گزارشی از پشت صحنه تردید
گزارش پشت صحنه فیلم تردید
رادان و کمیلی در دایره ((تردید))!
1_به لطف تهیه کننده و بچه های گروه تولید برای تهیه گزارش از پشت صحنه فیلم تازه واروژ کریم مسیحی,دعوت می شویم.شنیدن این خبر که کریم مسیحی پس از سال ها فیلمی می سازد به اندازه کافی خوشحال کننده است,اما وقتی متوجه می شویم لوکیشنی که امروز محل کار گروه است در لاله زار و یکی از سینماهای مطرح تعطیل شده اش است,این خوشحالی را مضاعف میکند.واقعا بعید میدانم کسی تعلق خاطری به سینمای فاخر دهه شصت داشته و پرده آخر را از یاد برده باشد.
2_وارد سینما می شویم, انگار خاطره همه سال های دور سینما همراه با ویرانی سالن روی سرمان هوار می شود.اندکی بوی نم,سکوت,تاریکی,صندلی های شکسته,دیوارهای فروپاشیده و ... چند پوستر از فیلم های مطرحی که روزگاری در این سالن به نمایش درآمده اند... زوربای یونانی,مردسوم,گذرگاه کاساندراو... انگار لا به لای خاطرات هنر هفتم قدم می زنید.سقف قدیمی با آن چوب و تخته های قدیمی, آدم را به سال هایی می برد که اینجا هم رونقی داشت.چه لوکیشنی بهتر از اینجا... سینما برای سینما.
3_بدو ورودمان مصادف است با خوش آمد گویی تهیه کننده که تقریبا با ما رسیده و دیگر بچه های گروه که در گرمای اواخر تابستان برای ضبط خاطراتی دیگر دور هم جمع شده اند.باد کولر در سالن می پیچد و بچه های صحنه در تلاش هستند تا هرچه زودتر همه چیز را آماده کنند.واروژ کریم مسیحی آرام اما با دقت در گوشه ای به همراه منشی صحنه اش جزئیات را چک می کند و دستیاران و فیلمبردارش هم او را همراهی می کنند.
4_پس از آماده شدن صحنه,فرمان سکوت داده می شود تا قبل از تمرین, وضعیت نورها و حرکت دوربین را بررسی کنند.یکی از بچه های گروه به بالای سقف رفته تا یکی از منابع نوری را تنظیم کند.چیزی که در این صحنه جالب به نظر می آید,استفاده قابل توجه مسیحی از نور است که از آدمی علاقمند به جزئیات در یک ترکیب بندی مناسب جز این هم انتظار نمی رود. نگرانی او را در این سال ها برای هر پلان فیلمش در کمتر کارگردانی دیده ایم.
_رادان و ((کمیلی)) که از بازیگران اصلی فیلم و دو بازیگر حاضر در این سکانس هستند, هر کدام به نوعی در حال آماده سازی خود می باشند.گویا اینجا یه سوله قدیمی در داستان است که این دو باهم درآن روبه رو می شوند.این فیلم برای ((کمیلی)) می تواند یک پرش بلند به دنیای سینما محسوب شود و باید گفت او در حرکت از تلوزیون به سینما با گزینه ای فوق العاده ای شروع کرده است.این وضعیت درباره بهرام رادان هم که چند سالی است توانایی های ویژه ای از خود روی پرده نقره ای به اثبات رسانده,می تواند یکی ازآن همکاری های اثر گذار مطلوب قلمدار شود.
6_یک گفت و گوی دونفره میان رادان و((کمیلی)) را در این صحنه شاهد خواهیم بود که به یک تیر اندازی ختم میشود.این دو باید قدم زنان درطول سالن حرکت کرده و در حالی که با فاصله روبه روی هم دیالوگ خودرا ادامه میدند,به نقطه از پیش تعیین شده ای رسیده و کات... چون ابتدا نماهای مربوط به صحبت و حرکت رادان گرفته می شود,کریم مسیحی چندبار جزئیات رابا او تمرین کرده و هماهنگی های لازم را انجام میدهد.
7_قبل از گرفتن برداشت اصلی, بهرام رادان ازپله های سالن پایین رفته و چندبار این مسیر پلکانی رابا سرعت می دود تا حس نفس نفس زدنش در صحنه طبیعی باشد.او چند ثانیه قبل از دستور حرکت,خودش را به صحنه می رساند وبا دستور حرکت کارگردان در حالی که نفس نفس میزند, لباسهایش را تکان میدهد و شروع به ردوبدل کردن دیالوگ هایش با((کمیلی)) میکند و در نقطه پایان هم باید به نوعی جاخالی بدهد.
8_دراین صحنه دونفر از هنروران هم باید یک صندلی(کاناپه) قدیمی را جابه جا کرده و همراه با حرکت رادان,به سمت دوربین آمده واز پله ها پایین ببرند.هماهنگ کردن حرکت آنها با حرکت رادان پس از چند برداشت تمرین انجام شده ودوباره صحنه را می گریند.این بار همه چیز کنترل شده تر صورت میگیرد و((کمیلی))هم برای درآمدن حس بهتر صحنه در جای خود حرکت کرده و دیالوگ ها را با او همراهی میکند.
9_لباس ((حامد))حاضر شده و او هم آماده است تا همین صحنه را از زاویه ای متفاوت تر بازی کند,بهرام رادان هم پابه پای او می آید.دیالوگ ها حاکی از یک برخورد جدی میان دو کاراکتر است و بعید به نظر نمی رسد که یکی از صحنه های کلیدی فیلم باشد.نکته جالب در این صحنه, دقت همه افراد در درست درآمدن حس صحنه است. سر انجام ,بازی بی نقص ((حامد)) و بهرام مورد رضایت کارگردان قرار گرفته و کات می دهد.
با تشکر از کارگردان محترم و دوست داشتنی این فیلم ,تهیه کننده و کلیه عوامل که مارا یاری کردند.
با تشکر از نجمه جان که این گزارش را برای من فرستادند.
چند عکس از تردید:







با تشکر از فاطمه جان
این عکس را مهیا جان در قسمت نظرات گذاشتند که مربوط به جشن قزوین است:
برای هفته ی بعد هم منتظر آپ باشید چون تولد دو سالگی وبلاگه و اون یک آپ ویژه هست.
امیدوارم خوشتون اومده باشه
تا ۲۰ دی خداحافظ
این وبلاگ اولین وبلاگ برای بازیگری جوان است که مدتی طولانی در تئاتر بوده و اکنون پا به عرصه ی تصویر گذاشته و توانسته در اولین کارهای خود طرفداران زیادی نصیب خود کند: