تبليغاتX
اولین کلوپ اختصاصی هواداران حامد کمیلی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطلب بده
غلامرضا آزادي خبر داد:
«به سوي آفتاب» با حامد كميلي و نيوشا ضيغمي كليد مي‌خورد

خبرگزاري فارس: فيلمبرداري فيلم جديد فريال بهزاد با عنوان موقت «به سوي آفتاب»، با حضور «حامد كميلي» و «نيوشا ضيغمي» در اصفهان شروع مي‌شود

 

«غلامرضا آزادي» تهيه‌كننده و مديرفيلمبرداري اين اثر سينمايي به خبرنگار فارس گفت: 20 آبان ماه فيلمبرداري كار در اصفهان شروع مي‌شود و پيش‌بيني مي‌كنيم تا اواخر آذرماه فيلمبرداري به پايان برسد.
وي افزود: تاكنون حضور «حامد كميلي» و «نيوشا ضيغمي» در اين پروژه قطعي است كه ما با پايان كار آنها در پروژه‌هاي ديگر، فيلمبرداري را شروع مي‌كنيم.
آزادي به فارس گفت: «الناز شاكردوست» نيز يكي از گزينه‌هاي اين فيلم است و از عوامل فني علي برجسته(مدير توليد) و حميدرضا اسلامي‌نژاد (صدابردار) مشخص شده‌اند.
براساس اين گزارش، اين فيلم كه تماما در اصفهان فيلمبرداري مي‌شود، به موضوع معضلات و مشكلات جوانان مي‌پردازد و فيلمنامه آن را غلامرضا گكركي و بابك كاظمي نوشته‌اند و فريال بهزاد آن را بازنويسي كرده است.
فريال بهزاد كه بيش‌تر ‌به عنوان كارگردان سينماي كودك شناخته شده، فيلم‌هايي چون شور زندگي، روزي كه خواستگار ‌آمد، مرد نامرئي، دره شاپرك‌ها و كاكلي را در كارنامه دارد.‌

با تشکر از فاطمه جون


بازيگران:حامدکميلي.ترانه عليدوستي.بهرام رادان و...سياوش که تازه پدرمتمولش رااز دست داده درآستانه ازدواج مادروعمويش قراردارد.اودرباره علت مرگ پدرش که خودکشي ذکرشده ترديد داردوديدارش بادرويش خليفهآنرابه يقين تبديل ميکندکه پدرش باتوطئه عمويش به قتل رسيده.اوبراي اثبات اين ادعانيازبه همراه دارداما مهتاب نامزدش اورامتوهم ميداند.درين ميان گارو دوست سياوش که درجريان زندگيش قرارداردمتوجه تطابق اتفاقات زندگيش باهملت ميشود..
گفت وگوباواروژکريم مسيحي نويسنده وکارگردان
شکستن طلسم18ساله

40سال حضوردرسينماو2فيلم بلند؟؟؟؟؟؟چه ميتوان گفت؟سرنوشت غدار؟؟وسواس؟؟خودواروژکه18سال پس ازپرده آخر اين فرصت رايافت تادومين فيلمش راراهي پرده هاکندنميداندکدام رابايدانتخاب کندياچندتاوچند%وچه هاوچه ها....سينماي ايران پرازاين پرسشهاست وپرازين تاسف هاواين آخرين نخواهدبودوچرخه اين تاسفهاادامه دارد."نشدن:هاخاص اين سينمانيست اما"نتوانستن"هاخاص اينجاست.اين مصاحبه ايست درباره "نشدن"هااماواقعابه"نتوانستن"رسيده ايم به درک وطرح مشکل اصلي که حالاقرنيست گفته ميشودوهمچنان مثل هرحديث نامکرربي پاسخ مي ماند....

-فيلمنامه عجيبي است.....چه شدکه درين وانفسابه فکرهملت افتادي؟؟؟؟ازاول ميخواستي اقتباس کني؟؟
طرح رابعدازپرده آخرنوشتم..ازميان چندطرح موجودپيدا بازنويسي بعدفيلمنامه شد...
-ازکجاپيداشد؟؟
وقتي قرارشدکارديگري دست بگيرم طرح لابه لاي طرح هاي ديگر دوباره مطرح شد....شکسپيرساختماننمايشنامه اش رابراساس ديدگاههاي طرفين بناکرده وفقط ازطريق هر2ديدگاه قابل ادامه است.....نميشدتاانتهافقط طرف هملت راديد....پس چاره اي نداشتم وفکرکردم که پيشگويي هملت هوراشيووافلياازاقدامات طرف مقابل تنهاراه حل است...

-چطوربعدازپردهآخراصلابه فکرهملت افتادي؟
هملت رابارهاخوانده ودوستش داشته ام.فيلم هاي متعدداز"هملت"ساخته شده وتقريباهمه رابه دفعات ديده ام.....الوير.کوزينتسف.اقتباس زفيرلي واجراي معاصروجديدکوريسماکي راديده م...الوير و کوزينتسف رادوست دارم...
-طراحي صحنه نسخه براناهم فوق العاده ست...
نسخه اليويردر1948استوسياهوسفيد...باهمه اين احوال تاثيرآن نسخه اليويرکه60سال ازآن ميگذردهنوزبيشتروکاملتراست...
-هرچه زمان اقتباس طي اين60سالجلوآمده اقتباس هم امروزي ترشده....بايدتوبيشتربه حال مي آمدي...
من هملت رااجرانميکنم....اسم شخصيت فيلمم سياوش است دوستش هوراشيونيست گارواست وافلياهم مهتاب است..

-چرادرترديداين فکرکه ماداريم "هملت بازي" درمي آوريم خيييييلييييييي برجسته نشده؟؟؟
من فکربازي باهملت رادرفيلم عيان کردم..جايي هست که گارو نشسته ودارد هملت را ازمتن کتاب ميخواند....همان بخشي ازهملت که شکسپيردرباره تقديرصحبت ميکند...يعني يکي ازدرون مايه هايش راعلني ميکند..
-پس يعني نميشوددرقصه وسرنوشت هملت ها دست برد؟؟؟؟
تراژدي ساختماني غيرقابل گريز داردامامن وجه تراژدي گونه ش را تغييردادم....تغييرات ديگري هم داريم..افلياي ماشخصيت فعالي دارد...هوراشيوبسياربرجسته تراست...اوست که کشف ميکندکه اتفاقات"هملت"داردرخ ميدهد...بخشي ازفيلمنامه وروحيه فيلم رااوپيش ميبرد....نکته اي که درهمان ابتداي اين تغييرروحيه واين رجوع به وجه تقديري "هملت"باآن روبه روشدماين بودکه هملت دراثرشکسپيراصلافعال نيست...همه پرسوناژهاي اصلي جوري منفعلند...هوراشيوداردماجراتعريف ميکندو...اماپرسوناژهاي منمي دانندکه درموقعيتي هملتي قراردارندپس فعالنداماسياوش منفعل است...ناگزيربودم موتورحرکتي رابه يکي ازدونفرديگرميدادم امامن تقسيم کردم...سياوش مهتاب وگاروکنشهاي حرکتي راتقسيم ميکنند...سياوش بدوم کمک فکري گارو وکنشمندي افليا نميتوانست حرکت کندوازسرنوشتش فرارکند..

به نظرميرسدپرسوناژهاي دکتروخانم اسفندياري و....به نمايشنامه اضافه شدند.....
آنها درخودنمايشنامه به شکل ديگري هستند.....وقتي گاروداردشباهت هاي اتفاقات و قصه هملت رابازگومي ميکنددرواقع همه رابراي تماشاگرتوضيح ميدهدکه چه کسي معادل کدام پرسوناژهملت است؟؟؟!!
-توحتي راوي "هملت"يعني هوراشيوراهم حذف کرده اي.پس قصه را که تعريف ميکند؟؟
اگرميخواستم روايت گري اش راحفظ کنم بايدبيشتربه آن ميپرداختم...خييييليي ازابعادراحذف کردم.همه منشورهاي ساختاي حملت رااجباراکنارگذاشتم وبيشتربه وجه تقديري بهادادم....
-توحتي هملت راهم کمرنگ کرده اي...
چاره اي جزحذف نداشتم....رابطه ش باافليا...چه بايدميکردم؟؟؟نهايتش اين بودکه در راهرودنبال هم بدوند..خييييلييييي چيزهاي ديگرنيزساده ترميشوند...طراحيم براي عروسي اين بودکه درحياطيمو50ماشين درحياطندوتعدادي ازمهمانان ازپشت پنجره هاي مشرف به حياطوراننده هاي ماشينها....مطمئنمکه توانايي هاي بازيگران بيش ازين بود.اين روش به قابليتهاي بالقوه همه بازيگران لطمه زده....مثلاصحنه نهايي اصلااين نيست..درکاخ قراربودنمايشگاه برگزارشودوفقط يک روزوقت داشتم پس فينال را عوض کردم....
-آيا ترديد تراژدي امروزي شده پرسوناژهايي ست که هملت را ميشناسندوميکوشند آن راشالوده شکني کنند؟؟؟؟؟
من فقط علت اينکه چگونه فکراصلي طرح قصه"هملت"رادرروابط3جوان فيلم توضيح دادم...وقتي پرسوناژهاي تراژدي"هملت"شکسپير راميشناسندوکتاب را آورده وميخوانندوهمه چيزرا درمتن بازخواني ميکنندطبعاشکل تراژدي به اين صورت ميشود...درهردوطرح هوراشيوست که ميفهمدو خطوط ارتباطي ايجادميکند...البته اينجاهملت چيزي راحس کرده ومطرح ميکندوهوراشيوشباهت رافاش ميکند....درفيلمنامه اصلي آنان انوري را وادارميکنندکهگروه نمايش بياورد..تدارک اين کارها کاراوست نه اين جوانها...اگرمادرگارواينجامطرح ميشود به اين علت است که هملتو هوراشيو سراغ آناجان ميروندکه گروه نمايش رابياورد..بسياري ازصحنه هاي آشنايي وعلت حضورآناجان راناچاراحذف کردم....

گفت وگوبابهرام بدخشاني
-فيلمنامه چه چه چذابيت هايي براي ترغيب شماداشت؟؟؟
اول اينکه اقتباس ازهملت جذاب بود...بعداينکه فيلم لوکيشنهاي خاص ميطلبيد.....
-حتي درداخل لوکيشن محدود استفاده ازعمق ميدان وسوسه انگيزاست...
کاملا..
-سکانسهايي که پورامين گرفت کدامهاست؟؟؟
کل سکانسها ماشين سواري کافي شاپ بخش پاياني فيلم درلوکيشن الي و لوکيشن مربوط به سازمان فرهنگي ارامنه!!!!
-به نظرتان بهترين بخش به لحاظ فني کدام بخش فيلم بود؟؟؟
اول سينمارکس وبعدخانه...

-واروژ دردکوپاژ چقدربه نورتوجه کرده بود؟؟؟
درفيلمنامه هست که2شخصيت فيلم واردانبارسالن سينما ميشوندباهم صحبت ميکنندوهمانجابرق قطع ميشود چراغ قوه اي وسط مي آيدو مجددبرق وصل ميشود....اينجاتنهاجايي است که درفيلمنامه به نوراشاره شده است....واروژ درمجموع کاري به نورنداشتو دخالتي نميکرد...
-به لحاظ هندسي نورپردازي سينمابه چه صورتي بود؟؟؟؟
همه جهات راقبل ازورودم به لوکيشن روي کاغذکشيدم اماوقتي واردشدم همه راپاره کردم...

-نورپردازي لوکيشن اداره باسايرلوکيشنهاکاملامتفاوت است..باقضاوت فضادرين مکان چه چيزي قراربودمنتقل شود؟؟؟؟
فضاي سينمابه سبک فيلمنامه نزديک بود..شرکت هم براساس قصه به اين شکل درآمده چون عموربطي به دنياي سينمارکس ندارد...سينماراگاروي ارمني باآپارات وپيانوميزموويلاي قديمي ش حفظ کرده است ودراتاقش پرازقوطي هاي فيلم16ميليمتري قديمي ست....اينهاهويت اوست وآنهاراحفظ کرده...
-رسيدن به رنگمايه کنوني ازاول وبراساس همين طرح بناشد؟؟
اثباتي رنگي راانتخاب کردکه به فضاي فيلم بخورداماموزه نميگذاشت درکاخ به رنگهاي ديوارهارنگ بخورد...خانه باوجودرنگمايه گرم گرم نيست اماداخل سينمااحساس گرما ميکنيدوبراي همين درسينماازچراغ زرداستفاده کردم..
-چرا درسينمابايدحس گرم منتقل شود؟؟؟
بدليل حس نوستالژيکش...آنجامتعلق به گاروست و اوقصدحفظش رادارد...
-قبول دارم تاقبل ازورود سياوش متعلق به گارو است وآنچنان که اوميخواهدنورپردازي شده امابعدازورود سياوش چطور؟؟؟؟؟
وقسياوش پادرمحيط ميگذاردچون صادق است ودرعين حال سوال داردپس نميتوان آنجاراتحت تاثيرش قرارداد...اوبه اينجاپناه آورده ودنبال پاسخ سوالش است...آنجا مال گارو است وسياوش آمده ازدوستش کمک بخواهد....اگرآنجاراترسناک بگيرم گارو راهم يخ ميکنم که اين اشتباه است..گارو داوما اورابه قهوه خوردن وهمجنس کردن باخودش تشويق ميکند.آرامش ميکند.يعني تبديل به آنچه حسش است ميکند..
-ونکته اي مانده...؟؟؟
فقط اميدوارم که واروژ و واروژهابتوانندبيشتر فيلم بسازند....


کريم مسيحي بعداز20سال بافيلمي که ايراني شده هملت است به سينمابرگشت
سياوش ياهملت؟؟مسئله اين است
ويليام شکسپيرانگليسي ازآن نويسنده هايي بودکه درتمام عمرشان بي وقفه کتاب مينويسندوداستان ميسازند.هملت اتللو مکبث و...نوشتن هرکدام ازاينهابراي ابدي شدن نام نويسنده اي کافي است..پس طبيعي ايست که نام اين نمايشنامه نويس زوال ناپذيربه ابديت تاريخ ادبيات بپيوندد.
بازسازي يااقتباس؟؟
وقتي فيلمسازان دنيا سراغ نمايشنامه هاي شکسپير ميروند درمواجهه باآنهايکي ازاين2رويکرداساسي را داشته اند:يابرگردان کامل اثربه فيلم يااقتباس آزادازتم اصلي.....ترديدنوعي اقتباس آزاداست که به خوبي ايراني شده ووبه معاصرمنتقل شده است.....ديگرکسي به سبک قبل ازرنسانس لباس نميپوشدوازفضاي اسرارآميزقصرهاي نيمه تاريک خبري نيست...آنچه اهميت داردبن مايه تماتيک توطئه وخيانت خانوادگي است...

شبحي که دربيداري ظاهرميشود..
ترديدچندسکانس عالي داردکه معلوم است براي فيلمبرداري ش وقت وهزينه زيادي صرف شده:مثلا سکانس گفت وگوي رادان وکميلي درساختمان که درحال بازسازي نمايش خانه اند.یاسکانس احضار روح پدرسیاوش....کريم مسيحي يکي ازتدوينگران چيره دست سينماست..حاصل آن درتقطيع نماهاي فيلم کاملا مشهوداست..دريکي ازبه يادماندني ترين سکانسها بهرام رادان روي نيمکتي درسالن سينمانشسته وپشت سرش پوسترهملت به چشم ميخورد...ديالوگهاي پينگ پنگي وگفتگوهاي2نفره رادان وکميلي بسيارجذاب درآمده اندوبه شيوه تئاتري پرازدرهم آميزي حرکت وبيانند....

ازکجاشروع شدوکجارسيد؟؟؟
کريم مسيحي فکرساخت ترديدرا ازمدتهاقبل درذهن داشت..چندبارنگارش فيلمنامه تکرارشدتابه شکل امروزي رسيد...يکي دوبارهم تامرزپيش توليدجلورفت که هربارکاربهآينده موکول شد.....تاباآمادگي يک تهيه کننده پاي کاروجورشدن امکانات ترديدکليدخورد.....نزديک نيمي ازسکانسهاي مهم فيلم ضبط شده بودکه بخاطربيماري کارگردان همه چيزنيمه تمام ماند....وقتي شرايطجسمي کريم مسيحي به حالت مطلوب نزديک شدقرارشدادامه فيلمبرداري شروع شودامابيشتربازيگران واردتعهدات ديگري شده بودند..درنتيجه کريم مسيحي چندبازيگرش را ازدست داد.فروتن جايش رابه حامدکميلي دادومطيع جايگزين شکيبايي شد....

شخصيتهاي ترديدچقدربه هملت شبيهند؟؟
بهرام هملت
1-هملت:شاهزاده دانمارکي که به مرگ ناگهاني پدروازدواج مادروعمويش مشکوک است
سياوش:جوان ساده دلي که درگيرخيانت بزرگي ميشود
بهرام رادان:هملت باورپذيزي ازآب درآمده است
2-هوراشيو:دوست صميمي ورازدارهملت که درشهرديگري مشغول به تحصيل است ودرپرده برداري ازراز خيانت خانوادگي دست راست هملت است
گارو:مهندس معماري است ورازدل سياوش راميداندو براي گرفتن حقش به او کمک ميکند
حامدکميلي:غافلگيري فيلم بازي کميلي است...اوراحت کناربهرام خودنمايي ميکندودرسکانسهي 2نفره کم نمي آورد
3-افليا:معشوقه هملت از رازهايش بي خبراست
مهتاب:عاقل جسور وخودداراست
ترانه عليدوستي:درنيمه اول فيلم شادوجسوراست دراواسط فيلم اندوهناک وپراحساس....بعدهم عاشق دلباخته اي ميشودکه ازعشقش دفاع ميکند
بهرام رادان حامدکميلي وترانه عليدوستي تجربه جالبي رابراي بازي درترديدبه دست آورده اندکه سالهادرذهنشان باقي ميماند..کميلي ورادان درکران پاييزهرکدام با2فيلم روي پرده اندوترديدنقطه اشتراکشان بود....

با تشکر از فاطمه جون

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مونا در شنبه بیست و پنجم مهر 1388

 لينك مطلب      


 

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by dch-b.blogfa.com