در خدمت شما باشم به عنوان آخرین برنامه ی زنده رود....

 

سلوکی: بله حامد کمیلی یکی از بهترین هنرمندان جوانی که در کار خودش حق الانصاف خوش درخشیده و توی مدتی که داره کار می کنه پر کار ، پر تلاش ، با کارهای بسیار بسیار خوب و جزو بازیگرانی است در تلویزیون و در سریال هایی که کار کرده به شدت کاراش پر بیننده بوده و حتما اگه تو تیتراژ اسم حامد کمیلی رو ببینن بینندگان حتما یه توجه خاصی دارن که این سریال کی پخش میشه ببینیم حامد کمیلی چیکار کرده و خیلیم خوب از پس کاراش بر میاد....خانم نامداری همینس بچه های اصفهان همینن...صادرات اصفهان همینه.....حامد کمیلی....

خوبی حامد اوضاع احوالت چه جوریه؟

 

کمیلی: مچکرم خدا رو شکر عالیم – سلوکی: خیلی خوشحالم می بینمت- این لطف شماست..... این باعث افتخار بنده است که دیدار ما خدا رو شکر به اصفهان انجامید و خیلی خوشحالم که در خدمتتون هستم....

 

سلوکی: مشغولی سرت شلوغه....

 

کمیلی: بله خدا رو شکر من در حال حاضر در حال بازی توی دومین کار سینمایی خودم هستم...کار تردید به کارگردانی آقای واروژ کریم مسیحی که انشالله اگر که خدا بخواد امسال برای جشنواره فجر داریم کار می کنیم که آمادش بکنیم انشالله اگه به لحاظ زمانی فیلمبرداریمون برسه

 

سلوکی: کار با آقای مسیحی چه جوریه ؟

 

کمیلی: به هر حال واروژ کریم مسیحی بعد از دوازده سال داره دوباره فیلم می سازه آخرین فیلم واروژ "پرده آخر" بود و واقعا یه فیلم بسیار قدرتمند بود و امروز واروژ کریم مسیحی به عنوان پر افتخارترین کارگردان سینمای ایران شناخته میشه و من خدا رو شکر ، به لطف خدا ، اینکه که خدا دوسم داشت این افتخار رو داشتم که بتونم تو کار واروژ به عنوان تجربیات اول کارای سینماییم شرکت بکنم و برای من که فوق العاده اس خوب کست خیلی خوبیم داره ، بهرام رادان ، خانم کرامتی ، خانم علیدوستی ، آقای ارجمند ، آقای پور صمیمی دوستانی هستند که خوب به هر حال از نامبروان های سینمای ایران هستند و خدا رو شکر به لحاظ فیلمنامه ، کارگردانی و کستی که کار می کنیم همه چیز در شرایط ایده آله.....

 

سلوکی : حامد کمیلی رو حتما با یه کار خوب در جشنواره می بینیم و امیدواریم به این که نامش رو بشنویم روی صحنه به عنوان یکی از کاندیدها و حتما جایزه هم بگیره ، اگرم این طور نباشه او با حتما با محبتی که مردم بهش دارن جایزش رو دیگه گرفته....خیلی وقته که این اتفاق افتاده

 

کمیلی: این لطف شماست...مچکرم.....

 

نامداری: شما کار قبلیتونم ، کار سینمایی قبلی کار اقای بانکی بود که فکر کنم توی همین اصفهان ضبط می شد ، دوخواهر بود درست میگم!

 

کمیلی : بله من یه چیر خیلی جالب بهتون بگم....من اولین باری که جلوی دوربین رفتم در اصفهان بود ، جلوی دوربین فریدون خسروی رفتم و خیلی جالبه که این چرخید چرخید من رفتم کار کردم و دوباره اولین کار سینماییم که جلوی لنز سیاه پنج قرار گرفتم دوباره در اصفهان شد ، کار آقای محمد بانکی بود به اسم "دو خواهر" که آقای گلزار ، خانم کریمی و خانم شاکردوست از بازیگرانی بودن که تشریف آوردن و یه پروژه ای بود که خوب البته یه پروژه ی کاملا تجاری که فکر می کنم انشالله برای اواخر ماه رمضون عید فطر اکران بشه....

 

نامداری: اسم اقای خسروی رو گفتین یادم اومد که شما فکر کنم اهل تئاتر بودین و شاگرد اقای خسروی و خانم آدینه هم تو تئاتر بودین..درسته...

 

کمیلی: بله من این افتخارو داشتم که برای اولین بار در خدمت استاد عزیزم جناب فریدون خسروی کار بکنم و اولین بار جلوی دوربین ایشون رفتم من با یک فیلمی بود به اسم "حرف ربط" و این جزو یکی از افتخارات منه و....نمی دونم الان ایشون کجا هستن....چون ایشون اینجور که شنیدم الان درگیر ضبط یک سریال جدید در اصفهان هستن یک سریال بسیار قدرتمند که من همینجا جا داره عرض ادب و احترام داشته باشم خدمت استاد عزیزم و بگم که از همینجا دست ایشونو می بوسم و واقعا امیدوارم که بتونم ببینمشون تو این زمانی که اومدم اینجا....

 

سلوکی: صبح که اومدیم حامد دیگه با خانواده رفت تجدید دیدار کرد اینقدر مشغوله کار بوده تو تهران....دیگه اولین جایی که رسید رفت به دیدار اعضای خانواده و باید به خانواده ی کمیلی تبریک بگیم به جهت داشتن چنین فرزند هنرمندی که یه بخشی از کارش شاید هنرش باشه....او یک جوان بسیار بسیار مودب ، با شخصیت ، بسیار دوست داشتنی و مهربان...این مهم ترین موضوعه و باید به حامد تبریک بگیم....

 

نامداری: مهم ترین موضوع اینه ایشون اصفهانی هستن....

 

کمیلی: لطف دارید شما....

 

سلوکی: خیلی ها دوست دارن که در مورد تو بیشتر بدونن....ما تو پیامکایی که داشتیم مدام می پرسیدن از زندگی شخصیشون بپرسین اینکه بچه که بودن چیکار می کردن...احتمالا دوستای قدیمیت دارن برنامه رو نگاه می کنن میگن اه ما با حامد هم کلاسی بودیما....رفیقمون بود....حالا فعلا میخوایم یه بخشی از پیامک از دیار باقی رو بینیم بعد برگردیم وارد جزییات هم بشیم....

 

کمیلی: من در خدمت شما هستم....

 

(اینجا همونطور که جناب سلوکی فرمودن....از صحنه های قشنگ بازی جناب کمیلی تو "پیامک از دیار باقی" پخش شد)

 

سلوکی: اینم یه بخشی از "پیامک از دیار باقی بود یه کاری که بسیار مورد توجه قرار گرفت با بازی حامد کمیلی...خیلی کار خاصی بود....هم یه نمک خاصی توش داشت.....هم یه جدیت خاص که حالا باید دربارش بحث بکنیم اگر که بخوایم وارد بحث های تخصصی بشیم....اما ما یه مهمان دیگه هم داریم.....

 

(با ورود آقای نوذری به برنامه.....از اونجایی که شخصیت و منش جناب کمیلی حکم می کنه....خیلی آروم فقط داشتن گوش می دادن.....مگر اینکه سوالی بشه از ایشون......

بعد یه جایی بحث سن و سال شد...آقای نوذری به آقای کمیلی گفتن : بحث سن و سال که مال خانماس .... نه حامد.....بعد ایشون با خنده گفتن: آره دیگه)

 

نامداری: آقای سلوکی از مهمونامون بپرسیم اخرین باری که اصفهان بودن غیر از قضایای کاری کی بوده....شما اگه کار نداشته باشین چند وقت به چند وقت اصفهان میاین؟

 

کمیلی: من برای عرض ادب به خانوادم حتما فکر می کنم دو ماه یه باری حداقل اصفهان بیام....آره...ولی حالا بحث کاری پیش بیاد که دیگه به هر حال مجبورم دیگه....

 

نامداری: شما هم که دعا می کنین کاراتون تو اصفهان ضبط بشه واستون خیلی خوبه....

 

کمیلی: خوب آره یه سری خوبی هایی داره یه سری بدی هایی داره...ولی خوب از یه جهاتی برای من خیلی خوبه....کار کردن تو اصفهان یه جورایی کار کردن تو خونه ی خودمه.....آره....

 

سلوکی: فکر کنم تجربه همکاری هم بوده است بین آقای کمیلی و آقای نوذری...

 

نامداری: سریال اغما بود....

 

کمیلی: بله افتخار داشتم من در خدمتشون باشم

 

نوذری: زنده باشی...حامد همیشه لطف داره ، ادب به خرج میده ، پیشکسوت رو احترام داره ، مودبه....ولی خوب اونجا دیگه الیاس بود و بعدا قرار بود بلاهایی سر من بیاره که نشد

(اینجا همه زدن زیر خنده)

 

سلوکی: هنوز منتظر الیاسی؟

 

نوذری: من...منتظر الیاس...الیاس منتظر منه....(همراه با خنده های جناب کمیلی)

.....

(حدود 30 دقیقه آقای کمیلی ساکت بودن تا اینجا.....)

 

نامداری: شما چقدر ساکتید آقای کمیلی!!!....تقصیر ماست که سوال نمی پرسیم..یه سوال تکراری ازتون بپرسم شما همچنان هر سریالی که سیروس مقدم بهتون پیشنهاد می کنن قبول می کنین؟

 

کمیلی: البته حقیقتا اینجوری نبود...اینکه من ارادت خاصی به سیروس مقدم دارم جای خود داره و همیشه هم اعلام کردم...اما واقعا توی اون تایم زمانی که شروع کردم کارمو با آقای مقدم تا پیامک از دیار باقی که در واقع اخرین کار من میشد سیروس مقدم چند تا کار دیگه هم کرد که اصلا از من دعوت نکرد برای کار کردن توی اونها...خوب شاید صلاح نمی دونسته یا من خودم درگیر کارای دیگه ای می شدم این نبوده که هر کاری که ایشون شروع می کرده من حضور داشته باشم این یک.... دو اینکه نخیر من الان آقای مقدم امسال ماه رمضان یک دارن آماده پخش می کنن که من توی اون سریال اصلا بازی نکردم و بازیگرای بسیار قدرتمند تری تو اون سریال هستند

 

سلوکی: تو که این همه بچه ی خوبی هستی...من می شناسمت....این نقشا چه جوریه تو انتخاب می کنی....خودت دوست داری

 

کمیلی: البته من قبول ندارم که خیلی بچه ی خوبی هستم ولی اصولا نقشایی دوست دارم که با خودم یکم فاصله بیشتری داشته باشه.....

 

سلوکی: این غیر مستقیم تعریف کردنه....(با خنده)

 

کمیلی: آره...دیگه در حد شیطان که دیگه نیستم...اگرم بد باشم دیگه تا اون حد نیستم....

 

سلوکی: ولی خیلی خوب از پس این کارا بر میای حامد

 

کمیلی: ببین اصولا نقشها....من نقشهای مثبت هم کار کردم مثلا سریال "به دنیا بگویید بایستد" یا تله فیلم " گوشه نشینان" یا مجلس آخر  اصولا شخصیتایی بودن که خیلی هم مثبت بودن اما....

 

سلوکی: این شخصیت هارو انگار بیشتر روی تو می پسندن...

 

کمیلی: آره چون جای کار بیشتر داره....چون اصولا شخصیت های مثبت توی جامعه ما اصولا یه شخصیت های کاملا تعریف شده هستن....(همینجا در حین صحبت کردن آقای کمیلی....ناگهان....یک صدایی از پشت صحنه اومد....یه چیزی پرت شد....همه نگاه ها خیره شد به اونور دوربین....خود جناب کمیلی پنج شش ثانیه بعد دوباره شروع به صحبت کرد)

 

بله....اصولا نقش های مثبت یکسری تعاریف خیلی مشخص و معینی توی جامعه ما دارن که شاید اگر هر کسی بخواد اونها رو بازی بکنه به یک شکل تعریف شده ای کار می کنه ولی نقش های منفی اصولا جای کار بیشتری دارن و تو اجازه خلاقیت و اجازه طنازی تو اونها بیشتر پیدا می کنی به خاطر همینه که من خودم شخصا یه جورایی هم بیشتر دوستشون دارم...البته نقشهای منفی خاص....و هم اینکه سعی می کنم نقش های خوب رو از دست ندم...

 

نامداری: شما اتفاقا جزو اون دسته از بازیگرایی هستین که فکر کنم ژانر های مختلف رو فرصت داشتین تجربه بکنین...یعنی هم مثبت...هم کارای طنز....هم نقشهای منفی...هم خیلی منفی شیطان به نظرم یک شانس خیلی خوب بوده.... شایدم انتخاب خودتون بوده....

 

کمیلی: بله دقیقا همینجوره یعنی.....البته خوب این چیزی بود که خودم همیشه دوست داشتم اتفاق بیفته تا فقط یک کار تو پرونده کاری من نبود و اونم یه کار طنز بود که همیشه می ترسیدم ... حقیقتش اینه که می ترسیدم چون که اصولا میدونستم.... این تجربه رو توی تئاتر داشتم که خندوندن تماشاگر کار واقعا سختیه و یکمی این ریسکش برای من بالا بود که بخوام توی کار تلویزیونی این کارو انجام بدم....

 

نوذری: همینجا متوجه میشیم که استاد منوچهر نوذری چه کار سختی داشتن....

 

کمیلی: واقعا....اتفاقا میخواستم همین رو بهش اشاره بکنم

 

نوذری: چه نکته ی خوبی هم حامد اشاره کرد که خندوندن واقعا سخته....

 

کمیلی: دقیقا همینجوره

 

نوذری: حالا حامد کار سخت تری داشته اینجا چون میخواسته اصفهانی هارو بخندونه....که خودشون بذله گو هستن....طنازی هم اشاره کرد برای نقش منفی ، مانخندیدیم تا حالا نقش منفی ازت دیدیم....کجا طنازی کردی....!!!!

 

سلوکی: پیامک از دیار باقی....یه نمک بامزه ای داره این شخصیت....

 

نوذری: من ندیدم اون کارو

 

کمیلی: توی عید پخش شد

 

نامداری: آقای کمیلی اگه اشتباه نکنم شما توی جشنواره تئاتر هم یه بار برگزیده شدین...درسته....الان دیگه با تئاتر ارتباطی ندارین

 

کمیلی: من ارتباطم قطع نشده ولی خوب حقیقتش اینه که یکمی به خاطر این درگیری کار تصویری پیش اومده یکمی فاصله ایجاد شده..البته خودمو از دیدن تئاتر محروم نکردم ولی چند وقته که متاسفانه از بازی کردن در تئاتر محروم شدم اما مسلما بعد از کار واروژ این قولو به خودم دادم که حتما یه کار تئاتری انجام بدم

 

نامداری: چه کاری بود که براش بهترین بازیگر جشنواره تئاتر فجر شدید...اسمش یادتون میاد

 

کمیلی: یه کاری بود...البته سالشو الان دقیقا متاسفانه خاطرم نیست...اما به اسم "روزگار" که در تهران کار شد که خانم آدینه کارگردانی می کردن و توی جشنواره شرکت کرد

 

نامداری: انشالله که جشنواره بهترین بازیگر مرد سینما رو هم ببرین که دیگه کلکسیونتون تکمیل بشه

 

کمیلی: بسیار سپاسگزارم

 

سلوکی: خانم آدینه به شدت به حامد معتقده....فکر کنم پرواز در حباب که با سیروس مقدم بودین گلاب آدینه بازیگردان بود

 

کمیلی: بله گلاب آدینه در اونجا بازیگردان کار بود در واقع تقریبا یک ماه اول پروژه که بعد به خاطر درگیری کار سینمایی خودش نتونست ادامه بده با ما.... اما خیلی تو انتخاب بازیگر ایشون موثر بودن و خوب اولین بار آشنایی من و سیروس مقدم هم از طرف ایشون بوجود اومد و کار قبلی من که حالا "به دنیا بگویید بایستد" رو ما تازه تموم کرده بودیم آقای مقدم دیدن....خدا رو شکر این اتفاق افتاد

 

(اینجای برنامه با آقای نوذری وارد بحث شدن و بعد مهمان دیگه ای هم اومد به برنامه....(روشنک عجمیان).....با ورود مهمان جدید آقای کمیلی به مدت 30 دقیقه خیلی خسته کننده پشت صحنه بودن و دوباره از اینجایی که براتون می نویسم حضور داشتن تو برنامه) به قول طناز...گفته یا جایه منه یا جای این )

 

سلوکی: حامد تو اگه بخوای از کسی تشکر بکنی اسم چه کسایی رو می بری...

 

کمیلی: من اولین تشکرم باید از خانوادم باشه....به خاطر اینکه همیشه حمایت و ساپورتشون پشت سر من به من انرژی داده....پدرم ، مادرم.....

 

نوذری: حمایتشو ما فهمیدیم...ساپورتش دیگه کدوم بود....

 

کمیلی: عمو شما میخوای امروز....اومدم نزدیک عمو نشستم خطری شد....(با خنده).... ولی خوب یه حقیقتیه که من خوب حالا بعد از اینکه از اصفهان چند وقت در تهران کار کردم و دوباره برگشتم اصفهان...یه تفاوت خیلی عجیبی من دیدم چون ما پروژه دو خواهرو اومدیم تو اصفهان دوباره کار کردیم و اونم حمایت و لطف مردم خوب اصفهان از کار سینمایی دوخواهر شد...خوب به هر حال ما برخوردهای مردم رو می بینیم...همه جای ایران به هر حال لطف دارن اما اینقدر که اصفهانیا اومدن کمک کردن توی بحث ساخت فیلم و پروژه دوخواهر به ما و لطف کردن به ما واقعا تو هیج جا من ندیدم.....جا داره من تشکر بکنم از دوستان خوبم توی اصفهان که همشون کمک کردن برای اینکه اون پروژه به هر حال با اتفاقات و مشکلاتی که وجود داشت حالا توی شهرستانی که داشت کار میشد به نتیجه برسه مثلا فراز ریختگران که خیلی لطف کرد و کمک کرد...بقیه دوستانم همه زحمت کشیدن و از همشون واقعا متشکرم که این لطف رو به من داشتند....

 

نامداری: آقای کمیلی شما همیشه اینقدر آروم هستین....چون تو اطلاعاتتون می خوندم که روانشناسی هم ازش اطلاع دارین از نظر روانشناسی بخواین خودتونو تحلیل کنین همیشه اینقدر آرومین....

 

کمیلی: من بیشتر...نمیدونم اگر که آرومم....ولی بیشتر جوشش درونی دارم دیگه....بیشتر توی کار خودم رو تخلیه می کنم....

 

نامداری: آدم درونگرایی هستین کلا یا نه

 

کمیلی: آره فکر می کنم یکی از بارز های شخصیتیم درونگرایی باشه

 

نامداری : چون مشخصه خیلی آروم هستید

 

کمیلی: خواهش می کنم....

 

نوذرِی: این آرامش قبل از طوفانه....!!!

 

(اینجا رسید به قرعه کشی.....قرعه فال هم به نام آقای کمیلی زدند....)

 

سلوکی: حامد جان یه زحمتی می کشی به غیر از این شماره هایی که خانم عجمیان و آقای نوذری گفتن پنج تا دیگه انتخاب کنی....از 1 تا 49382......

 

کمیلی: نمیدونم آخه چه شماره ای رو انتخاب کنم....ولی شماره ی 5 رو انتخاب می کنم....19....99....تا چه شماره ای می تونیم بگیم....

 

سلوکی : تا 49382....

 

کمیلی: 39999....

 

نامداری: شما به عدد 9 مثل اینکه علاقه دارین

 

کمیلی: آره....و 29999....بله....

 

نوذری: ولی باز بهش وصله نچسپونین...9 مال آدمای بد جنسه....ولی این 9 رو به دلیل دیگه ای دوست داره....(ایولللل عمو نوذری) من از طرف حامد میگم...9999....

 

کمیلی: آره دیگه همون 9 اش کنین

 

(اینجا بحث درباره اغما پیش اومد....آقای سلوکی به جناب کمیلی گفت میخوای درباره اغما صحبت کنی... ولی ایشون در کمال ادب تعارف کردن به آقای نوذری و ایشون صحبت رو باز کردن)

 

نامداری: شما اول که بهتون پیشنهاد نقش شیطان شد احتمالا اولش خیلی وسوسه شدید...به هر حال یه نقش خاصیه که به کمترین هنرپیشه ای فرصتش داده میشه...اونجوری که دوست داشتین از آب در اومد....

 

کمیلی: حقیقتش اینه که من خارج از اینکه اولش خیلی هیجان زده شدم ولی خوب در حد همین هیجان یک ترس بزرگی هم داشتم...به خاطر اینکه اولا اینکه بحث بحث یک باکس خیلی پر مخاطب بود که اگر که واقعا این شخصیت با اینکه چون ما متن هم نداشتیم همونطور که فرمودن ، متن آماده ای هم نداشتیم نمی دونستم به چه سرانجامی خواهد رسید و این خیلی سخت می کرد کار رو که هبچ چیزش مشخص نبود فقط در حد یک طرح بود و بعدشم این بود که هیچ ما به ازای بیرونی نداشت...اصولا بازیگرها وقتی که یک نقشی رو قبول می کنن یه تصویر ذهنی در جامعه از اون شخصیت وجود داره که میشه یک نگاهی داشت و تماشاگر حداقل اون باور رو خیلی راحت تر می پذیره....اما در رابظه با شیطان این فرصتو ما نداشتیم و ما باید یک شیطانی در واقع یک الیاسی رو تصور می کردیم که در متافیزیکه و بعد اونو به تماشاگر می قبولوندیم و بعد حرفاشو می زدیم و این یکم کار رو سخت می کرد به خاطر همین واقعا هم ترسیده بودم اما خوب حضور اساتیدی که توی کار وجود داشتن دلگرمی به من داد...حضور خود سیروس مقدم که من این کارو پذیرفتم و خدارو شکر من فکر می کنم حتی بهتر از اون چیزی شد که من تو ذهن خودم می گنجید....

 

نوذری: حالا این نکته هم برای همه جالب خواهد بود که الیاس رو قرار بود اول من کار کنم!!!!...منتها گفتم که من دیگه منفی کار نمی کنم

 

(اینجا دیگه آخرای برنامه بود...آقای لهراسبی اومد تو برنامه.....همه دیگه از جمله جناب کمیلی براش بلند شدن و دیگه همین...دوباره نشستن....بعد سی دی برنامه رو دادن بهشون....بعد هم دفترو بهشون دادن تا براشون بنویسن.....آخرشم دیگه خیلی با عجله همه خدافظی کردن...جناب کمیلی هم دست تکون داد و بعد دفترو گرفت....ولی خوب نفهمیدیم تو دفتر چی نوشت.....

آخر آخرش هم نوشت : تهیه شده در شبکه اصفهان....)

 

دیگه اگه عیبی..ایرادی...داشت شما به بزرگی خودتون ببخشید....دیدم صحبتاشون خودمونیه....گفتم همینجوری بنویسم

امیدوارم خوشتون بیاد...


همونطور که می دونید جمعه ۸ شهریور در برنامه ی زنده رود در شبکه ی اصفهان با حامد کمیلی مصاحبه کرده اند و من هم نتوانستم ببینم به همین دلیل سیمین جان زحمت کشیدند و عکسهایی از این مصاحبه برای من فرستاده اند .


http://i35.tinypic.com/sqh6e1.jpg

http://i33.tinypic.com/116ie09.jpg

عکسهایی از اکران خصوصی فیلم همیشه پای یک زن در میان است:

با تشکر از پرنیان جون

 http://i33.tinypic.com/n48iv7.jpg


امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خداحافظ

جشن میلاد نور

با عرض پوزش از شما دوستان خوبم پنجشنبه ۷ شهریور با من تماس گرفتند و گفتند که جشن میلاد نور به تعویق افتاده و روزهای ۱۳ ۱۴ و ۱۵ این جشن برگزار می شود . ولی من به دلیل شروع ماه رمضان مجبور شدم که برگردم . امیدوارم در جشن های بعدی بتوانم حامد کمیلی را ببینم.


سلام به همه دوستان خوبم .با اینکه یک ماه از آپ قبلی گذشته ولی من امروز مطلب خاصی ندارم. از این بابت از همه ی شما معذرت می خواهم چون در این مدت به دلیل بیماری پدر و برادرم فرصتی برای اینترنت نداشتم . همانطور که میدانید در کرج در روزهای ۶ و ۷ و ۸ شهریور جشنی برپا خواهد شد که در آن حامد کمیلی هم حضور خواهد داشت . به احتمال خیلی زیاد من هم می توانم به این جشن بروم. دوستانی که می خواهند در این جشن شرکت کنند با این شماره ها تماس بگیرند:

۰۹۳۵۶۲۷۱۸۱۸ و ۲۲۳۲۵۸۰-۰۲۶۱


چند عکس:

با تشکر از پرنیان جون



با تشکر از نازنین جون


با تشکر از دریا جون


باز هم به خاطر آپ کوتاهم عذر می خواهم

امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خدانگهدار

من تو وستاره ها

هنرمندان-جشن ستارگان به طور قطع در تاریخ 6 الی 8 شهریور از ساعت 8 شب در مجتمع فرهنگی تفریحی عقیق برگزار خواهد شد.حضور پوریا پورسرخ در هر سه شب قطعی است همچنین حامد کمیلی در شبهای اول و آخر در جشن حاضر خواهد بود.محسن افشانی و سیاوش خیرابی نیز در شب آخر حضور خواهند داشت.حسام نواب صفوی نیز بین تاریخ 7و8 در جشن  حاضرخواهد شد.حضور دیگر هنرمندان نیز قطعی است ولی هنوز روز حضور دوستان مشخص نشده است.لازم به ذکر است فرزاد حسنی هرسه شب به عنوان مجری به اجرای برنامه خواهد پرداخت

در پایان لازم میدانیم متذکر شویم تعداد محدودی بلیط باقی مانده است که پس از تکمیل ظرفیت به هیچ وجه بلیط فروشی صورت نخواهد پذیرفت.همچنین از شما دوستان عزیز تقاضا دارم فقط و فقط برای رزرو بلیط با شماره های داده شده تماس حاصل فرمایید


همونطور که خودتون میدونید در قزوین جنگی برای کمک به معلولین انجام گرفت به نام جنگ من تو وستاره ها. مجری این برنامه رضا رشید پور بود و در این جشن بازیگرانی چون حامد کمیلی محمد رضا گلزار  علی صادقی و... حضور داشتند.

 

با تشکر از سایت سینمای ما


فیلم سینمایی "تردید" به کارگردانی واروژ کریم‌مسیحی دهم مردادماه در لوکیشن سینما رکس لاله‌زار مقابل دوربین می‌رود.

سعید سعدی تهیه‌کننده "تردید" به خبرنگار مهر گفت: تاکنون حضور بهرام رادان، مهتاب کرامتی، جمشید هاشمپور، حامد کمیلی، ترانه علدوستی و کاوه کاویان در این فیلم قطعی شده و چند بازیگر دیگر نیز به گروه اضافه می‌شوند. فیلم 10 مرداد در لاله‌زار کلید می‌خورد.

از دیگر عوامل تولید "تردید" می‌توان به مدیر فیلمبرداری: برام بدخشانی، طراح صحنه و لباس: امیر اثباتی، صدابردار: نادر رضایی، طراح گریم: محمدرضا قومی، مدیر تولید: مجید معدنی و دستیار کارگردان: آناهید آباد اشاره کرد. قرار است "تردید" از ابتدا فیلمبرداری شود و چند سکانس قبلی آن که پارسال گرفته شده بود، مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.

کریم‌مسیحی "تردید" را پارسال 17 سال پس از "پرده آخر" با بازی بهرام رادان، محمدرضا فروتن، ترانه علیدوستی، مهتاب کرامتی، بیتا فرهی، جمشید هاشمپور، داود رشیدی و جمشید مشایخی جلو دوربین برد. اما پروژه به دلیل بیماری کارگردان و بستری شدن وی متوقف شد و اکنون پس از گذشت چند ماه و تغییر تهیه‌کننده از سر گرفته می‌شود.


عکس هایی از جشن تولد حامد کمیلی در اصفهان:


با تشکر از پرنیان جون



 يك بخش جديد به وبلاگ اضافه شد . اگر مايل بوديد از آن ديدن كنيد :

www.dchb-khatere.blogfa.com


امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خدانگهدار

 

حامد کمیلی تولد 26 سالگی ات مبارک

يك بخش جديد به وبلاگ اضافه شد . اگر مايل بوديد از آن ديدن كنيد :

 www.dchb-khatere.blogfa.com


 

سلام به همه. امروز یک روز خیلی خیلی قشنگه امروز تولد حامد کمیلی است . 


متن های شما:

سارا جان:

با يک دنيا عشق و محبت با يک سبد گلهاي رز و ميخک با يک قلب بيقرارو کوچک فقط ميخوام بهت بگم تولدت مبارک.تولدت مبارک حامد عزيزم سارا


نجمه جان:

تنها بهانه ي قشنگ من براي زندگي تو سراغاز عشق پاکي 26 سبد گل باس را به يمن قدومت به دست دوست داشتني فرشته دنيا مي دهم تا تقديم وجود پاکت کندتولدت مبارک حامد گلمممممممممممممممممممم

باهفت تا اسمون پر از گل هاي ياس و ميخک با صدتا دنيا پر عشق و اشتياق و پولک يه قلب عاشق با حس بي قرار و کوچک ,عزيزم فقط ميخواست بگه خوشکلم تولدت مبارک

اگر براي دنيا يکي باشي براي من تمام دنيايي بمان و بدان که تو تنها اميد مني 14 تير سالروز شکوفا شدنت را تبريک ميگويم.

گريه هايم بيصداست,عشق من بي انتهاست
ردپاي اشک هايم را بگير,تا بداني خانه ي عشق کجاست
تفديم به چشمي که اشکش منم.تقديم به اشکي که غمش منم.تفديم به شمعي که پروانش منم.تقديم به گلزاري که گلش تويي و تقذيم به عشقي که عاشقش منم.
حامد گلم تولدت مبارک


اکرم جان:

ستاره ها نورافشاني مي كنند وخبراز صبحي ديگر مي دهند وامروز روز زيبايي است در كنار رنگين كمان مهرباني ودر آغوش پر مهر سپيده دم.
امروز عشق همراه خورشيد در آسمان زيبايي ها طلوع كرده و تولد دوباره ات را تبريك مي گويد.
امروز شمع پرنور وجودت تاريكي ها آب كرده و به روي مرغابي لبخند مي زند.
صداي ساز مي آيد،چقدر زيبا مي نوازد سرود محبت را و چقدر زيبا مي سرايد ترانه ي عشق را....
و اين بار من شمعداني كوچك قلبم را به تو هديه مي كنم و زير لب شادي را براي چشمانت زمزمه ميكنم.
كبوتران با همه ي سادگي خود جشن زيبايي برايت برپا كرده اند و آرزوي سبز هديه اي است كه بهار تقديمت مي كند و تو با سكوت خود از او قدر داني ميكني و امروز همه جا زيباست با حضور سبز تو....
اين بار قناري هاي كوچك با من هم صدا شده اند و به تو سلام مي دهند و گردنبند طلايي خورشيد را به تو تقديم مي كنند و من طلوع دوباره ات را در زير باران و در كنار گلهاي سرخ جشن مي گيرم.

تولدت مبارک


آنیتا جان:

امروز ستاره ها ميدرخشند...بلبل ها ترانه شادي سر داده اند...همه در شگفتند...

فرشته ها منتظرند...و من در تعجب...

حامد کميلي عزيز 26 سالگيت مبارک..ايشالا هميشه موفق باشي.و هميشه سلامت.آنيتا عاشق از تهران


دریا جان:

امروز تکرار آن روز است
تکرار ترنم باران
تکرار دوباره نو شدن
تکرار از خود به تو رسيدن
تکرار تلاطم دريا
تکزاز کم شدن يک ستاره از آسمان
که آن ستاره تويي
و...
تولد تو در زمين
حامد کميلي عزيز تولدت مبارک


آنیسا جان:


به حرمت ترانه هايي که کاغذي نشده اند, به حرمت تمام لحظه هايي که رنگ بودن نگرفته اند , به حرمت بارانهايي که مجال باريدن نيافته اند , به حرمت آدمهايي که عاشق نشده اند يک بار ديگر به تو ميگويم هزاران بار تولدت مبارک آرزوي تک تک ما که اينجا جمع شده ايم سلامتي و موفقيت توست


مهشید جان:

در تمام عمر يك بار عاشق شدم تو كه برق نگاهت برايم فانوس و برق چشمانت نشانه عشق كسي كه براي داشتنت حاضر است از تمام زيبايي هاي دنيا بگذرد و براي شنيدن صدايت حاضر است روزه ي سكوت بگيرد 14 تير را با قلب عاشق به تو يگانه شاهكار اين قلبم تبريك ميگويم.


براي تو كه اولين حكايت بي انتهاي عشقم هستي مينويسم كه دوستت دارم و 26 شاخه گل رز را در سبدي آكنده از صفا به همراه قلب مملو از عشقم تقديم تو ميكنم و 26 كبوتر سفيد را در آسمان عاشقان رها ميكنم تا همگي 14 تير زادروز سبزت را به تو تبريك گويند.


اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن برايت مي نواختم اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا غبارغم ها ازلبانت پاك شود اگر گل بودم شاخه اي از خود تقديم وجودت مي كردم اما حيف كه نه گلم و نه باران و نه عشق اما هر چه هستم عاشقتم ديونتم به خدا دوســـــتت دارم


سپیده جان:

مرا باور بر اين است بهترين هديه اي که ميتوانم بخواهم و ارزو کنم هماناديده شدن شنيده شدن وحس شدن از سوي ديگران است و بالاترين هديه که ميتوانم به ديگران بدهم ديدن-شنيدن-درک و پذيرش روح انهاست حامد عزيزم تولدت مبارک اميدوارم هر کجا که هستي موفق و پيروز باشی.


هلنا جان:
 

 

بهترین جمله ، شاید همین "تولدت مبارک" باشه...البته این جمله وقتی زیباست که همراهش یه عالمه دعای خیر باشه برای کسی که بی نهایت عزیزه و روز پا گذاشتنش به این دنیا هم عزیز و زیباست...

 

یک طوفان، دره را پر می کند و یک ماهی، رودخانه را...

دریا یک سر برای پنهان شدن است و روزها و شب ها برای فهمیدن هم...

دنیا بدون عشق تو سرد است و بی نجوای چشمانت، جهان از هر کلامی خالی ست...

و اینک.... *تو می دمی و آفتاب گسترده می شود...*


با تشکر از حورا جون


عکس هایی که مریم جان فرستادند:

 

 با تشکر از مریم جان


 

 من این روز قشنگو به همه ی شما تبریک می گم. امیدوارم که آقای کمیلی هرجا که هستند همیشه شاد و موفق باشند. امیدوارم که جشن هزار سالگیشونو بگیرن. از شما دوستان خوبم هم ممنونم.

خدانگهدار

دوخواهر+تردید+برزخ+عکسهای خط شکن و ملک دل و جشن تجریش

سلام به همه ی دوستان خوبم .امیدوارم همه ی شما امتحاناتتونو خوب داده باشید و برای کسانی که کنکور در پیش رو دارند آرزوی موفقیت می کنم. همونطور که خودتون می دونید ۱۴ تیرتولد حامد کمیلی است و می خواهیم که یک جشن مخصوص برای ایشان در وبلاگ برگزار کنیم . به همین منظور از شما کمک می خواهم برای هرچه بهتر شدن این جشن هرگونه نظر و برنامه ی خاصی که داشتید در قسمت نظرات وبلاگ بنویسید تا از فکر های زیبای شما بهره مند شویم. البته یک برنامه داریم که پارسال هم اجرایش کردیم که باز هم می خوام در کنار بقیه ی برنامه ها داشته باشیم. شما هرگونه شعر یا متن ادبی دارید برای من میل کنید تا من روز جشن شعرها و متن های ادبی شما را با اسم خودتان توی وبلاگ بگذارم .


عکس جدید از دوخواهر:
 
 
 
 

دو خبر جدید:(با تشکر از مرضیه جون)
 
گزارش کاملی از گذشته و حال پروژه «تردید»/حامد کمیلی به جمع بازیگران اضافه شد
رادان و عليدوستي از گروه قبلي، كاوه كاويان بازيگر جديد

بار ديگر <ترديد> با سه بازيگر



حضور سه بازيگر ديگر در فيلم سينمايي <ترديد> به كارگرداني واروژ كريم‌مسيحي قطعي شد.

به گزارش <باني فيلم> درحالي كه از گروه قبلي <ترديد> تنها بازي مهتاب كرامتي و جمشيد هاشم‌پور در فيلم واروژ كريم‌مسيحي قطعي شده بود، روز گذشته تهيه‌كننده اين فيلم از توافقات نهايي با بهران رادان و ترانه عليدوستي براي بازي در <ترديد> خبر داد.

بدين ترتيب از گروه قبلي به نظر مي‌رسد تاكنون بازي محمدرضا فروتن منتفي شده باشد. حامد كميلي بازيگري است كه به تازگي به فهرست بازيگران <ترديد> اضافه شده و قرار است يكي از نقش‌هاي اصلي را بازي كند.

خبر ديگر درباره بازيگران فيلم كريم‌مسيحي، اضافه شدن كاوه كاويان به فهرست عوامل اين فيلم است. كاويان تاكنون در فيلم‌هايي چون <بوتيك>، <مجردها> و <خانه روشن> ايفاي نقش كرده و <ترديد> جديدترين تجربه او در عالم سينما به حساب مي‌آيد.

به گفته سعيد سعدي دست‌اندركاران اين پروژه همچنان مشغول مذاكره با چند بازيگر ديگر هستند كه حضورشان در <ترديد> قطعي شود. تاكنون حدود 70 درصد از لوكيشن‌هاي فيلم واروژ كريم‌مسيحي انتخاب شده و امير اثباتي مشغول بازبيني و انتخاب بقيه لوكيشن‌هاي <ترديد> است.

طبق برنامه‌ريزي‌ انجام شده فيلمبرداري اين فيلم اوايل تيرماه در تهران آغاز مي‌شود.



منبع سایت بانی فیلم
 
-------------------------------------------------------------
فيلمبرداري <دوخواهر>به پايان رسيد

ارژنگ امير فضلي هم جلوي دوربين رفت‌

فيلمبرداري <دوخواهر>به پايان رسيد



فيلمبرداري فيلم سينمايي <دوخواهر> به كارگرداني محمد بانكي روز گذشته در اصفهان به پايان رسيد.

به گزارش <باني‌فيلم> در آخرين پلان‌هاي اين فيلم كه در لوكيشني در اصفهان فيلمبرداري مي‌شد الناز شاكردوست و حامد كميلي جلوي دوربين رفتند. بازي نيكي كريمي اواسط هفته به پايان رسيده و گلزار نيز روز پنجشنبه آخرين روز فيلمبرداري‌اش در <دو خواهر> بود. خبر تازه درباره فهرست بازيگران اين فيلم، اضافه شدن ارژنگ امير فضلي است. او كه در تعدادي از سكانس‌هاي <دو خواهر> نقش يك نقاش را بازي مي‌كند اوايل هفته گذشته جلوي دوربين غلامرضا آزادي رفت. علي رشيدي كه تدوين همزمان با فيلمبرداري را آغاز كرده اين روزها مشغول مونتاژ <دو خواهر> است.

بانكي در اولين فيلم بلندش در مقام كارگردان داستان كلاهبرداري را روايت مي‌كند كه همزمان با دو چهره متفاوت با دوخواهر ارتباط برقرار مي‌كند،‌ اما در پايان سرنوشتي ديگر پيدا مي‌كند.


منبع
سایت بانی فیلم
 

فيلمبرداري فيلم سينمايي "دو خواهر" به کارگرداني محمد بانکي تا آخر هفته جاري در شهر اصفهان به پايان مي رسد.
به گزارش آفرينش، "دو خواهر" نخستين فيلم بلند سينمايي بانکي است که 16 ارديبهشت در اصفهان کليد خورد. علي رشيدي از هفته گذشته تدوين فيلم را آغاز کرده و بانکي قصد دارد آن را بلافاصله پس از پايان يافتن مراحل فني اکران کند. محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، نيکي کريمي، حامد کميلي، بهنوش بختياري، پوراندخت مهيمن و احمد پورمخبر از بازيگران "دو خواهر" هستند و داستان درباره جواني کلاهبردار است که همزمان با دو خواهر در چهره هاي متفاوت ارتباط برقرار مي کند. فيلمنامه را حسين مثقالي نوشته و غلامرضا آزادي مدير فيلمبرداري بوده است. بانکي تاکنون بازيگري و تهيه کنندگي آثاري چون "علف هاي هرز"، "تهاجم"، "حامي"، "مرد کوچک"، "شاهين طلايي"، "کمينگاه" و ... را در کارنامه خود ثبت کرده است.

http://www.iranpress.ir/


«واروژ كريم مسيحي» پيش‌توليد فيلم جديد سينمايي خود به نام «ترديد» را آغاز كرده است. اين فيلم قرار است اواخر مردادماه كليد بخورد و تاكنون بيش از نيمي از لوكيشن‌هاي «ترديد» هم انتخاب شده. لوكيشن اصلي اين فيلم در كاخ سعدآباد است و تاكنون سه بازيگر اصلي اين فيلم از جمله مهتاب كرامتي، جمشيد هاشم‌پور و حامد كميلي مشخص شده‌اند.

گفتني است، حامد كميلي در يك سال اخير، نقش‌هاي زيادي را بازي كرده و نشان داد كه مي‌تواند در هر نقشي بازي كند، چه نقش شيطان در مجموعه «اغما» كه در ايام رمضان پخش مي‌شد و چه مجموعه طنز «پيامك از ديار باقي» كه در ايام نوروز پخش شد. آخرين مجموعه پخش شده از حامد كميلي، سريال خط‌شكن است.

خانواده سبز


شبكه اول سيما كه سال قبل با سريال اغما سيروس مقدم بسيار جنجالي و بحث‌برانگيز ظاهر شد، امسال نيز سريال رمضان خود را بار ديگر به اين كارگردان پر كار سپرده تا با همكاري مجدد خود با عليرضا افخمي سريال «برزخ» را براي شبكه يك آماده كند. افخمي كه با ساخت «او يك فرشته بود» و نگارش «اغما» به حيطه تازه‌اي در زمينه آثار مذهبي ورود كرده، اينبار نيز با مضمون دو سريال قبلي نگارش فيلمنامه مجموعه جديد سيروس مقدم را شروع كرده است. سريالي كه تاكنون نگارش 4 قسمت از آن به پايان رسيده و هم اكنون مراحل پيش‌توليد و انتخاب بازيگر را سپري مي‌كند. تاكنون براي اين پروژه گروه با فرامرز قريبيان، افسانه بايگان و مهراوه شريفي‌نيا به توافق رسيده و به احتمال به اين جمع حامد كميلي بازيگر ثابت كار‌هاي اخير مقدم نيز اضافه خواهد شد. شبكه اول كه دو سال پياپي تهيه سريال مناسبتي خود را به رضا جودي سپرده بود امسال اين كار را به مهران رسام كه بيشتر در شبكه دو و سه فعال بوده محول كرده است.

سایت سینمای ما: http://www.cinemaema.com


چند عکس از سریال خط شکن:

 

 

 

با تشکر از پرچین جون


حامد کمیلی در نمایی از سریال ملک دل(با تشکر از کیانا جون):


عکس هایی از جشن تجریش (با تشکر از دریا جون)


بعضی از دوستان به من خیلی اعتراض داشتند درمورد نظرات . به همین دلیل من از شما خواهش می کنم در گذاشتن نظرات دقت بیشتری انجام بدهید. به عنوان چند پیشنهاد دوستانه از شما خواهش می کنم که این نکات رو در گذاشتن نظرات در نظر بگیرید:

خواهشا از صحبت های گفتگو مانند بپرهیزید . من برای جلوگیری از این کار این وبلاگو درست کردم که شما اونجا برای دوستی بیشتر و حرفهای دیگر اونجا با هم گفتگو کنید:

www.dchb-chat.blogfa.com

خواهشا در قسمت نظرات از اعنتقاد کردن دیگر بازیگران و افراد دیگر بپرهیزید . اگر کسی حرف نامربوطی زد خواهش می کنم شما جواب اونهارو ندهید صبر کنید تا نظرات اونها پاک بشه.

خواهشا از بحث کردن در مورد چیزهای دیگر بپرهیزید . لطفا در مورد کارهای آقای کمیلی بحث کنید.

امیدوارم حرفهای منو از جنبه ی دستور دادن نگاه نکنید . من به عنوان یک دوست و برای بهتر کردن وبلاگ این پیشنهاد هارو به شما دادم . امیدوارم از من دلخور نشده باشید.


امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا ۱۴ تیر خداحافظ

به دنیا بگویید بایستد

لطفا به اين آدرس برويد و درخواست كنيد كه عكس حامد كميلي را هم بگذارند:

http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-22-pid-101.html


سلام به همه ی دوستان خوبم . امیدوارم حال همتون خوب باشه . یه خاطر تاخیرم از همه ی شما معذرت میخوام .


قسمتی کوتاه از نقد پیامک از دیار باقی که در مجله خانواده خواندم :

... حامد به عنوان کاراکتر محوری قصه پرداخت فوق العاده ای دارد و به خوبی می توان ما به ازای آن را در جامعه مشاهده کرد . شخصیت بی خیال راحت طلب و در عین حال ساده دل مهربان . خلافکار خرده پایی که هنوز رگه هایی از انسانیت در وجودش باقی است و تضاد رفتاری وی با خانواده اش لحظات شیرین و جذابی را به وجود می آورد و حامد کمیلی به خوبی این نقش را به تصویر کشیده است . نقطه قوت این نقش دیالوگ های نوشته شده برای آن است دیالوگ هایی که جاندار و مبتنی بر خاستگاه اجتماعی اش است .


عکسهایی از سریال به دنیا بگوئید بایستد به درخواست بعضی دوستان:


امیدوارم خوشتون اومده باشه

من به دلیل امتحانات تا ۱ تیر نمی توانم به اینجا بیایم ولی با دستی پر بر میگردم

تا ۱ تیر خداحافظ

سریال خط شکن

سلام به همه ی دوستان عزیز . همانطور که خودتان هم میدانید از این جمعه باز هم شاهد درخشش حامد کمیلی خواهیم بود . پخش سریال خط شکن جمعه ها ساعت ۱۹ و تکرار سه شنبه ها ساعت ۲۳ از شبکه تهران .


عکسهایی از سریال خط شکن:

با تشکر از حورا جان


سریال خط شکن جمعه ها ساعت ۱۹:۰۰ تکرار سه شنبه ها ساعت ۲۳:۰۰ از شبکه تهران

سریال پیامک از دیار باقی هرشب ساعت ۲۰:۳۰ و تکرار روز بعد ساعت ۱۶:۰۰ از جام جم ۳

سریال نقش جهان از دوشنبه تا جمعه ساعت ۱۵:۰۵ از جام جم ۱


امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خداحافظ

عکس های سریال پیامک از دیار باقی 3و بهارستان

سلام دوستان عزیز . ببخشید دیر شد . راستش نه خبر جدیدی بود و نه عکسی که من بتونم آپ کنم . به همین دلیل آپ امروز کمی کوتاهه . امیدوارم منو ببخشید.


Hamed Komeli In Sms from underworld 1

Hamed Komeli In Sms from underworld 2

Hamed Komeli In Sms from underworld 3

Hamed Komeili In Sms from underworld 4

HamedKomeili In Baharestan 1

Hamed Komeili In Baharestan 2

Hamed Komeili In Baharestan 3

Hamed Komeili In Baharestan 4

با تشکر از پرنیان جون


پخش سریال خط شکن با بازی حامد کمیلی به زودی از شبکه تهران

پخش سريال پيامك از ديار باقي از جمعه ۳۰/۱/۸۷ هرشب ساعت ۲۲:۰۰ از جام جم ۱

پخش سریال نقش جهان هر روز از شبکه ی جام جم ۱ساعت ۱۷:۰۵

پخش سریال اغما هر شنبه از شبکه ی طپش ساعت ۱۹:۳۰


امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خدا حافظ

حامد کمیلی:می خواستم از جلد شیطان بیرون بیایم

پخش سریال خط شکن با بازی حامد کمیلی به زودی از شبکه تهران

پخش سريال پيامك از ديار باقي از جمعه ۳۰/۱/۸۷ هرشب ساعت ۲۲:۰۰ از جام جم ۱


سلام به همه ی دوستان عزیز امیدوارم حال همه ی شما خوب باشه.


با تشکر از نیکی جان که این عکس و مصاحبه را به من نشان دادند:

گفت وگو با سازندگان مجموعه تلويزيوني «پيامک از ديار باقي»
اول شديم

...................... حسن محمودي?



«پيامک از ديار باقي» سريال مناسبتي نوروز شبکه يک سيما همان طور که انتظار مي رفت، تبديل به برگ برنده يي براي اين شبکه شد تا بار ديگر بخش عمده يي از مخاطبانش را راضي نگه دارد و استمراري براي موفقيتي باشد که اين شبکه با پخش سريال ساعت شني به دست آورد. با اين تفاوت که «پيامک از ديار باقي»،گرچه به آن قوت و درصد مخاطب نرسيد و در پله پايين تري ايستاد، از حاشيه هاي کمتري برخوردار شد. اين در حالي بود که «پيامک از ديار باقي» با موضوع جدي به نام مرگ شوخي و سعي کرده بود بخشي از ناهنجاري هاي جامعه ايراني را به نقد بکشد. به حتم اين سريال در پرونده کارگردان، نويسنده، تهيه کننده و ديگر عوامل توليد اثري قابل تامل خواهد بود. مجالي که براي گفت وگو با سيروس مقدم در مقام کارگردان، محسن تنابنده در مقام نويسنده، محمدرضا شريفي نيا در مقام بازيگردان و بازيگر و حامد کميلي در مقام بازيگر پيش آمد، فرصت مغتنمي بود که برخي از پرسش هاي طرح شده درباره اين سريال را از زبان عوامل اصلي آن بشنويم.

---

- کار شما در تلويزيون در مقام فيلمنامه نويس از کجا شکل گرفت؟

تنابنده؛ اولين تجربه فيلمنامه نويسي ام در تلويزيون مربوط به «زندگي به شرط خنده» به کارگرداني مهدي مظلومي در مقام سرپرست نويسندگان بود. ولي چون آنها کار را به شکل ديگري مي ديدند، کناره گيري کردم. آنها فکر مي کردند بازيگران يک مجموعه روتين زياد با متن کار نمي کنند و براساس بداهه بازي مي کنند. آنها نياز به يک طرح کلي دارند تا بازيگران براساس آن بازي کنند. ولي من معتقد بودم هر بداهه يي نيز نيازمند اين مساله است که در ابتدا ساخته شود، نه اينکه همه چيز در لحظه جلوي دوربين شکل بگيرد. براي همين زياد دوام نياوردم.

- «پيامک از ديار باقي» ايده و طرح خودتان بود؟

تنابنده؛ بله. حدود دو سال پيش خبري در يک روزنامه خواندم که يک کلاهبردار آگهي فوتش را در خانه اش نصب کرده. اين ايده را پرورش و گسترش دادم تا اينکه طرح «پيامک از ديار باقي» شکل گرفت.

- فکر نمي کنيد ايده سريال کمي کهنه و مشابه سريال ها و فيلم هاي قديمي مثل «مسافري از هند» درآمده باشد. مولفه هايي مثل وجود مرد دوزنه و کلاهبردار از جمله موارد کليشه شده است.

تنابنده؛ زماني که «مسافري از هند» پخش مي شد، تنها چند قسمت آن را تماشا کردم و تا جايي که يادم مي آيد قصه آن سريال، چنين چيزي نيست و شباهتي ندارد. البته بخش کوچکي از آن شايد يادآور«مسافري از هند» باشد. اگر هم اين طور باشد، چه عيبي دارد، آن هم در زماني که با قصه يي متفاوت روبه رو باشيد. ضمن اينکه اگر نگاهي به کل قصه هاي موجود بکنيم، خواهيم ديد که تعداد قصه ها محدود است و به شکل هاي مختلف روايت و ساخته مي شود که با ديگري به کلي فرق مي کند. خيلي بر اين باور نيستم که وقتي يک سري چيزها کليشه شده، به سراغش نرويم. برخي از کليشه ها هست که اگر با نگاه نو به سراغش برويم، مي شود اثر جديد و نويي را به وجود آورد. ضمن اينکه من خيلي از مرگ ترس دارم و هر قصه يي که به سراغش مي روم، به نوعي تم مرگ، به صورت مستقيم يا غيرمستقيم در آن وجود دارد. فيلم هاي سينمايي«چند مي گيري گريه کني» و «استشهادي براي خدا» نيز از اين جمله است. فکر کردم با «پيامک از ديار باقي» اين ترس از بين مي رود، ولي همچنان پابرجا است.

- از اول قرار بود يک فيلمنامه طنز بنويسيد يا اينکه مصادف شدنش با ايام نوروز آن را به سمت طنز پيش برد؟

تنابنده؛ نه. بناي اصلي از همان اول نوشتن يک کار طنز بود. متن روي يک بيس جدي استوار است. با يک قصه تلخ روبه روييم. فکر مي کنم بيس هايي که جدي تر هستند، شوخي کردن با آنها جذاب تر باشد. چيزهايي که اوهام دارد و تا حدودي غيرملموس است، در فضاي شوخي براي مخاطب جذاب تر خواهد بود.

- فکر مي کنيد با توجه به شيوه کارگرداني و ساختار کار فضاي مورد نظرتان به لحاظ طنز درآمده باشد؟

تنابنده؛ در ارتباط با ساختار فکر مي کنم يکسري از دوستان ما در تلويزيون ساختارهايي را باب کرده اند و منتقدان اين احساس را دارند اگر کسي ديگر بخواهد برخلاف ساختارهاي قبلي کار کند، برنمي تابند و مورد انتقاد قرارش مي دهند. به نظرم«پيامک از ديار باقي» تجربه يي نو در طنز است؛ نه هجو و هزل. هم به لحاظ قصه و شکل آن و هم از منظر کارگرداني.

-«پيامک از ديار باقي» در وهله نخست قصد داشت با ساختارش ويژگي متفاوتش را با ديگر سريال هاي نوروزي نشان دهد.

مقدم؛ يکي از مولفه هاي قابل تامل«پيامک از ديار باقي» ساختار آن است که از منظر يک سريال طنز، اثري متفاوت به نظر مي رسد. همان طور که محسن تنابنده فيلمنامه نويس کار اشاره کرد، قواعدي در تلويزيون ما تثبيت شده که هر چيزي خارج از اين قواعد نه به عنوان يک کار متفاوت و هنجار تازه، بلکه به عنوان يک ناهنجار به آن نگاه مي کنند. اين بحث را در مواجهه با کارهاي قبلي نيز داشته ام. از لحاظ ساختار درباره کارهاي من از جمله نرگس، پرواز در حباب، اغما و پيامک از ديار باقي بحث هايي کرده اند که من در تلويزيون کارگرداني هستم با سبک کاري خاص خود و مخاطب از همان قسمت هاي نخست، حتي اگر نام من را به عنوان کارگردان نداند، متوجه خواهد شد که با کارم مواجه است. اين چيزي نيست که در طول يک شب اتفاق افتاده باشد، بلکه حاصل سال ها تجربه و کار است.

- کارنامه شما قبل از «پيامک از ديار باقي» حکايت از کارگرداني دارد که در فضايي کاملاً جدي کار مي کند. وقتي در خبرها آمد که قرار است کاري طنز را کارگرداني کنيد، ترديدهايي را به همراه داشت.


مقدم؛ در دايي جان ناپلئون به عنوان دستيار دوم ناصر تقوايي بودم. دايي جان ناپلئون، قصه يي بود به شدت جدي با بازيگراني به شدت جدي، ولي موقعيت هايي که در آن قرار مي گرفتند، موقعيت هاي طنز بود و تمام فضاهاي قصه نيز براساس سوءتفاهم هايي بود که در قصه وجود داشت. نوع نماپردازي، نوع ميزانسن ها، چگونگي ديالوگ ها، نوع پوشش ها، نوع ميزانسن ها و نورپردازي ها به گونه يي بود که يک کار جدي دارد توليد مي شود. مثلاً اگر صدايي اضافي از بازيگر درمي آمد و به اختلافي جدي منجر مي شد، همه به گونه يي جدي شکل مي گرفت و اين طور نبود که بازيگران بخواهند با ديالوگ ها و رفتار اضافي مخاطب را به خنده وادارند. وقتي موضوع ساخت پيامک از ديار باقي مطرح شد، احساس کردم بعد از سال ها با قصه يي مواجه شده ام که يک موضوعي جدي مثل مرگ را قصد دارد با نگاهي طنز نگاه کند. اين ماجرا من را به ياد «دايي جان ناپلئون» انداخت. يک متن کاملاً منسجم با سکانس هايي که هيچ کدام را نمي توانستيم جابه جا کنيم و آدم هايي که قابل حذف نبودند.



قصه براي آدم ها موقعيتي کاملاً جدي فراهم کرده که مشغول زندگي خود هستند و براساس سوء تفاهم هايي که به وجود مي آيد، با موقعيتي خنده دار روبه رو مي شويم. اشاره کردن به سريال دايي جان ناپلئون نيز به اين لحاظ است. يک روي سکه با وضعيتي کاملاً جدي و تراژيک روبه رو هستيم و روي ديگر سکه جنبه يي خنده دار به وجود مي آورد. آدمي در فضاي قبري قرار گرفته و فاجعه يي انساني در حال اتفاق است و آن بالا فضايي وجود دارد که ناشي از سوءتفاهم هاست و موقعيتي خنده دار به وجود مي آورد. قصه در بستري شکل مي گيرد که يک آدم کلاهبردار بر اثر اتفاق هايي که برايش مي افتد، متوجه اشتباهش مي شود و تحول شکل مي گيرد. بندبازي هايي که آن بالا انجام مي داده با توجه به امکانات و اموالش حتي موبايلي که با خود در قبر دارد، نمي تواند به دادش برسد و سر آخر بايد بيايد در اين دو متر جا، جوابگوي کارهايش باشد. طبيعتاً اين موضوع ساختاري را مي طلبيد که با ساختار کارهاي طنزي که از تلويزيون ما پخش مي شود، تفاوت داشت. مجموعه هاي طنزي که در تلويزيون توليد شده اند، ارزش ها و وظايف خاص خود را داشته اند و قرار بوده، کاري ديگر انجام بدهند. خستگي مخاطب را از بين ببرد و لبخندي بر لب هاي آنها بنشاند. با وظيفه يي که اين شکل طنز کار ما به عهده دارد، کاملاً مختلف است. طبيعتاً ساختار اين دو شکل کار هم با يکديگر فرق دارد. شما در کارهاي طنز روتين تلويزيون چندان متوجه تفاوت سکانس هاي روز و شب نمي شويد، چون نورپردازي و فضاسازي در آنها معنايي ندارد و بايد کار براساس بداهه پردازي گرفته شود. اين نوع کارها اغلب براساس توانايي هاي بازيگران حرفه يي طنز و کلماتي که بين آنها رد و بدل مي شود به راحتي پيش مي رود. بارها از خود اين دوستان شنيده ام که شش صفحه متن داشته ايم ولي چهل صفحه را با آن گرفته ايم. اما در کارهايي از نوع پيامک از ديار باقي همه چيز شکل منسجم و حرفه يي دارد. چنين نگاه و مضموني نمي توانست به قواعدي که مربوط به طنزهاي متداول تلويزيون است، پايبند بماند. اگر مي خواست از آن شيوه ها تبعيت کند، آن وقت تاثيرات مدنظر خودش را بر مخاطب نمي گذاشت. به همين خاطر شما در کار ما با مقولاتي جدي مثل تصويرسازي، نورپردازي، فضاسازي، لنزهاي مختلف، دوربين رودست هاي متعدد و انواع کنتراست هاي مختلف روبه رو هستيد. شخصيت ها در قصه کار ما در ابتداي سريال با موقعيت هاي متزلزلي روبه رو هستند که بايد از اين طريق آنها را پرداخت مي کرديم و نشان مي داديم. خانواده سيم خواه همگي موقعيت هاي متزلزل و نابساماني دارند. به لحاظ ساختاري و ايجاد غيرمستقيم حس به مخاطب بايد از تکنيکي استفاده کنيد که اين تزلزل را نشان دهد. اگر دوربين ها رو دست است و آدم ها گويي پايشان روي زمين نيست، براي به تصوير کشيدن اين وضعيت است. از جايي که کم کم تکليف آدم ها در قصه مشخص مي شود، و قرار مي گذارند مسعود سيم خواه به گونه يي بميرد و داخل قبر گذاشته شود، شما به ظاهر با يک تثبيت موقعيت آدم ها روبه رو هستيد. براي تعريف اين جنس قصه ديگر نورپردازي کار شما نمي تواند به شيوه نورپردازي تخت کارهاي طنز رايج تلويزيون باشد. ديگر همه نورها و رنگ ها شاد نيست و از اتفاق بايد برخي جاها ايجاد ترس و استرس در مخاطب مي کرديم. تعمداً تلاش کرديم با تکنيک هاي مختلف ايجاد خفگي، ترس از مرگ و وحشت بکنيم. بايد تماشاچي با تنگناهايي که مسعود سيم خواه در آن قرار مي گرفت، همذات پنداري مي کرد تا وقتي اين آدم در قبر دچار توبه مي شود، آن را بپذيرد و باورش کند. نوع تکنيک کار بايد به گونه يي باشد که تماشاچي متوجه باشد داريم با يک مقوله يي خيلي جدي شوخي مي کنيم و اصلاً قصدمان نيست چيزي مثلاً کرايه تاکسي را دست بيندازيم. قرار است با موضوعي جدي شوخي کنيم. مانند کاري که چاپلين در کارهايش با فقر به صورت جدي مي کند. با تماشاي کار چاپلين شما عمق فقر را حس مي کنيد و به اين صورت نيست که خنده يي بر لب هاي شما بيايد و براي لحظه يي شاد باشيد و بعد آن را از ياد ببريد و فراموش کنيد. ما نمي خواستيم خنده سطحي به مخاطب خود تحويل بدهيم و مي خواستيم اگر هم مي خندد، متوجه موضوع جدي تري بشود. با اين اوصاف شوخي ما نمي توانست در کارمان به لودگي تبديل شود. بايد کاري مي کرديم حاصل اين شوخي او را به فکر وادارد و بر او تاثير بگذارد. اين عمق بايد هم در فضاسازي و بازي بازيگران نمود مي يافت و هم در قصه.

- سيروس مقدم جداي از تجربه دستيار دومي در کار دايي جان ناپلئون، کارنامه کاري اش تداعي کننده سازنده يي جدي است. از طرف ديگر بازيگران کار ترکيبي از بازيگران حرفه يي طنز و بازيگران کارهاي ملودرام بودند. نام سريال به اضافه زمان پخش آن در مناسبت نوروز در همان ابتداي انتشار خبرهاي قبل از پخش، دوگانگي خاصي را در ذهن تداعي مي کرد. از اتفاق با پخش سريال اين احساس تشديد شد و با ساختاري دو گانه که به گونه يي ميان جدي بودن و طنز بود، روبه رو بوديم. از طرفي بازيگران جدي طنز توقع مخاطب را به سمت تماشاي لحظاتي شاد و مفرح مي کشاند و از طرف ديگر نوع نورپردازي و حرکت هاي رودست دوربين و فضاسازي توقع جنس ديگري از کار را ايجاد مي کرد و نزديک مان کرد به تجربه هاي قبلي تان. شما معتقديد که اين تمهيد عمدي بوده و خواسته ايد به نوعي ديگر از طنزسازي در تلويزيون ايران دسترسي پيدا کنيد. حاصل کار شما پخش شده و مي توان با توجه به آن گفت که اين اتفاق افتاده يا نه.؟

مقدم؛ من اشاره به دوگانگي نمي کنم. اتفاقاً اصرار بر يکدستي کار دارم. منتها مي گويم ساختاري را انتخاب کرده ام و به کار برده ام که با آنچه تاکنون به عنوان طنز در تلويزيون ما ساخته شده، متفاوت باشد. براي همين بازيگراني را که تجربه کار طنز داشتند به همراه بازيگراني که تجربه کار طنز نداشتند، در کنار هم قرار دادم.

- مي خواهيد بگوييد اين کار کاملاً آگاهانه بود.

مقدم؛ براي اينکه بتوانيم يک تعاملي بين فضاهاي جدي و فضاهاي شوخي مان ايجاد کنيم. آيا وقتي به قسمت هايي مي رسيم که مثلاً محمدرضا شريفي نيا در قبر است، براي شما موقعيت خنده داري ايجاد نکرده که بخنديد؟

- چرا.

مقدم؛ پس طبيعتاً در اين زمينه موفق عمل کرده ايم. وقتي سيم خواه در فضايي بسته و انفعالي قرار مي گيرد و جايي است که امکان خنداندن بسيار کم است، باز هم قصه افت نمي کند و مخاطب موقعيتي خنده دار را احساس مي کند. اينجا خنده يي است که شما را به فکر کردن وامي دارد و سعي کرديم با تلفيق اين بازيگرها بتوانيم به هدفمان برسيم. براي همين قرار است متر و معيار طنز ما بازي شريفي نيا باشد و ميزان طنز شفيعي جم، لولايي و نادر سليماني را بياوريم پايين و از طرفي ميزان طنز حامد کميلي، شيلا خداداد، افسانه بايگان و سروش گودرزي را بياوريم بالا تا تعادل حفظ شود. اين کار را سعي کردم در کليت سريال حفظ کنيم.

- اين تحليل را قبل از شروع کار و در مراحل بازي گرفتن نيز با بازيگرها داشته ايد؟

مقدم؛ بله.

- اين را بدين جهت مي پرسم که برخي مي گويند سيروس مقدم کاري به کار بازيگران ندارد.

مقدم؛ درباره من حرف زياد است. چيزهايي که راجع به من نوشته شده را مي گويم. يک جايي خواندم که نوشته بودند علت اينکه سيروس مقدم سرعت بالايي دارد، اين است که دوربين اش را ته اتاقي مي گذارد و به بازيگران مي گويد هرچه حفظ کرده ايد و بلديد را بازي کنيد. من مي گويم شما يک نمونه يي بياوريد که حاصل اين نوع کار کردن من باشد. از اتفاق تدوينگران من مدام به تنوع نماها اشاره مي کنند و موي خود را مي کنند که کار تلويزيوني را به مانند فيلمي سينمايي مي گيرم. ما بايد به تعريفي از رابطه بازيگر با کارگردان و بازيگردان و برعکس برسيم. من آن چيزهايي را که قبول ندارم مي گويم تا گفته باشم چه چيزهايي را قبول دارم. من اعتقادي به کار کارگردان هايي که مي روند به جاي بازيگران شان بازي مي کنند تا بگويند چطور بازي کنند، ندارم. من اگر فن بازيگري را از بازيگرم بهتر بلد بودم که بخواهم به بازيگرم بگويم چطور بازي کند، آن وقت مي رفتم مي شدم بازيگر نه کارگردان. وقتي مي روم يک بازيگر حرفه يي را در کارم دعوت مي کنم، يعني اينکه خودم قادر به انجام کار او نيستم و آدمي را که مي تواند بهتر بازي کند دعوت مي کنم. اعتقاد دارم که بازيگر کارش را بلد است يا نه. اگر بلد نيست، دعوت کردنش از طرف من کار اشتباهي است. آدم حرفه يي، آدم هاي حرفه يي را در کارش دعوت مي کند، مگر اينکه جنس کار به گونه يي باشد که نابازيگر براي آن دعوت کنند. وقتي يک بازيگر حرفه يي را دعوت مي کنيد؛ به اين معنا است که مي داند چه چيزي را بايد بازي کند و با چه کارگرداني روبه رو است و سوار و مسلط بر نقش اش است. تنها کاري که به عنوان کارگردان با بازيگر مي کنم اين است که به برداشت واحدي از کاراکتر مي رسيم. نتيجه اش هم اين است که اين برداشت کلي ما و بازيگر، روي بازي و گريم و ديگر مساله ها تاثير مي گذارد. بازيگر بدون فکر؛ يعني روبات.

- دو شاهد مثال خوب اينجا داريم که مي توانند درباره حرف هاي شما بيشتر توضيح بدهند. آقاي کميلي شما دو تجربه سريال پرواز در حباب و پيامک از ديار باقي و يک تله فيلم را داريد.

کميلي؛ من قبل از کار با ايشان و در فاصله چند کاري که با هم انجام داديم، تجربه چند کار را با کارگردان هاي ديگر دارم. برخي از کارگردان ها اجازه خلاقيت را به شما نمي دهند. ذهن شان نسبت به آن چيزي که خوانده بودند بسته بود و اجازه کار بيشتر را به شما نمي دادند. شما به عنوان يک بازيگر به تصويري ديگر نسبت به نقش خود مي رسيد که با برداشت و تصويري که کارگردان رسيده بود، فرق داشت و احساس نوعي بيگانگي با برداشت کارگردان نسبت به کاراکتر پيدا مي کرديد. علت اينکه وقتي سيروس مقدم به من پيشنهاد بازي در کاري را مي دهد و من بدون معطلي قبول مي کنم، يکي اين است که اغلب نقش هاي متفاوتي را به من پيشنهاد مي دهند و فرصتي در اختيارم قرار مي دهند تا تجربه هاي بيشتري در نقش هاي مختلف داشته باشم و بتوانم به مرور خودم را پيدا کنم، ديگر اينکه احساس مي کنم هنگام کار با ايشان، انرژي ام جريان پيدا مي کند و کاملاً با اين موضوع مخالفم که سيروس مقدم کاري به کار بازيگر ندارد. ايشان هميشه در پيش توليد با بازيگر به يک برداشت واحدي مي رسد. البته در کارهاي مفصل اتفاق هاي ديگري مي افتد که در طول کار گاه متن عوض مي شود و بايد دوباره با هم حرف بزنيم. ما با کارگرداني مثل مقدم در ابتداي کار به نگاه واحدي مي رسيم. ايشان مي گويند چه چيزي را مي خواهند و من سعي مي کنم در طول کار به آن سمت حرکت کنم. چيز مهمي که در اينجا وجود دارد اين است که به شما اجازه مي دهد به خلاقيت برسيد. اتودهايي را به شما مي دهد که با تمرين آن مي توانيد به ظرفيت بيشتري در بازي تان برسيد. البته حرف آخر را خودش مي زند. اما اجازه مي دهد شما بتوانيد نقش تان را در اتودهاي مختلف بازي کنيد و خودتان را در آنچه مناسب تر است، پيدا کنيد.

- دو کار «پرواز در حباب» به کارگرداني سيروس مقدم و «به دنيا بگوييد بايستد» به کارگرداني محمدرضا آهنج از شبکه سه و پنج پخش مي شد که امکان مقايسه چگونگي هدايت بازي شما توسط دو کارگردان مختلف را نشان مي داد. البته ناگفته نماند که «به دنيا بگوييد بايستد» کار نخست شما بود و «پرواز در حباب» را بعد از تجربه نخست بازيگري خود انجام داديد.

کميلي؛ البته نکته يي که راجع به کارگردان ها گفتم مربوط به محمدرضا آهنج نيست.

- برگرديم به ادامه بحث مان با آقاي مقدم. جالب است بدانيد که حرکت دوربين رو دست هاي «پيامک از ديار باقي» را برخي باز هم گذاشتند به حساب همان سرعت بالايي که داريد.

مقدم؛ اينکه از اتفاق کار را کندتر مي کند. کارگردان هايي که مي خواهند از راندمان سه دقيقه در روز خود دفاع کنند، سعي مي کنند حساب شان را با نوع کار شما که چند برابر اين زمان است، جدا کنند و به حساب حساسيت ها و وسواس ها و تکنيک هاي برتر خود بگذارند.

بايد ديد خروجي همان کارگردان هايي که روزي يک دقيقه يا سه دقيقه مي گيرند چيست؟ آيا واقعاً کيفيت کارشان نيز به همين نسبت فرق مي کند. خروجي کاري که من انجام مي دهم از خروجي آنها اگر بالاتر نباشد، پايين تر نيست، ديگر ماجرا فرق مي کند. آيا در کاري که ما مثلاً ده دقيقه در روز مي گيريم، شما شتابزدگي مي بينيد. آنها زمان پرتي زيادي در کارشان دارند. من نمي گذارم بازيگرهايم بعد از گرفتن يک پلان، از فضاي کار خارج شوند و مشغول گپ و گفت و مسائل روزمره شان شوند. همين که يک پلان گرفته شد، بلافاصله جاي دوربين براي گرفتن پلان بعدي آماده شده.

- با اين حساب تهيه کننده ها را بدعادت مي کنيد. آقاي شريفي نيا شما به عنوان بازيگري که تجربه کار با کارگردان هاي مختلفي را داشته ايد در اين ارتباط نظرتان چيست؟

شريفي نيا؛ من چون تجربه کار با کارگردان هاي سينما را هم دارم، اجازه بدهيد به نکته يي اشاره کنم. اگر قرار باشد سيروس مقدم به آن سرعت برسند، خب مي توانند به جاي کار با يک دوربين با سه دوربين کار کنند و سوئيچ کنند. با اين کار که به سرعت بالاتري مي رسند. ولي ايشان با يک دوربين کار مي کنند؛ يعني اينکه به سمت دقت پيش مي رويد. در صورتي که اگر بخواهيد با سيستم تلويزيون گرفته شود همه اينها مي تواند با چند دوربين گرفته و تمام شود. کار سيروس مقدم هيچ تفاوتي با کار کارگردان هايي که در سينما کار مي کنند، ندارد. منتها سيروس مقدم وقتي کار مي کند، از حواشي پرهيز مي کند، همه چيز براي گرفتن پلان ها مهيا است. تمام اتفاقاتي که در کارهاي ديگران مي افتد و باعث مي شود يک دقيقه در روز يا نيم دقيقه بگيرند، براي اين است که شرايط براي توليد بيشتر مهيا نيست و آنها دچار مسائل حاشيه يي مي شوند. يا بازيگران حرفه يي نيستند يا امکانات لازم فراهم نشده. در «پيامک از ديار باقي» بنا بر مدت زمان اندکي که وجود داشت، و بايد سريال را به زمان تعيين شده براي پخش برسانيم، مجبور بوديم با سرعت بيشتري عمل کنيم. من به عنوان بازيگر بايد نهايت تلاشم را مي کردم تا بتوانم نقشي را که به عهده ام گذاشته بودند دربياورم و بازي کنم. کارگردان با من به برداشت مشترکي درباره کاراکترم مي رسد و بعد از آن قرار است ناظر خوبي بر کار من باشد و مواظب باشد تا حرکت اضافه يي از من سر نزند و کاري نکنم که از شخصيتي که نسبت به آن به برداشت مشترکي رسيده ايم، دور شوم. جايي هم امکان دارد من در طول کار به برداشت ديگري برسم که با برداشت ايشان فرق کند. من تحليل خودم را ارائه مي دهم و امتياز سيروس مقدم نسبت به برخي ديگر از کارگردان ها در اين است که از بازي من دو يا چند برداشت مي گيرد تا در زمان تدوين ببينيم کدامش بهتر است. نکته مهمي که در ارتباط با اين کار وجود دارد اين است که چطور ما توانسته ايم در طول دو ماه چيزي حدود سيزده قسمت؛ يعني به اندازه هفت تا فيلم سينمايي بگيريم. اين را از اتفاق چند روز پيش يک تهيه کننده يي از من مي پرسيد. مهمترين اش موقعيت و شرايطي است که توليد براي شما فراهم کرده و آرامشي است که کارگردان با خودش سر صحنه مي آورد و تکليفش با خودش و بازيگر و گروهش مشخص است. درست است که ما دو ماه سر صحنه بوده ايم ولي اين دو ماه ما در واقع چهار ماه است؛ يعني اينکه يک شب ما دو شب است و يک روز ما دو روز است. از وقتي آفتاب غروب مي کند، شب ما شروع مي شود و تا وقتي آفتاب طلوع مي کند، ادامه دارد. اين چيزي است که توليد براي ما مهيا کرده. پلان ها را هم شما ديده ايد؛ پلان هاي شکيل است و باري به هر جهت گرفته نشده. من با توجه به اينکه در سال چندين کار انجام مي دهم، بهترين مقايسه را مي توانم بکنم. سيروس مقدم به گونه يي يک اثر تلويزيوني را توليد مي کند که يک کارگردان سينمايي دارد کار مي کند. اين طور نيست که چون سرعت بالايي دارد، کارش را سرسري انجام مي دهد. از اتفاق من کارهايي سينمايي را مي توانم مثال بزنم که در سطح پايين تري نسبت به کار سيروس مقدم قرار دارد و سرعت کمتري در روز داشته است. وقتي يک پلان دارد گرفته مي شود، پلان ديگر در حال آماده شدن است. ما کارمان را جلوي دوربين ديگري تمرين مي کرديم تا پخته تر شود و بعد بياييم مقابل دوربين کارگردان. برخي جاها نيز بنابر ضوابط پخش در تلويزيون، جاهايي که احساس مي کرديم امکان دارد با مشکلي روبه رو شويم، آن پلان را با برداشت ديگري نيز مي گرفتيم تا بعدها مشکلي پيش نيايد. برخي اوقات براي اينکه احتمال مي داديم براي يک کلمه در پخش دچار مشکل شويم، آن کلمه را به گونه يي ديگر نيز مي گفتيم. برخي وقت ها نيز چند روز صبر مي کرديم تا يک سکانس را وقتي بگيريم که دقيقاً همان شرايط مورد نظر و تاثيرگذارش را داشته باشد. حالا اگر يک گروهي مي خواست بزن برو بگيرد، اين کار را نمي کرد. ما بخشي از قبر را به شکل واقعي گرفتيم. خود دکور زنده به گوري بود. در جايي تنگ قرار داريد که خاک روي سرتان مي ريزند و سنگ لحد را گذاشته اند بالاي سرتان. اينقدر خاک توي چشم ها و گوش هايم رفته که هنوز دارم دکتر مي روم و مشکل دارم. اينها را نيز بايد شما در نظر بگيريد.

- به حتم بخشي عمده از موفقيت سريال ساعت شني مربوط به نقش شما در انتخاب بازيگرها بود. اين حرف را درباره اغلب کارهايي که شما در اين مقام حضور داشته ايد، مي شود گفت. در پيامک از ديار باقي نيز گويا همين کار را انجام داده ايد.

شريفي نيا؛ من از اول در اين کار با سيروس مقدم حضور داشته ام. ترکيب هاي مختلفي را نيز در نظر گرفتيم. اين مربوط به زماني بود که هنوز تکليف بودن يا نبودن من در سريال قطعي نشده بود و کارهايش تمام نشده بود. اگر من به عنوان مسعود سيم خواه حضور داشتم، آن وقت بازيگرهايي که در کنارم قرار مي گرفتند، به همين صورتي بود که ديديد. فرض هاي ديگري نيز مطرح بود که بنابر آنها ترکيب ديگري از بازيگران را انتخاب مي کرديم. اين مساله درباره بازيگرهاي ديگر نيز صدق مي کرد. مثلاً براي نقشي که افسانه بايگان بازي کرد، احتمال حضور مهرانه مهين ترابي يا گوهر خيرانديش نيز مطرح بود که در آن صورت بايد بازيگرهاي ديگري را براي نقش هاي مرتبط به ايشان انتخاب مي کرديم؛ مثلاً اگر داريوش ارجمند در کار حضور پيدا مي کرد، بايد فکر مي کرديم پسرش چه کسي بايد باشد. بازيگرها نيز بايد به گونه دو دست انتخاب مي شد که طنز مورد نظرمان را بتوانيم بسازيم. سريال پيامک از ديار باقي قصه خيلي مهلک و تکان دهنده يي داشت که بايد با زبان طنز به صورت خيلي نرم روايت مي شد و در عين حال براي مردم مفرح نيز بود. همين کار را براي ما سخت مي کرد. يک وقت است شما مي خواهيد فقط مردم را بخندانيد که با چهارتا شکلک و معلق مي شود اين کار را کرد، همان طور که برخي اين چنين عمل مي کنند.

- با توجه به بازتابي که از کارتان ديديد، فکر مي کنيد شما چقدر در کارتان موفق بوده ايد؟

شريفي نيا؛ من فکر مي کنم نود درصد موفق بوده ايم. اين بازتابي است که از مردم گرفته ايم. ده درصد را نيز تواضع به خرج دادم.

- اين حرف را با توجه به چه چيزي با اين اطمينان مي زنيد؟

شريفي نيا؛ براي اينکه ما خودمان با مردم در ارتباط هستيم و بازتاب هاي آنها را متوجه مي شويم. من الان چند هزار پيامک دارم که درباره کار اظهارنظر کرده اند و آنها را نگه داشته ام. اينها مربوط به کساني است که خودشان اهل اين کار هستند، بازيگرند يا کارگردان و تهيه کننده و منتقد.

-وقتي در خبرها آمد که محمدرضا شريفي نيا قرار است در «پيامک از ديار باقي»؛ سريال نوروزي شبکه يک به عنوان بازيگر حضور داشته باشد، اين توقع ايجاد شد که قرار است محور اصلي کار شما باشيد؛ اتفاقي که مثلاً براي مهران مديري در مجموعه مرد هزارچهره افتاد.

شريفي نيا؛ من آن قدر هم محور کار نبودم.

-آقاي مقدم تصور شما از انتخاب محمدرضا شريفي نيا براي نقش مسعود سيم خواه چگونه بود؟

مقدم؛ وقتي قرار شد پيامک از ديار باقي را بسازم، در مرحله انتخاب بازيگران به شريفي نيا فکر مي کردم. چندين گزينه ديگر هم بود که سازمان و تهيه کننده مطرح مي کردند. به پيشنهاددهندگان کار گفتم اگر قرار است حضور شريفي نيا قطعي نشود، به فکر کارگردان جايگزين باشند؛ يعني اين قدر براي من حضور ايشان در اين کارم مهم بود. فکر مي کردم با حضور ايشان است که مي توانم به آنچه در ذهن دارم برسم. يک ماهي من وقتم را گذاشتم تا مسائل مربوط به حضور شريفي نيا حل شود و ايشان بتواند اين نقش را بازي کند. خيلي ها به من گفتند داري وقت را از دست مي دهي. من هم گفتم اگر قرار است ايشان نباشد، امکان دارد من را نيز به عنوان کارگردان براي اين کار از دست بدهند. جنس بازي طنازانه شريفي نيا براي ما معيار و متري بود تا بتوانيم به نوع متفاوتي از کار طنز که مد نظرمان بود، برسيم.

-با توجه به نقش هايي که قبلاً بازي کرده ايد و مولفه هايي مثل يک مرد کلاهبردار و دوزنه به نظر مي رسيد کمي کليشه شده ايد و نقش متفاوتي را در اين سريال ارائه نداده ايد. به عبارتي با تماشاي سريال مي شد گفت اين که همان شريفي نياي کارهاي قبلي است. آقاي مقدم شما در مقام کارگردان اعتقاد به چيزي ديگر داريد؟

مقدم؛ به نظرم نقشي را که بازي کردند در اين سريال هيچ شباهتي به نقش هايي که قبلاً در کارهاي ديگر بازي کرده اند، ندارد.

-همزمان با پخش «پيامک از ديار باقي» فيلم پرطرفدار «اخراجي ها» پخش شد.

شريفي نيا؛ جنس بازي من در اخراجي ها با بازي در اين سريال يکي نبود.

-اما اين توقع را در تماشاگر يک سريال مناسبتي نوروز ايجاد مي کرد که بيشتر ديده شويد.

شريفي نيا؛ يعني همه سريال بايد من باشم؟ همين قدر هم که بودم بازيگر هاي ديگر مي گفتند چرا زيادتر هستم. ما هر جا بازي مي کنيم مي گويند چرا شريفي نيايش کم است. در سريال امام علي مي گفتند چرا وليد و قطامش کم است، در اينجا نيز مي گويند چرا سيم خواهش کم است.

-يعني شما مي گوييد اين اتفاق در اين سريال افتاده؟

شريفي نيا؛ من در سريالي قرار است بازي کنم که يکسري شخصيت با قصه هاي خاص خودشان را دارند و اين از قبل طراحي شده. حالا در اين سريال به قول معروف کمش دل را مي زند و لابد زيادش هم قلوه را. به نظرم هر چيزي سر جاي خودش بود. در بخشي از سريال سيم خواه داخل قبر مي رود و مخاطب نمي تواند زياد او را ببيند. سيم خواه آدمي کلاهبردار بود که در کارش حرفه يي بود و هر کار خلافش را خوب انجام مي داد. نقش هاي منفي نيز براي تماشاگر جذابيت زيادي دارد. يعني موقعيت نقش نيز به گونه يي است که تماشاچي آن را دوست دارد و مي خواهد بيشتر حضور داشته باشد. بازي شيرين است، نه اينکه کارهاي سيم خواه خوب باشد. اشتباه نشود که مخاطب از سيم خواه که کلاهبردار است خوشش آمده. نه، وقتي شما يک نقش منفي را خوب و شيرين بازي کني، تماشاچي خوشش مي آيد، توجه داشته باشيد از نوع بازي خوشش مي آيد، نه از شخصيت منفي. اين را خيلي ها اشتباه مي گيرند. از کاراکتر کلاهبردار خوششان نمي آيد، از بازي خوششان مي آيد. در ضمن اين نقش را من تا حالا بازي نکرده ام. اگر هم کاراکتر قصه در انتها محبوبيت پيدا مي کند براي سيري است که طي کرده و با ماجراهايي که برايش پيش آمده، متحول شده و در انتها حتي تماشاچي براي اين آدم گريه مي کند و به حالش دل مي سوزاند.

-کارگردان و بازيگران کار اذعان دارند که شرايط را تهيه کننده برايشان به نحوي آماده کرده که بتوانند يک شب شان را به دو شب تبديل کنند و در واقع سرعت بالايي داشته باشند. شما در کارنامه کاري تان کارهايي چون روز رفتن، گل يا پوچ، بوي گل هاي وحشي و تله فيلم ماه منير را داشته ايد. سيروس مقدم و محمدرضا شريفي نيا در حرف هايشان اشاره هاي زيادي به شرايط خوب براي کارکردن با خيالي آسوده کردند.

سيدزاده؛ به هرحال امکاناتي را سازمان صدا و سيما در اختيار ما قرار داده بود که تلاش کرديم از آن به بهترين نحو استفاده کنيم. مجيد مجيدي فيلمي دارد به اسم بچه هاي آسمان که شخصيت فيلم تمام تلاشش براي به دست آوردن يک جفت کفش کتاني است. ما هم نهايت تلاش مان را کرديم تا يک جفت کفش کتاني مورد نظرمان را به دست بياوريم و به همان قانع بوديم. نظرمان اين است که آن کتاني مورد نظرمان را به دست آورديم. مهم اين است که مخاطب کار ما را ديده و پسنديده. به حرف و حديث هاي ديگر هم کاري نداريم. برخي ها در همين مدت کوتاه بنا بر خصومت هاي شخصي و برخوردهاي زرد اعلام کردند که سريال ما دوم شده است. معلوم نيست اين آمار را از کجا به دست آورده اند. اين آمار غلطي است که واقعيت نداشته. يک خبرنگاري با نويسنده کار ما خصومت شخصي داشته و سعي کرده اين غرض شخصي را به کل کار تعميم بدهد و يک بلوا راه بيندازد.

-يعني شما معتقديد که سريال شما از نظر مخاطب اول شده؟

سيدزاده؛ اين چيزي است که نظر مردم مي گويد.

-شما با شبکه هاي پنج و دو قبلاً کار کرده ايد. کار با شبکه يک چطور بود؟

سيدزاده؛ جداي از انتقاداتي که به برخي از مسائل در کل سازمان صدا و سيما نسبت به فرآيند توليد يک اثر دارم، از کار کردن با شبکه يک نيز راضي هستم. به نظرم آنها نيز تلاش کردند به ما کمک کنند تا کار خوبي را ارائه بدهيم. اگر حمايت آنها نبود، کار تا اينجا پيش نمي رفت. اما بايد تلويزيون توجه داشته باشد که روح حاکم بر خوراک فرهنگي از ابعاد مختلف سنجيده شود. به نظرم خيلي از بودجه هايي که براي برخي برنامه ها صرف مي شود، اسراف است و آن کارها اصلاً ارزشش را ندارد. سخيف، دم دستي و رو است و درخور مخاطب ايراني نيست. به نظرم بايد يک جايي ترمز دستي را کشيد و توجه داشت که رسانه ملي بايد خوراک فرهنگي مناسبي براي جامعه ارائه بدهد. يکي از مولفه هايي که فکر مي کنم ما طنز متفاوتي را توليد کرديم، اين است که براي پلان به پلان آن دفاع داريم و هيچ کجا سعي نکرديم با استفاده از لوده بازي و بي مزگي، مخاطب را بخندانيم. فکر مي کنم کار ما چند سر و گردن از سريال هاي ديگري که تلويزيون در عيد پخش کرد، بالاتر بود. اين را من نمي گويم، مردم مي گويند. رصدکنندگان اصلي ماجراهاي فرهنگي اين را به من گفته اند.

-آقاي سيدزاده يکي از معدود تهيه کنندگاني هستند که تا انتها پاي هرکاري که توليد مي کنند، مي ايستند و از آن دفاع مي کنند. شما به لودگي در کارهاي ديگر اشاره مي کنيد و گروه هاي ديگر نيز شما را به لودگي متهم مي کنند. اين لودگي به يک اتهام مشترک تبديل شده. البته چيزهاي ديگري نيز هست که مطرح شده. مثلاً زمان پخش. از آقاي شريفي نيا به عنوان بازيگري ياد مي شود که به شهادت کارنامه کاري اش با لودگي مخاطبش را نخند انده. اصلاً مرز بين لودگي و طنازي چيست؟

شريفي نيا؛ اول بحثي درباره همان ساعت پخش بکنم که به نظرم بحث درستي است و در ميزان مخاطب يک سريال تاثير مي گذارد و شما وقتي مي توانيد چند سريال را با هم از اين منظر مقايسه کنيد که داراي شرايط مساوي باشند. سريالي که ساعت پخش اش، 8 شب است با سريالي که ساعت پخش 10 شب را دارد، در شرايط مساوي نيستند و مشخص است وقتي يک سريال ساعت 8 شب از يک شبکه استاني پخش مي شود، امتياز برابر با سريال ساعت 10 شبي ندارد. معلوم است که هر سريالي در ساعت 8 شب پخش شود، يک درصدي از مخاطبش را از دست مي دهد. فرقي هم نمي کند سريال ما باشد يا سريال مديري. تکرار سريال در روز بعد نيز اهميت دارد که چه ساعتي به آن تعلق گرفته. ساعت 6 بعدازظهر به حتم زمان مناسب تري نسبت به ساعت 12 ظهر است. از طرف ديگر شبکه ها نيز ميزان مخاطبانشان فرق دارد. شايد شرايط پخش سريال ما و آقاي مديري از بقيه بهتر بود. اما معتقدم کار خوب در هر شرايطي پخش شود، باز هم مخاطب خودش را پيدا خواهد کرد و مردم همديگر را خبر خواهند کرد. يک کار بايد متن خوب، ساختار خوب و بازي هاي خوب داشته باشد. به نظرم حرف اول را چه در تلويزيون و چه در سينما متن خوب مي زند و بعد ساختار خوب که مربوط مي شود به کارگرداني. حتي اگر بازيگرهاي خيلي خوب و مطرحي نداشته باشيد، اين دو مولفه مي تواند به کار کمک زيادي بکند و کار ديده شود. حالا اگر بازيگرهاي خوب و مطرحي هم داشته باشد که کمک مي کند به بهتر ديده شدن. البته اينکه ساختار خوب باشد مربوط به تمام عوامل توليد مي شود. بازيگر مشهور در حد تبليغي براي ديدن يک سريال است. مثلاً اگر در سريالي حضور خود آقاي مديري به عنوان بازيگر، کمک زيادي است که ديده شود، اما اگر همان سريال هر چقدر هم خوب باشد و مديري در آن بازي نکند، چند قسمتي طول خواهد کشيد تا مخاطب خودش را پيدا کند.

-به بحث اول؛ لودگي و طنز هم مي پردازيد؟

شريفي نيا؛ يک بحث طنز داريم و يک بحث هزل. بايد توجه داشته باشيم که هزل خنداندن تماشاگر به شکل بيهوده يي است؛ يعني اينکه ممکن است تماشاچي بخندد، اما اين خنده بر اثر لودگي و شکلک درآوردن و حرکات اضافه باشد و حاصلش تنها خنده يي باشد سطحي بر لبان مخاطبش. کار قصه نداشته باشد، موقعيت خنده داري ايجاد نکند و حرکت بازيگر در راستاي کار نباشد و فقط بخواهد لحظه يي تماشاچي را بيهوده بخنداند. به هر دليلي مي خواهد تماشاچي را بخنداند، مثل حرکتي که براي يک بچه انجام مي دهي و هر چقدر آن حرکت را بيشتر انجام بدهي، بچه بيشتر مي خندد. ولي طنز ماجرايش جداست. درست است که مي خندند، اما هشدار دهنده است، نيش مي زند. شما را متوجه چيزي عميق تر مي کند. آگاهي دهنده است. يعني اينکه شما به هر وسيله يي نمي توانيد تماشاچي را بخندانيد. قصد داريد به او آگاهي بدهيد، در ذهنش جرقه يي بزنيد براي فکر کردن. امکان ندارد استحکامي که در فيلمنامه وجود دارد را به هر قيمت براي خنداندن تماشاچي به هم بزنيم. در «پيامک از ديار باقي» هر حرکتي که جداي از هدف سريال و صرفاً براي خنداندن باشد، غلط است. قرار است بازيگر با بازي اش يک مفهوم کلي را القا کند و قرار نيست خارج از آن دست به حرکات بيهوده بزند. اين ديگر چارچوب است. تمام کاري که ما کرده ايم بسيار جدي است و يک لحظه لودگي نمي بينيد. حتي کساني که در کارهاي طنز تلويزيوني موقعيتي تثبيت شده به دست آورده اند، اين مجال را پيدا نکردند تا حرکتي اضافي در جهت خنداندن تماشاچي داشته باشند. اين موقعيت براي آنها پيش نيامد چون در اين سريال هدف سرگرم کردن تماشاچي نيست.

-همان طور که گفتيد برخي از بازيگران کار شما در موقعيت هاي طنز تلويزيون تثبيت شده اند، اما در پيامک از ديار باقي از ظرفيت هايشان براي مفرح کردن تماشاچي استفاده نشده.

شريفي نيا؛ چون آن ظرفيت ها در جهت کار ما نبوده.

-پس چرا تعمد داشته ايد حتماً از آنها استفاده کنيد در حالي که حضور آنها توقع ديگري را براي مخاطب به وجود مي آورد؟

شريفي نيا؛ چون اين آدم ها ظرفيت هاي ديگري هم داشته اند و تمام ظرفيت هاي بازيگري شان تنها همان چيزي نبوده که قبلاً ديده ايد. مثلاً حميد لولايي بضاعت هاي زيادي دارد. يکي از کارهاي مهم اين است که ايشان را در نقشي بياوري که به درد آن بخورد و حواست به بضاعت هايش باشد و از آنها استفاده کني. در ضمن حميد لولايي بضاعت هاي ديگري دارد. ايشان مثلاً در زير آسمان شهر يک تيپ را بازي کرده اند که براي تماشاچي جالب بوده، اما قرار نيست هميشه همان را بازي کنند. اينجا قرار است يک شخصيت را بازي کند و بازي اش بايد به گونه يي باشد که بتواند آن را خوب دربياورد. در عين حال يک رگه طنز در کار ايشان وجود دارد که بايد به اندازه از آن استفاده شود و زيادتر از حد متر و معيار ما براي کار نباشد.

-يعني فکر مي کنيد در «پيامک از ديار باقي» بازي و حضور لولايي در کار به گونه يي بوده که مثل حضورها و بازي هاي موفقش در بين مخاطبانش مثال زده شود؟ آيا بضاعت ديگري به بضاعت هاي ايشان اضافه شده.

شريفي نيا؛ بله. حتي مي خواهم بگويم شهره لرستاني با وجود چند سکانس کمي که بازي کرده در کار به خوبي ديده شده. اينها را براساس بازتاب هاي مردم مي گويم. همان طور که اگر بازيگري بد بازي کرده باشد، خبرش به همه ما مي رسد، بازي هاي خوب نيز خبرش زود به گوش مان مي رسد. منتها اين طور نيست که همه سريال بايد شهره لرستاني يا حميد لولايي باشد.

-من مثالي از بازي افسانه بايگان بزنم. بازي شان آنقدر خوب است و انتخاب به قدري دقيق است که همان مردمي که به شما خبر مي دهند، به ما هم مي گويند که افسانه بايگان در اين سريال بازي متفاوتي ارائه داده است.

شريفي نيا؛ بگذاريد مثالي از آزيتا حاجيان در ساعت شني بزنم. شايد از 100 نفر، 99 درصد نمي دانستند که در وجود ايشان ظرفيتي براي درآوردن نقش مش دريا باشد. درست است که ايشان بازيگر خوب و امتحان پس داده يي است و جايزه بهترين بازيگري را در روبان قرمز به دست آورده، اما ظرفيتي در ايشان وجود دارد که من مي شناسم و ديگران از آن خبر ندارند. همان موقع وقتي ايشان را براي بازي در نقش زني مردنما معرفي کردم، کارگردان و عوامل توليد تعجب کردند و باورش برايشان سخت بود. گزينه اصلي معصومه تقي پور بود. ايشان را من چند بار براي نقش هاي ديگر انتخاب کرده ام، اما معتقد بودم چهر ه اش براي بازي کردن نقش زني مهربان مناسب نيست.

-از تمام انتخاب هايتان در «پيامک از ديار باقي» دفاع مي کنيد؟

شريفي نيا؛ از همه نه. من اگر انتخاب بدي داشته باشم، مي گويم. در اين کار هم چند مورد هست. مثلاً در جايي به انتخاب نادرست نادر سليماني اشاره کردم. نقش ايشان را مثلاً بايد اوسيوند بازي مي کرد.
 
منبع:http://www.etemaad.com


به گزارش فارس، در نشست مطبوعاتي كه امروز با حضور برخي از عوامل سريال «پيامك از ديار باقي» در خبرگزاري فارس برگزار شد، حامد كميلي بازيگر نقش حامد در اين مجموعه گفت: من هميشه سعي كرده‌ام كه نقش‌هاي متفاوتي را تجربه كنم و به لطف سيروس مقدم توانسته‌ام در چند كاري كه با او حضور داشته‌ام آدم‌هاي متفاوت با روحيات متفاوت و با كنتراست مختلف را تجربه كنم.
وي افزود: در جاهايي اين تجربه را داشته‌ام اما هميشه دوست داشتم تجربه كار طنز فاخر را براي خود داشته باشم ولي هيچ وقت اين فرصت به وجود نمي‌آمد. چون اصولا كارهايي كه پيشنهاد مي‌شد كارهايي نبود كه من به عنوان بازيگر بخواهم وارد آن شوم. نمي‌خواهم بگويم كه آنها پايين بودند. بلكه من به اندازه آنها نبودم تا زماني كه اين كار پيشنهاد شد و براي من كه تجربه طنز نداشتم ريسك بالايي بود.
وي در ادامه گفت:به 3 پشتوانه اصلي اين ريسك را پذيرفتم. اولي وجود سيروس مقدم بود. به خاطر اينكه مي‌دانستم او كاري نمي‌كند كه پر و پيمان نباشد. دوم حضور آقاي شريفي نيا بود. براي اينكه بازي و نوع نگاه او را دوست دارم و حضور او را به عنوان يكي از قطب‌هاي اصلي كار مي‌دانستم و دلگرمي من بود.
وي با بيان اينكه ما دو دسته بازيگر در دنياي هنر داريم ادامه داد: اول بازيگراني كه فقط خودشان را مي‌بينند و سعي مي‌كنند بازي خودشان را جلو ببرند و تا حدي نيز بازي اطرافيانشان را خراب مي‌كنند براي اينكه معتقدند خودشان بهترين نقش هستند. دوم بازيگراني هستند كه بي‌واسطه مي‌بخشند. يعني معتقدند زماني كار زيبا مي‌شود كه همه زيبا كار كرده باشند.آقاي شريفي نيا از اين دسته بازيگران است و واقعا نيز همين اتفاق افتاد. يعني از راهنمايي‌هاي او استفاده بسياري كردم و سومين دليل متن خوب كار بود كه مي‌شد به آن تكيه و اعتماد كرد و به همين دليل ريسك كردم و امروز خوشحالم كه اين نقش را بازي كردم و تمام سعي خود را كردم تا در اين پروژه قوي ظاهر شوم.
وي تصريح كرد: اول احساس خطر مي‌كردم و با ترديد و دودلي پيش رفتم ولي اين سه قطب اعتماد مرا جلب كرد. ضمن اينكه مي‌خواستم زهر نقش الياس را از ذهن مخاطب بيرون بكشم و دوست داشتم آن نگاه را از مخاطب بگيرم. البته الياس در جاي خود نقش بسيار خوب و ماندگاري بود اما دوست نداشتم حامد كميلي را شيطان ببينند و به همين دليل آن را شكستيم و فكر مي‌كنم نتيجه خوبي نيز داشت و باتوجه به بازخورد مخاطب در اندازه خوبي بود.
وي درباره تضاد بيش از اندازه دو شخصيت حامد و حميد به عنوان دو برادر نيز گفت: من در شخصيت‌هاي حامد و حميد معتقد به تضاد نيستم. حامد يكسري شيطنت‌هايي داشت اما آدم منفور و منفي نبود. شما در قسمت‌ 12 مي‌بينيد كه حامد دستگير شد و در اين زمان تنها التماسش اين است كه بتواند پدرش را ببيند و حتي نگران اوست. حتي در سكانسي در زندان از مادر به خاطر تمام اتفاقاتي كه افتاده عذرخواهي مي‌كند و مي‌گويد كه چرا اين كارها را كرده.
كميلي ادامه داد: او مي‌گويد كه دوست دارد مادرش هم خوشحال كند. اما راه غلطي را پيشنهاد مي‌كند. من تضادي بين دو برادر نديدم چون حميد با ازدواجش كمي منطقي‌تر و عاقل‌تر شده اما حامد هنوز روحيات بازي گوشي خود را دارد و همان روزهاي اول كار ارتباط گرمي بين من و سروش گودرزي به وجود آمد كه احساس كردم تماشاگر به راحتي ما را به عنوان دو برادر پذيرفت.


عکس های مرتبط:

ميزگرد عوامل سريال پيامك از ديار باقي در خبرگزاري فارس

بازديد عوامل سريال پيامك از ديار باقي در خبرگزاري فارس

حامد كميلي، بازيگر

بازديد عوامل سريال نوروزي "پيامك از ديار باقي" از خبرگزاري فارس

منبع:فارس


با تشکر از پرنیان جون که این عکس هارو در اختیار من گذاشتند :


پخش سریال نقش جهان هر روز از شبکه ی جام جم ۱ساعت ۱۷:۰۵

پخش سریال اغما هر شنبه از شبکه ی طپش ساعت ۱۹:۳۰


امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خداحافظ

 

عکس های سریال پیامک از دیار باقی 2

 

پخش پيامك از ديار باقي از شبكه يك سيما هرشب ساعت ۲۲:۰۰ و تكرار ساعت ۱۲:۰۰

و پخش همزمان از شبكه ي جام جم ۲ هر روز ساعت ۷:۳۰ و تكرار ساعت ۱۲:۳۰

پخش سریال نقش جهان هر روز از شبکه ی جام جم ۳ ساعت ۸:۰۵

پخش سریال اغما هر شنبه از شبکه ی طپش ساعت ۱۹:۳۰


سلام به همه ی دوستان خوبم . برای آپ امروز جند تا عکس از سریال پیامک از دیار باقی را در نظر گرفتم که حورا جان زحمت کشیدند و این عکس ها را برای من فرستادند:


عكس حامد كميلي در هفته نامه ي تلاش به همراه ديگر بازيگران


لطفا به این شماره پیام کوتاه بزنید و درخواست پخش مجدد سریال به دنیا بگوئید بایستد را بکنید .(اگر درخواست ها بالا باشد دوباره پخش می شود ):

۳۰۰۰۰۵


امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خداحافظ

عکس های سریال پیامک از دیار باقی

سلام به همه ی دوستان خوبم . ببخشید که با تاخیر آپ می کنم آخه تلفن مشکل پیدا کرده بود من تازه امروز اومدم و این عکسها رو دیدم گفتم شما هم ببینید امیدوارم براتون تکراری نباشه:

 

 رضا شفيعي جم در سريال پيامك از ديار باقي

حامد كميلي

سريال پيامك از ديار باقي

حامد كميلي


لطفا به این شماره پیام کوتاه بزنید و درخواست پخش مجدد سریال به دنیا بگوئید بایستد را بکنید .(اگر درخواست ها بالا باشد دوباره پخش می شود ):

۳۰۰۰۰۵


امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خداحافظ

اس ام اس از دیار باقی

 

سلام به همگی امروز یک خبری شنیدم که مطمئنم شما هم خوشحال میشید:

«سيروس مقدم» كارگردان مجموعه تلويزيوني "اس ام اس از دیار باقی"، تصويربرداري اين مجموعه را شنبه آغاز مي‌كند. «سيدامير سيدزاده» كه تهيه‌كنندگي اين مجموعه تلويزيوني را بر عهده دارد، در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: مجموعه تلويزيوني "اس ام اس از دیار باقی" روز شنبه با حضور جمعي از بازيگران سرشناس سينما كليد مي‌خورد.


وي افزود: اين مجموعه تلويزيوني در 15 قسمت 45 دقيقه‌اي ساخته خواهد شد و در ايام نوروز از شبكه اول سيما پخش خواهد شد.
وي در ادامه گفت: داستان‌هاي اين سريال توسط « محسن طنابنده» و «سعيد آقاخاني» نوشته شده و از حال و هواي طنز برخوردار است و تابه‌حال حضور بازيگراني چون محمدرضا شريفي‌نيا - حامد کمیلی - سروش گودرزی - شیلا خداداد - 
حميد لولايي - رضا شفيعي‌جم - ‌رامين ناصرنصير - افسانه بايگان - مهرانه مهين‌ترابي و رامين راستاد در آن قطعي شده است.
وي تصريح كرد: تمام لوكيشن‌هاي اين سريال در شهر تهران و اطراف تهران است و تمام تلاش ما در اين است كه با توجه به زمان كمي كه در اختيار داريم بتوانيم مجموعه را به موقع به پخش برسانيم.

با تشکر از سیمین جون که این خبرو به من دادند.


حامد کمیلی در سریال اس ام اس از دیار باقی:


لطفا به این شماره پیام کوتاه بزنید و درخواست پخش مجدد سریال به دنیا بگوئید بایستد را بکنید .(اگر درخواست ها بالا باشد دوباره پخش می شود ):

۳۰۰۰۰۵

  

زنده رود

سلام به همگی از این تاخیرم خیلی عدر می خوام اینروزها سرم خیلی شلوغ بود که نمی تونستم آپ کنم . آپ امروز همه اش عکسه (متاسفانه مطلب جدید پیدا نکردم ) .


 

ادامه عکسهای زنده رود:

http://i32.tinypic.com/28qpvtc.jpg

http://i26.tinypic.com/efs2gz.jpg

http://i32.tinypic.com/15p0kn6.jpg

http://i32.tinypic.com/2uzz5ac.jpg

http://i28.tinypic.com/2vb7s5g.jpg

http://i27.tinypic.com/2w33yxe.jpg

http://i30.tinypic.com/24vqt11.jpg

http://i25.tinypic.com/35a3h5d.jpg

http://i25.tinypic.com/35a3h5d.jpg

 


عكسهاي به دنيا بگوئيد بايستد:

http://i26.tinypic.com/syoy0l.jpg

http://i32.tinypic.com/w2p0ly.jpg

http://i29.tinypic.com/f4i4hv.jpg

http://i30.tinypic.com/2w5sj1u.jpg

http://i28.tinypic.com/es2kom.jpg

http://i29.tinypic.com/2zsb0wn.jpg

 

با تشكر از پرنيان جون و پرچين جون


اميدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعد خدانگهدار

تولد وبلاگ

۳۶۵ روز از آن روز گذشت در این ۳۶۵ روز تمام تلاش ما برای این بود که هواداران حامد کمیلی را با هم و متحد ببینیم با هم آشنا بشیم و از محبوب خودمون بگیم با تمام سختی ها این وبلاگ هنوز پایداره و با نظرات و پیشنهادات و انتقادات شما بهتر هم می شود .

۲۰ دی ۱۳۸۵ این وبلاگ افتتاح شد .

برای امروز یک آپ مخصوص در نظر داشتم ولی متاسفانه وقت کمی داشتم و نتونستم فقط یک یادآوری کوتاه بود .

یک پوستر از حامد کمیلی که حورا جون به خاطر این روز خاص درست کردن خیلی هم قشنگ شده:

 http://i15.tinypic.com/6ps8zky.jpg

امیدوارم این وبلاگ همچنان پایدار باشد و نظرات شما باز هم این وبلاگ رو زنده نگه دارد .

 

 

زنده رود

سلام به همگی . از این تاخیر طولانیم خیلی عذر می خوام کامپیوترم مشکلی پیدا کرده بود که بالاخره درست شد .


گزارشی از پشت صحنه سریال خط شکن:

لوکیشن این سریال خانه دو طبقه ای است که در وسط حیاط ان استخر پر از اب خودنمایی میکند.مریم کاویانی و سیما مطلبی و عطیه غبیشاوی مشغول صحبت و خواندن متن هایشان هستند .سیما مطلبی درباره نقشش میگوید :من نقش کمند را در این سریال بازی میکنم .کمند دختر سرکشی است که به حرفهای خانواده گوش نمیدهد و شیطنت های خاص خود را دارد.این اولین همکاری من با اقای تکاور است .

سکانسی که قرار است ضبط شود تعداد زیادی هنرور دارد و به همین دلیل لوکیشن تقریبا شلوغ است.حامد کمیلی را در میان جمع میبینم که مشغول نوشیدن چای است سلام و احوال پرسی با هم میکنیم .گریم خاصی ندارد که متفاوت باشد .اما طراحی لباسش نشان از این دارد که نقش پسر خانواده ای پولدار را بازی میکند.

چند جعبه کادویی هم سر میز است .میوه و شیرینی هم روی میز گذاشته شده است. ظاهرا جشن تولد کورش (حامد کمیلی)پسر بزرگ خانواده قرار است برگزار شود.

 شهرام عبدلی نیز در این سریال نقش شاهین را بازی میکند.اومیگوید : من در این سریال نقش منفی را بازی میکنم شاهین کاراکتر پرهیجانی است که شیطنت های خاص خود را دارد و شخصیت یکنواختی ندارد .

به درخواست دستیار کارگردان بازیگران هنروران سر صحنه حاضر میشوند .حامد کمیلی و مریم کاویانی در قسمتی از سالن روی مبلها مینشینند در قسمت دیگر خانه سیما مطلبی در کنار دوستانش مینشیند در طبقه بالای همین سالن بزرگان خانه جمع میشوند و هرکدامشان یک لیوان شربت در دستشان است.

حامد کمیلی و مریم کاویانی دیالوگهایشان را رد و بدل میکنند .سیما مطلبی هم همین طور بعد از چند بار حرکت دوربین و تمرین بازیگران صحنه ضبط میشود .

در سکانس بعدی سیما مطلبی حرکت میکند بعد از پذیرایی این دیالوگ را میگوید :خوب الان نوبتی هم باشه نوبت کادو باز کردنه وبعد به سمت بادکنک ها میرود و دانه دانه انها را میترکاند و به سمت حامد کمیلی میرود .

رضا رویگری در کنار دیوار ایستاده و درباره نقشش میگوید:من نقش جاوید پدر خانواده را دارم .جاوید پدر موفقی است البته در کارش اما از دید بچه ها بسیار شخصیت مستبدی است.او با بچه هایش مشکل دارد شاید در کارش موفق باشد اما با خانواده اش مشکل دارد.

خوب میرسیم به معرفی شخصیت های سریال:جاوید (رضا رویگری) کورش (حامدکمیلی) کمند (سیما مطلبی) نازنین (مریم کاویانی) فرزین (داود اسدی)شاهین (شهرام عبدلی)مهشید (عطیه غبیشاوی)سهیل (یوسف تیموری)حاج قاسم(سید جواد هاشمی)و...

با تشکر از دوست خوبم رها جان : http://xwomen.blogfa.com


روز جمعه ۷/۱۰/۸۶ در برنامه زنده رود (در شبکه اصفهان)  با حامد کمیلی مصاحبه کردند که متاسفانه من در خانه نبودم ولی نیم ساعت آن را دیدم و ضبط کردم فعلا نمی توانم مصاحبه را برای دانلود بگذارم فقط تعدادی عکس از این مصاحبه دارم چون تعدادشان زیاد بود تعدادی را امروز و تعدادی را برای آپ بعدی می گذارم :


چند عکس:

حامد کمیلی در نمایی از سریال پای پیاده

با تشکر از دوست خوبم پرنیان جون


امیدوارم خوشتون اوممده باشه

تا بعد خداحافظ

خط شکن

سلام به همگی امیدوارم حالتون خوب باشه من واقعا عذر می خوام متاسفانه یک مشکلی پیش اومده(نمیدونم از منه یا از بلاگفا؟؟؟؟) که من نمی تونم به غیر از آپ کار دیگه ای بکنم یعنی نه می تونم نظرهارو پاک کنم نه ویرایش و نه هیچ کاری دارم سعیمو می کنم که این مشکلو برطرف کنم آپ قبلی هم بر اثر همین اشتباه پیش اومد . خوب بگذریم یک خبر جدید (با تشکر از پرنیان جون و پرچین جون) از کار جدید حامد کمیلی :

  مجموعه تلويزيوني «خط شكن» به كارگرداني «مسعود تكاور» با بازي رضا رويگري، حامد كميلي و يوسف تيموري نيمه دوم آذرماه كليد مي خورد. به گزارش فارس، مجموعه تلويزيوني «خط شكن» به تهيه كنندگي «سعيد منتظر المهدي» به سفارش ستاد امر به معروف و نهي از منكر نيروي مقاومت بسيج ساخته خواهد شد.
    بنابر اين گزارش، در اين مجموعه تلويزيوني كه در 13 قسمت ساخته خواهد شد بازيگراني چون رضا رويگري، حامد كميلي، يوسف تيموري، محمود مقامي،‌ مريم كاوياني، آناهيتا همتي، فلور نظري، مهدي اميني خواه، شهرام عبدلي، سعيد عليجاني، سپند اميرسليماني، اميد آهنگر، امير حشمت زاد، صفر كشكولي، سپيده ذاكري و مريم سلطاني بازي مي‌كنند.
    به گزارش فارس، متن اين مجموعه را «سعيد دولت‌خاني» نوشته و مضموني اجتماعي دارد. ساير عوامل اين مجموعه عبارتند از: مشاور كارگردان: دكتر محمد حمزه زاده، مدير توليد: سعيد عليجاني، دستيار كارگردان: مجيد واشقاني، برنامه ريز: طاهره رجبي، مدير تصويربرداري: علي ملكي، طراح صحنه و لباس: كيوان ذوالفقاري، صدابردار: احمد اردلان، طراح گريم: علي اكبر بهادري، مدير صحنه: امير حشمت زاده و مدير تداركات: مهدي منيري. 
   


هنوز مدت زیادی از پخش سریال تلویزیونی اغماء از شبکه یک سیما نگذشته اما همچنان نقد و بررسی هایی که از این سریال در شبکه های مختلف سیما و مراکز مختلف انجام می شود خاطره شخصیت الیاس را در ذهن ما زنده می کند.


    
    حامد کمیلی بازیگر این نقش این روزها در حال ایفای نقشی تازه در یک فیلم نود دقیقه ای است.
    
     نام این فیلم « بگو که رویا نیست» است و به کارگردانی مهدی گلستانه ساخته می شود. گلستانه از دستیاران کارگردان پرسابقه سینما و تلویزیون است و در بسیاری از ساخته های سیروس مقدم در مقام دستیار کارگردان حضور داشته است.
    
    بد نیست بدانید داستان این فیلم حال و هوایی عاطفی ـ پلیسی دارد و در فضای محله‌های جنوب شهر می‌گذرد. در این فیلم شاهد تقابل یک دبیر دبیرستان با شاگرد نمونه‌اش هستیم. پس از گذشت 10 سال دبیر یک پلیس موفق شده و شاگرد یک خلافکار جنایتکار.
    
     همین سوژه آنقدر کنجکاوی برانگیز است که بخواهیم منتظر دیدن فیلمی جالب باشیم.

با تشکر از سایت:www.ksabz.net


یکی از دوستان خوبمون مهرناز جون یک گزارشی رو برای من فرستادند و من هم بدون هیچ کم وکاستی برای شما می ذارم . مهرناز جوان دستت درد نکنه

دوستان خوبم سلام پریروز دوشنبه ( 5 آذر ) من آقای کمیلی و سایر عوامل سریال اغما را از نزدیک دیدم . دوست داشتم شما را هم در این لحظات شاد سهیم بکنم . به خاطر همین هم به طور کامل یک گزارش تفسیری از تمام آنچه که دیروز گفتیم و شنیدیم ، برای شما می نویسم .
من و یکی از دوستانم دیروز برای انجام کارهای فارغ التحصیلی به دانشگاه تهران رفته بودیم . جلوی در ورودی دانشگاه بولتن تبلیغاتی سریال اغما رو دیدیم . کارامون که ساعت 3 تموم شد ، رفتیم از نزدیک ببینیم چه خبره . دیدیم که نوشته نقد سریال اغما با حضور بازیگران و عوامل فیلم دوشنبه 5 آذر ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ، تالار فردوسی ، ساعت 2 الی 5 . واقعا شوکه شدیم ، یعنی یک ساعت از شروع برنامه می گذشت . با دوستم رفتیم دانشکده ادبیات . تا از در وارد شدیم ، آقای ممدوح ( دکتر نائینی ) را جلوی خودمان دیدیم . با وجودیکه ساعت 3 بود هنوز برنامه شروع نشده بود . وقتی از مسئولین پرسیدیم که چه کسانی قراره بیایند ، گفتند همه هستند ، حتی آقای کمیلی هم با وجود اینکه سر فیلمبرداری هستند قراره بیایند . بچه ها می گفتند که آقای تارخ و آقای نوذری هم آمده اند که البته ما تا قبل از شروع برنامه نتوانستیم ببینمشون و خلاصه به این شکل ، به صورت غیر مترقبه و تصادفی ما به یک برنامه شاد و به یاد موندنی دعوت شدیم . حقیقتش به خاطر اینکه کاملا تصادفی از این همایش با خبر شدیم ، ساعت 3 اونم تو انقلاب ، واقعا خیلی مزه داد . جای شما خالی . و بالاخره ساعت 3 برنامه با ورود آقای مدرس ، آقای مقدم ، آقای کمیلی ، آقای تارخ ، آقای ممدوح ، آقای نوذری ، آقای اسکندری ، خانمها غزاله جزایری و نفیسه روشن و آقای لهراسبی و تشویق دانشجوها شروع شد . مهمانان در ردیف یک سالن نشستند و برنامه بلافاصله با تلاوت قرآن و اجرای سرود ملی آغاز شد و هنرمندان و دانشجویان به احترام سرود بلند شدند . آقای کمیلی در کنار آقای مقدم نشسته بودند و آقای تارخ هم که اول چند صندلی آن طرف نشسته بودند ، اومدند و سمت چپ آقای کمیلی نشستند . آقای کمیلی با دیدن آقای تارخ بلافاصله با احترام از جاشون بلند شدند و آقای تارخ به زور دستشونو گرفتند و نشوندنشون . بعد آقای تارخ شروع به خوش وبش و احوالپرسی با الیاس کرد . در آغاز برنامه آقای مدرس روی سن رفتند و به ترتیب از مهمانان دعوت کردند که به روی سن بروند . روی سن دو ردیف میز قرار داشت . در میز سمت چپ به ترتیب آقای اسکندری ، آقای تارخ ، آقای مقدم ، آقای ممدوح و آقای کمیلی ( نزدیک به پله های سن چپ ) و در میز سمت راست به ترتیب آقای مدرس ، آقای نوذری ، خانم جزایری و خانم روشن ( نزدیک به پله های سن راست ) نشستند .
بعد برنامه گفتگو به ترتیبی که براتون می نویسم شروع شد و هر کدام از بازیگران بعد از عرض سلام و ادای احترام به حضار ، بعضا به سوالاتی که آقای مدرس در مورد نقششون می پرسیدند جواب می دادند :
 
در ابتدا  آقای عبدالله عسکری خواننده جوان سریال اغما بخشهایی از ترانه تیتراژ اغما را به طور زنده خواندند  . واقعا صدای گرمی دارند و گیرایی صداشون در اجرای زنده خیلی بهتر ازصدای ضبط شده بود .
آقای سیروس مقدم در آغاز کلامشان از حس غریبشون برای حضور در جمع بچه های دانشجو گفتند و اینکه ایشون هم سالها قبل در دانشگاه تهران ، دانشکده هنرهای زیبا درس می خواندند و الان حس ناراحتی و شادی توامانی را در این فضا احساس می کنند . خبر خوشی که ایشان دادند این بود که هماهنگ شده از این به بعد سریالهایی با تم شیطان ، جن و مرگ بیشتر و نه فقط در شبهای ماه رمضان ساخته شود .
آقای تارخ هم خیلی گرم وصمیمی به ابراز احساسات دانشجوها جواب دادند و چند بار از جایشون بلند شدند و از بچه ها تشکر کردند و کلامشون رو اینطور آغاز کردند که من نمی توانم خوشحالی خودم را از اینکه امروز در جمع شما دانشجوهای جوون ، تعدادی از نخبه های کشورمون هستم رو پنهان کنم و همونطور که آقای مقدم گفتند من هم احساس تعلق  خاطرخاصی به این محیط دارم و خاطرات زیادی را از این فضا دارم ، حس خاص و تا حدی آزار دهنده ای که نمی شود توصیفش کرد . بعد لحظات کوتاهی از سکانس دکتر پژوهان و پیر بابا پخش شد . بچه ها  حتی وقتی که دکتر پژوهان رو روی پرده نشون می داد به شدت آقای تارخ رو تشویق می کردند .  در این بخش از آقای تارخ در مورد احساسشون درباره اینکه در برابر یک موجود فرا انسانی که تجسمی از اون در ذهنمون نداریم بازی کردند سوال کردند و ایشون هم توضیح مبسوطی در این زمینه دادند . و آقای مدرس گفتند خوب وقتی نوبت به آقای کمیلی رسید ، همین سوال رو هم از ایشون می پرسیم ( که البته آقای کمیلی وقتی نوبتشون شد ، کمی پایین تر می خونید که چه جوابی به این سوال دادند ) .
آقای ناصر ممدوح ( دکتر نائینی ) یک پدربزرگ واقعی، مهربان و دوست داشتنی با صدایی جادویی . هر بار که صحبت می کردند ، در میان امواج صدایش غرق می شدید . ایشون حرف خاصی نزدند فقط گفتند که این آقای داریوش فرهنگ بودند که برای اولین بار کار بازیگری را روی دستشان گذاشتند . در اینجا آقای تارخ به شوخی گفتند : منظورشون این است که تنها کار مفیدی که آقای فرهنگ تو زندگی شون کردند همین کار بوده و خودشون و آقای مقدم تا مدتها به این موضوع می خندیدند . باید بگویم که تقدیر بچه ها از این صدای ماندگار فوق العاده بود و همه از ته دل تشویقشون می کردند . بین مدعوین عوامل اغما بیشترین تشویقها به ترتیب برای آقای ممدوح ، آقای تارخ و همینطور در ادامه ، آقای کمیلی و آقای نوذری بود .
و اما آقای کمیلی ، ایشون کلامشون را دقیقا به این شکل و با طمانینه کامل آغاز کردند : عرض سلام دارم خدمت همه شما دوستان عزیز، خیلی خوشحالم که در جمع شما هستم و امیدوارم که زمان مفیدی را با هم دیگه سپری بکنیم . در رابطه با پرسش شما من فکر می کنم استاد تارخ اونقدرقدرتمند و اونقدر قاطع همه چیز روتوضیح  دادند که جایی برای پاسخ دادن من نمی مونه .اگه سوال دیگه ای دارید من در خدمتتون هستم ( و اینجا خودشون می زنند زیر خنده ) . بعد آقای مدرس در مورد نقششون سوال کردند و خوب ایشون درست مثل همون چیزهایی که در هفته نامه تلاش خواندید جواب دادند : در مورد پیچیدگی نقش ، علاقشون به این پیچیدگی و سخت بودن کار در box ماه رمضان که دیگه اینا چون تکراری است نمی نویسم .    
آقای نوذری ( دکتر جودت ) گفتند که هنوز در حالت stand by هستند و منتظرند خبرشون کنند که بقیه نقششون را بازی کنند . ایشان از قول آقای افخمی گفتند که انتهای سریال به این شکل بوده است : زمانیکه الیاس به دکتر پزوهان می گوید خانم دکتر بردیا به شما علاقه دارند و دکتر پزوهان جواب می دهند که خوب این مسئله مهمی نیست . الیاس می گوید قضیه به پیش از بیماری خانمتان بر می گردد . نشانه اینکه دکتر بردیا آخرین نفری بود که قبل مرگ مولود در Recovery پیش خانمتان بود . از اینجاست که دکتر پزوهان و دکتر جودت شکسته خورده در عشق تصمیم می گیرند خانم بردیا را بایکوت کنند و همینطور هم می شود . اما بعد از مدتی دکتر جودت از این کار خود پشیمان شده و جلوی خانه دکتر بردیا می رود تا کل جریان را مطرح کند و این همان شبی است که افشین سنگ چاپ دکتر بردیا را چاقو زده . دکتر جودت ضارب را گرفته و به پلیس تحویل می دهد اما دکتر بردیا پیش از رسیدن به بیمارستان می میرد . در صحنه آخر زمانیکه دکتر جودت سر خاک دکتر بردیا نشسته . الیاس بر او ظاهر می شود و به عبارتی این بار الیاس ، به عنوان شیطان دکتر جودت تجسم پیدا می کند و این یعنی اینکه این جریان همچنان ادامه دارد . آقای نوذری توضیح دادند متاسفانه به علت اعتراضاتی که شد و اینکه گفتند درست نیست که دو تا دکتر پشت سر هم فریب شیطان را بخورند و به قولی گروه فریب خورده فقط از میان دکترها باشند ، مجبور شدیم که انتهای فیلم را عوض کنیم .
خانم غزاله جزایری (رز ) در مورد اینکه نظرشون در مورد شیطان نفسش که در فیلم فرزاد بود چیست گفت : از نظر رز ، فرزاد برایش شیطان نبود . شاید اگر من غزاله جزایری از بیرون به اون نقش نگاه کنم متوجه بشوم که فرزاد شیطان بوده ، اما از نظر رز ، فرزاد شیطان نبوده و گفتند که چون فیلمنامه هر روز به دستمان می رسید ، مدام نگران بودم خدایا رز چه حالی می شود اگر آخرش بفهمد فرزاد شیطان بوده ، چه جوری می تواند با این جریان کنار بیاد . نمی دانید چه قدر خوشحال شدم که رز مرد و آخرشم نفهمید که فرزاد شیطان نبوده . ( آقای کمیلی که تمام مدت سرشون پایین بود و به میز خیره شده بودند ، زمانیکه خانم جزایری این حرف رو می زدند سرشون را بالا آورده بودند و می خندیدند  ) .
خانم نفیسه روشن ( پری ) گفتند که در طول ایفای نقش در این سریال وابستگی خیلی زیادی به آقای تارخ پیدا کرده بودند و طوری در نقششون فرو رفته بودند که احساس می کردند آقای تارخ پدرشونه و واقعا روشون تعصب داشتند و مدام نگران بودند نکنه آقای تارخ با خانم بردیا ازدواج کنند ( اینجا آقای تارخ به شدت زدند زیر خنده ) . بعد خانم روشن ادامه دادند به خاطر همین تعصب واقعا از اینکه الیاس اومده بود خانه باغ و پدرم را از من گرفته بود ناراحت بودم  ( در اینجا  باز هم آقای کمیلی که تمام مدت به میز خیره شده بودند ، برگشتند به خانم روشن نگاه کردند و با شیطنت اما کمی متعجب خندیدند که یعنی واقعا احساستون این بود ؟ ) خانم روشن ادامه دادند : توی اون قسمتی که آقای تارخ می آیند و از من می خواهند که موبایلم رو بدهم و تمام تلفنها را با خودشون می برند ، با تمام وجود فکر می کردم باید این استیصال و ناراحتی و درماندگی ام را تو نقششم نشان بدهم و اینکه با تمام وجود آخرین خواسته پدرم رو برآورده کنم و بگویم  "چشم هر چی که شما بگویید پدر " .
آقای لهراسبی در دو بخش آنتراکت و استراحت هنرمندان اغما و همینطور در آخر برنامه و پس از رفتن عوامل سریال اغما ، چهار تا از کارهای زیباشون پیله های پرواز ، حس غریب ، تیتراژ عبور شیشه ای و یکی دیگه از آهنگهاشون رو که اسمش خاطرم نیست اجرا کردند . فوق العاده بود . همتون حتما صدای آقای لهراسبی را شنیدند و دیگه وصف صداشون نیازی به گفتن من ندارد . واقعا حس غریبی را به اون فضای دوست داشتنی داده بود . ایشون هم در آخر اجراشون گفتند من هم سالها قبل در همین دانشگاه ، دانشکده فنی درس خوندم و خیلی خوشحال بودم که امشب دوباره در این محیط  و بین این جمع بودم . ( راستی اینم بگویم ایشون یک پرادو سفید داشتند ; )  )
در حاشیه :
وقتی آقای مدرس  بعد از آنتراکت ، زودتر از سایر بازیگران که داشتند چای می خوردند ، وارد سالن شدند ، به اصرار بچه ها یکی از آهنگهایش را که تیتراژ یکی از فیلمها بود ، به شکل زنده اجرا کردند ( راستی ایشون گفتند که تا دو روز دیگه عازم مدینه هستند و التماس دعا . واقعا خوش به حالشون . ان شاء الله قسمت همه بشود ) .
 
برنامه تا ساعت 5:45 طول کشید ، البته بازیگران ساعت 5:30 جلسه رو ترک کردند . باور کنید در طول دو ساعت ونیم برنامه همش به فکر شما بودم به یاد سروین جان ، مونا ، مرضیه ، مینا ، پرستو ، صدف ، مهسا ، سحر، محبوبه ، پریا ، پرنیان ، فرنوش ، مهسا، خاله بهار، سارینا، نیایش ، غزل، الهه ، محیا ، ساره ، سمیرا ......باور کنید از ته دل آرزو می کردم که کاش همه شمام اونجا بودید . با وجودیکه سرم شلوغه و زیاد نمی رسم به وبلاگاتون سر بزنم و کامنت بگذارم و همدیگرو نمی شناسیم  ولی احساسای قشنگتون رو توی کامنتاتون خوندم . کاش زودتر فهمیده بودم و می تونستم شما رو هم خبر کنم . الان هم با اینکه می دونم کامنتام زیاد شد ولی خوب می خواهم حالا که شما اونجا نبودید ، شما رو توی اون فضا ببرم حداقل بدونید چه خبر بوده .
 
بازیگران سریال تنها در انتهای برنامه گفتگو که با اعطای لوح تقدیر از طرف مسئولین برنامه تمام شد ( بازیگران به ترتیب بعد از گرفتن لوح و یک تشکر پایانی از حضار دوباره می آمدند و در ردیف اول سالن می نشستند ) به دانشجوها امضا می دادند . اینجا بود که یک مقداری اوضاع از کنترل مسئولین خارج شد و بعضی از دانشجوها تونستند بروند جلو و خودشون از جلو از بازیگران که در ردیف یک نشسته بودند امضا بگیرند . منم تونستم برم جلو و از آقای کمیلی و آقای مقدم امضا بگیرم . آقای کمیلی برای همه امضا می کردند : " شاد باشید " و بعد همون امضاشون که همه دیدید . ( حتما می دونید که ایشون چپ دست هستند ). متاسفانه نتونستم از آقای تارخ و آقای ممدوح امضا بگیرم . ( آخه بازیگرا بعد اینکه یک سری امضا دادند بلند شدند و سالن را ترک کردند ).
 
بچه ها تا تونستند عکس و فیلم گرفتند ، اما ما متاسفانه چون بی خبر رفته بودیم ، نتونستیم این لحظات رو ثبت کنیم ، آدم تازه اینجا به اهمیت وسایل الکترونیکی پی می بره !  از مسئولین دانشکده پرسیدم امکان تهیه فیلم و عکسهای این برنامه هست ، گفتند ببینیم چی می شود . مطمئن باشید اگه خبری شد شما رو در جریان می گذارم .
 
و در آخر مطمئنم که همتون یک سوال تو ذهنتونه و اونم اینکه برخورد آقای کمیلی از نزدیک چطور بود به خصوص که بعضی وقتها دیدم این مسئله باعث برخی سوء تفاهمات در بعضی کامنتها شده است . خوب باید بگویم که آقای کمیلی در برخورد با بزرگترها ( سایر هنرمندان مجموعه ) در کمال احترام رفتار می کردند و همونطور که بالاتر گفتم ، در کمال ادب جلوی پای آقای تارخ و آقای ممدوح بلند می شدند . در کل فقط در پاسخ به همون یک سوالی که گفتم آقای مدرس پرسیدند حرف زدند اما کاملا متین ، با طمانینه و جدی صحبت می کردند . و اما برخوردشون ، حقیقتش رو بگم ایشون به قدری جدی چه روی سن و چه پایین سن در پاسخ به ابراز احساسات دانشجوها ، جواب می دادند که در نگاه اول یک خورده براتون سنگین می یامد و احساس می کردید که خودشون رو گرفتند . مثلا زمان آنتراکت برنامه ، وقتی عکاسهای برنامه ، رفتند چند تا عکس پشت صحنه ای هم بگیرند و در ضمن خواسته بودند از طرف بعضی از بچه ها از آقای کمیلی و تارخ امضا بگیرند ،  می گفتند این دو نفر به قدری جدی رفتارمی کرند که نتوانستند امضا بگیرند ، این در حالیست که رفتار این دو با بچه ها ، به خصوص آقای تارخ روی سن خیلی گرم وصمیمی بود . حقیقتش برداشت شخصی من اینه که آقای تارخ و آقای کمیلی بیشتر از آنکه مغرور باشند ، برای کنترل جو ، سعی می کنند جدی با هواداران برخورد کنند . به خصوص آقای کمیلی در جمع اونهمه هوادار ، با توجه به سنشون ، سعی می کنند یک مقدار با جدیت اوضاع را کنترل کنند . خوب هر دو اینها زمان آنتراکت امضا نمی دادند اما در آخر برنامه هر دو مدتی را نشستند وبا حوصله و با روی خوش به بچه ها امضا دادند . آقای کمیلی زمانیکه بالای سن بودند همش نگاهشون به میز بود و زیاد به دور و بر نگاه نمی کردند  (حتی به بازیگران روی سن ) یا زمانیکه امضا می دادند اصلا سرشون رو بالا نمی آوردند .
 
در ضمن باید بگویم در یک بخش از برنامه قرار بود که سوالات دانشجوها از عوامل سریال اغما پرسیده بشود که البته فقط فرصت شد دو تا از سوالها مطرح بشود . من خودم کنار خانم مسئولی که سوالات بچه ها را دسته بندی می کرد نشسته بودم ( یعنی ردیف 3 ، ردیف 2 خالی بود و ردیف 1 هم هنرمندان بود ، خوب موقعیت استراتزیکی از این بهتر نمی شد ). نمی دونید بعضی بچه ها یک سوالایی کرده بودند: ( مثلا از آقای کمیلی بپرسید وقتی می گفت رز گل من ، چه احساسی داشتند ؟ آیا آقای کمیلی بالاخره ماشین خریدند؟ آقای کمیلی از اینکه موهاشونو رنگ کردند و ابروهاشونو واسه این نقش بر داشتند چه احساسی داشتند ؟ ) خوب فکر کنید وقتی قشر تحصیل کرده مملکت چنین سوالاتی را در جلسه نقد جلوی عموم می پرسند ، خوب یک بازیگر جوان به نظر شما چه برخوردی باید داشته باشه . من قبول دارم که ما هم برخورد معقول و خوب با بازیگر داریم هم بد ، ولی خوب بازیگر نمی توانه تمام وقت و فکرش رو روی این بگذاره که خوب من حواسم باشه با این هوادار چطور برخورد کنم با اون یکی چطور ؟ یا بالاخره پیش می آید که یک روز خسته هستند ، حوصله ندارند . خوب همه ما همینطوریم ، نیستیم ؟ واقعا همیشه با همه ، همه جا با محبت برخورد می کنیم ؟ خوب به نظر من برخورد جدی خیلی بهتر است البته امیدوارم که واقعا چه ایشون و چه سایر بازیگران هیچ وقت به خودشون مغرور نشوند ، به هر حال به واسطه داشتن مخاطب آدم می تونه مشهور شود . ولی خوب برداشت  کلی و شخصی من از ایشون این بود که مغرور نیستند ، بلکه ایشون علاوه بر این که طبیعتا آدم جدی و موقری هستند ، سعی دارند به نوعی این موج هواداری را کنترل کنند .  
 
حالا از همه این حرفا که بگذریم واقعا روز خوبی بود و خیلی جو شادی داشت . نمی دونم چند تا از شما دوستای خوبم کنکوری هستید ، اما امیدوارم همتون چه در درس و چه در زندگی موفق باشید . امیدوارم یک روز خودتون تو این محیط دانشگاهی و در مقاطع بالای علمی قرار بگیرید ، حالا خوب اگه از این همایشها و برنامه هام براتون گذاشتند که چه بهتر( حقیقتش این همایش برای من و دوستم که تازه درسمونو تموم کردیم بیشتر شبیه جشن فارغ التحصیلی بود . هیچ وقت خاطره این پایان خوش تحصیلی رو فراموش نمی کنم ) .
در آخرامیدوارم همیشه شاد و موفق باشید درست مثل آقای کمیلی و امیدوارم که طرفداری همه هواداران از ایشون یا هر هنرمند دیگری صرفا محدود به چهره یا بازیشون نشود ، بلکه خدا رو شکر ایشون به واسطه قابلیتهای زیادی که در زمینه های مختلف تحصیلی  ، ورزشی و هنری دارند می توانند الگوی خوبی برای جوانها باشند . اینکه همه ما هم باور کنیم که می شود به آینده امیدوار بود و تک تک ما می تونیم مثل ایشون موفق  ، هنرمند ، هدفمند و اهل مطالعه باشیم ، مغرور نباشیم و خدای مهربون رو هیچ وقت فراموش نکنیم . مرسی . با آرزوی بهترینها برای  تمامی سرمایه های فرهنگی کشورمان، هنرمند خوبمان آقای کمیلی و تمامی هوادارانشون .
 

چند عکس:

  

با تشکر از پرنیان جون


امیدوارم خوشتون اومده باشه

نظر یادتون نره

تا بعد خداحافظ

عکس2

سلام به همگی ببخشید که باز هم دیر کردم برای آپ امروز چند تا عکس دارم که امیدوارم تکراری نباشند


با تشکر از پرنیان جون و سودابه جون


امیدوارم خوشتون اومده باشه

سعی می کنم که زود آپ کنم

تا بعد خداحافظ

رادیو جوان

سلام به همگی ایمدوارم حال همتون خوب باشه امروز با دستی خیلی پر اومدم


دانلود مصاحبه ی حامد کمیلی در رادیو جوان

1

2

3

4

5

با تشكر از منصوره جون كه لينكشو بهم دادن


چند عكس:

عكسهاي هفته نامه ي تلاش كه خيلي درخواستشو كرده بوديد

سايز بزرگ

سايز بزرگ

سايز بزرگ




سایز بزرگ

باتشکر از :الهه جون و سمیرا جون و شقایق جون


دوستان و هواداران حامد کمیلی برای اینکه با یکدیگر بیشتر آشنا شوید به یک کدام از این آدرس ها بروید:

www.dchb-chat.blogfa.com

www.irankorea.com/hamedkomeyli

البته این روش موقتیه و خیلی ها درخواست این کارو داشتن و باز هم بستگی به نظر خودتون داره

امیدوارم از آپ خوشتون اومده باشه

نظر فراموش نشه

تا بعد خدانگهدار 

 

بگو که رویا نیست

سلام یک آپ مهم .نیکی جون ازت خیلی ممنونم که این خبرو بهم دادی .

خبر جدید از یک کار جدید:

 فیلم تلویزیونی "بگو که رویا نیست" به کارگردانی مهدی گلستانه و بازی حامد کمیلی جلو دوربین می‌رود.


    به گزارش خبرنگار مهر، تصویربرداری این فیلم تلویزیونی از اواخر هفته با ضبط سکانس های خارجی در تهران آغاز می شود. در این فیلم که به تهیه کنندگی داریوش بابائیان تولید می شود علاوه بر کمیلی حضور کاظم افرندنیا، مرتضی کاظمی و زهره فکور صبور نیز قطعی شده است.
    
    گلستانه درباره حضور شیرین بینا، نگار فروزنده و بیژن امکانیان در این تله فیلم به مهر گفت: "حضور این بازیگران تا به امروز قطعی نشده و در حال مذاکره با آنها هستیم. "بگو که رویا نیست" تقابل یک پلیس کارکشته و یک جنایتکار حرفه ای است. سرهنگ حامد زمان 10 سال قبل دبیر موفق یکی از دبیرستان های تهران بوده و شاگردی نمونه داشته به نام مسعود اقبال. حالا حامد یک پلیس نسبتا موفق است و مسعود یک جنایتکار کاملا خطرناک."
    
    این فیلم بر اساس فیلمنامه ای از سعید دولتخانی جلو دوربین می رود و حسن اسدی نیز به عنوان مدیر تصویربرداری در این پروژه حضور دارد.

با تشکر از سایت خانواده سبز:www.ksabz.net

 

عکس

سلام به همگی ببخشید که دیر شد آخه مطلب و عکس خیلی کم شده من هم مجبور بودم حسابی بگردم تا مطلب جدید پیدا کنم ولی متاسفانه هیچ مطلب جدیدی نبود . فقط چند عکس پیدا کردم که امیدوارم تکراری نباشند

 


 

حورا جون از این عکست ممنونم

سایز بزرگ


سعی می کنم که زودتر آپ کنم البته اگر درسها اجازه بدن

امیدوارم خوشتون اومده باشه

تا بعدخدانگهدار

عکس های اغما

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه میدونم که خیلی دیر اومدم کامپیوترم سرعتش خیلی پائین بود برای همین نمی تونستم آپ کنم ولی بالاخره درستش کردم آپ امروز همش عکسه برای دیدن عگسها هم باید برید تو ادامه مطلب امیدوارم خوشتون بیاد

 

ادامه نوشته

حامد کمیلی:از من سو استفاده نخواهد شد

سلام دوستان نماز روزه هاتون قبول باشه

يك كمي دير كردم عوضش با دست پر اومدم . اول يك مصاحبه با حامد كميلي بعد گزارشي از پشت صحنه ي اغما و گفتگوي ايسنا با مخاطبان اغما و بعدش هم چند عكس .


مصاحبه

به خاطر سيروس مقدم  به اغما آمدم . سيروس مقدم براي من يكي از دوست داشتني ترين كارگردانان به حساب مي آيد . بعد از اولين همكاري كه با ايشان داشتم به شكل خاصي او را دوست دارم و مايلم در هر كاري كه انجام مي دهم در كنارش باشم و او را به عنوان بازيگر همراهي كنم . باور كنيد وقتي قرار است با سيروس مقدم كار كنم ديگر نقش و فيلمنامه برايم تفاوتي ندارد . مهم خود مقدم و حس خوبي كه نسبت به او دارم است . در اغما هم درست چنين مساله اي وجود دارد . در واقع حس اعتماد خوبي بين من و سيروس مقدم به وجود آمده است حس اعتمادي كه من مطمئن هستم از آن سو ء استفاده نخواهد نمي كنم .

دوست دارم همكاري ام با سيروس مقدم ادامه پيدا كند .

به نظر من تا زماني كه اين همكاري مشترك به ما ضربه نزند مي تواند ادامه پيدا كند و هيچ اشكالي هم ندارد چون همه جاي دنيا دو نفر از كار يكديگر خوششان مي آيد و هميشه با هم هستند و اين اصلا اشكالي ندارد اين حس خوب مطمئنا يك كار خوب را به وجود مي آورد .

 

كمبود وقت داشتيم

وقت كم مهم ترين سختي ما بود . واقعا ما براي اين قصه وقت كمي در اختيار داشتيم و آقاي مقدم خيلي وقت ها علي رغم ميل خود مجبور بود از ريزه كاري ها بگذرد تا كار به پخش برسد . به نظر من بدون در نظر گرفتن كيفيت همين كه سيروس مقدم با متن هايي كه روزانه تحويل گروه مي شد توانست اين كار را جمع كند و روي آنتن بفرستد بايد از او يك تقدير ويژه كرد چون واقعا چنين قصه اي را در اين فرصت جمع كرد كار كسي نيست و اين هنر را فقط كسي چون مقدم به واسطه ي تجربيات زيادي كه طي اين سالها دارد مي تواند داشته باشد .

 

امين تارخ از بزرگ هاست

امين تارخ يكي از بزرگان بازي هستند كه من در اغما افتخار حضور در كنار ايشان داشتم و اين براي من اتفاق خيلي خوبي بود . من همراه با بازي كنار او چيز هاي زيادي هم از او ياد گرفتم كه شايدسالها بايد كار مي كردم تا در طول كار به آنها برسم . تارخ مرد بسيار خوب و شخصيت بسيار جالبي دارد و من از همكاري با او واقعا خوشحالم و يكي از نكاتي كه در اغما به نفع من شد فكر مي كنم همين نكته بود .

 

من يكجا نماندم

من اصلا احساس نمي كنم كه يكجا ماندم و در حال پسرفت هستم . شما اگر به كارنامه ي من نگاه كنيد سير صعودي خيلي وبي مي بينيد . نمي دان م چرا عده اي دوست دارند اين طور جلوه دهند كه آمدم و حالا هم دارم تمام مي شوم .

حقيقت اين كه من فكر مي كنم تا همين جا را هم خيلي با سرعت آمدم و احساس مي كنم اگر بخواهم از اين به بعد را هم به سرعت ادامه دهم بعد از اآن كه به بالا ها رسيدم با كله به زمين مي خورم فكر مي كنم از اين جا به بعد بايد با دقت زيادي جلو بروم و كار هايي كنم كه به ماندگاري و ثبات من كمك كند . در واقع از اين جا به بعد من بايد به جاي زمان حال به آينده فكر كنم . آينده اي كه هم مي توانم آن را روشن نگاه دارم و هم ناريك .

 

براي سينما عجله ندارم

اصلا عجله اي براي سينمايي شدن ندارم . مي دانيد سينما مثل تلويزيون نيست كه كاري انجام دهي و خوب يا بد پس از چند سال از ياد برود . آنجا هر كاري كه انجام دهي در كارنامه ثبت مي شود و هميشه جلوي چشم همه است . پس اصلا وادي شوخي برداري نيست و به هيچ عنوان در آنجا فرصت اشتباه نداري . به عقيده ي من آدم بايد پخته شود و بعد وارد سينما شود . من هم دوست دارم به اين پختگي برسم و بعدا وارد سينما شوم تا هيچ اشتباهي نكنم . در غير اين صورت بعد از همان اولين كارم مي توانستم با چند پيشنهادي كه داشتم وارد شوم اما مطمئن هستم اگر اين كار را مي كردم الان همين جايگاه را هم نداشتم . 

 


گزارشي از پشت صحنه ي اغما

ظهر يكشنبه اول مهر، گروه تصويربرداري «اغماء» به پارك جمشيديه آمده‌اند و قرار است پلان‌هاي خارجي با اولين گريم جديد «حامد كميلي» جلوي دوربين برود. از پله‌هاي پرپيچ و خم پارك بالا مي‌روم و نفس‌زنان خود را به كنار استخر مي‌رسانم. سر ظهر است. گروه «اغماء» مستقر شده‌اند، سيروس مقدم مشغول گپ زدن با يكي از عوامل است و «مرتضي جودي» مشاور توليد و «افشين سنگ‌چاپ» دستيار اول كارگردان و ساير عوامل، هركدام مشغول راست و ريست كردن كاري هستند.
با مرتضي جودي احوالپرسي و از او درباره روند توليد كار پرسيدم. با وسواس خاصي در انتخاب جملاتش، گفت: كار به دليل محتوايي كه دارد به كندي پيش مي رود. دوست نداريم سرعت به كيفيت كار لطمه بزند. در حال حاضر هم به لطف خداوند مراحل تصويربرداري به خوبي طي شده و امروز بناست «حامدكميلي» بازيگر نقش الياس براي اولين بار با گريم جديدش جلوي دوربين برود.
«
جودي» در حين اشاره به اين مطلب، با دست به آن طرف‌تر اشاره مي‌كند. سرم را مي‌چرخانم اما حامد كميلي آنجا نيست. با خودم فكر مي‌كنم قرار است از اين مسير بيايد. پس به گفت و گويم ادامه مي‌دهم. مشاور توليد مجموعه با تأكيد خاصي از عكاس مي‌خواهد كه تا زماني كه قسمت مربوط به چهره‌پردازي جديد كميلي نرسيده، عكس‌ها را روي خروجي خبرگزاري فارس نگذارد، چون معتقد است تعليق حاكم بر داستان از بين مي‌رود. او در ادامه صحبت‌هايش دوباره به همان مسير قبلي اشاره مي‌كند. اين بار كنجكاو مي‌شوم و از او مي‌پرسم حامد كميلي كجاست؟ و او فردي را كه با عينك آفتابي روي يك صندلي نشسته و مشغول حفظ كردن ديالوگ‌هايش است به ما نشان مي‌دهد. تازه متوجه مي‌شوم تغيير بسيار در چهره‌پردازي باعث شده كه او را نشناسم.
به همراه عكاس به سمت حامد كميلي مي‌رويم و از او درباره نقشش در «اغما» مي‌پرسم. آرام و شمرده مي‌گويد: اجازه بدهيد درباره نقشم حرفي نزنم. اين نقش پيچيدگي‌هايي دارد كه اگر بخواهيم درباره‌اش حرفي بزنيم بايد تعليق داستان را بشكنيم. ترجيح مي‌دهم درباره‌اش حرفي نزنم.
و در اين ميان عكاس از او مي‌خواهد عينك آفتابي‌اش را بردارد تا بتواند بهتر از او عكس بگيرد. چهره‌اي كاملا متفاوت با الياس.... موهايي صاف، چشماني آبي و صورتي صاف....
كميلي در ادامه حرف‌هايش گله بسياري از مطبوعات دارد و مي‌گويد: تا به حال با نشريات زيادي مصاحبه نكرده‌ام. اما چند هفته نامه اقدام به چاپ عكس من روي جلد مجله‌شان كرده‌اند و مصاحبه‌هايي تفضيلي با استفاده از تخيلات خود با من انجام داده‌اند كه به طور جدي پيگير آن هستم و از طريق قضايي با آنها برخورد خواهم كرد.
از مسير كنار استخر كه پر از مرغابي و ماهي است عبور مي‌كنم. مقدم همچنان در حال گفت وگوست و عوامل در حال استراحت. امروز حامد كميلي به همراه «غزاله جزايري» بازيگر نقش رز بازي دارند. سراغ او را مي‌گيرم. در گوشه‌اي از پارك خلوت كرده و مشغول خواندن نماز است. صبر مي‌كنم، نمازخواندنش تمام شود و او با خوشرويي و البته پر از انرژي با ما برخورد مي‌كند. درست خلاف آنچه كه در سريال از او مي بينيم. با او هم سر صحبت را باز مي كنم. زير بار مصاحبه نمي‌رود. او هم مي‌گويد: هرچه از نقشم بگويم گوشه‌اي از داستان لو رفته. ترجيح مي‌دهم بعد از پايان سريال صحبت كنم. البته بعد از خاموش كردن ضبط صوتم بيشتر راضي به صحبت كردن مي‌شود اما باز هم چيزي از نقش خود نمي‌گويد.
بچه هاي گروه با اعلام افشين سنگ چاپ دستيار كارگردان براي شروع مجدد كار مي‌آيند. همه سر جاي خود قرار مي‌گيرند. سيروس مقدم كار را شروع مي‌كند. حامد كميلي روي يكي از تخت هاي كنار استخر مي‌نشيند. قرار است در اين صحنه «رز» از دور بيايد دستي براي حامد كميلي -كه در اين نقش اسم او فرزاد است- تكان دهد، كنار او بنشيند و ديالوگ كوتاهي بين آنها رد و بدل شود. در همين هنگام چند نفر با چوب‌هايي بلند كنار استخر ايستاده‌اند و با تكان دادن آنها در آب، مرغابي‌ها و ماهي‌ها را به داخل استخر و در نمايي كه مقدم به آنها احتياج دارد، مي‌كشانند.
برداشت اول شروع شد...
يك...دو...سه... حركت...
رز خوشحال و خندان از دور شروع به دويدن مي‌كن.نزديك كه شد مقدم اعلام كات مي‌كند:اينجوري نه...اينقدر خوشحال نباش...كمي استرس بد نيست...
برداشت دوم...سوم...چهارم...وسواس‌هاي سيروس مقدم برداشت اين سكانش را كمي طولاني مي‌كند. از آنجايي كه او كارگردان خوش اخلاقي است با روي باز مي‌گويد: «كار امروز عقب افتاده، مي‌ترسم نور بره و عقب تر بيافتيم.


 

گفتگوي ايسنا با مخاطبان اغما

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، بيننده تلويزيون كه از هر قسمت از يك سريال، انتظار اتفاق جديدي را دارد، با تماشاي برخي قسمت‌هاي «اغماء» ارضاء نمي‌شود و قسمت‌هايي را نظاره‌گر است كه بي آن كه مطمئن باشد «الياس» شيطان است يا خير؟! از اعمال و حتي ظاهر او به عنوان يك شيطان تعجب كرده است.

پسري 29 ساله ساكن منطقه سهرودي، «اغماء» را از ساير سريال‌هاي ماه رمضان بهتر توصيف مي‌كند و بازي امين تارخ را جذاب مي داند. به اعتقاد وي «اغماء» سوژه‌اي بسيار جذاب و تازه دارد و كمي هم ترسناك است.

او درعين حال مي‌گويد: «اغماء» بيش از حد كشدار شده است. اين داستان مي‌توانست در يك فيلم 90 دقيقه‌اي يا دو قسمت خلاصه شود. بعد از مرگ «مولود» تا الان چه اتفاق خاصي در زندگي دكتر پژوهان رخ داده است؟

زني، 27 ساله ساكن منطقه 13 تهران، داستان «اغماء»‌ را كليشه‌اي وتكراري توصيف و اضافه مي‌كند: درك عيني از شيطان از دو سال قبل در سريال «او يك فرشته بود» مطرح شد و در «اغماء» بار ديگر كپي برداري شده است. وي مي‌گويد: با تماشاي چند قسمت اول «اغماء» به اين نتيجه رسيديم كه چه داستان خوبي! ولي بعد كشدار و خسته كننده به نظر رسيد. به نحوي كه اگر چند قسمت را هم نمي‌ديديم اتفاقي نمي‌افتاد.

اين زن 27 ساله، شخصيت «دكتر برديا» را در سريال «اغماء» آزاردهنده توصيف مي‌كند و ادامه مي‌دهد: معلوم نيست او در اين ميان چه نقشي دارد و اگر نبود چه اتفاقي مي‌افتاد؟! آيا دكتر برديا نماينده زنان پزشك كشور است؟! نماينده آدم‌هاي خوب است؟!

مردي 28 ساله به گريم حامد كميلي اشاره مي‌كند و مي‌گويد: گريم اين بازيگر به شدت مصنوعي است. وي كه ساكن منطقه 20 تهران است در اين باره ادامه مي‌دهد: سازندگان «اغماء» قصد داشته‌اند ظاهر اين شخصيت را وحشتناك كنند، اما موفق نشده‌اند.ضمن اين كه بايد از آنان پرسيد اگر مي‌گذاشتند اين شخصيت‌ با مو و محاسن مشكي خودش مقابل دوربين مي رفت چه اتفاقي مي‌افتاد؟!

خانمي 70 ساله ساكن منطقه 8 تهران معتقد است: اغماء مخاطبش را سردرگم نگه مي‌دارد؛ گاهي يقين پيدا مي‌كني «الياس» شيطان است و گاهي هم اين يقين كاملا به شك تبديل مي‌شود.

دختري 19 ساله ساكن منطقه 6 تهران نيز نظري مشابه به اين بيننده را دارد. او روند روايت قضيه سريال را كند مي‌داند و در عين حال مي‌گويد: سازندگان اين سريال لابد چاره‌اي نداشته‌اند. چرا كه بايد اين سريال 30 قسمت ادامه پيدا كند.

اين دختر دانشجو در ادامه به خبرنگار ايسنا خاطرنشان كرد: مخاطب هر روز 30 دقيقه سردرگم و مسخ شده مقابل تلويزيون مي‌نشيند و منتظر مي‌ماند تا شايد اتفاقي در «اغماء» بيفتد اما هيچ چيزي رخ نمي‌دهد. قسمت دوازدهم بود كه با هزار زحمت پدرم را به تماشاي «اغماء» نشاندم. اما در نهايت خودم هم ديدم كه اتفاقي رخ نداد.

مردي 50 ساله از بينندگان سريال «اغما» هم معتقد است: ايجاد تعليق در مخاطب، هدف سازندگان سريال اغما بوده، اما اين اتفاق درست رخ نداده است. وي كه ساكن منطقه‌ 14 تهران است در اين باره مي گويد: نزديك 12 قسمت از سريال اغما گذشته، اما معلوم نيست الياس شيطان است يا فرشته؟! برخي لحظات كارهاي انجام مي‌دهد كه آدم مي‌گويد حتما شيطان است. اما دقايقي بعد حرف‌هايي مي‌زند كه بيننده به شك مي‌افتد.

پسري 9 ساله در پاسخ به اين پرسش كه آيا لحظاتي وجود دارد كه از تماشاي «اغما» بترسد، مي‌گويد: بعضي صحنه‌ها مثل آن جايي كه الياس باعث شد كلاغ از درخت بيفتد و طوفان بشود ترسناك است و من شب براي رفتن به دستشويي مامانم را صدا كردم. اما در كل «اغما» سريال خوبي است.اين در حالي است كه دختري 24 ساله ساكن منطقه 19 نظري متفاوت دارد. او كه از برخي صحنه هاي «اغما» مي‌ترسد، اين ترس را عاملي براي فكر كردن به روز قيامت و حساب و كتاب اين روز مي‌داند.

مردي 40 ساله ساكن منطقه 4 تهران كه بيننده چند قسمت از «اغما» بوده است به خبرنگار ايسنا مي گويد: بازي‌ها در سريال اغما بسيار خوب است و در مجموع سريال خوش ساختي است تعليق قصد هم خوب از كار درآمده است.وي ادامه مي دهد: تلويزيون با اينكه يكي – دو سال است سريال‌هاي ماورائي نشان مي‌دهد. اما در اغما توانسته خوب از كليشه‌ها بيرون بيايد. اين بيننده تلويزيون با خنده مي‌گويد اگر ترسش را هم بيشتر كنند بهتر است!

وي درعين حال خاطرنشان مي‌كند كه استفاده از اصطلاحات پزشكي در اين سريال براي مخاطب عامه تا حدودي سردرگمي ايجاد مي كند.

يكي از مخاطبان سريال «اغما» كه 31 سال دارد، به اشتباهاتي كه در اين سريال ديده است اشاره مي‌كند.وي مي‌گويد: در قسمت دوازدهم امين تارخ سوار پاترول و در حالي كه با موبايل حرف مي‌زند از در بيمارستان خارج شد. پس از مدتي تصوير قطع شد و دوباره او را ديديم كه توي بيمارستان مي‌پيچد. اين در حالي است كه وقتي او بيمارستان را به مقصدي ترك مي‌كند نبايد مجددا به همين محل بازگردد.

پسري 15 ساله كه در منطقه 16 ساكن است به طرح اين پرسش مي‌پردازد كه مگر شيطان آن قدر خوب است؟! كه نماز مي‌خواند و چه جوري است كه از همه چيز آگاهي دارد؟! وي ادامه مي‌دهد: براي چه مو و ريش‌هاي اين بازيگر را بور كرده‌اند كه درست مثل فرشته‌ها شود. در ذهن ما هميشه وجه منفي شيطان تصوير شده است ولي در اغما ظاهر و صداي شيطان به دكتر پژوهان و مخاطب آرامش مي‌دهد و امواج مثبت دارد.

دختري 23 ساله شخصيت دكتر برديا را در سريال اغما لج در‌آور توصيف مي‌كند و مي‌گويد: چرا در «اغما» شيطان معصوم به تصوير كشيده شده است؟! در اين سريال وجه مثبت الياس را مي بينيم كه صداي خوب و خنده مليح دارد. زير باران نماز مي خواند و مدام در حال هرس كردن درختان است! شيطان بايد شبيه پيرمردي مي‌بود كه در قبرستان سراغ امين تارخ آمد.

به گزارش ايسنا، نكته‌ي ديگري كه از اين گفت وگوها به ذهن متبادر مي‌شود، اين است كه به نظر مي‌رسد مخاطبان «اغماء» خواهان هرچه زودتر مشخص شدن داستان هستند؛ اتفاقي كه علاوه بر سازندگان اين مجموعه، متوجه مديران صداوسيما و توليد مجموعه‌هايي است كه در نهايت اين ذائقه را در مخاطب شكل داده‌است

                                                                            

                                                                                      


 اميدوارم خوشتون اومده باشه

 نظر فراموش نشه

تا بعد خدانگهدار

 

 

 

 

 

روح یا شیطان؟

سلام به همگی نماز روزه هاتون قبول باشه

تا کنون شاهد هفت قسمت از سریال اغما بودیم . حامد کمیلی در اینجا نقش بسیار نتفاوتی را ایفا می کن نقشی که در آن حدس و گمان زیاد است .

 

نور آبي فضا را پر مي کند. لنز دوربين بازتر مي شود و اجسام و آدمها از شکل طبيعي خود خارج مي شوند، موسيقي به کمک مي آيد و يک «اتفاق بد» رخ مي دهد.
شما هم اگر در 4 شب گذشته به تماشاي سريال «اغما» نشسته باشيد، اين تصاوير را ديده ايد. گويا دوباره يک روح شرور و يا شيطان به يک سريال تلويزيوني آمده تا قصه هاي بدي را رقم بزند، شايد شما هم به ياد سريال «او يک فرشته بود» افتاده باشيد که 2 سال پيش ماه رمضان از شبکه 2 پخش شد.
با طرح اين سوال که نمايش ارواح و قدرت آنها چقدر با مباحث و اصول دين ما همخواني دارد، به سراغ حجت الاسلام گلي (مشاور مذهبي سريال اغما) رفتيم تا پاسخ بسياري از سوالاتمان را که به احتمال زياد تا پايان اين سريال برايمان مطرح مي شود، پيدا کنيم.
حجت الاسلام گلي در پاسخ به اين سوال همان ابتدا روشن کرد که آنچه در سريال «اغما» مي بينيد «روح» نيست ، بلکه «شيطان» است.
وي با ذکر اين نکته که انسان هميشه در معرض خطر شيطان است ، گفت: شيطان و نيروهايش مي توانند، انسان ها را تحت تسلط خود در بياورند. به همين دليل مدام او را تحت نظر دارد تا با کوچکترين سرکشي او نسبت به خداوند بتواند بر او تسلط پيدا کند.
حجت الاسلام گلي در پاسخ به اين پرسش که نمايش انسان هايي که روح خود را به شيطان واگذار کرده اند چقدر عموم مخاطبان را تحت تاثير قرار مي دهد، گفت: نکته ماورايي و ديني سريال «اغما» اين است که «شيطان» مي تواند در هيئت انسان و با شمايل مختلف به زندگي انسان ها راه پيدا کند و آنها را گمراه سازد. شيطان حتي مي تواند جسم انسان ها را جعل کند و از طريق آنها به اهداف خود برسد.
کارشناس مذهبي سريال «اغما» نمايش «روح شيطاني» در تلويزيون را کاملا منطبق بر اصول اسلامي مي داند. وي با ذکر اين نکته که در روايت هاي اسلامي آمده است که شيطان روح برخي انسان ها را مي تواند مديريت کند و به وسيله آنها انسان هاي پرهيزگار را اغفال کند، گفت: ماه رمضان ، ماه عبادت و ارتقاي سطح باورهاي ديني است ، در اين ماه صداوسيما بايد به وظيفه دانشگاهي خود عمل کند و به مردم اين آگاهي را بدهد که شيطان هر لحظه در کمين انسان هاست و مي تواند وارد روح آنها شود.
وي در ادامه گفت: سريال هايي چون اغما و او يک فرشته بود در واقع کلاس درس «شيطان شناسي» هستند. اين گونه سريال ها براي مخاطب عام بهتر است ، چون آنها بدون «اشکال تراشي» پيام هاي ديني مستتر در اثر نمايشي و دراماتيک را دريافت مي کنند.
حجت الاسلام گلي استفاده کارگردان از نور آبي براي ورود شيطان به يک مکان را فقط تمهيدي از طرف کارگردان خواند و آن را به امور فني سريال مرتبط دانست و گفت: نور آبي براي حضور شيطان جنبه مذهبي و ديني ندارد و کارگردان براي نمايش P.O.V شيطان ترجيح داده از نور آبي استفاده کند.

منتظر بمانيد

عليرضا افخمي ، کارگردان سريال «او يک فرشته بود» که اکنون به عنوان يکي از نويسندگان سريال اغماء و ناظر کيفي با اين سريال همکاري مي کند، در پاسخ به اين پرسش که آيا سريال «اغما» ادامه اي بر سريال «او يک فرشته بود» است ، گفت: خير اغما ادامه «او يک فرشته بود» نيست ؛ اما مي توان گفت که هر دوي اين سريال ها آثاري ماورايي هستند، بنابراين مي توان آنها را در يک ژانر گنجاند.
افخمي درباره حضورش در سريال «اغما» و اين که چقدر اين انتخاب به موفقيت سريال «او يک فرشته بود» مرتبط است ، گفت: در زماني که سريال او يک فرشته بود، ساخته و پخش شد، گفتم ديگر علاقه اي به تکرار اين نوع کار در تلويزيون ندارم ، چون پرداختن به اين موضوعات احتياج به شرايط مساعدتر و هزينه بيشتر دارد؛ اما رفاقت بين من و سيروس مقدم و عليرضا برازش ، مدير شبکه يک باعث شد همکاري با سريال «اغما» را بپذيرم ، از طرفي اکنون کارگردان سريال کس ديگري است و امکان دارد بتواند در اين ژانر برگ برنده خوبي رو کند.
افخمي در پاسخ به اين پرسش که نمايش اين گونه سريال ها چقدر مي تواند روي مخاطب تلويزيون تاثير داشته باشد، گفت: جاي اين نوع سريال تا قبل از «او يک فرشته بود» در تلويزيون ما خالي بود. اين سريال ثابت کرد که با آثار ماورايي مي توان پيامهاي عميقي را به مخاطب ارائه کرد و تذاکرات مهمي به او داد.
در پايان ، افخمي در پاسخ به اين پرسش که آنچه در «اغما» مي بينيم «روح» است يا «شيطان» گفت: سريال را پيگيري کنيد و خودتان در انتها به اين پرسش پاسخ دهيد.

 

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه

نا بعد خدانگهدار

 

اغما

سلام به همه ی دوستان

ماه مبارک رمضان بر همه ی شما و تمام مسلمان جهان مبارک باد.

حتما همه ی شما می دونید که از امشب  تا ۳۰ شب دیگر شاهد سریال دیگری با بازی حامد کمیلی خواهیم بود . هرشب ساعت ۱۹:۳۰ و تکرار روز بعد ساعت ۱۳:۰۰ . امیدوارم سریال اغما که یکی دیگر از کار های سیروس مقدم است موفق شود . البته وقتی که رضا جودی تهیه کننده سریال صاحبدلان پربیننده ترین سریال ماه رمضان سال پیش تهیه کننده این سریال هم هستند بدون شک سریال اغما پربیننده ترین سریال امسال خواهد شد .


امیدوارم همتون بتونید سریال اغما رو کامل ببینید چون متاسفانه هیچ کدام از شبکه های جام جم سریال اغما رو پخش نخواهند کرد .

من به زودی زود دوباره آپ می کنم ببخشید اگه آپم کوتاه بود چون وقتم کم بود ولی قول میدم که تا دو روز دیگه دوباره آپ کنم به شرط اینکه شما هم در قسمت نظرات تا اون روز کم نگذارید.خدانگهدار


                                               ۱۳۸۶/۶/۲۴ شنبه

سلام نماز روزه هاتون قبول

این ادامه ی آپ است که به دلیل کمبود وقت مجبور شدم در یک روز دیگر ادامه ی آن را بنویسم . تا کنون دو قسمت از سریال اغما گذشته است و متسفانه هنوز شاهد بازی خوب حامد کمیلی نبودیم . ولی من که نظرات شمارو خوندم فهمیدم که شما در مورد نقش حامد کمیلی مقداری اشتباه کرده اید . حامد کمیلی در این سریال نقش الیاس را دارد که از دوستان دکتر پژوهان است . الیاس در جبهه دچار آسیب دیدگی مغز می شود و دکتر پژوهان طی یک عمل جراحی باعث بهبودی حال او می شود و از آن زمان دوستی این دو آغاز می شود. البته باید بگویم که من این ها را در مجله خواندم و امکان دارد که جاهایی اشتباه کرده باشم.


شما از این به بعد می توانید هر روز یک قسمت از سریال اغما را در این وبلاگ دانلود کنید:

www.dchb-eghma.blogfa.com


حامد کمیلی در تله فیلم گوشه نشینان:

با تشکر از نگین جان


موفق باشید

خدانگهدار

 

پشت صحنه سریال اغما

سلام دوستان عزیز

ببخشید که باز هم دیر اومدم . امیدوارم همتون جمعه گوشه نشينانو ديده باشيد . فيلم بسيار جالبي بود و حامد كميلي مثل هميشه عالي بازي كردند . كساني كه اين فيلمو نديدن شنبه ۱۷/۶/۸۶ ساعت ۲۳:۴۰ از شبكه يك مي توانند ببينند.


عكسهايي از پشت صحنه ي سريال اغما:

برای دیدن عکسها به ادامه مطلب رجوع کنید

 


امیدوارم خوشتون اومده باشه

نظر فراموش نشه

تا بعد خداحافظ

ادامه نوشته

نقش جهان

سلام دوستان عزیز

امیدوارم حالتون خوب باشه از اینکه دیر آپ کردم معذرت می خوام . برای امروز عکسهایی از سریال نقش جهان گذاشتم .


بقیه عکسها در ادامه مطلب ...


یک مشکلی برای من پیش اومده که احتمال داره تا ۸ شهریور برنگردم ولی نهایت سعیمو می کنم تا بتونم زود برگردم

امیدوارم خوشتون اومده باشه

نظر فراموش نشه

خداحافظ

 

 

ادامه نوشته

عكسهاي پرواز در حباب

سلام دوستان عزيز

اميدوارم همگي حالتون خوب باشه و تا حالا تابستون بهتون خوش گذشته باشه امروز براتون عكسهاي پرواز در حبابو گذاشتم كه اون هم به درخواست گلشيد جون بود فقط بايد ازتون معذرت بخوام چون كيفيت عكسها خيلي خوب نيست اميدوارم منو ببخشيد.

يكي از دوستان از من خواستند كه در مورد سريال نقش جهان توضيح بدم . سريال نقش جهان روزهاي دوشنبه ساعت ۱۹ از شبكه ي تهران پخش ميشود و متاسفانه تكرار ندارد اين فيلم تهيه شده در سيماي مركز اصفهان و احتمالا در سال ۸۴ ساخته شده(مطمئن نيستم) بازيگران آن: جهانبخش سلطاني - پوراندخت مهيمن - حامد كميلي - كاظم افرند نيا - اردلان شجاع کاوه و ...

حامد كميلي در اين سريال در نقش كتابفروشي به نام فرود مسيحا ظاهر شده و به همراه مادرش (پوراندخت مهيمن) تنها زندگي مي كند .


به دليل اينكه عكسها زياد بود بقيه شان را در ادامه مطلب گذاشتم:

بقيه عكسها در ادامه مطلب


اميدوارم خوشتون اومده باشه

نظر فراموش نشه

تا بعد

خداحافظ

 

ادامه نوشته

گوشه نشینان در 3 قسمت

سلام دوستان عزیز

من بالاخره برگشتم خیلی زود بریم سراغ آپ امروزمون


توی این چند روز توی یکی از مجلات خوندم که قرار است گوشه نشینان در سه قسمت متوالی پخش شود دلیل این کار معلوم نیست.


خلاصه ای از فیلم ۳۰ قسمتی اغما:

این سریال که قرار است از شبکه ی یک سیما به مناسبت ماه رمضان پخش شود . داستان سريال:

دكتر طه پژوهان (امين تارخ)يك پزشك فوق تخصص جراحي مغز و اعصاب است كه به دليل جراحي هاي موفقيت آميزش روي جانبازان جبهه هاي جنگ به پنجه طلايي مشهور شده است در اين ميان همسر او(شيرين بينا) بيمار ميشود و اصرار مي كند كه همسرش اورا معالجه كند ولي دخترشان (نفيسه روشن) با اين عمل به شدت مخالف است . حامد كميلي در اين سريال در نقش الياس حاضر شده كه دكتر پژوهان در جبهه جانش را نجات داده و حالا با هم رابطه دارند .


با تشكر از سايت :www.aynazhamed.blogfa.com


چون که من تازه برگشته بودم و کامپیوتر نو خریدم عکس زیادی ندارم ولی دفعه ی بعد با دستی پر تر می آیم.

توی نظرات پیشین نظراتی بود که شما خیلی عکس العمل نشون دادید از شما می خوام که از این به بعد اگر باز هم از این نظراتو دیدید بی توجهی کنید و مطمئن باشید که من فوری این هارو پاک می کنم

نظر فراموش نشه

تا بعد خداحافظ