سلام به همگی امیدوارم حالتون خوب باشه من واقعا عذر می خوام متاسفانه یک مشکلی پیش اومده(نمیدونم از منه یا از بلاگفا؟؟؟؟) که من نمی تونم به غیر از آپ کار دیگه ای بکنم یعنی نه می تونم نظرهارو پاک کنم نه ویرایش و نه هیچ کاری دارم سعیمو می کنم که این مشکلو برطرف کنم آپ قبلی هم بر اثر همین اشتباه پیش اومد . خوب بگذریم یک خبر جدید (با تشکر از پرنیان جون و پرچین جون) از کار جدید حامد کمیلی :

  مجموعه تلويزيوني «خط شكن» به كارگرداني «مسعود تكاور» با بازي رضا رويگري، حامد كميلي و يوسف تيموري نيمه دوم آذرماه كليد مي خورد. به گزارش فارس، مجموعه تلويزيوني «خط شكن» به تهيه كنندگي «سعيد منتظر المهدي» به سفارش ستاد امر به معروف و نهي از منكر نيروي مقاومت بسيج ساخته خواهد شد.
    بنابر اين گزارش، در اين مجموعه تلويزيوني كه در 13 قسمت ساخته خواهد شد بازيگراني چون رضا رويگري، حامد كميلي، يوسف تيموري، محمود مقامي،‌ مريم كاوياني، آناهيتا همتي، فلور نظري، مهدي اميني خواه، شهرام عبدلي، سعيد عليجاني، سپند اميرسليماني، اميد آهنگر، امير حشمت زاد، صفر كشكولي، سپيده ذاكري و مريم سلطاني بازي مي‌كنند.
    به گزارش فارس، متن اين مجموعه را «سعيد دولت‌خاني» نوشته و مضموني اجتماعي دارد. ساير عوامل اين مجموعه عبارتند از: مشاور كارگردان: دكتر محمد حمزه زاده، مدير توليد: سعيد عليجاني، دستيار كارگردان: مجيد واشقاني، برنامه ريز: طاهره رجبي، مدير تصويربرداري: علي ملكي، طراح صحنه و لباس: كيوان ذوالفقاري، صدابردار: احمد اردلان، طراح گريم: علي اكبر بهادري، مدير صحنه: امير حشمت زاده و مدير تداركات: مهدي منيري. 
   


هنوز مدت زیادی از پخش سریال تلویزیونی اغماء از شبکه یک سیما نگذشته اما همچنان نقد و بررسی هایی که از این سریال در شبکه های مختلف سیما و مراکز مختلف انجام می شود خاطره شخصیت الیاس را در ذهن ما زنده می کند.


    
    حامد کمیلی بازیگر این نقش این روزها در حال ایفای نقشی تازه در یک فیلم نود دقیقه ای است.
    
     نام این فیلم « بگو که رویا نیست» است و به کارگردانی مهدی گلستانه ساخته می شود. گلستانه از دستیاران کارگردان پرسابقه سینما و تلویزیون است و در بسیاری از ساخته های سیروس مقدم در مقام دستیار کارگردان حضور داشته است.
    
    بد نیست بدانید داستان این فیلم حال و هوایی عاطفی ـ پلیسی دارد و در فضای محله‌های جنوب شهر می‌گذرد. در این فیلم شاهد تقابل یک دبیر دبیرستان با شاگرد نمونه‌اش هستیم. پس از گذشت 10 سال دبیر یک پلیس موفق شده و شاگرد یک خلافکار جنایتکار.
    
     همین سوژه آنقدر کنجکاوی برانگیز است که بخواهیم منتظر دیدن فیلمی جالب باشیم.

با تشکر از سایت:www.ksabz.net


یکی از دوستان خوبمون مهرناز جون یک گزارشی رو برای من فرستادند و من هم بدون هیچ کم وکاستی برای شما می ذارم . مهرناز جوان دستت درد نکنه

دوستان خوبم سلام پریروز دوشنبه ( 5 آذر ) من آقای کمیلی و سایر عوامل سریال اغما را از نزدیک دیدم . دوست داشتم شما را هم در این لحظات شاد سهیم بکنم . به خاطر همین هم به طور کامل یک گزارش تفسیری از تمام آنچه که دیروز گفتیم و شنیدیم ، برای شما می نویسم .
من و یکی از دوستانم دیروز برای انجام کارهای فارغ التحصیلی به دانشگاه تهران رفته بودیم . جلوی در ورودی دانشگاه بولتن تبلیغاتی سریال اغما رو دیدیم . کارامون که ساعت 3 تموم شد ، رفتیم از نزدیک ببینیم چه خبره . دیدیم که نوشته نقد سریال اغما با حضور بازیگران و عوامل فیلم دوشنبه 5 آذر ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ، تالار فردوسی ، ساعت 2 الی 5 . واقعا شوکه شدیم ، یعنی یک ساعت از شروع برنامه می گذشت . با دوستم رفتیم دانشکده ادبیات . تا از در وارد شدیم ، آقای ممدوح ( دکتر نائینی ) را جلوی خودمان دیدیم . با وجودیکه ساعت 3 بود هنوز برنامه شروع نشده بود . وقتی از مسئولین پرسیدیم که چه کسانی قراره بیایند ، گفتند همه هستند ، حتی آقای کمیلی هم با وجود اینکه سر فیلمبرداری هستند قراره بیایند . بچه ها می گفتند که آقای تارخ و آقای نوذری هم آمده اند که البته ما تا قبل از شروع برنامه نتوانستیم ببینمشون و خلاصه به این شکل ، به صورت غیر مترقبه و تصادفی ما به یک برنامه شاد و به یاد موندنی دعوت شدیم . حقیقتش به خاطر اینکه کاملا تصادفی از این همایش با خبر شدیم ، ساعت 3 اونم تو انقلاب ، واقعا خیلی مزه داد . جای شما خالی . و بالاخره ساعت 3 برنامه با ورود آقای مدرس ، آقای مقدم ، آقای کمیلی ، آقای تارخ ، آقای ممدوح ، آقای نوذری ، آقای اسکندری ، خانمها غزاله جزایری و نفیسه روشن و آقای لهراسبی و تشویق دانشجوها شروع شد . مهمانان در ردیف یک سالن نشستند و برنامه بلافاصله با تلاوت قرآن و اجرای سرود ملی آغاز شد و هنرمندان و دانشجویان به احترام سرود بلند شدند . آقای کمیلی در کنار آقای مقدم نشسته بودند و آقای تارخ هم که اول چند صندلی آن طرف نشسته بودند ، اومدند و سمت چپ آقای کمیلی نشستند . آقای کمیلی با دیدن آقای تارخ بلافاصله با احترام از جاشون بلند شدند و آقای تارخ به زور دستشونو گرفتند و نشوندنشون . بعد آقای تارخ شروع به خوش وبش و احوالپرسی با الیاس کرد . در آغاز برنامه آقای مدرس روی سن رفتند و به ترتیب از مهمانان دعوت کردند که به روی سن بروند . روی سن دو ردیف میز قرار داشت . در میز سمت چپ به ترتیب آقای اسکندری ، آقای تارخ ، آقای مقدم ، آقای ممدوح و آقای کمیلی ( نزدیک به پله های سن چپ ) و در میز سمت راست به ترتیب آقای مدرس ، آقای نوذری ، خانم جزایری و خانم روشن ( نزدیک به پله های سن راست ) نشستند .
بعد برنامه گفتگو به ترتیبی که براتون می نویسم شروع شد و هر کدام از بازیگران بعد از عرض سلام و ادای احترام به حضار ، بعضا به سوالاتی که آقای مدرس در مورد نقششون می پرسیدند جواب می دادند :
 
در ابتدا  آقای عبدالله عسکری خواننده جوان سریال اغما بخشهایی از ترانه تیتراژ اغما را به طور زنده خواندند  . واقعا صدای گرمی دارند و گیرایی صداشون در اجرای زنده خیلی بهتر ازصدای ضبط شده بود .
آقای سیروس مقدم در آغاز کلامشان از حس غریبشون برای حضور در جمع بچه های دانشجو گفتند و اینکه ایشون هم سالها قبل در دانشگاه تهران ، دانشکده هنرهای زیبا درس می خواندند و الان حس ناراحتی و شادی توامانی را در این فضا احساس می کنند . خبر خوشی که ایشان دادند این بود که هماهنگ شده از این به بعد سریالهایی با تم شیطان ، جن و مرگ بیشتر و نه فقط در شبهای ماه رمضان ساخته شود .
آقای تارخ هم خیلی گرم وصمیمی به ابراز احساسات دانشجوها جواب دادند و چند بار از جایشون بلند شدند و از بچه ها تشکر کردند و کلامشون رو اینطور آغاز کردند که من نمی توانم خوشحالی خودم را از اینکه امروز در جمع شما دانشجوهای جوون ، تعدادی از نخبه های کشورمون هستم رو پنهان کنم و همونطور که آقای مقدم گفتند من هم احساس تعلق  خاطرخاصی به این محیط دارم و خاطرات زیادی را از این فضا دارم ، حس خاص و تا حدی آزار دهنده ای که نمی شود توصیفش کرد . بعد لحظات کوتاهی از سکانس دکتر پژوهان و پیر بابا پخش شد . بچه ها  حتی وقتی که دکتر پژوهان رو روی پرده نشون می داد به شدت آقای تارخ رو تشویق می کردند .  در این بخش از آقای تارخ در مورد احساسشون درباره اینکه در برابر یک موجود فرا انسانی که تجسمی از اون در ذهنمون نداریم بازی کردند سوال کردند و ایشون هم توضیح مبسوطی در این زمینه دادند . و آقای مدرس گفتند خوب وقتی نوبت به آقای کمیلی رسید ، همین سوال رو هم از ایشون می پرسیم ( که البته آقای کمیلی وقتی نوبتشون شد ، کمی پایین تر می خونید که چه جوابی به این سوال دادند ) .
آقای ناصر ممدوح ( دکتر نائینی ) یک پدربزرگ واقعی، مهربان و دوست داشتنی با صدایی جادویی . هر بار که صحبت می کردند ، در میان امواج صدایش غرق می شدید . ایشون حرف خاصی نزدند فقط گفتند که این آقای داریوش فرهنگ بودند که برای اولین بار کار بازیگری را روی دستشان گذاشتند . در اینجا آقای تارخ به شوخی گفتند : منظورشون این است که تنها کار مفیدی که آقای فرهنگ تو زندگی شون کردند همین کار بوده و خودشون و آقای مقدم تا مدتها به این موضوع می خندیدند . باید بگویم که تقدیر بچه ها از این صدای ماندگار فوق العاده بود و همه از ته دل تشویقشون می کردند . بین مدعوین عوامل اغما بیشترین تشویقها به ترتیب برای آقای ممدوح ، آقای تارخ و همینطور در ادامه ، آقای کمیلی و آقای نوذری بود .
و اما آقای کمیلی ، ایشون کلامشون را دقیقا به این شکل و با طمانینه کامل آغاز کردند : عرض سلام دارم خدمت همه شما دوستان عزیز، خیلی خوشحالم که در جمع شما هستم و امیدوارم که زمان مفیدی را با هم دیگه سپری بکنیم . در رابطه با پرسش شما من فکر می کنم استاد تارخ اونقدرقدرتمند و اونقدر قاطع همه چیز روتوضیح  دادند که جایی برای پاسخ دادن من نمی مونه .اگه سوال دیگه ای دارید من در خدمتتون هستم ( و اینجا خودشون می زنند زیر خنده ) . بعد آقای مدرس در مورد نقششون سوال کردند و خوب ایشون درست مثل همون چیزهایی که در هفته نامه تلاش خواندید جواب دادند : در مورد پیچیدگی نقش ، علاقشون به این پیچیدگی و سخت بودن کار در box ماه رمضان که دیگه اینا چون تکراری است نمی نویسم .    
آقای نوذری ( دکتر جودت ) گفتند که هنوز در حالت stand by هستند و منتظرند خبرشون کنند که بقیه نقششون را بازی کنند . ایشان از قول آقای افخمی گفتند که انتهای سریال به این شکل بوده است : زمانیکه الیاس به دکتر پزوهان می گوید خانم دکتر بردیا به شما علاقه دارند و دکتر پزوهان جواب می دهند که خوب این مسئله مهمی نیست . الیاس می گوید قضیه به پیش از بیماری خانمتان بر می گردد . نشانه اینکه دکتر بردیا آخرین نفری بود که قبل مرگ مولود در Recovery پیش خانمتان بود . از اینجاست که دکتر پزوهان و دکتر جودت شکسته خورده در عشق تصمیم می گیرند خانم بردیا را بایکوت کنند و همینطور هم می شود . اما بعد از مدتی دکتر جودت از این کار خود پشیمان شده و جلوی خانه دکتر بردیا می رود تا کل جریان را مطرح کند و این همان شبی است که افشین سنگ چاپ دکتر بردیا را چاقو زده . دکتر جودت ضارب را گرفته و به پلیس تحویل می دهد اما دکتر بردیا پیش از رسیدن به بیمارستان می میرد . در صحنه آخر زمانیکه دکتر جودت سر خاک دکتر بردیا نشسته . الیاس بر او ظاهر می شود و به عبارتی این بار الیاس ، به عنوان شیطان دکتر جودت تجسم پیدا می کند و این یعنی اینکه این جریان همچنان ادامه دارد . آقای نوذری توضیح دادند متاسفانه به علت اعتراضاتی که شد و اینکه گفتند درست نیست که دو تا دکتر پشت سر هم فریب شیطان را بخورند و به قولی گروه فریب خورده فقط از میان دکترها باشند ، مجبور شدیم که انتهای فیلم را عوض کنیم .
خانم غزاله جزایری (رز ) در مورد اینکه نظرشون در مورد شیطان نفسش که در فیلم فرزاد بود چیست گفت : از نظر رز ، فرزاد برایش شیطان نبود . شاید اگر من غزاله جزایری از بیرون به اون نقش نگاه کنم متوجه بشوم که فرزاد شیطان بوده ، اما از نظر رز ، فرزاد شیطان نبوده و گفتند که چون فیلمنامه هر روز به دستمان می رسید ، مدام نگران بودم خدایا رز چه حالی می شود اگر آخرش بفهمد فرزاد شیطان بوده ، چه جوری می تواند با این جریان کنار بیاد . نمی دانید چه قدر خوشحال شدم که رز مرد و آخرشم نفهمید که فرزاد شیطان نبوده . ( آقای کمیلی که تمام مدت سرشون پایین بود و به میز خیره شده بودند ، زمانیکه خانم جزایری این حرف رو می زدند سرشون را بالا آورده بودند و می خندیدند  ) .
خانم نفیسه روشن ( پری ) گفتند که در طول ایفای نقش در این سریال وابستگی خیلی زیادی به آقای تارخ پیدا کرده بودند و طوری در نقششون فرو رفته بودند که احساس می کردند آقای تارخ پدرشونه و واقعا روشون تعصب داشتند و مدام نگران بودند نکنه آقای تارخ با خانم بردیا ازدواج کنند ( اینجا آقای تارخ به شدت زدند زیر خنده ) . بعد خانم روشن ادامه دادند به خاطر همین تعصب واقعا از اینکه الیاس اومده بود خانه باغ و پدرم را از من گرفته بود ناراحت بودم  ( در اینجا  باز هم آقای کمیلی که تمام مدت به میز خیره شده بودند ، برگشتند به خانم روشن نگاه کردند و با شیطنت اما کمی متعجب خندیدند که یعنی واقعا احساستون این بود ؟ ) خانم روشن ادامه دادند : توی اون قسمتی که آقای تارخ می آیند و از من می خواهند که موبایلم رو بدهم و تمام تلفنها را با خودشون می برند ، با تمام وجود فکر می کردم باید این استیصال و ناراحتی و درماندگی ام را تو نقششم نشان بدهم و اینکه با تمام وجود آخرین خواسته پدرم رو برآورده کنم و بگویم  "چشم هر چی که شما بگویید پدر " .
آقای لهراسبی در دو بخش آنتراکت و استراحت هنرمندان اغما و همینطور در آخر برنامه و پس از رفتن عوامل سریال اغما ، چهار تا از کارهای زیباشون پیله های پرواز ، حس غریب ، تیتراژ عبور شیشه ای و یکی دیگه از آهنگهاشون رو که اسمش خاطرم نیست اجرا کردند . فوق العاده بود . همتون حتما صدای آقای لهراسبی را شنیدند و دیگه وصف صداشون نیازی به گفتن من ندارد . واقعا حس غریبی را به اون فضای دوست داشتنی داده بود . ایشون هم در آخر اجراشون گفتند من هم سالها قبل در همین دانشگاه ، دانشکده فنی درس خوندم و خیلی خوشحال بودم که امشب دوباره در این محیط  و بین این جمع بودم . ( راستی اینم بگویم ایشون یک پرادو سفید داشتند ; )  )
در حاشیه :
وقتی آقای مدرس  بعد از آنتراکت ، زودتر از سایر بازیگران که داشتند چای می خوردند ، وارد سالن شدند ، به اصرار بچه ها یکی از آهنگهایش را که تیتراژ یکی از فیلمها بود ، به شکل زنده اجرا کردند ( راستی ایشون گفتند که تا دو روز دیگه عازم مدینه هستند و التماس دعا . واقعا خوش به حالشون . ان شاء الله قسمت همه بشود ) .
 
برنامه تا ساعت 5:45 طول کشید ، البته بازیگران ساعت 5:30 جلسه رو ترک کردند . باور کنید در طول دو ساعت ونیم برنامه همش به فکر شما بودم به یاد سروین جان ، مونا ، مرضیه ، مینا ، پرستو ، صدف ، مهسا ، سحر، محبوبه ، پریا ، پرنیان ، فرنوش ، مهسا، خاله بهار، سارینا، نیایش ، غزل، الهه ، محیا ، ساره ، سمیرا ......باور کنید از ته دل آرزو می کردم که کاش همه شمام اونجا بودید . با وجودیکه سرم شلوغه و زیاد نمی رسم به وبلاگاتون سر بزنم و کامنت بگذارم و همدیگرو نمی شناسیم  ولی احساسای قشنگتون رو توی کامنتاتون خوندم . کاش زودتر فهمیده بودم و می تونستم شما رو هم خبر کنم . الان هم با اینکه می دونم کامنتام زیاد شد ولی خوب می خواهم حالا که شما اونجا نبودید ، شما رو توی اون فضا ببرم حداقل بدونید چه خبر بوده .
 
بازیگران سریال تنها در انتهای برنامه گفتگو که با اعطای لوح تقدیر از طرف مسئولین برنامه تمام شد ( بازیگران به ترتیب بعد از گرفتن لوح و یک تشکر پایانی از حضار دوباره می آمدند و در ردیف اول سالن می نشستند ) به دانشجوها امضا می دادند . اینجا بود که یک مقداری اوضاع از کنترل مسئولین خارج شد و بعضی از دانشجوها تونستند بروند جلو و خودشون از جلو از بازیگران که در ردیف یک نشسته بودند امضا بگیرند . منم تونستم برم جلو و از آقای کمیلی و آقای مقدم امضا بگیرم . آقای کمیلی برای همه امضا می کردند : " شاد باشید " و بعد همون امضاشون که همه دیدید . ( حتما می دونید که ایشون چپ دست هستند ). متاسفانه نتونستم از آقای تارخ و آقای ممدوح امضا بگیرم . ( آخه بازیگرا بعد اینکه یک سری امضا دادند بلند شدند و سالن را ترک کردند ).
 
بچه ها تا تونستند عکس و فیلم گرفتند ، اما ما متاسفانه چون بی خبر رفته بودیم ، نتونستیم این لحظات رو ثبت کنیم ، آدم تازه اینجا به اهمیت وسایل الکترونیکی پی می بره !  از مسئولین دانشکده پرسیدم امکان تهیه فیلم و عکسهای این برنامه هست ، گفتند ببینیم چی می شود . مطمئن باشید اگه خبری شد شما رو در جریان می گذارم .
 
و در آخر مطمئنم که همتون یک سوال تو ذهنتونه و اونم اینکه برخورد آقای کمیلی از نزدیک چطور بود به خصوص که بعضی وقتها دیدم این مسئله باعث برخی سوء تفاهمات در بعضی کامنتها شده است . خوب باید بگویم که آقای کمیلی در برخورد با بزرگترها ( سایر هنرمندان مجموعه ) در کمال احترام رفتار می کردند و همونطور که بالاتر گفتم ، در کمال ادب جلوی پای آقای تارخ و آقای ممدوح بلند می شدند . در کل فقط در پاسخ به همون یک سوالی که گفتم آقای مدرس پرسیدند حرف زدند اما کاملا متین ، با طمانینه و جدی صحبت می کردند . و اما برخوردشون ، حقیقتش رو بگم ایشون به قدری جدی چه روی سن و چه پایین سن در پاسخ به ابراز احساسات دانشجوها ، جواب می دادند که در نگاه اول یک خورده براتون سنگین می یامد و احساس می کردید که خودشون رو گرفتند . مثلا زمان آنتراکت برنامه ، وقتی عکاسهای برنامه ، رفتند چند تا عکس پشت صحنه ای هم بگیرند و در ضمن خواسته بودند از طرف بعضی از بچه ها از آقای کمیلی و تارخ امضا بگیرند ،  می گفتند این دو نفر به قدری جدی رفتارمی کرند که نتوانستند امضا بگیرند ، این در حالیست که رفتار این دو با بچه ها ، به خصوص آقای تارخ روی سن خیلی گرم وصمیمی بود . حقیقتش برداشت شخصی من اینه که آقای تارخ و آقای کمیلی بیشتر از آنکه مغرور باشند ، برای کنترل جو ، سعی می کنند جدی با هواداران برخورد کنند . به خصوص آقای کمیلی در جمع اونهمه هوادار ، با توجه به سنشون ، سعی می کنند یک مقدار با جدیت اوضاع را کنترل کنند . خوب هر دو اینها زمان آنتراکت امضا نمی دادند اما در آخر برنامه هر دو مدتی را نشستند وبا حوصله و با روی خوش به بچه ها امضا دادند . آقای کمیلی زمانیکه بالای سن بودند همش نگاهشون به میز بود و زیاد به دور و بر نگاه نمی کردند  (حتی به بازیگران روی سن ) یا زمانیکه امضا می دادند اصلا سرشون رو بالا نمی آوردند .
 
در ضمن باید بگویم در یک بخش از برنامه قرار بود که سوالات دانشجوها از عوامل سریال اغما پرسیده بشود که البته فقط فرصت شد دو تا از سوالها مطرح بشود . من خودم کنار خانم مسئولی که سوالات بچه ها را دسته بندی می کرد نشسته بودم ( یعنی ردیف 3 ، ردیف 2 خالی بود و ردیف 1 هم هنرمندان بود ، خوب موقعیت استراتزیکی از این بهتر نمی شد ). نمی دونید بعضی بچه ها یک سوالایی کرده بودند: ( مثلا از آقای کمیلی بپرسید وقتی می گفت رز گل من ، چه احساسی داشتند ؟ آیا آقای کمیلی بالاخره ماشین خریدند؟ آقای کمیلی از اینکه موهاشونو رنگ کردند و ابروهاشونو واسه این نقش بر داشتند چه احساسی داشتند ؟ ) خوب فکر کنید وقتی قشر تحصیل کرده مملکت چنین سوالاتی را در جلسه نقد جلوی عموم می پرسند ، خوب یک بازیگر جوان به نظر شما چه برخوردی باید داشته باشه . من قبول دارم که ما هم برخورد معقول و خوب با بازیگر داریم هم بد ، ولی خوب بازیگر نمی توانه تمام وقت و فکرش رو روی این بگذاره که خوب من حواسم باشه با این هوادار چطور برخورد کنم با اون یکی چطور ؟ یا بالاخره پیش می آید که یک روز خسته هستند ، حوصله ندارند . خوب همه ما همینطوریم ، نیستیم ؟ واقعا همیشه با همه ، همه جا با محبت برخورد می کنیم ؟ خوب به نظر من برخورد جدی خیلی بهتر است البته امیدوارم که واقعا چه ایشون و چه سایر بازیگران هیچ وقت به خودشون مغرور نشوند ، به هر حال به واسطه داشتن مخاطب آدم می تونه مشهور شود . ولی خوب برداشت  کلی و شخصی من از ایشون این بود که مغرور نیستند ، بلکه ایشون علاوه بر این که طبیعتا آدم جدی و موقری هستند ، سعی دارند به نوعی این موج هواداری را کنترل کنند .  
 
حالا از همه این حرفا که بگذریم واقعا روز خوبی بود و خیلی جو شادی داشت . نمی دونم چند تا از شما دوستای خوبم کنکوری هستید ، اما امیدوارم همتون چه در درس و چه در زندگی موفق باشید . امیدوارم یک روز خودتون تو این محیط دانشگاهی و در مقاطع بالای علمی قرار بگیرید ، حالا خوب اگه از این همایشها و برنامه هام براتون گذاشتند که چه بهتر( حقیقتش این همایش برای من و دوستم که تازه درسمونو تموم کردیم بیشتر شبیه جشن فارغ التحصیلی بود . هیچ وقت خاطره این پایان خوش تحصیلی رو فراموش نمی کنم ) .
در آخرامیدوارم همیشه شاد و موفق باشید درست مثل آقای کمیلی و امیدوارم که طرفداری همه هواداران از ایشون یا هر هنرمند دیگری صرفا محدود به چهره یا بازیشون نشود ، بلکه خدا رو شکر ایشون به واسطه قابلیتهای زیادی که در زمینه های مختلف تحصیلی  ، ورزشی و هنری دارند می توانند الگوی خوبی برای جوانها باشند . اینکه همه ما هم باور کنیم که می شود به آینده امیدوار بود و تک تک ما می تونیم مثل ایشون موفق  ، هنرمند ، هدفمند و اهل مطالعه باشیم ، مغرور نباشیم و خدای مهربون رو هیچ وقت فراموش نکنیم . مرسی . با آرزوی بهترینها برای  تمامی سرمایه های فرهنگی کشورمان، هنرمند خوبمان آقای کمیلی و تمامی هوادارانشون .
 

چند عکس:

  

با تشکر از پرنیان جون


امیدوارم خوشتون اومده باشه

نظر یادتون نره

تا بعد خداحافظ