مقداری از مصاحبه ی حامد کمیلی را گذاشته ام که برای خود من جالب بود:
خواهش می کنم.
چند باری تا پای اخراج رفته بودم ولی همیشه نمره های خوبم به دادم می رسید . سالی دو سه بار پدرم رو می خواستند تا منو اخراج کنن.
نه ... تا دوم دبیرستان ادامه داشت.
از سال سوم دبیرستان نگرشم یه کمی تغییر کرد و به نوعی رام شدم. به دلیل آشنایی که با یه سری از دوستانم پیدا کردمفعالیت تئاتر رو شروع کردم.
من درس نمی خوندم ولی سر کلاس درس رو می فهمیدم و نمره های خوبی می گرفتم. کلا آدم ریسک پذیری هستم.
نه... البته انضباطم رو پایین میاورد وگرنه نمرات خیلی خوبی داشتم.
رشته ی من ریاضی فیزیک بود . سال ۷۹ پیش دانشگاهی رو تموم کردم و در رشته ی نرم افزار کامپیوتر دانشگاه قبول شدم.
تقریبا ۹ سال
من خودم چند تا فیلم کوتاه ساختم.
بله به خاطر اینکه اهل نوشتن بودم نمایشنامه هام رو یا به تئاتر یا به فیلم کوتاه تبدیل کردم.
بله ... چند تئاتر در زانرهای مختلف رو نویسندگی بازی و کارگردانی کردم.
یکی از سخت ترین سکانس ها لحظه ای بود که رامین می خواست مرتکب اولین قتل زندگیش بشه ۲-۳ روز تمرکز و به خود تلقین کرده بودم که قراره اتفاق بدی بیافته.وقتی کار تموم شد و به خونه برگشتم تا مدت ها دچار عذاب وجدان ششتم انگار واقعا مرتکب قتل شده بودم.
بزرگترین دغدغه من اینه که یه روزی شرمنده ی خدا بشم . من یک رابطه ی خیلی خاصی با خدا دارم . یک تعاملی بین من و خدا به وجود اومده.تنها دغدغه و ترسم اینه که مجبور بشم از شرم سرم رو جلوی خدا پایین بگیرم و اون روز پایان حامد کمیلی است.
چند عکس:






خیلی ها از من ایمیل حامد کمیلی رو خواستند ومن باید در جواب انها بگم که من هم مثل همه ی شما هیچ آدرس و نشونی از حامد کمیلی ندارم و دارم سعی می کنم که هرچه اطلاعات بیشتری از حامد کمیلی دارم در اختیار طرفداران ایشون بگذارم.
سال نو را پیشاپیش به همه تبریک می گم.
امیدوارم سال خوبی داشته باشید.
نظر هم یادتون نره.
خداحافظ تا بعد از تعطیلات عید.
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by dch-b.blogfa.com