باز هم زنده رود
هنرمندان-با به پايان رسيدن بيش از سي درصد از فيلمبرداري، بازي «ترانه عليدوستي» در اين فيلم آغاز شده و «داريوش ارجمند» جديدترين بازيگري است كه به اين فيلم پيوسته است.
با به پايان رسيدن ماه اول فيلمبرداري، حدود 35 درصد از فيلمبرداري «ترديد» به پايان رسيده و گروه در حال حاضر، مشغول فيلمبرداري ادامه بخشهاي مربوط به سينما ركس لالهزار هستند.
بنابراين گزارش، «داريوش ارجمند» جديدترين بازيگري است كه به گروه بازيگران «ترديد» پيوسته و بازي «انوشيروان ارجمند» نيز در فيلم به پايان رسيده است.
«داريوش ارجمند» در سال 1369 نيز در فيلم «پرده آخر» بازي درخشاني از خود ارائه كرده بود و اين دومين همكاري «ارجمند» با «كريممسيحي» پس از 19 سال محسوب ميشود.
به گزارش فارس، بازي «ترانه عليدوستي» از دو روز پيش در بخش شهرك سينمايي دفاع مقدس در فيلم «ترديد» آغاز شده است.
همچنين «مازيار ميري» نيز به عنوان ناظر سرمايهگذاران فيلم، به عوامل پشت دوربين اين پروژه سينمايي، اضافه شده است.
شركت بينالمللي بازرگاني پاسارگاد با مشاركت شركت سينمايي فدك فيلم سرمايهگذاران پروژه سينمايي «ترديد» هستند.
در خلاصه داستان «ترديد» آمده است: پدر سياوش بر اثر يك حادثه مرده و عموي او ثروت خانوادگي را در دست گرفته است. سياوش به دختر عمه خود مهتاب علاقه دارد. سياوش هنوز از خبر در گذشت پدرش حيران است كه خبر عجيبتري ميشنود؛ مادر او قصد دارد با عمويش ازدواج كند. طي ماجراهايي سياوش متوجه ميشود كه مرگ پدرش طبيعي نبوده و او را به قتل رساندهاند. حالا سياوش براي كشف حقيقت به سراغ دوست قديمياش كاوه ميرود و...
این متن مصاحبه ی حامد کمیلی در برنامه ی زنده روده که رویا جون برای ستاره جون فرستادند و ایشون هم لطف کردند برای من فرستادند : جمعه 8/6/87 مثل همیشه اول بیوگرافی....بعد موزیک تصویر از کارای ایشون....بعد تصویر روی خود ایشون.... اینجا جناب کمیلی حواسشون نبود که تصویر روش زوم شده.... نامداری: آقای کمیلی تصویر روی شماست کمیلی: به نام خدا...عرض سلام و ادب دارم خدمت تمام همشهریای خوبم.....و خدمت شما بزرگواران....خیلی خوشحالم که امروز فرصتی دست داد برای اینکه در خدمت شما باشم به عنوان آخرین برنامه ی زنده رود.... سلوکی: بله حامد کمیلی یکی از بهترین هنرمندان جوانی که در کار خودش حق الانصاف خوش درخشیده و توی مدتی که داره کار می کنه پر کار ، پر تلاش ، با کارهای بسیار بسیار خوب و جزو بازیگرانی است در تلویزیون و در سریال هایی که کار کرده به شدت کاراش پر بیننده بوده و حتما اگه تو تیتراژ اسم حامد کمیلی رو ببینن بینندگان حتما یه توجه خاصی دارن که این سریال کی پخش میشه ببینیم حامد کمیلی چیکار کرده و خیلیم خوب از پس کاراش بر میاد....خانم نامداری همینس بچه های اصفهان همینن...صادرات اصفهان همینه.....حامد کمیلی.... خوبی حامد اوضاع احوالت چه جوریه؟
کمیلی: مچکرم خدا رو شکر عالیم – سلوکی: خیلی خوشحالم می بینمت- این لطف شماست..... این باعث افتخار بنده است که دیدار ما خدا رو شکر به اصفهان انجامید و خیلی خوشحالم که در خدمتتون هستم....
سلوکی: مشغولی سرت شلوغه....
کمیلی: بله خدا رو شکر من در حال حاضر در حال بازی توی دومین کار سینمایی خودم هستم...کار تردید به کارگردانی آقای واروژ کریم مسیحی که انشالله اگر که خدا بخواد امسال برای جشنواره فجر داریم کار می کنیم که آمادش بکنیم انشالله اگه به لحاظ زمانی فیلمبرداریمون برسه
سلوکی: کار با آقای مسیحی چه جوریه ؟
کمیلی: به هر حال واروژ کریم مسیحی بعد از دوازده سال داره دوباره فیلم می سازه آخرین فیلم واروژ "پرده آخر" بود و واقعا یه فیلم بسیار قدرتمند بود و امروز واروژ کریم مسیحی به عنوان پر افتخارترین کارگردان سینمای ایران شناخته میشه و من خدا رو شکر ، به لطف خدا ، اینکه که خدا دوسم داشت این افتخار رو داشتم که بتونم تو کار واروژ به عنوان تجربیات اول کارای سینماییم شرکت بکنم و برای من که فوق العاده اس خوب کست خیلی خوبیم داره ، بهرام رادان ، خانم کرامتی ، خانم علیدوستی ، آقای ارجمند ، آقای پور صمیمی دوستانی هستند که خوب به هر حال از نامبروان های سینمای ایران هستند و خدا رو شکر به لحاظ فیلمنامه ، کارگردانی و کستی که کار می کنیم همه چیز در شرایط ایده آله.....
سلوکی : حامد کمیلی رو حتما با یه کار خوب در جشنواره می بینیم و امیدواریم به این که نامش رو بشنویم روی صحنه به عنوان یکی از کاندیدها و حتما جایزه هم بگیره ، اگرم این طور نباشه او با حتما با محبتی که مردم بهش دارن جایزش رو دیگه گرفته....خیلی وقته که این اتفاق افتاده
کمیلی: این لطف شماست...مچکرم.....
نامداری: شما کار قبلیتونم ، کار سینمایی قبلی کار اقای بانکی بود که فکر کنم توی همین اصفهان ضبط می شد ، دوخواهر بود درست میگم!
کمیلی : بله من یه چیر خیلی جالب بهتون بگم....من اولین باری که جلوی دوربین رفتم در اصفهان بود ، جلوی دوربین فریدون خسروی رفتم و خیلی جالبه که این چرخید چرخید من رفتم کار کردم و دوباره اولین کار سینماییم که جلوی لنز سیاه پنج قرار گرفتم دوباره در اصفهان شد ، کار آقای محمد بانکی بود به اسم "دو خواهر" که آقای گلزار ، خانم کریمی و خانم شاکردوست از بازیگرانی بودن که تشریف آوردن و یه پروژه ای بود که خوب البته یه پروژه ی کاملا تجاری که فکر می کنم انشالله برای اواخر ماه رمضون عید فطر اکران بشه....
نامداری: اسم اقای خسروی رو گفتین یادم اومد که شما فکر کنم اهل تئاتر بودین و شاگرد اقای خسروی و خانم آدینه هم تو تئاتر بودین..درسته...
کمیلی: بله من این افتخارو داشتم که برای اولین بار در خدمت استاد عزیزم جناب فریدون خسروی کار بکنم و اولین بار جلوی دوربین ایشون رفتم من با یک فیلمی بود به اسم "حرف ربط" و این جزو یکی از افتخارات منه و....نمی دونم الان ایشون کجا هستن....چون ایشون اینجور که شنیدم الان درگیر ضبط یک سریال جدید در اصفهان هستن یک سریال بسیار قدرتمند که من همینجا جا داره عرض ادب و احترام داشته باشم خدمت استاد عزیزم و بگم که از همینجا دست ایشونو می بوسم و واقعا امیدوارم که بتونم ببینمشون تو این زمانی که اومدم اینجا....
سلوکی: صبح که اومدیم حامد دیگه با خانواده رفت تجدید دیدار کرد اینقدر مشغوله کار بوده تو تهران....دیگه اولین جایی که رسید رفت به دیدار اعضای خانواده و باید به خانواده ی کمیلی تبریک بگیم به جهت داشتن چنین فرزند هنرمندی که یه بخشی از کارش شاید هنرش باشه....او یک جوان بسیار بسیار مودب ، با شخصیت ، بسیار دوست داشتنی و مهربان...این مهم ترین موضوعه و باید به حامد تبریک بگیم....
نامداری: مهم ترین موضوع اینه ایشون اصفهانی هستن....
کمیلی: لطف دارید شما....
سلوکی: خیلی ها دوست دارن که در مورد تو بیشتر بدونن....ما تو پیامکایی که داشتیم مدام می پرسیدن از زندگی شخصیشون بپرسین اینکه بچه که بودن چیکار می کردن...احتمالا دوستای قدیمیت دارن برنامه رو نگاه می کنن میگن اه ما با حامد هم کلاسی بودیما....رفیقمون بود....حالا فعلا میخوایم یه بخشی از پیامک از دیار باقی رو بینیم بعد برگردیم وارد جزییات هم بشیم....
کمیلی: من در خدمت شما هستم....
(اینجا همونطور که جناب سلوکی فرمودن....از صحنه های قشنگ بازی جناب کمیلی تو "پیامک از دیار باقی" پخش شد)
سلوکی: اینم یه بخشی از "پیامک از دیار باقی بود یه کاری که بسیار مورد توجه قرار گرفت با بازی حامد کمیلی...خیلی کار خاصی بود....هم یه نمک خاصی توش داشت.....هم یه جدیت خاص که حالا باید دربارش بحث بکنیم اگر که بخوایم وارد بحث های تخصصی بشیم....اما ما یه مهمان دیگه هم داریم.....
(با ورود آقای نوذری به برنامه.....از اونجایی که شخصیت و منش جناب کمیلی حکم می کنه....خیلی آروم فقط داشتن گوش می دادن.....مگر اینکه سوالی بشه از ایشون......
بعد یه جایی بحث سن و سال شد...آقای نوذری به آقای کمیلی گفتن : بحث سن و سال که مال خانماس .... نه حامد.....بعد ایشون با خنده گفتن: آره دیگه)
نامداری: آقای سلوکی از مهمونامون بپرسیم اخرین باری که اصفهان بودن غیر از قضایای کاری کی بوده....شما اگه کار نداشته باشین چند وقت به چند وقت اصفهان میاین؟
کمیلی: من برای عرض ادب به خانوادم حتما فکر می کنم دو ماه یه باری حداقل اصفهان بیام....آره...ولی حالا بحث کاری پیش بیاد که دیگه به هر حال مجبورم دیگه....
نامداری: شما هم که دعا می کنین کاراتون تو اصفهان ضبط بشه واستون خیلی خوبه....
کمیلی: خوب آره یه سری خوبی هایی داره یه سری بدی هایی داره...ولی خوب از یه جهاتی برای من خیلی خوبه....کار کردن تو اصفهان یه جورایی کار کردن تو خونه ی خودمه.....آره....
سلوکی: فکر کنم تجربه همکاری هم بوده است بین آقای کمیلی و آقای نوذری...
نامداری: سریال اغما بود....
کمیلی: بله افتخار داشتم من در خدمتشون باشم
نوذری: زنده باشی...حامد همیشه لطف داره ، ادب به خرج میده ، پیشکسوت رو احترام داره ، مودبه....ولی خوب اونجا دیگه الیاس بود و بعدا قرار بود بلاهایی سر من بیاره که نشد
(اینجا همه زدن زیر خنده)
سلوکی: هنوز منتظر الیاسی؟
نوذری: من...منتظر الیاس...الیاس منتظر منه....(همراه با خنده های جناب کمیلی)
.....
(حدود 30 دقیقه آقای کمیلی ساکت بودن تا اینجا.....)
نامداری: شما چقدر ساکتید آقای کمیلی!!!....تقصیر ماست که سوال نمی پرسیم..یه سوال تکراری ازتون بپرسم شما همچنان هر سریالی که سیروس مقدم بهتون پیشنهاد می کنن قبول می کنین؟
کمیلی: البته حقیقتا اینجوری نبود...اینکه من ارادت خاصی به سیروس مقدم دارم جای خود داره و همیشه هم اعلام کردم...اما واقعا توی اون تایم زمانی که شروع کردم کارمو با آقای مقدم تا پیامک از دیار باقی که در واقع اخرین کار من میشد سیروس مقدم چند تا کار دیگه هم کرد که اصلا از من دعوت نکرد برای کار کردن توی اونها...خوب شاید صلاح نمی دونسته یا من خودم درگیر کارای دیگه ای می شدم این نبوده که هر کاری که ایشون شروع می کرده من حضور داشته باشم این یک.... دو اینکه نخیر من الان آقای مقدم امسال ماه رمضان یک دارن آماده پخش می کنن که من توی اون سریال اصلا بازی نکردم و بازیگرای بسیار قدرتمند تری تو اون سریال هستند
سلوکی: تو که این همه بچه ی خوبی هستی...من می شناسمت....این نقشا چه جوریه تو انتخاب می کنی....خودت دوست داری
کمیلی: البته من قبول ندارم که خیلی بچه ی خوبی هستم ولی اصولا نقشایی دوست دارم که با خودم یکم فاصله بیشتری داشته باشه.....
سلوکی: این غیر مستقیم تعریف کردنه....(با خنده)
کمیلی: آره...دیگه در حد شیطان که دیگه نیستم...اگرم بد باشم دیگه تا اون حد نیستم....
سلوکی: ولی خیلی خوب از پس این کارا بر میای حامد
کمیلی: ببین اصولا نقشها....من نقشهای مثبت هم کار کردم مثلا سریال "به دنیا بگویید بایستد" یا تله فیلم " گوشه نشینان" یا مجلس آخر اصولا شخصیتایی بودن که خیلی هم مثبت بودن اما....
سلوکی: این شخصیت هارو انگار بیشتر روی تو می پسندن...
کمیلی: آره چون جای کار بیشتر داره....چون اصولا شخصیت های مثبت توی جامعه ما اصولا یه شخصیت های کاملا تعریف شده هستن....(همینجا در حین صحبت کردن آقای کمیلی....ناگهان....یک صدایی از پشت صحنه اومد....یه چیزی پرت شد....همه نگاه ها خیره شد به اونور دوربین....خود جناب کمیلی پنج شش ثانیه بعد دوباره شروع به صحبت کرد)
بله....اصولا نقش های مثبت یکسری تعاریف خیلی مشخص و معینی توی جامعه ما دارن که شاید اگر هر کسی بخواد اونها رو بازی بکنه به یک شکل تعریف شده ای کار می کنه ولی نقش های منفی اصولا جای کار بیشتری دارن و تو اجازه خلاقیت و اجازه طنازی تو اونها بیشتر پیدا می کنی به خاطر همینه که من خودم شخصا یه جورایی هم بیشتر دوستشون دارم...البته نقشهای منفی خاص....و هم اینکه سعی می کنم نقش های خوب رو از دست ندم...
نامداری: شما اتفاقا جزو اون دسته از بازیگرایی هستین که فکر کنم ژانر های مختلف رو فرصت داشتین تجربه بکنین...یعنی هم مثبت...هم کارای طنز....هم نقشهای منفی...هم خیلی منفی شیطان به نظرم یک شانس خیلی خوب بوده.... شایدم انتخاب خودتون بوده....
کمیلی: بله دقیقا همینجوره یعنی.....البته خوب این چیزی بود که خودم همیشه دوست داشتم اتفاق بیفته تا فقط یک کار تو پرونده کاری من نبود و اونم یه کار طنز بود که همیشه می ترسیدم ... حقیقتش اینه که می ترسیدم چون که اصولا میدونستم.... این تجربه رو توی تئاتر داشتم که خندوندن تماشاگر کار واقعا سختیه و یکمی این ریسکش برای من بالا بود که بخوام توی کار تلویزیونی این کارو انجام بدم....
نوذری: همینجا متوجه میشیم که استاد منوچهر نوذری چه کار سختی داشتن....
کمیلی: واقعا....اتفاقا میخواستم همین رو بهش اشاره بکنم
نوذری: چه نکته ی خوبی هم حامد اشاره کرد که خندوندن واقعا سخته....
کمیلی: دقیقا همینجوره
نوذری: حالا حامد کار سخت تری داشته اینجا چون میخواسته اصفهانی هارو بخندونه....که خودشون بذله گو هستن....طنازی هم اشاره کرد برای نقش منفی ، مانخندیدیم تا حالا نقش منفی ازت دیدیم....کجا طنازی کردی....!!!!
سلوکی: پیامک از دیار باقی....یه نمک بامزه ای داره این شخصیت....
نوذری: من ندیدم اون کارو
کمیلی: توی عید پخش شد
نامداری: آقای کمیلی اگه اشتباه نکنم شما توی جشنواره تئاتر هم یه بار برگزیده شدین...درسته....الان دیگه با تئاتر ارتباطی ندارین
کمیلی: من ارتباطم قطع نشده ولی خوب حقیقتش اینه که یکمی به خاطر این درگیری کار تصویری پیش اومده یکمی فاصله ایجاد شده..البته خودمو از دیدن تئاتر محروم نکردم ولی چند وقته که متاسفانه از بازی کردن در تئاتر محروم شدم اما مسلما بعد از کار واروژ این قولو به خودم دادم که حتما یه کار تئاتری انجام بدم
نامداری: چه کاری بود که براش بهترین بازیگر جشنواره تئاتر فجر شدید...اسمش یادتون میاد
کمیلی: یه کاری بود...البته سالشو الان دقیقا متاسفانه خاطرم نیست...اما به اسم "روزگار" که در تهران کار شد که خانم آدینه کارگردانی می کردن و توی جشنواره شرکت کرد
نامداری: انشالله که جشنواره بهترین بازیگر مرد سینما رو هم ببرین که دیگه کلکسیونتون تکمیل بشه
کمیلی: بسیار سپاسگزارم
سلوکی: خانم آدینه به شدت به حامد معتقده....فکر کنم پرواز در حباب که با سیروس مقدم بودین گلاب آدینه بازیگردان بود
کمیلی: بله گلاب آدینه در اونجا بازیگردان کار بود در واقع تقریبا یک ماه اول پروژه که بعد به خاطر درگیری کار سینمایی خودش نتونست ادامه بده با ما.... اما خیلی تو انتخاب بازیگر ایشون موثر بودن و خوب اولین بار آشنایی من و سیروس مقدم هم از طرف ایشون بوجود اومد و کار قبلی من که حالا "به دنیا بگویید بایستد" رو ما تازه تموم کرده بودیم آقای مقدم دیدن....خدا رو شکر این اتفاق افتاد
(اینجای برنامه با آقای نوذری وارد بحث شدن و بعد مهمان دیگه ای هم اومد به برنامه....(روشنک عجمیان).....با ورود مهمان جدید آقای کمیلی به مدت 30 دقیقه خیلی خسته کننده پشت صحنه بودن و دوباره از اینجایی که براتون می نویسم حضور داشتن تو برنامه) به قول طناز...گفته یا جایه منه یا جای این )
سلوکی: حامد تو اگه بخوای از کسی تشکر بکنی اسم چه کسایی رو می بری...
کمیلی: من اولین تشکرم باید از خانوادم باشه....به خاطر اینکه همیشه حمایت و ساپورتشون پشت سر من به من انرژی داده....پدرم ، مادرم.....
نوذری: حمایتشو ما فهمیدیم...ساپورتش دیگه کدوم بود....
کمیلی: عمو شما میخوای امروز....اومدم نزدیک عمو نشستم خطری شد....(با خنده).... ولی خوب یه حقیقتیه که من خوب حالا بعد از اینکه از اصفهان چند وقت در تهران کار کردم و دوباره برگشتم اصفهان...یه تفاوت خیلی عجیبی من دیدم چون ما پروژه دو خواهرو اومدیم تو اصفهان دوباره کار کردیم و اونم حمایت و لطف مردم خوب اصفهان از کار سینمایی دوخواهر شد...خوب به هر حال ما برخوردهای مردم رو می بینیم...همه جای ایران به هر حال لطف دارن اما اینقدر که اصفهانیا اومدن کمک کردن توی بحث ساخت فیلم و پروژه دوخواهر به ما و لطف کردن به ما واقعا تو هیج جا من ندیدم.....جا داره من تشکر بکنم از دوستان خوبم توی اصفهان که همشون کمک کردن برای اینکه اون پروژه به هر حال با اتفاقات و مشکلاتی که وجود داشت حالا توی شهرستانی که داشت کار میشد به نتیجه برسه مثلا فراز ریختگران که خیلی لطف کرد و کمک کرد...بقیه دوستانم همه زحمت کشیدن و از همشون واقعا متشکرم که این لطف رو به من داشتند....
نامداری: آقای کمیلی شما همیشه اینقدر آروم هستین....چون تو اطلاعاتتون می خوندم که روانشناسی هم ازش اطلاع دارین از نظر روانشناسی بخواین خودتونو تحلیل کنین همیشه اینقدر آرومین....
کمیلی: من بیشتر...نمیدونم اگر که آرومم....ولی بیشتر جوشش درونی دارم دیگه....بیشتر توی کار خودم رو تخلیه می کنم....
نامداری: آدم درونگرایی هستین کلا یا نه
کمیلی: آره فکر می کنم یکی از بارز های شخصیتیم درونگرایی باشه
نامداری : چون مشخصه خیلی آروم هستید
کمیلی: خواهش می کنم....
نوذرِی: این آرامش قبل از طوفانه....!!!
(اینجا رسید به قرعه کشی.....قرعه فال هم به نام آقای کمیلی زدند....)
سلوکی: حامد جان یه زحمتی می کشی به غیر از این شماره هایی که خانم عجمیان و آقای نوذری گفتن پنج تا دیگه انتخاب کنی....از 1 تا 49382......
کمیلی: نمیدونم آخه چه شماره ای رو انتخاب کنم....ولی شماره ی 5 رو انتخاب می کنم....19....99....تا چه شماره ای می تونیم بگیم....
سلوکی : تا 49382....
کمیلی: 39999....
نامداری: شما به عدد 9 مثل اینکه علاقه دارین
کمیلی: آره....و 29999....بله....
نوذری: ولی باز بهش وصله نچسپونین...9 مال آدمای بد جنسه....ولی این 9 رو به دلیل دیگه ای دوست داره....(ایولللل عمو نوذری) من از طرف حامد میگم...9999....
کمیلی: آره دیگه همون 9 اش کنین
(اینجا بحث درباره اغما پیش اومد....آقای سلوکی به جناب کمیلی گفت میخوای درباره اغما صحبت کنی... ولی ایشون در کمال ادب تعارف کردن به آقای نوذری و ایشون صحبت رو باز کردن)
نامداری: شما اول که بهتون پیشنهاد نقش شیطان شد احتمالا اولش خیلی وسوسه شدید...به هر حال یه نقش خاصیه که به کمترین هنرپیشه ای فرصتش داده میشه...اونجوری که دوست داشتین از آب در اومد....
کمیلی: حقیقتش اینه که من خارج از اینکه اولش خیلی هیجان زده شدم ولی خوب در حد همین هیجان یک ترس بزرگی هم داشتم...به خاطر اینکه اولا اینکه بحث بحث یک باکس خیلی پر مخاطب بود که اگر که واقعا این شخصیت با اینکه چون ما متن هم نداشتیم همونطور که فرمودن ، متن آماده ای هم نداشتیم نمی دونستم به چه سرانجامی خواهد رسید و این خیلی سخت می کرد کار رو که هبچ چیزش مشخص نبود فقط در حد یک طرح بود و بعدشم این بود که هیچ ما به ازای بیرونی نداشت...اصولا بازیگرها وقتی که یک نقشی رو قبول می کنن یه تصویر ذهنی در جامعه از اون شخصیت وجود داره که میشه یک نگاهی داشت و تماشاگر حداقل اون باور رو خیلی راحت تر می پذیره....اما در رابظه با شیطان این فرصتو ما نداشتیم و ما باید یک شیطانی در واقع یک الیاسی رو تصور می کردیم که در متافیزیکه و بعد اونو به تماشاگر می قبولوندیم و بعد حرفاشو می زدیم و این یکم کار رو سخت می کرد به خاطر همین واقعا هم ترسیده بودم اما خوب حضور اساتیدی که توی کار وجود داشتن دلگرمی به من داد...حضور خود سیروس مقدم که من این کارو پذیرفتم و خدارو شکر من فکر می کنم حتی بهتر از اون چیزی شد که من تو ذهن خودم می گنجید....
نوذری: حالا این نکته هم برای همه جالب خواهد بود که الیاس رو قرار بود اول من کار کنم!!!!...منتها گفتم که من دیگه منفی کار نمی کنم
(اینجا دیگه آخرای برنامه بود...آقای لهراسبی اومد تو برنامه.....همه دیگه از جمله جناب کمیلی براش بلند شدن و دیگه همین...دوباره نشستن....بعد سی دی برنامه رو دادن بهشون....بعد هم دفترو بهشون دادن تا براشون بنویسن.....آخرشم دیگه خیلی با عجله همه خدافظی کردن...جناب کمیلی هم دست تکون داد و بعد دفترو گرفت....ولی خوب نفهمیدیم تو دفتر چی نوشت.....
آخر آخرش هم نوشت : تهیه شده در شبکه اصفهان....)
دیگه اگه عیبی..ایرادی...داشت شما به بزرگی خودتون ببخشید....دیدم صحبتاشون خودمونیه....گفتم همینجوری بنویسم
امیدوارم خوشتون بیاد...
به گزارش فارس، فيلمبرداري «ترديد»، اواخر مرداد سال 86 در سينماركس لاله زار آغاز شده بود كه پس از بستري شدن و عمل جراحي «واروژ كريممسيحي» و تغيير تهيهكننده، وارد پيش توليد مجدد شد و از 15 مرداد 87 با عوامل جديد و به تهيهكنندگي «سعيد سعدي»، بارديگر كليد خورد.
همونطور که می دونید جمعه ۸ شهریور در برنامه ی زنده رود در شبکه ی اصفهان با حامد کمیلی مصاحبه کرده اند و من هم نتوانستم ببینم به همین دلیل سیمین جان زحمت کشیدند و عکسهایی از این مصاحبه برای من فرستاده اند .





http://i35.tinypic.com/sqh6e1.jpg
http://i33.tinypic.com/116ie09.jpg
عکسهایی از اکران خصوصی فیلم همیشه پای یک زن در میان است:

با تشکر از پرنیان جون
http://i33.tinypic.com/n48iv7.jpg
امیدوارم خوشتون اومده باشه
تا بعد خداحافظ
این وبلاگ اولین وبلاگ برای بازیگری جوان است که مدتی طولانی در تئاتر بوده و اکنون پا به عرصه ی تصویر گذاشته و توانسته در اولین کارهای خود طرفداران زیادی نصیب خود کند: