سلام دوستان نماز روزه هاتون قبول باشه

يك كمي دير كردم عوضش با دست پر اومدم . اول يك مصاحبه با حامد كميلي بعد گزارشي از پشت صحنه ي اغما و گفتگوي ايسنا با مخاطبان اغما و بعدش هم چند عكس .


مصاحبه

به خاطر سيروس مقدم  به اغما آمدم . سيروس مقدم براي من يكي از دوست داشتني ترين كارگردانان به حساب مي آيد . بعد از اولين همكاري كه با ايشان داشتم به شكل خاصي او را دوست دارم و مايلم در هر كاري كه انجام مي دهم در كنارش باشم و او را به عنوان بازيگر همراهي كنم . باور كنيد وقتي قرار است با سيروس مقدم كار كنم ديگر نقش و فيلمنامه برايم تفاوتي ندارد . مهم خود مقدم و حس خوبي كه نسبت به او دارم است . در اغما هم درست چنين مساله اي وجود دارد . در واقع حس اعتماد خوبي بين من و سيروس مقدم به وجود آمده است حس اعتمادي كه من مطمئن هستم از آن سو ء استفاده نخواهد نمي كنم .

دوست دارم همكاري ام با سيروس مقدم ادامه پيدا كند .

به نظر من تا زماني كه اين همكاري مشترك به ما ضربه نزند مي تواند ادامه پيدا كند و هيچ اشكالي هم ندارد چون همه جاي دنيا دو نفر از كار يكديگر خوششان مي آيد و هميشه با هم هستند و اين اصلا اشكالي ندارد اين حس خوب مطمئنا يك كار خوب را به وجود مي آورد .

 

كمبود وقت داشتيم

وقت كم مهم ترين سختي ما بود . واقعا ما براي اين قصه وقت كمي در اختيار داشتيم و آقاي مقدم خيلي وقت ها علي رغم ميل خود مجبور بود از ريزه كاري ها بگذرد تا كار به پخش برسد . به نظر من بدون در نظر گرفتن كيفيت همين كه سيروس مقدم با متن هايي كه روزانه تحويل گروه مي شد توانست اين كار را جمع كند و روي آنتن بفرستد بايد از او يك تقدير ويژه كرد چون واقعا چنين قصه اي را در اين فرصت جمع كرد كار كسي نيست و اين هنر را فقط كسي چون مقدم به واسطه ي تجربيات زيادي كه طي اين سالها دارد مي تواند داشته باشد .

 

امين تارخ از بزرگ هاست

امين تارخ يكي از بزرگان بازي هستند كه من در اغما افتخار حضور در كنار ايشان داشتم و اين براي من اتفاق خيلي خوبي بود . من همراه با بازي كنار او چيز هاي زيادي هم از او ياد گرفتم كه شايدسالها بايد كار مي كردم تا در طول كار به آنها برسم . تارخ مرد بسيار خوب و شخصيت بسيار جالبي دارد و من از همكاري با او واقعا خوشحالم و يكي از نكاتي كه در اغما به نفع من شد فكر مي كنم همين نكته بود .

 

من يكجا نماندم

من اصلا احساس نمي كنم كه يكجا ماندم و در حال پسرفت هستم . شما اگر به كارنامه ي من نگاه كنيد سير صعودي خيلي وبي مي بينيد . نمي دان م چرا عده اي دوست دارند اين طور جلوه دهند كه آمدم و حالا هم دارم تمام مي شوم .

حقيقت اين كه من فكر مي كنم تا همين جا را هم خيلي با سرعت آمدم و احساس مي كنم اگر بخواهم از اين به بعد را هم به سرعت ادامه دهم بعد از اآن كه به بالا ها رسيدم با كله به زمين مي خورم فكر مي كنم از اين جا به بعد بايد با دقت زيادي جلو بروم و كار هايي كنم كه به ماندگاري و ثبات من كمك كند . در واقع از اين جا به بعد من بايد به جاي زمان حال به آينده فكر كنم . آينده اي كه هم مي توانم آن را روشن نگاه دارم و هم ناريك .

 

براي سينما عجله ندارم

اصلا عجله اي براي سينمايي شدن ندارم . مي دانيد سينما مثل تلويزيون نيست كه كاري انجام دهي و خوب يا بد پس از چند سال از ياد برود . آنجا هر كاري كه انجام دهي در كارنامه ثبت مي شود و هميشه جلوي چشم همه است . پس اصلا وادي شوخي برداري نيست و به هيچ عنوان در آنجا فرصت اشتباه نداري . به عقيده ي من آدم بايد پخته شود و بعد وارد سينما شود . من هم دوست دارم به اين پختگي برسم و بعدا وارد سينما شوم تا هيچ اشتباهي نكنم . در غير اين صورت بعد از همان اولين كارم مي توانستم با چند پيشنهادي كه داشتم وارد شوم اما مطمئن هستم اگر اين كار را مي كردم الان همين جايگاه را هم نداشتم . 

 


گزارشي از پشت صحنه ي اغما

ظهر يكشنبه اول مهر، گروه تصويربرداري «اغماء» به پارك جمشيديه آمده‌اند و قرار است پلان‌هاي خارجي با اولين گريم جديد «حامد كميلي» جلوي دوربين برود. از پله‌هاي پرپيچ و خم پارك بالا مي‌روم و نفس‌زنان خود را به كنار استخر مي‌رسانم. سر ظهر است. گروه «اغماء» مستقر شده‌اند، سيروس مقدم مشغول گپ زدن با يكي از عوامل است و «مرتضي جودي» مشاور توليد و «افشين سنگ‌چاپ» دستيار اول كارگردان و ساير عوامل، هركدام مشغول راست و ريست كردن كاري هستند.
با مرتضي جودي احوالپرسي و از او درباره روند توليد كار پرسيدم. با وسواس خاصي در انتخاب جملاتش، گفت: كار به دليل محتوايي كه دارد به كندي پيش مي رود. دوست نداريم سرعت به كيفيت كار لطمه بزند. در حال حاضر هم به لطف خداوند مراحل تصويربرداري به خوبي طي شده و امروز بناست «حامدكميلي» بازيگر نقش الياس براي اولين بار با گريم جديدش جلوي دوربين برود.
«
جودي» در حين اشاره به اين مطلب، با دست به آن طرف‌تر اشاره مي‌كند. سرم را مي‌چرخانم اما حامد كميلي آنجا نيست. با خودم فكر مي‌كنم قرار است از اين مسير بيايد. پس به گفت و گويم ادامه مي‌دهم. مشاور توليد مجموعه با تأكيد خاصي از عكاس مي‌خواهد كه تا زماني كه قسمت مربوط به چهره‌پردازي جديد كميلي نرسيده، عكس‌ها را روي خروجي خبرگزاري فارس نگذارد، چون معتقد است تعليق حاكم بر داستان از بين مي‌رود. او در ادامه صحبت‌هايش دوباره به همان مسير قبلي اشاره مي‌كند. اين بار كنجكاو مي‌شوم و از او مي‌پرسم حامد كميلي كجاست؟ و او فردي را كه با عينك آفتابي روي يك صندلي نشسته و مشغول حفظ كردن ديالوگ‌هايش است به ما نشان مي‌دهد. تازه متوجه مي‌شوم تغيير بسيار در چهره‌پردازي باعث شده كه او را نشناسم.
به همراه عكاس به سمت حامد كميلي مي‌رويم و از او درباره نقشش در «اغما» مي‌پرسم. آرام و شمرده مي‌گويد: اجازه بدهيد درباره نقشم حرفي نزنم. اين نقش پيچيدگي‌هايي دارد كه اگر بخواهيم درباره‌اش حرفي بزنيم بايد تعليق داستان را بشكنيم. ترجيح مي‌دهم درباره‌اش حرفي نزنم.
و در اين ميان عكاس از او مي‌خواهد عينك آفتابي‌اش را بردارد تا بتواند بهتر از او عكس بگيرد. چهره‌اي كاملا متفاوت با الياس.... موهايي صاف، چشماني آبي و صورتي صاف....
كميلي در ادامه حرف‌هايش گله بسياري از مطبوعات دارد و مي‌گويد: تا به حال با نشريات زيادي مصاحبه نكرده‌ام. اما چند هفته نامه اقدام به چاپ عكس من روي جلد مجله‌شان كرده‌اند و مصاحبه‌هايي تفضيلي با استفاده از تخيلات خود با من انجام داده‌اند كه به طور جدي پيگير آن هستم و از طريق قضايي با آنها برخورد خواهم كرد.
از مسير كنار استخر كه پر از مرغابي و ماهي است عبور مي‌كنم. مقدم همچنان در حال گفت وگوست و عوامل در حال استراحت. امروز حامد كميلي به همراه «غزاله جزايري» بازيگر نقش رز بازي دارند. سراغ او را مي‌گيرم. در گوشه‌اي از پارك خلوت كرده و مشغول خواندن نماز است. صبر مي‌كنم، نمازخواندنش تمام شود و او با خوشرويي و البته پر از انرژي با ما برخورد مي‌كند. درست خلاف آنچه كه در سريال از او مي بينيم. با او هم سر صحبت را باز مي كنم. زير بار مصاحبه نمي‌رود. او هم مي‌گويد: هرچه از نقشم بگويم گوشه‌اي از داستان لو رفته. ترجيح مي‌دهم بعد از پايان سريال صحبت كنم. البته بعد از خاموش كردن ضبط صوتم بيشتر راضي به صحبت كردن مي‌شود اما باز هم چيزي از نقش خود نمي‌گويد.
بچه هاي گروه با اعلام افشين سنگ چاپ دستيار كارگردان براي شروع مجدد كار مي‌آيند. همه سر جاي خود قرار مي‌گيرند. سيروس مقدم كار را شروع مي‌كند. حامد كميلي روي يكي از تخت هاي كنار استخر مي‌نشيند. قرار است در اين صحنه «رز» از دور بيايد دستي براي حامد كميلي -كه در اين نقش اسم او فرزاد است- تكان دهد، كنار او بنشيند و ديالوگ كوتاهي بين آنها رد و بدل شود. در همين هنگام چند نفر با چوب‌هايي بلند كنار استخر ايستاده‌اند و با تكان دادن آنها در آب، مرغابي‌ها و ماهي‌ها را به داخل استخر و در نمايي كه مقدم به آنها احتياج دارد، مي‌كشانند.
برداشت اول شروع شد...
يك...دو...سه... حركت...
رز خوشحال و خندان از دور شروع به دويدن مي‌كن.نزديك كه شد مقدم اعلام كات مي‌كند:اينجوري نه...اينقدر خوشحال نباش...كمي استرس بد نيست...
برداشت دوم...سوم...چهارم...وسواس‌هاي سيروس مقدم برداشت اين سكانش را كمي طولاني مي‌كند. از آنجايي كه او كارگردان خوش اخلاقي است با روي باز مي‌گويد: «كار امروز عقب افتاده، مي‌ترسم نور بره و عقب تر بيافتيم.


 

گفتگوي ايسنا با مخاطبان اغما

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، بيننده تلويزيون كه از هر قسمت از يك سريال، انتظار اتفاق جديدي را دارد، با تماشاي برخي قسمت‌هاي «اغماء» ارضاء نمي‌شود و قسمت‌هايي را نظاره‌گر است كه بي آن كه مطمئن باشد «الياس» شيطان است يا خير؟! از اعمال و حتي ظاهر او به عنوان يك شيطان تعجب كرده است.

پسري 29 ساله ساكن منطقه سهرودي، «اغماء» را از ساير سريال‌هاي ماه رمضان بهتر توصيف مي‌كند و بازي امين تارخ را جذاب مي داند. به اعتقاد وي «اغماء» سوژه‌اي بسيار جذاب و تازه دارد و كمي هم ترسناك است.

او درعين حال مي‌گويد: «اغماء» بيش از حد كشدار شده است. اين داستان مي‌توانست در يك فيلم 90 دقيقه‌اي يا دو قسمت خلاصه شود. بعد از مرگ «مولود» تا الان چه اتفاق خاصي در زندگي دكتر پژوهان رخ داده است؟

زني، 27 ساله ساكن منطقه 13 تهران، داستان «اغماء»‌ را كليشه‌اي وتكراري توصيف و اضافه مي‌كند: درك عيني از شيطان از دو سال قبل در سريال «او يك فرشته بود» مطرح شد و در «اغماء» بار ديگر كپي برداري شده است. وي مي‌گويد: با تماشاي چند قسمت اول «اغماء» به اين نتيجه رسيديم كه چه داستان خوبي! ولي بعد كشدار و خسته كننده به نظر رسيد. به نحوي كه اگر چند قسمت را هم نمي‌ديديم اتفاقي نمي‌افتاد.

اين زن 27 ساله، شخصيت «دكتر برديا» را در سريال «اغماء» آزاردهنده توصيف مي‌كند و ادامه مي‌دهد: معلوم نيست او در اين ميان چه نقشي دارد و اگر نبود چه اتفاقي مي‌افتاد؟! آيا دكتر برديا نماينده زنان پزشك كشور است؟! نماينده آدم‌هاي خوب است؟!

مردي 28 ساله به گريم حامد كميلي اشاره مي‌كند و مي‌گويد: گريم اين بازيگر به شدت مصنوعي است. وي كه ساكن منطقه 20 تهران است در اين باره ادامه مي‌دهد: سازندگان «اغماء» قصد داشته‌اند ظاهر اين شخصيت را وحشتناك كنند، اما موفق نشده‌اند.ضمن اين كه بايد از آنان پرسيد اگر مي‌گذاشتند اين شخصيت‌ با مو و محاسن مشكي خودش مقابل دوربين مي رفت چه اتفاقي مي‌افتاد؟!

خانمي 70 ساله ساكن منطقه 8 تهران معتقد است: اغماء مخاطبش را سردرگم نگه مي‌دارد؛ گاهي يقين پيدا مي‌كني «الياس» شيطان است و گاهي هم اين يقين كاملا به شك تبديل مي‌شود.

دختري 19 ساله ساكن منطقه 6 تهران نيز نظري مشابه به اين بيننده را دارد. او روند روايت قضيه سريال را كند مي‌داند و در عين حال مي‌گويد: سازندگان اين سريال لابد چاره‌اي نداشته‌اند. چرا كه بايد اين سريال 30 قسمت ادامه پيدا كند.

اين دختر دانشجو در ادامه به خبرنگار ايسنا خاطرنشان كرد: مخاطب هر روز 30 دقيقه سردرگم و مسخ شده مقابل تلويزيون مي‌نشيند و منتظر مي‌ماند تا شايد اتفاقي در «اغماء» بيفتد اما هيچ چيزي رخ نمي‌دهد. قسمت دوازدهم بود كه با هزار زحمت پدرم را به تماشاي «اغماء» نشاندم. اما در نهايت خودم هم ديدم كه اتفاقي رخ نداد.

مردي 50 ساله از بينندگان سريال «اغما» هم معتقد است: ايجاد تعليق در مخاطب، هدف سازندگان سريال اغما بوده، اما اين اتفاق درست رخ نداده است. وي كه ساكن منطقه‌ 14 تهران است در اين باره مي گويد: نزديك 12 قسمت از سريال اغما گذشته، اما معلوم نيست الياس شيطان است يا فرشته؟! برخي لحظات كارهاي انجام مي‌دهد كه آدم مي‌گويد حتما شيطان است. اما دقايقي بعد حرف‌هايي مي‌زند كه بيننده به شك مي‌افتد.

پسري 9 ساله در پاسخ به اين پرسش كه آيا لحظاتي وجود دارد كه از تماشاي «اغما» بترسد، مي‌گويد: بعضي صحنه‌ها مثل آن جايي كه الياس باعث شد كلاغ از درخت بيفتد و طوفان بشود ترسناك است و من شب براي رفتن به دستشويي مامانم را صدا كردم. اما در كل «اغما» سريال خوبي است.اين در حالي است كه دختري 24 ساله ساكن منطقه 19 نظري متفاوت دارد. او كه از برخي صحنه هاي «اغما» مي‌ترسد، اين ترس را عاملي براي فكر كردن به روز قيامت و حساب و كتاب اين روز مي‌داند.

مردي 40 ساله ساكن منطقه 4 تهران كه بيننده چند قسمت از «اغما» بوده است به خبرنگار ايسنا مي گويد: بازي‌ها در سريال اغما بسيار خوب است و در مجموع سريال خوش ساختي است تعليق قصد هم خوب از كار درآمده است.وي ادامه مي دهد: تلويزيون با اينكه يكي – دو سال است سريال‌هاي ماورائي نشان مي‌دهد. اما در اغما توانسته خوب از كليشه‌ها بيرون بيايد. اين بيننده تلويزيون با خنده مي‌گويد اگر ترسش را هم بيشتر كنند بهتر است!

وي درعين حال خاطرنشان مي‌كند كه استفاده از اصطلاحات پزشكي در اين سريال براي مخاطب عامه تا حدودي سردرگمي ايجاد مي كند.

يكي از مخاطبان سريال «اغما» كه 31 سال دارد، به اشتباهاتي كه در اين سريال ديده است اشاره مي‌كند.وي مي‌گويد: در قسمت دوازدهم امين تارخ سوار پاترول و در حالي كه با موبايل حرف مي‌زند از در بيمارستان خارج شد. پس از مدتي تصوير قطع شد و دوباره او را ديديم كه توي بيمارستان مي‌پيچد. اين در حالي است كه وقتي او بيمارستان را به مقصدي ترك مي‌كند نبايد مجددا به همين محل بازگردد.

پسري 15 ساله كه در منطقه 16 ساكن است به طرح اين پرسش مي‌پردازد كه مگر شيطان آن قدر خوب است؟! كه نماز مي‌خواند و چه جوري است كه از همه چيز آگاهي دارد؟! وي ادامه مي‌دهد: براي چه مو و ريش‌هاي اين بازيگر را بور كرده‌اند كه درست مثل فرشته‌ها شود. در ذهن ما هميشه وجه منفي شيطان تصوير شده است ولي در اغما ظاهر و صداي شيطان به دكتر پژوهان و مخاطب آرامش مي‌دهد و امواج مثبت دارد.

دختري 23 ساله شخصيت دكتر برديا را در سريال اغما لج در‌آور توصيف مي‌كند و مي‌گويد: چرا در «اغما» شيطان معصوم به تصوير كشيده شده است؟! در اين سريال وجه مثبت الياس را مي بينيم كه صداي خوب و خنده مليح دارد. زير باران نماز مي خواند و مدام در حال هرس كردن درختان است! شيطان بايد شبيه پيرمردي مي‌بود كه در قبرستان سراغ امين تارخ آمد.

به گزارش ايسنا، نكته‌ي ديگري كه از اين گفت وگوها به ذهن متبادر مي‌شود، اين است كه به نظر مي‌رسد مخاطبان «اغماء» خواهان هرچه زودتر مشخص شدن داستان هستند؛ اتفاقي كه علاوه بر سازندگان اين مجموعه، متوجه مديران صداوسيما و توليد مجموعه‌هايي است كه در نهايت اين ذائقه را در مخاطب شكل داده‌است

                                                                            

                                                                                      


 اميدوارم خوشتون اومده باشه

 نظر فراموش نشه

تا بعد خدانگهدار