تولد دو سالگی وبلاگ
سلام.امروز ۲۰ دی یعنی سالروز افتتاح وبلاگ است و اولین کلوپ اختصاصی هواداران حامد کمیلی دو ساله میشود.آپ امروز یک آپ ویژه ست.
اول از همه یک مصاحبه قدیمی از حامد کمیلی می گذارم که اولین مصاحبه ای است که من از ایشان خوندم ولی تا به حال در وبلاگ نگذاشتمش:
وقتي سركار آمده بوديم (پرواز در حباب)شما با آقاي مقدم براي بازي هم فكري مي كرديدو ايشان هم به خوبي گوش مي دادند، فكر كنم اين كار به شما كمك مي كرد؟
راستش سيروس مقدم يكي از كارگردان هاي بسيار قدرتمندي است كه من تا به امروز با ايشان كار كرده ام چون اجازه خلاقيت را به شما مي دهد. بعضي كارگردان ها دكوپاژ تعريف شده دارند و از شما فقط همان كه در ذهن دارند را مي خواهند،اما سيروس مقدم اين اجازه را به شما ميداد كه در كنار عنوان كردن دكوپاژ خودش،شما هم نظرات خودتان را هم بدهيد،پس كل فيلمنامه را دوباره در ذهنش مرور مي كند و بعد با منطق به شما مي گويد نه،يا با منطق مي گويد بله!تا شما انگيزه ي خود را براي نقش از دست ندهيد . اگر با منطق به آقاي مقدم مي گفتيم كه فلان كار را بكنيم،اگر دليل قابل قبولي بود مي پذيرفت و گرنه هيچ وقت تحت هيچ شرايطي زير بار نمي رفت .كار با اقاي مقدم بسيار لذت بخش است.
شايد عمده دليل موفق بودن كار همين همفكري ها باشد؟!
البته حرف آخر را آقاي مقدم مي زدند،ايشان اجازه مي دهند بازيگر در صحنه بازي كند ،يكي از دلايل موفقيت كارهاي آقاي مقدم غير از بازي و ديالوگ خوب اين است كه در كارش انرژي وجود دارد و اين انرژي بدين خاطر بود كه سيروس مقدم اجازه مي داد شما انرژي خودت را وارد كار كني،وقتي بازيگر راحت است و آرامش دارد ،مي فهمد كه اين نوع بازي با منطقي كه به آن رسيده دوست داشتني خواهد بود.ايشان نظرات را جمع مي كردند ،اگر نه مي گفت ،بي دليل نبود با منطق بود .براي همين بازيگرها با رضايت جلوي دوربين آقاي مقدم مي روند.
در دو كاري كه هم زمان از شما پخش مي شود گريم خاصي نداريد،انگار بازي شما وابسته به گريم نيست!؟
ببينيد يك كنتراستي در من و رامين وجود دارد،سيروس مقدم هم مثل من رامين را آدم بدي نديده بود ،چهره من كمتر به منفي ميزند ،تا به حال اكثرا كارهاي مثبت را بازي مي كردم،مقدم مي گفت مي خواهد كه رامين چهره اي مثبت داشته باشد و رفتاري منفي تا تكليفش معلوم نباشد و پيش از آن كه من وارد كار شوم خود آقاي مقدم به اين نگاه در جنش بازي رامين رسيده بود،وقتي رفتم و اين مساله را عنوان كردم گفتند اتفاقا من همين را مي خواهم كه بازيگر را در برزخ بگذاريم .حتي طراحي لباس چيز عجيبي نيست،رامين سعي دارد خوب بپوشد و حتي لباس عرف جامعه را بپوشد و مثل يك جنتلمن باشد،اما در حركت چيز ديگري است و به نظرم اين به هوش سيروس مقدم باز مي گردد و صحبت مقدم اين بود كه رامين را در بازي در يابد ،ما مي توانستيم يك جاهايي با گريم به رامين نزديك شويم ولي آقاي مقدم اين لطف را داشتند كه رامين با بازي من پيش برود.
شما جزو بازيگران خوش صدا هستيد،در بازي چقدر از قدر از قدرت صدايتان استفاده كرديد؟
يكي از چيزهايي كه خدا را شكر نگذاشته ام تا به امروز مرا فريب دهد اين است كه از صدايم به عنوان يك حركت نمايشي استفاده كنم ،يعني اجازه ندادم صدايم تمركز بيننده را از بازي بگيرد ،صداي من در خدمت بازي من است . من سعي كردم زياد فريب زيبايي صدايم را نخورم ، چون كساني كه فريب صداي زيباي خود را مي خورند،آنقدر محو زيبا نگه داشتن صدايشان مي شوند تا زيبا شنيده شود.در آن زمان بازي صدا از بين ميرودو بعد از مدتي اين صدا براي تماشاگر خسته كننده مي شود.
اما در جاهايي وقتي رامين به عنوان تهديد هاي غير مستقيمش به طرف نگاه نمي كند،از خشم صدايش استفاده ميكند ... اين جا ديگر صدا زيبا نيست!؟
آفرين!دقيقا همين است،شايد اگر زياد به صدايم توجه مي كردم و خواستم اين جا هم زيبا صحبت كنم بازي خراب مي شد.
جايي اگر ببينم مي توانم با صدايم بازي كنم حتي اگرزشت بشود آن را براي بازي به خدمت مي گيرم،حتي اگر بخواهم يك مقايسه كرده باشم لحن و نوع گويش ديالوگ ها ياعلاء در به دنيا بگوييد بايستد با رامين كاملا فرق دارد .رامين سعي دارد خيلي آرام،خونسرد و فلسفي نگاه كند و حرف بزند،ولي اعلاء نه ، او دلي است،هر چه دلش بگويد عمل مي كند و اصلا برايش مهم نيست چه كسي خوشش بيايد يا بدش بيايي،يكي از كنتراست هاي رامين و اعلاء اين است كه رامين يك منفكر است.طعمه اش را پيدا مي كند،سراغش مي رود و... همه اينها با عقل است،از اينجا به بعد قرص مي خورد .عقل را تعطيل مي كند،احساسش را بالا مي برد و آدم مي كشد! او از ان دسته صيادهايي است كه با طعمه اش بازي مي كند ولي اعلا از اول تا آخر يك آدم احساس گراست،به خاطر رفيقش ميرود كتك هم مي خورد و بعد مي بيند كه سرش خون آمده،در حالي كه اگر فكر مي كرد مي ديديد در اين دعوا كه چهار نفر هستند كتك خواهد خورد!و اين وجه تمايز او با رامين است.
خوب اعلا مي داند كه سرطان دارد و به زودي مي ميرد،شايد همه جيز برايش تمام شده است!
بگذاري يك چيز را برايتان بگويم ،اعلا مي داند كه سرطان دارد اما يك چيزي در او گذاشته ايم كه بيننده به بيماري او شك مي كند،اعلا يك جهان بيني خاص پر اميد دارد كه مي گويد لحظه را خوش است،اگر روي موتور باشد و ببيند مي تواند گاز بدهد،مي دهد،از آن دسته آدم هايي نيست كه چون متوجه مي شود سرطان دارد برود گوشه خانه بنشيند،اعلا خيلي حرف براي گفتن دارد،يك جورهايي بي غم يا غم است. كما اينكه اعلا غير از بيماري غم پدر دارد ،غم مادر دارد،نان آور خانه است و ... همه اينها تو دل اعلاست،من خودم شخصا از اعلا خيلي چيزها ياد گرفته ام،از يك جنس ديگر است.ما اعلاي واقعي را در بازجويي مي بينيم چون افتاده در قفس،پرنده اي كه پرهايش را بچينند كاري جز انتظار ندارد.
بين به دنيا بگوييد باستد تا پرواز در حباب چه مقدار فاصله بود؟
دو هفته و من چه دو هفته خونيني را پشت سر گزرانده ام.
سينما يا تلويزيون؟
هميشه اين را گفته ام يك كار خوب تلويزيون را به يك كار متوسط سينما ترجيح ميدهم .اين كه بگويم سينما دغدغه من است ،اينطور نيست.كار در سينما را دوست دارم اما كار خوب سينمايي.حتي پيشنهاد هايي داشتم و قبول نكردم و آن كار ها الان روي پرده هستند!
كار با آقاي آهنج و مقدم چگونه بود؟
من جداي از كار شخصيت خود آقاي آهنج را خيلي دوست دارم .خيلي محترم و باارزش هستند،بسيار خوشحالم كه اين افتخار را داشتم با ايشان همكاري داشته باشم.همينطور آقاي مقدم كه استاد من هستند و حتي بازيگراني كه من با آنها در اين كار هستم.
پسر آدم،دختر حوا
2مین تجربه فیلمسازی رامبدجوان مثل سبک کاریش دربازیگری زمینه طنز داردفیلمی که قسمت اعظم فیلمبرداریش درپلاتوانجام شده وشیوه تصویربرداری کمپانی های بزرگ را تداعی میکند
روندتولید:فیلمبرداری از4آذر در تهران آغاز شده وتا10بهمن در تهران به پایان میرسد سعیدحاجی میری تدوین فیلم راانجام داده وبهنام ابطحی موسیقی رامیسازد
بازیگران:
حامدکمیلی:فرهود وکیل جوانی که به موقعیت کاریش فکر میکند
مهنازافشار:صبا وکیلی جوانو با استعداد
رامبدجوان:ناصرمدیر میانسال شرکتی بازرگانی
لیلااوتادی:زن ناصر
فرامرزصدیقی:پدر صبا
عوامل سازنده:
نویسندگان فیلمنامه:محمدرضااحمدی پیشکوهی سعیدحاجی میری
مجری طرحومدیرتولید:آزیتا موگویی
صدا:بهروزمعاونیان
طراح گریم:مهدادمیرکیانی
سایربازیگران:شیلاخداداد محسن قاضی مرادی سعیدپیردوست کیانوش گرامی
محصول:سازمان سینمایی سبحان فیلم
لوکیشن:
پارس خودروباغ فردوس پلاتوهای سبحان فیلم
خلاصه داستان:
ماجرای رقابت2وکیل جوان که برای تصاحب پرونده ای وپیداکردن جایگاه وکالت باهم رقابت میکنند
| گزارش پشت صحنه / | |
| غیبت در جشنواره / "پسر آدم، دختر حوا" از دایره وقار و ادب خارج نمیشود | |
| "پسر آدم، دختر حوا" دومین تجربه کارگردانی رامبد جوان در سینما بعد از "اسپاگتی در هشت دقیقه" است که تهیهکننده فیلم آن را اثری بدون تاریخ مصرف، سالم و مفرح برای خانوادهها توصیف میکند. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم جدید جوان این روزها در پلاتو دفتر سبحان فیلم و اطراف خیابان ولیعصر در حال فیلمبرداری است. در لحظه ورود و مواجهه با این دکورها رنگامیزی، طراحی و واقعی بودن آنها به چشم میآید. گروه صحنه نمای بیرونی دفتر شخصیتهای اصلی را که طبقه پنجم ساختمانی در سعادتآباد است، در بخشی از ساختمان بزرگ سبحان فیلم ساختهاند. دیوار فضای بیرونی دکور با دو بنر از تصاویر تهران در نمای باز پوشیده شده که پسزمینه فیلم است و میتوان تهران را در آنها دید. بخش داخلی دکور نیز شامل فضاهای متنوع و لوکس است. اتاق فرهود زندی (حامد کمیلی) و مینا بزرگمهر ( مهناز افشار)، آشپزخانه منزل، فضای بیرونی دفتر، راهرو و حتی آسانسور در این دکور طراحی شده و ساخت آن 25 روز طول کشیده است. جوان، فرج حیدری فیلمبردار و کمیلی در اتاق مشغول ضبط یکی از صحنههای فیلم هستند و در اتاق مجاور کیومرث ملکمطیعی در انتظار شروع بازی در سکانس بعد کتاب میخواند. کمیلی که با بازی در مجموعههای تلویزیونی به چهرهای محبوب تبدیل شده، در "پسر آدم، دختر حوا" اولین نقش کمدی خود را ایفا میکند.
جوان در صحبت با کمیلی درباره نوع حرکت او در این پلان و میمیک چهرهاش توضیح میدهد. به نظر میآید جنس کمدی و طنز در این فیلم به جنس کمدیهای جوان نزدیک است؛ یک کمدی پرتحرک با ریتم تند و مبتنی بر حرکتهای فیزیکی و موقعیتهای طنز. در این پلان قرار است کمیلی با تلفن صحبت کند و دیالوگی کوتاه بگوید. جوان پس از چند برداشت سراغ پلان بعد میرود. او از کمیلی میخواهد روی میمیک چهرهاش کار کند و نشانههای شوکه شدن از اتفاقی که پیش آمده را در اجزای صورتش نشان بدهد. کمیلی موقع اجرای حرفهای کارگردان خندهاش میگیرد و گروه فیلمبرداری را هم به خنده میاندازد. چهره دفرمه او حس طنز فضا را بیشتر میکند. بهرز معاونیان صدابردار در فاصله دو پلان از گروه میخواهد ساکت باشند تا این سکوت را ضبط کند. درب ورودی پلاتو بسته میشود تا صدایی از بیرون مزاحم کار معاونیان نشود و... همه اعضای گروه چند دقیقه سکوت میکنند. رامبد جوان پرانرژیترین عضو گروه درباره علاقه به کارگردانی میگوید: همیشه کارگردانی برایم جذابتر از بازیگری بوده و روایت و قصه گفتن را بیشتر دوست دارم. البته گاهی دوست دارم قصههای دیگران را بشنوم اما همیشه وسوسه روایتگری برای دیگران را داشتهام. کارگردانی این فرصت را میدهد تا فضای ذهنی خود را شکل بدهی و دیگران را در این دنیا سهیم کنی. او تأکید میکند که "پسر آدم، دختر حوا" با "اسپاگتی در هشت دقیقه" تفاوت دارد: این فیلم مانند کار قبلیام فانتزی نیست و فضایی واقعی دارد. بافت قصه منسجم و جذاب است و در آن لحظههای کمدی وجود دارد. سعی کردم از طریق بازی و شوخی لحظههای طنز را تقویت کنم و فیلمی مفرح و جذاب بسازم. جوان در فیلم جدیدش نقش جوانی به نام ناصر را بازی میکند و درباره این شخصیت میگوید: قرار نبود در فیلم بازی کنم و گزینههای دیگر مطرح بود. اما در توافق با تهیهکننده به این نتیجه رسیدم که میتوانم این نقش را بازی کنم که چندان عجیب و غریب نیست و یک شخصیت جذاب دارد. او درباره انتخاب کمیلی میگوید: حامد جوانی بااستعداد، علاقمند و باانگیزه است و خیلی زود با این فضا هماهنگ شد. این نقش محکی خوب برای اوست و با این فیلم قابلیتهای تازه این بازیگر دیده میشود. معمولاً در کارهایم از بازیگر حرفهای استفاده میکنم، چون به توانایی آنها اعتقاد دارم. جوان درباره نمایش فیلمش در جشنواره فجر میگوید: کیفیت فیلم برایم مهم است و دوست ندارم در عجله رسیدن به جشنواره لطمه ببیند. حضور در جشنواره ویترینی مناسب برای معرفی یک فیلم است و فضایی دوستداشتنی دارد. اما باید شرایط مناسب برای نمایش جشنوارهای فیلمها وجود داشته باشد. مهناز افشار بازیگر نقش مقابل کمیلی نیز به گروه ملحق میشود تا در صحنههایی که در پلاتو فیلمبرداری میشود مقابل کمیلی بازی کند. افشار سابقه بازی در کمدی رمانتیک و پرفروش "آتشبس" را دارد و به نظر میرسد در این فیلم از فرصتی که دارد برای ایفای یک شخصیت دوستداشتنی دیگر استفاده کند. به نظر میآید زوج کمیلی / افشار بتواند ترکیبی تازه برای جذب مخاطب باشد. شیلا خداداد نیز دیگر بازیگر فیلم است که گریم و پوششی متفاوت در "پسر آدم، دختر حوا" دارد و در اغلب سکانسها همبازی رامبد جوان است. سعید حاجیمیری تهیهکننده فیلم سینمایی " پسر آدم، دختر حوا" درباره انتخاب جوان میگوید: جنس کمدی جوان را دوست دارم و احساس کردم نوع قصه و فضای فیلمنامه با نگاه و سلیقه او همخوانی دارد. کمدی جوان شوخ و شنگ است، اما از دایره وقار و ادب خارج نمیشود... این برایم مهم است. تهیهکننده "انعکاس" ادامه میدهد: در سالهای فعالیتم در سینما گونههای مختلف را تجربه کرده و دنبال سینمایی هستم که هم برای مخاطب جذاب باشد و هم دغدغههای فرهنگیام را پاسخ بدهد. کمدیهایی که در این سالها ساخته شده معمولاً سطح سلیقه و شعور مخاطب را پائین میآورند. وی میافزاید: ما در این فیلم نه به قشر و حرفهای خاص توهین کردهایم، نه لهجهای را به مسخره گرفتهایم و ... نه با شخصیتهای کمهوش و ناقصالخلقه روبروییم. شخصیتهای فیلم باهوش هستند و در واقع هوشمندی آنهاست که قصه را پیش میبرد. حاجیمیری با اشاره به روند طولانی نگارش فیلمنامه "پسر آدم، دختر حوا" میگوید: از دو سال قبل روی فیلمنامه کار کردیم و به دنبال این بودم که تجربهای تازه در گونه کمدی و با فیلمهای این سالها تفاوت داشته باشد. من با عشق در سینما فعالیت میکنم و از این که با صرف وقت و هزینه فیلم بسازم، لذت میبرم. این تهیهکننده درباره احتمال حضور "پسر آدم، دختر حوا" در جشنواره امسال میگوید: فکر نمیکنم با توجه به حجم کار بتوانیم فیلم را به جشنواره برسانیم. فیلم بهار آینده تدوین میشود و امکان دارد اگر زمانی مناسب برای نمایش آن وجود نداشته باشد تا جشنواره سال آینده صبر کنیم. حاجیمیری میافزاید: این فیلم تاریخ مصرف ندارد و اگر در شرایط مناسب روی پرده برود مخاطبان زیاد خواهد داشت. فیلم را برای خانوادهها ساختهایم و امیدواریم این گروه که سالهای اخیر از سینما فاصله گرفته به دیدن "پسر آدم، دختر حوا" بیایند چون فیلمی سالم و مفرح است. گروه صحنه تغییراتی در وسایل صحنه داده و اتاق را برای ضبط سکانس بعد آماده میکنند. تعدادی از مبلها جابجا شده و جای دوربین تغییر میکند. برای اینکه فضای پشت پنجره در تصاویر منعکس نشود چند دقیقه وقت صرف میشود تا پشت شیشه اتاق پوشانده شود. بالاخره با رضایت جوان و حیدری فیلمبرداری پلان بعد شروع میشود. فرج حیدری فیلمبردار که جایگزین علیرضا زریندست شده درباره حضور خود میگوید: جناب آقای زریندست به دلیل گرفتاری نتوانستند کارشان را در این پروژه ادامه بدهند و من با اجازه و هماهنگی او کار را ادامه میدهم. این موضوع تعهدم را به این پروژه بیشتر میکند. حیدری که در فاصله دو پلان زمانی محدود برای صحبت کردن دارد میگوید: همکاری با کارگردانهای جوان را دوست دارم. ما باید به آنها اعتماد کنیم و این فرصت را بدهیم تا فکرهای تازه و ذهنیتهای بکر وارد سینما شوند. همکاری عوامل حرفهای با کارگردانهای جوان میتواند مسیر موفقیت آنها را تسریع و در رگهای سینمای ایران خونی تازه جاری کند. این فیلمبردار باسابقه با اشاره به فضای فیلم میافزاید: "پسر آدم، دختر حوا" یک کمدی پرتحرک و مفرح است. فیلم پر از پلان و حرکت است و میزانسنهای متفاوت و در هر سکانس حرکت خاص دارد. جوان کارش را خوب بلد است و با شناخت و آگاهی سر صحنه میآید.
رامبد جوان و فرج حیدری در پشت صحنه فیلم "پسر آدم، دختر حوا" حیدری میگوید: قصه فیلم جذاب و عوامل آن حرفهای هستند و انتظار می رود "پسر آدم، دختر حوا" سرگرمکننده و خوشساخت شود. بخشی از کار در دکور فیلمبرداری میشود. این موضوع امتیازهایی دارد و دست فیلمبردار در چنین فضایی بازتر است تا حرکت مناسب هر سکانس را طراحی کند. اما اگر این دکور کمی بزرگتر بود امکان حرکت بیشتر بود. رامبد جوان با فرج حیدری بخشی از پلاتو را بازدید میکند. آنها درباره جای دوربین در راهرو و آسانسور صحبت میکنند و طراحی ابتدایی حرکتهای دوربین را انجام میدهند تا گروه برای ضبط سکانس بعد آماده شود. سکانسی که مقابل در ورودی دفتر مشترک فرهود و مینا فیلمبرداری میشود. دفتری که قصه دو وکیل جوان و لجبازیهایشان در آن اتفاق میافتد. "پسر آدم، دختر حوا" دومین گام رامبد جوان در سینماست و میتوان آن را یکی از امیدهای اکران سال آینده دانست. فیلمی مفرح، پر از لحظههای طنز، با پایانی عاشقانه... "پسر آدم، دختر حوا" فیلمی کمدی اجتماعی است که به لجبازیهای دو وکیل تازهکار میپردازد. فیلمنامه را محمدرضا احمدی و حاجیمیری نوشتهاند و حامد کمیلی، مهناز افشار، محسن قاضیمرادی، لیلا اوتادی و فرامرز صدیقی بازیگران آن هستند. آزیتا موگویی مجری طرح و مدیر تولید، بهروز معاونیان صدابردار، آتوسا قلمفرسایی طراح صحنه و لباس، مهرداد میرکیانی طراح چهرهپردازی و پوپک مظفری دستیار کارگردان و برنامهریز فیلم هستند. با تشكر از فاطمه،نجمه و سما جون
عكس از دوخواهر:
با تشكر از سما جون
تا بعد خدانگهدار |




این وبلاگ اولین وبلاگ برای بازیگری جوان است که مدتی طولانی در تئاتر بوده و اکنون پا به عرصه ی تصویر گذاشته و توانسته در اولین کارهای خود طرفداران زیادی نصیب خود کند: