سلام به همگی با عرض پوزش چون خیلی دیر آپ کردم . راستشو بخواین زیاد مطلب جدید نداشتم چون پرواز در حباب و به دنیا بگوئید بایستد که تموم شدن و دیگه خبری نیست البته باید بگم که حامد کمیلی در فیلم مجلس آخر ذبح اسماعیل بازی خیلی زیبایی از خود نشان داد که تحسین همه را بر انگیخت . ولی شاید این آپ مثل آپ های دیگر جدید نیست چون همونطور که گفتم خبری ندارم. و آپ امروز آخرین آپ سال ۸۵ هستش و من تا بعد از تعطیلات نوروز نمی توانم به نت بیایم . پس منتظر باشید که بعد از عید با دست پر بر می گردم.


مقداری از مصاحبه ی حامد کمیلی را گذاشته ام که برای خود من جالب بود:

  • از دوران بچگی شروع کنیم:

خواهش می کنم.

  • حامد کمیلی از مدرسه هم اخراج شده بود؟

چند باری تا پای اخراج رفته بودم ولی همیشه نمره های خوبم به دادم می رسید . سالی دو سه بار پدرم رو می خواستند تا منو اخراج کنن.

  • این وضعیت تا آخر دوران تحصیل ادامه داشت؟

نه ... تا دوم دبیرستان ادامه داشت.

  • از سال سوم دبیرستان به بعد چه اتفاقی افتاد؟

از سال سوم دبیرستان نگرشم یه کمی تغییر کرد و به نوعی رام شدم. به دلیل آشنایی که با یه سری از دوستانم پیدا کردمفعالیت تئاتر رو شروع کردم.

  • بچه درس خون بودین؟

من درس نمی خوندم ولی سر کلاس درس رو می فهمیدم و نمره های خوبی می گرفتم. کلا آدم ریسک پذیری هستم.

  • تجدید هم می آوردین:

نه... البته انضباطم رو پایین میاورد وگرنه نمرات خیلی خوبی داشتم.

  • رشتتون چی بود؟

رشته ی من ریاضی فیزیک بود . سال ۷۹ پیش دانشگاهی رو تموم کردم و در رشته ی نرم افزار کامپیوتر دانشگاه قبول شدم.

  • چند سال تئاتر بازی کردین؟

تقریبا ۹ سال

  • اولین تئاترتون چی بود؟
اولین بار با کاری از آقای ابراهیمیان روی صحنه رفتم .بعد از ۹ سال آقای فریدون خسروی فرصت کار تصویر رو به من داد.
  • کارگردانی فیلم هم توی کارنامه ی هنریتون دارین ؟

من خودم چند تا فیلم کوتاه ساختم.

  • شنیدیم نویسندگی هم کردین؟

بله به خاطر اینکه اهل نوشتن بودم نمایشنامه هام رو یا به تئاتر یا به فیلم کوتاه تبدیل کردم.

  • کارگردانی تئاتر هم داشتین؟

بله ... چند تئاتر در زانرهای مختلف رو نویسندگی بازی و کارگردانی کردم.

  • سخت ترین سکانسی که در سریال پرواز در حباب بازی کردین جی بود؟

یکی از سخت ترین سکانس ها لحظه ای بود که رامین می خواست مرتکب اولین قتل زندگیش بشه ۲-۳ روز تمرکز و به خود تلقین کرده بودم که قراره اتفاق بدی بیافته.وقتی کار تموم شد و به خونه برگشتم تا مدت ها دچار عذاب وجدان ششتم انگار واقعا مرتکب قتل شده بودم.

  • بزرگترین دغدغه حامد کمیلی چیست؟

بزرگترین دغدغه من اینه که یه روزی شرمنده ی خدا بشم . من یک رابطه ی خیلی خاصی با خدا دارم . یک تعاملی بین من و خدا به وجود اومده.تنها دغدغه و ترسم اینه که مجبور بشم از شرم سرم رو جلوی خدا پایین بگیرم و اون روز پایان حامد کمیلی است.


چند عکس:


خیلی ها از من ایمیل حامد کمیلی رو خواستند ومن باید در جواب انها بگم که من هم مثل همه ی شما هیچ آدرس و نشونی از حامد کمیلی ندارم و دارم سعی می کنم که هرچه اطلاعات بیشتری از حامد کمیلی دارم در اختیار طرفداران ایشون بگذارم.

سال نو را پیشاپیش به همه تبریک می گم.

امیدوارم سال خوبی داشته باشید.

نظر هم یادتون نره.

خداحافظ تا بعد از تعطیلات عید.